İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ولی ممکن است برخی از جزئیات) (با حقایق تاریخی متفاوت باشد
دستورالعملهای تولید در هنگام فیلمبرداری) (با حیوانات بهشدت رعایت شده
!اعلیحضرت
!اعلیحضرت
!برو
!اعلیحضرت
!اونقدر تند رفتن خطرناکه
!اعلیحضرت
!نه- !مراقب باشین-
اوه، نه- اون اعلیحضرته-
!اعلیحضرت
!افراد- !راه رو باز کنین-
!اعلیحضرت- !اینجا-
اعلیحضرت
اعلیحضرت! خوبین؟
اعلیحضرت، لطفاً چشمهاتون رو باز کنین
منتظر چی هستین؟ !واگن رو از سر راه ببرین کنار، زود باشین
بله، قربان- بله، قربان-
اعلیحضرت لطفاً چشمهاتون رو باز کنین- !واگن رو جابجا کنین-
اعلیحضرت- !کمک کنین-
!کمک- اعلیحضرت، لطفاً به هوش بیاین-
!اعلیحضرت
::::::::: آيــــ(قسمت 19)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
حالشون چطوره؟
اعلیحضرت توی وضعیت بحرانی هستن
چقدر بحرانی؟- نبضشون ضعیف میزنه-
و تنفسشون تند و کم عمقه
و اینکه مدام خون سرفه میکنن
...ولی نمیدونم دلیلش شکستگی دندههائه
که اعضای داخلیش رو زخم کرده
یا اینکه فقط چون خون رو قورت داده داره سرفه میکنه
الان، هیچ راهی برای فهمیدنش نیست
بنظرتون اعلیحضرت از چنین وضعیتی نجات پیدا میکنن؟
متاسفانه الان نمیتونم جواب درستی بهتون بودم
به نظرم چند ساعت آینده خیلی حیاتیه
اعلیحضرت
اعلیحضرت
اعلیحضرت
واقعاً داریم میریم؟
دستور اعلیحضرته
گفتن گهگیونگ رو سریع ترک کنیم
بجنب، باید بریم
!ارباب کانگ
ارباب کانگ، متاسفانه خبر بدی براتون دارم
اعلیحضرت از اسب افتادن
منظورت چیه؟
توی مسیر برگشتشون به قصر بعد از ملاقات شما
از اسب افتادن
به من گفتن که وضعیتشون بحرانیه
!وایسین
به ما دستور دادن نذاریم کسی بره داخل
اعلیحضرت حالشون چطوره؟
باید اعلیحضرت رو ببینم
لطفاً آروم باشین، ارباب کانگ
!بذارین برم داخل- !وایسا-
اگه بری داخل مثلاً میخوای چی کار کنی؟
این اتفاق تقصیر توئه
این اتفاق بخاطر این افتاد که ایشون نتونستن !به عصبانیتشون نسبت به تو غلبه کنن
باید زود بری
مگه بهت دستور ندادن از گهگیونگ بری؟
...ممکنه این
...آخرین دستور اعلیحضرت
به تو باشه
چطور چنین اتفاق وحشتناکی افتاد؟
انتظار چنین اتفاقی رو نداشتیم
...تقصیر مائه که
این اتفاق برای اعلیحضرت افتاد
اعلیحضرت به هوش میان
بودا از ایشون مراقبت میکنه
در حال حاضر
این تنها چیزیه که میتونیم روش حساب کنیم
رحمت خود را به ما عطا کن، بودای بزرگ
رحمت خود را به ما عطا کن، بودای بزرگ
خوبی؟
یعنی حال ایشون در چه حد بده؟
ایشون در وضعیت بحرانی هستن
تو وضعیتی هستن که نمیتونیم بگیم زنده میمونن یا نه
...اعلیحضرت
اعلیحضرت
!همگی، ارباب دارن میان
مدت زیادی گذشته
آره درسته
حالتون خوب بوده؟
آخرین باری که هم دیگه رو دیدیم کی بود؟
فکر میکردم تو به خونوادهمون پشت کردی
این درست نیست
ما هیچوقت چنین کاری نمیکنیم
فقط اون سرش با امور کشوریی شلوغ بود
و برای مناسبتهای خونوادگی وقت نبود
پس تو باید بهش یادآوری میکردی
آیگو
شما دو تا مثل همین
کافیه
مهم اینه که الان بهمون سر زدن، مگه نه؟
خب
کارت چطور پیش میره؟
من دیگه تو دربار کار نمیکنم
چی؟ چرا؟
...شنیدم اعلیحضرت
خیلی بهت اهمیت میدادن
و اونطور که شنیدم
