İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ( ازدواج غـیـر مـمـکـن )ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اون موقع بود که فهمیدم
ادای یه بزدل بیچاره رو در آوردن
بیشترین چیزیه که از پسش برمیای
...اینجا بعد از پنج سال هم
هیچ تغییری نکرده
دههیون- حسابی معروف شدی-
تو اخبار دیدمت
حتی دوست دختر هم داری
دههیون- میدونه که-
با یه دروغگوی به تمام معنی توی رابطهست؟
من دارم ازدواج میکنم
نمیخوام برای اتفاقات گذشته بهانه بیارم
پس نیا اینجا
و چیزی رو برام درست نکن
فقط روی خوشحالی خودت تمرکز کن
توی راه اومدن با خودم فکر میکردم
چرا دارم میرم دیدن کسی که همه" "چیز رو باهاش تموم کردم؟
ولی الان میدونم چرا
لی دوهان
...فکر کنم
میخوام بهت آسیب وارد کنم
پس انجامش میدم
برای خوشحالی خودم
اگر دوباره بشکنه، یاد من میفتی
پس بهم زنگ بزن
"...مشترک مورد نظر"
لعنتی
لی جیهان
لی جیهان؟
تروخدا به خودت بیا
آجونگ صاف وایستا
مستی؟
به من تکیه بده. میبرمت خونه
من احمق بودم که از تو سپاسگزار بودم
چرا سعی کردی کمکم کنی
وقتی قرار بود فقط اینطوری آزارم بدی؟
ولی تو تحت تأثیر قرار گرفتی
!تو وقتی به من اهانت میشد عصبانی شدی
لی جیهان
خونهی من نزدیکه. پیاده بیست دقیقه راهه با دوچرخه پنج دقیقه
تا الان رسیده بودم خونه خواب هفت پادشاه میدیدیم
تو داری الکی وقتم رو میگیری
این چیزای پهن شونه هامن، فهمیدی؟
سورپرایز شدی، مگه نه؟
برای همین بهم تکیه نمیدی
!خدای من
از شونههام خوشت نمیاد؟
...گفتی که
...تا خونتون
با دوچرخه پنج دقیقهست؟
!پس من تو سه دقیقه میبرمت
!بذارم زمین
!بذارم زمین
!وایسا! بذارم زمین
لی جیهان
جیهان، بیدار شو
لی جیهان
"...مشترک مورد نظر"
قایق ساعت ده حرکت میکنه. عجله کن
هیونگ
فکر کنم باید برگردم سئول
جیهان هیچ وقت بیشتر از یک ساعت
تماس هام رو بی پاسخ نگذاشته
معمولا همیشه خدا با من در ارتباطه
حتی وقتی مرخصیم
ولی الان دوازده ساعته خبری ازش نیست یه چیزی درست نیست
زیادی پیگیری
آخر هفتهست. شرط میبندم الان خوابه
خوابه؟
وای، نه
یا مرده یا دزدیدنش
من تمومش کردم، پس میتونه بره، درسته؟
من به اندازهای دوستت دارم
...که اگر یکی
بهت توهین کنه عصبانی شم
مزخرفه
پا
چرا رفتی پیشش؟
دست، چرا رسیدی بهش؟
مغزم
چرا مدام نگرانشی؟
تشک؟
درسته؟
شکا تشک منو خریدی
تو کی هستی؟- چو جیاوه-
،من خیلی اینو دوست دارم ولی به تو میفروشمش
پنج هزار وون
من کجا ام؟- اتاق خالهی من-
چرا تو اتاق خالهی تو ام؟
خاله دیروز کولت کرد
اون خیلی قویه
این بلیز مسخره چیه دیگه؟
بالا آوردم؟
آره؟
مامان بهت آبجوش عسل داد، ولی چون خیلی شیرین بود تفش کردی
باشه
میخرمش
واقعا؟
بجاش، برو ببین خالت بیرونه یا نه
