İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی اشخاص، اماکن، سازمانها و حوادث در) (این سریال غیرواقعی و کاملا ساختگی میباشد
استاد یانگ
لطفا تکون نخور
،بانو یونوول
متاسفم نتونستم اونجوری که خواستی کارمو انجام بدم
...لطفا
لطفا به خاطر من غمگین و ناراحت نباش
لطفا خودت رو مقصر ندون
...لطفا
لطفا فقط شاد باش
استاد یانگ
استاد یانگ
!استاد یانگ، استاد یانگ
!استاد یانگ
آکهی فریبم داد
چیزی که یونوول گفت درست بود
برید کنار- اعلیحضرت، این خیلی خطرناکه-
ما همراهیتون میکنیم- گفتم برید کنار-
دارین چیکار میکنین پس؟
!یونوول، یونوول
یونوول
اعلیحضرت
!همتون گم شید
هرکی شلیک کنه اعدام میشه
یونوول
استاد یانگ
لطفا برید
...یونوول
من نمیدونستم
...من نمی- ،اگه واقعا احساساتم رو درک میکنین-
لطفا همه رو با خودتون ببرید و برید
تنها درخواستم همینه
باید باهات صحبت کنم
...به همشون میگم برن پس
...ما
تقدیر هم نبودیم
...لطفا
مراقب باش
!همتون برید
هیچکس حق نداره به این زن آسیبی بزنه
!این یه فرمان سلطنتیه
استاد یانگ، اولین باره که شما رو با چشمهای بسته میبینم
حتما توی این مدت خیلی خسته شدین
شب و روز مضطرب بودین؟
چقدر به خاطر من بیقرار و نگران بودین؟
به حال خودشون نمیذارمشون
دورم پر از نقشههای مشکوکه
تمام کسایی که در برابرم تعظیم میکنن اما قابل اعتماد نیستن رو رسوا میکنم
مجازاتشون میکنم
من و یونوول باهم رابطه داریم
نباید اینقدر بیاحتیاط فکر کنم
باید رو همه چیز کنترل داشته باشم
این چیه، ساجو هیون؟
میتونم انجامش بدم
میتونم افکار و احساساتم رو با قدرتم کنترل کنم
باید بتونم
هی الان به چی فکر کردی ها؟
چرا نمیتونم ذهنتو بخونم؟
!درود بر اعلیحضرت
اعلیحضرت، بازگشت به قصر رو بهتون تبریک عرض میکنیم
اعلیحضرت، بازگشت به قصر رو بهتون تبریک عرض میکنیم
اعلیحضرت، بازگشت به قصر رو بهتون تبریک عرض میکنیم
،داشتم میومدم بیرون که مقابل قصر بهتون خوشآمد بگم
اما مجمع سلطنتی طول کشید
اعلیحضرت عذر میخوام
مشکلی نیست
امور کشور اولویت دارن
متشکرم که به جای من به امور کشور رسیدگی کردی
...بابت لطفتون ممنو
حال و احوال همگی خوب بوده؟
به لطف درک شما وزرا، تونستم خوب استراحت کنم
بهبودتون رو تبریک میگیم اعلیحضرت
!تبریک میگیم اعلیحضرت
وزیر اعظم، حالتون خوبه؟
بله اعلیحضرت
خوشحالم که شما رو سالم و سلامت میبینم اعلیحضرت
راجع به چی صحبت میکردین؟
با جزئیات بهم گزارش بده
بله اعلیحضرت
وزیر اعظم
بله سرورم
،در ابتدا، خبری به دستمون رسیده از خنجر استخوانسوز
گروهی از قاتلان که تعدادشون در سرتاسر کشور رو به افزایشه
انگاری اعلیحضرت حافظهشون برگشته درسته؟
برخوردشون با ما وزرا نشون میده که مارو میشناسن اینطور نیست؟
درسته منم همینو حس میکنم
ممکنه چون کامل بهبود پیدا کردن، برگشته باشن
یعنی خدایان و آسمانها بازم کنار ساجو یونگ نیستن؟
ای داد، وزیر دادگستری، مراقب حرفی که میزنین باشین
چی گفتم مگه؟
بریم- چی؟-
::::::::: آيــــ( قسمت پانزدهم )ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
شنیدم در راه برگشت به قصر مشکلی براتون پیش اومده
کار درستی کردم سربازهارو محض احتیاط فرستادم پیشتون
محض احتیاط؟
بهنظر نمیومد سربازها محض احتیاط اومده باشن
بلکه بادقت تمام دنبال فرصت میگشتن
چون حتی منم نزدیک بود تیربارون بشم
امکان نداره
درسته گزارش مرگ یانگ جهیی رهبر گروه خنجر استخوانسوز به دستم رسیده
