İlk 200 satır.
...آنچه گذشت
یه راهی پیدا کن که به یادم بیاری
اصلاً میفهمی؟
ما اصلاً وجود خارجی نداریم و همین الآنش هم فراموش شدهایم
بهت نگفتم منم دوسِت دارم
مجبورم نیستی بگی
باورم نمیشه که دیگه دبیرستانی نیستیم
آره پسر، همهچیز عوض شده
!هی !آفرین دیاز
نولان، همونجا بمون میتونی بگیریش
آفرین، اون بهترین شوتِ قبل شروع فصل بود
ممنون مربی
!کمک مربی دقیقاً داری چیکار میکنی؟
تمرین میدم - داری بهشون امید میدی -
تا حالا شده بود من بهت امید بدم؟
هرگز - دقیقاً -
هیچی مثه تخریب کردن طرف جواب نمیده
بحث بازندهها شد اون چیز کجا ـست
شاگردت رو میگم؟
...آم
آم"؟" آم یه مکانه؟
آم" پشت منه الآن؟"
میادش، باشه؟
اون ستون اصلی این تیمه
همهجوره ثابت کرده که از پسش برمیاد
یه رهبر ذاتی که از پس
هرکاری که بهش بگید برمیاد
از پسش برنمیام
چرا، برمیای از پس بدتر از ایناش که براومدی
تو دیگه تقریباً آلفای گروهی
من بدون هیدن هیچم
لیام، میشه لطفاً کمکم کنی؟
هیدن ولم کرد و رفت - اسبابکشی کرد و رفت -
تا از خواهرش مراقبت کنه
اینطور نبود که ولت کنه بره
چرا دستات انقدر سنگینن؟
خیلیخُب، اسکات میگه مربی دیگه طاقتش سر اومده
اسکات هم داره میره
رفتن به کالج معناش ترک کردن نیست، باشه؟
بهش میگن بزرگ شدن
و آخر سر هم که قراره همهمون به کالجهای مختلف بریم
فکر میکردم دوتایی میریم "کالج "یو سی ال ای
چی، شما قراره یه کالج برید؟
نکته این نیست
پس چیه؟
نکته اینه که تابستون تقریباً تموم شده
ما دیگه سال آخریهای اینجاییم
امسال قراره بهترین سال کل زندگیمون باشه
و تو هم هنوز کاپیتان تیم لاکراسی
...پس زود باش دیگه، باید
به خدا قسم مککال
اگر تا سه شمردم دانبار رو نیاری پیشم
امروز آخرین روز کمکمربی بودنته
خُب امروز آخرین روز کمکمربی بودنمه دیگه
میتونم حقوقت رو ندم
داوطلبانه اومدم آخه میخوای سوتم رو پس بگیری؟
اصلاً کی بهت سوت داده؟
مربی میخواد دیاز رو کاپیتان کنه
اوه خدای من، اوه خدای من
!به این میگن لاکراس بازی کردن، مککال
اون کیه؟ خیلی قشنگ بازی میکنه
لیامـه دیگه
آخه چطوری باید تشخیصشون بدم؟
همهشون لباسهاشون یه جوره
پشت پیراهنشون شمارههاشون هست، مربی
لیام، چشمات
مککال، چی شده؟
اون که خطا نبود بهش میگن غلبه کردن
همگی برید عقب
نولان
نولان، هی، بیا عقب رفیق حالت خوبه؟
داری چیکار میکنی؟
...فکر میکنی گرگ باشه یا
فکر میکنم یه گرگ معمولی باشه
اسکات
ســمــیــرا و مــانـــی بـا افـتـخـار تـقـديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - Sorrow
" فصل ششم - قسمت یــازدهـم " " تاریخ ترجمه: 1396/05/09 "
گرگ یا گرگینه؟
گفتن گرگ
علاقهای ندارم، تو برو
لیام گفت کمک یه گرگینهی صحرایی رو میخوایم
نه یه بانشی رو - آخه چرا من؟ -
چون تو قبلاً حیوون بودی
هیچکی مثه تو موقعیتهای اسرارآمیز حیوونها رو درک نمیکنه
من دیگه کاری به کار این چیزا ندارم
دلم مَردای اسرارآمیز میخواد مردای فرانسوی
پروازت تأخیر داره
نه نه، تغییر مسیر داده فرق داره
خُب وقتی پرواز تغییر مسیر بده میگن تأخیر داره دیگه
بنابراین کلی وقت داری که کمک کنی
و یه طوفان هم پروازهای فرودگاه چارلز دگال رو مختل کرده
فقط یه رگبار جزئیه
لیام ترتیب همهچیز رو داده
فقط یه سری گرگ مُرده بودن
به نظر من که اصلاً ماوراءالطبیعه نیست
اتفاقی که واسه گرگها افتاده بود قطعاً ماوراءالطبیعه بوده
خُب، من که صددرصد مطمئن نیستم