اگر کمکم کنی یواشکی برم
اینا همش برای تو
باشه
اون اینجا نیست- خوبه-
بهت گفتم که
اینجا نیست
ولی بقیه هستن
اوه، صبح بخیر
بیدار شدی
برو دست و روتو بشور بیا غذا بخور
شما برادر شوهر آجونگی امیدوارم غذا به مذاقت خوش بیاد
ممنون، ولی من برادر شوهرش نیستم
بله؟
هنوز ازدواج نکردن
اوه، درسته
تو کسی هستی که ما آوردیمت اینجا
وقتی هنوز حتی فامیل هم نشدیم
شوره
...اوه، من- هی-
ما همه داریم میریم، پس بشین غذاتو بخور
ما داریم میریم؟
...آره، ما- همین الان؟-
عزیزم؟- جیاوه-
جیاوه- بیخیال-
چیه؟- بیا بیرون حرف بزنیم-
باید بریم؟
چرا باید همچین چیزی بگی؟
ما از خونه خودمون بیرون انداخته شدیم
نمیدونستم چیکار کنم
راستی، غذایهای من تازگی ها شور شده؟
باید کمتر به سوپ نمک میزدم
نه بابا، اونوقت میگفت بیمزهست
...اون فقط
از خانواده ما خوشش نمیاد
ولی من دوستش دارم
یادته چطوری ترگل ور گل اومد
و آجونگ رو کشید برد؟
نکته اینه که
آجونگ آتیشی ما بدون هیچ مقاومتی سوار ماشینش شد
جدا؟- واقعا؟ به همین راحتی؟-
آره
حتما چون داره با یه خانواده پولدار ازدواج میکنه اعتماد به نفسش رو از دست داده
برادرشوهر آیندهاش قراره حسابی دردسر درست کنه
بنظر میاد حتی قبل از ازدواج هم سعی داره پسش بزنه
مگه نه؟- آره-
به نظر پسر نجیبی میاد
ولی انگار برعکس برادرشه
مامان
میگن که باید یه آدم رو با برق چشماش قضاوت کنی
ولی چشماش خیلی خوب بنظر نمیرسیدن
درشتن، ولی خیلی خشن بنظر میرسن
داستان هایی راجع به حیوونا وجود داره
که برای آدمی که کمکشون کرده جبران کردن
ولی تو چرا انقدر ناسپاسی؟
خودت چطور؟
این آدم دزدیه، میدونی
من تو یه تخت گلگلی بیدار شدم و یه بچه سرم کلاه گذاشت
فقط چون بهم غذای گرم دادین به پلیس زنگ نزدم
یادت نمیاد؟
مثل اینکه نمیاد
فکر کنم حافظهات مشکل داره
منظورت چیه؟
من تو رو از هتل بیرون آوردم
و معذرت خواهی کردم، همین
محض احتیاط، همه چی رو ضبط کردم
مدرک شماره یک
بفرما
برو بیرون
!برو بیرون، ماشین مال تو نیست
"رمز را دوباره وارد کنید"
واااای
منو دست کم گرفتی؟
بازش کن، خب؟
"رمز را دوباره وارد کنید"
آخ جوون کلابه
بیب، بیب، بیب
جیاوه، میشه ازمون فیلم بگیری؟
پسر تشکی؟
!مامان- ...چیه-
ببرش- ای خدااااا-
اینجا چه غلطی میکنه
عسلم- درو باز کن-
!نه! از شیرینی متنفرم
اااای باید عوضش کنیم
حتماً گرونه
مامان- هی-
فیلم بسه، پاکش کن
برادرشوهرته
راحت نیست، نمیخوام بپوشمش
یارو خله
تازه به خودت اومدی؟
چی بود؟
بدش من
بدش به من
اگه من نبودم
باید گوشه خیابون میخوابیدی ...بابابزرگ جونت میفهمید و
کلی خفت میکشیدی
اگه گوشه خیابون میمردم بهتر بود
!باج گیر خانوم
No comments yet. Be the first to leave one.