اعلیحضرت قصد داشتن اربابان منطقهای رو به سلطهی خودشون در بیارن
بخاطر اون بوده؟
بله
من سر راه خواستههای اعلیحضرت قرار گرفتم
واقعاً؟ پس کارت خوب بوده
مهم نیست بقیه چی بگن
تو واقعاً عضوی از خونوادهی کانگی
و به عنوان یه ارباب منطقهای توی گومجو
باید طرف ما رو میگرفتی
یه کم استراحت کنین
به خونواده خوش برگشتین
بانوی من
بانوی من
بانوی من
نگران نباشین
خوشبختانه وضعیتشون بهتر شده
واقعاً؟- بله-
با اینکه هنوز برای نفس راحت کشیدن زوده
ولی اعلیحضرت وضعیت بحرانی رو رد کردن و الان در امانن
نه تنها خونریزیشون متوقف شده
بلکه نبض و تنفسشون هم به حالت طبیعی برگشته
اگه همینطوری بهتر بشن
به تدریج به هوش میان
اعلیحضرت
خدا رو شکر
بودا ازشون محافظت کرد
بله
حالا فقط باید منتظر باشیم به هوش بیان
چی شده، ملکه؟
یه مشکلی هست که قبل اون باید بهش رسیدگی کنیم
قبل اینکه اعلیحضرت به هوش بیان
باید همه چیز رو مدیریت کنیم
چرا ازمون خواستین جمع بشیم؟
از اونجایی که اعلیحضرت وضعیتشون مناسب ادارهی امور مملکت نیست
ما، وزرا
باید دربار رو رهبری کنیم. موافق نیستین؟
بخاطر همین ازتون خواستم جمع بشین
اول از همه
آماده شدن برای تهاجم خیتان الان مهم ترین موضوعه
اول بذارین اون رو حل کنیم
...به وزیر تشریفات اطلاع بدین
تا برای فرستادن یه فرستاده آماده بشن
و یه فرماندهی میدانی ...به سمت شمال غرب بفرستین
تا از سربازها مراقبت کنه
آره، باید همین کار رو کنیم
...ضمناً باید یه مقام دولتی به جنوب گهگیونگ
اعزام کنیم تا وضعیت روحی مردم رو بسنجه
بله
پس، من یه افسر مناسب انتخاب میکنم
...ملکه
...پیشنهاد دادن که یکی از وزرا
باید بره
"یکی از وزرا؟"
کی مثلاً؟
من امیدوار بودم تو بری
از اونجایی که توی سفر سلطنتی اعلیحضرت ایشون رو همراهی کردی
میدونی که جنوب گهگیونگ چطوره، مگه نه؟
...پس لطفاً برو و وضعیت روحی مردم
بعد آخرین جنگ رو بسنج
این وظیفه رو میشه به عهدهی استاندار گذاشت
فکر نمیکنم درست باشه که ...صدراعظمها
...وقتی اعلیحضرت هنوز به هوش نیومدن
پستشون رو ترک کنن
نگران نباش
بقیه صدراعظمها وظایف شما رو به عهده خواهند گرفت
منم بهشون کمک میکنم
شما، ملکه؟
بله
ما نباید خودمون رو به مقامهای خودمون ...محدود کنیم
وقتی اعلیحضرت در شرایط سختی هستن
همه باید با هم برای عبور از این بحران تلاش کنن
لطفا تشریف ببرین
...مسائل گهگیونگ رو به من
و صدراعظمهای دیگه بسپرین
امیدواریم که به عنوان فرماندهی میدان ...به شمال غرب برین
...تا ژنرالها رو تشویق کنین
و به آموزش سربازان هم نظارت داشته باشین
...یعنی این هم
خواستهی اعلیحضرته؟
این از طرف منه
البته، اعلیحضرت باهاش موافقن
...اونا دارن همهی صدراعظمهایی که
همسو با اعلیحضرت بودن، مجبور به ترک گهگیونگ میکنن
معاون وزیر کیم هدف بعدی اوناس
قربان، لطفا از معاون وزیر کیم محافظت کنین
چی؟ من؟
بله
...فقط زمانی که شما ازش محافظت کنین
میتونیم دستور اعلیحضرت رو اجرا کنیم
...خب
اون رو به شما میسپرم
!چی؟ صبرکنین !جناب چویی
!جناب چه
من باید چه کار کنم؟
معاون وزیر تعزیرات ...کیم اون بو
بیاد و فورا دستور دریافت کنه
وزیر تعزیرات به ما دستور داده که مجرم رو دستگیر کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.