امکانش هست که یه بیماری عفونی گرفته بودن
آخه تو کلینیک هم یه سری سگ میارن که
از پوستشون خرمگس میاد بیرون
ممکنه واسه آدما هم اتفاق بیافته؟ - آره -
آره، میرن زیر پوست
...تخمگزاری میکنن و آخر سر
منفجر میشن
میخوای راجع بهش حرف بزنی؟
گمون کردم داریم دربارهاش حرف میزنیم
نه، منظورم این صحبتها نیست
آها، اون
من رو میگی
آره، خودت رو میگم
دندونات، چشمات، غرش کردنت
به نظر قراره دربارهاش حرف بزنیم
فقط باید سهگانهات رو به یاد بیاری
کدوم سهچیزن که مدت زیادی مخفی نمیمونن؟
...مدتها ـست که از اون - هی -
کدوم سهچیزن که مدت زیادی مخفی نمیمونن؟
خورشید، ماه، حقیقت
دوباره بگو
...خورشید
...ماه
حقیقت
بهتر شد
تو چمدون نداری، نه؟
!لنت که دارم
ببین، فقط دارم میگم چی دیدم ...و چیزی که دیدم
منم بهت میگم چیزی که دیدی امکان نداره
این بیمار از وقتی اینجا تأسیس شده اینجا ـست
مگه اینجا سال 1912 باز نشده؟
دقیقاً
یالا
یه نگاه از نزدیک به دوستمون بکن
این رو میبینی؟
چندین دهه اس که جسمش با آذرآوار پوشونده شده
خاکستر آتشفشانی سفتشده اس
شاید باید یکی دو درجه کمش کنم
زبان لاتین؟ میخوای کلاس زبان لاتین ورداری؟
از زبان لاتین خوشم میاد
لیام، کی بهت گفته کلاس زبان لاتین ورداری؟
آخه همه میگن راحت میشه توش بالای 18 گرفت
و معدل من خیلی افتضاحه
خوشحالم که میخوای معدلت رو بالا ببری
مخصوصاً وقتی که میخوای واسه کالج درخواست بدی
اما نباید از آسونترین راه انجامش بدی
واقعاً سال سختی رو داشتم
میخوای راجع به دوستدخترت صحبت کنی
ساعتهای مشاوره رو روی دیوار زدن
بیا راجع به برنامهات صحبت کنیم
کلاس اسپانیایی چطوره؟
خوبه
عالی
همونطور که گفتم اینجام که بهت راهنمایی بدم
نه هلت بدم و نه ترغیبت کنم بلکه راهنماییت کنم
فکر میکنید نتونم به کلاس حسابان پیشرفته برم؟
ببین، متوجهام که میخوای از بقیه عقب نیافتی
شناخته بشی و معروف بشی
همه بعضیوقتا احساس نامرئی بودن میکنن - من نمیکنم -
چیزی که هرگز حسش نمیکنم نامرئی بودنه
منظورم از نظر استعارهایه
همینطور به معنای واقعی کلمه
من همینجام، من رو که میبینید، درسته؟
آره، میتونم ببینمت، کوری
من خیلی چیزا رو تو این مدرسه دیدم
حتی وقتایی که بقیه چشماشون رو به روش میبندن
الآن چیزی میبینید؟
آره
دارم کلاس خطاطی رو میبینم
راجع بهش فکر کردی؟
عالیه، آقای هیوت
واقعاً بهش فکر کردی
من به همهچیز خیلی فکر میکنم
با اینحال تا حالا نشده که به دفترم بیای و اون فکرها رو بهم بگی
به نظرتون باید بیام؟
فقط میخوام بدونی که من واسه شماها اینجا هستم
میدونم که مدت زیادی نیست که این سِمت رو دارم، اما
میدونم که دانشآموزای این مدرسه چیزایی رو
دیدن و پشت سر گذاشتن
که توضیحشون آسون نیست
این حرفتون رو یادم میمونه
من تو کارم جدیام، میسون
هرچیزی که اینجا دربارهاش حرف میزنیم
بین من و شما میمونه
جایی درز نمیکنه
هنوزم داریم راجع به
ثبتنام کلاسها حرف میزنیم دیگه؟
دارم هرچیزی که لازمه
دربارهاش حرف بزنی رو میگم
به گمونم مشکلی ندارم
ممنون
البته که مشکلی نداری
نولان
یه حسی بهم میگه
میخوای بیشتر از برنامهات حرف بزنی
بمونه واسه بعد
الآن که اینجایی
هنوز کلی آدم هستن که منتظرن
قضیهی گرگه اس که تو زمین لاکراس بود؟
یا بقیهی چیزایی که
تو طول تابستون دربارهشون حرف زدیم؟
اگر بخوای میتونیم راجع به اتفاقی که توی کتابخونه افتاد
حرف بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.