اون مردم رو فریب داده بود و برای بازگردوندن خاندان سلطنتی یون نقشه داشت
مرگ حقی داشت
چه عجیب
ببخشید؟
آخه وقتی ازشون حمایت مالی میکردین و ...به یانگ جهیی نزدیک بودین
از این حرفها نمیزدین
اعلیحضرت، اون برای وقتی بود که نمیدونستم همشون آدمکش و قاتلن
...فکر میکردم فقط دارم به فقرا
چرا اینجوری نگاهم میکنی؟
اعلیحضرت، احیانا حافظهتون رو دوباره به دست آوردین؟
خودت چی فکر میکنی؟
من گزارشی از بازگشت حافظهتون دریافت نکردم
پس افراد و زیردستات احمقن حتما
،خیلیاشون جاسوسی من رو میکردن
ولی هیچکدومشون هیچی رو درست ندیدن
فکرتون درسته، شاهزاده بزرگ
حافظه من برگشته
حافظهات برگشته؟
وایسا ببینم... کی کجا چطوری؟
چه خبر خوبی
تبریک میگم اعلیحضرت
صمیمانه بهتون تبریک میگم
زیاد تلاش نکن شاهزاده بزرگ
واقعا برات متاسفم
خدایا امکان نداره
حالا چیکار کنم؟ خیلی زوده
هی ساجو هیون، بیا منو ببین
!هی ساجو هیون، بذار ببینمت
حافظه ساجو هیون برگشته؟
حافظهاش برگشته
!حافظه کوفتیش برگشته
اصلا با عقل جور در میاد که تو متوجه هیچ نشونهای نشدی؟
این چشمات تزئینیه؟
وقتی به سربازا توی کوهستان دستور میداد فکر کردم که مثل قبلش نیست
"فکر کردی؟"
چقدر آخه تو احمق و نادونی
خیلی خب
مشکل اصلی اینجا تویی
اون یه جاده دور افتاده کوهستانی بود که کسی سمتش نمیرفت
فرصتی که خدایان بهتون دادن رو از دست دادین
گذاشتی کسی که باید میمرد، زنده بمونه
و کسی مثل یانگ جهیی رو کشتی
بهجای مغز، کاه تو اون کلته؟
واقعا هنوزم میتونی به خودت بگی فرمانده؟
میکشیش
وای خدا
ای جماعت
عجیب نیست؟
حتی اگه حافظهاش هم برگشته باشه، ساجو هیون چطور میتونه یهو از این رو به اون رو شه؟
چطور میتونه انقدر با اعتمادبهنفس و قاطع باشه؟
ممکنه آکهی باشه؟
اگه اون بود که فورا میفهمیدین
چشمهاتون خیلی تیزبینن
تا کی میخوای کاری به کار ساجو هیون نداشته باشی؟
کی میخوای گومینسال رو انجام بدی؟
انگار نوبت منه
اول از همه لطفا با آکهی توافق کنین
گفتین قبول کرده که معامله کنه
فعلا آکهی رو فراموش کن و اون لعنتی رو انجام بده
فورا گومینسال رو انجام بده
اگه راست میگی خودت برو انجامش بده
چی گفتی؟
تو هم دلت میخواد بمیری؟
نه- هان؟-
هرکاری لازمه بکن و از شر ساجو هیون خلاص شو
اگه اینبار هم شکست بخوری
!اینو روی بدنت میذارم و میندازمت تو گودال آتیش، چونگتا
وزیراعظم
وقتش نشده وزیر امور کل یا همچین چیزی بشی؟
نه سرورم
...چطور ممکنه کسی مثل من جرئت کنه
پس فروتن هم هستی
تو عمرم فرماندهای شجاع و فروتن مثل تو ندیدم
میدونستی ساجو یونگ داره نزدیکترین زیردستهاش رو تغییر میده؟
نشنیده بودم
حالا که خرش از رو پل رد شده
داره بیصدا از شر همشون خلاص میشه
اما تو محرم اسرارش بودی
باید همزمان حواسم به دو چیز باشه
هم خاطرات دردناک آکهی
هم خوندن افکاری که توی ذهنش هستن
چرا همش اینجوری میشم؟
معاملهی عالی و بینقص چیزی غیر از اینه، سرورم؟
چرا هی اینجوری میشم؟
سرورم
واقعا حافظهتون برگشته
درسته
خدای من
خیلی خوشحالم سرورم
بالاخره اوضاع کشور به روال قبلی برمیگرده
واقعا خبر خوبیه
خیلی خوبه که بهش غلبه کردین سرورم
بهتون افتخار میکنم
واقعا نظرتون همینه؟
البته، پس چی باید باشه؟
بارها به درگاه آسمانها و زمین دعا کردم که حافطهتون برگرده سرورم
این بچه برامون خوش یُمن بوده
وارثی هست که مورد لطف آسمانها قرار گرفته
دیدن اینکه ساجو یونگ بی هیچ شرمی طوری پیش میرفت که انگار صاحب تاج و تخته
No comments yet. Be the first to leave one.