Arthdal Chronicles

Arthdal Chronicles (아스달 연대기)

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 2

Sürüm bilgisi

Arthdal Chronicles S02E03 HD-WEB[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Etiketler

web
HD
Yayınlandı: 2023-09-18
İndirmeler: 44
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(سرگذشت آسدال: شمشیر آرامون)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

!حمله

داره دنبال ارباب سایا میره

!برین دنبالش

فرمانده

تو الان یه فرمانده‌ی شکست خورده‌ای

همین الان می‌کشمش

پدرم رو آزاد کن

شاهزاده آروک که ده ساله شد بهش قدرت‌های الهی میدم

میخوای چیکار کنی؟

یه فاجعه یا قدرت الهی شاهزاده آروک؟

تو با برده‌ها و خدمتکار‌ها ...خیلی خوب رفتار می‌کنی

واسه همین خیلی از مردم احساس خوبی ندارن

کاهن اعظم نباید از برده‌دارها درمورد برده‌هاشون چیزی بخواد

...من 10 شیشه سورگوم رو

با طلا پر میکنم

تو تنها کسی نیستی که با ترس به آسدال حکومت میکنه

موبک، میتونی یه ملاقات ترتیب بدی؟

...امشب بهت علامت که دادم

اینایشینگی رو بکش

خودتی، همون کسی که توی رویاهام دیدم

خودت بودی- اسمت رو میدونی؟-

اسم اصلی من چیه؟

برو بیرون، چرا داری میای تو؟

آیروجو، شروع و پایان همه چیز در جهان

...همه چیز را در این دنیا

زندگی بخشیدی

و در وجود هرچیزی حکمتی‌ست

امروز موبک را از میان ما بردی

یقینا در پس آن حکمتی نهفته

...ولیکن ما اندوهگین هستیم، چرا که از درک

حکمتش عاجزیم

...موبک تناسخ قابل‌اعتمادترین مرد

آرامون هسولا، تاگون بود

قهرمانی افسانه‌ای که 200 سال پیش) (اتحادیه‌ی آسدال رو پایه‌گذاری کرد

نزدیک‌ترین برادرش بود

...اون برادر تمامی سربازان آسدال

و دوست‌ ما بود

او رویای دنیای شاد ما را در سر می‌پروراند

توی سفر طولانیت مراقب خودت باش

مجروح نشو، حتما برگرد

موبک را بپذیر

موبک را قرین آرامش قرار بده

میروهیشا- میروهیشا-

!آهای! آهای

ولم کن- !آهای-

.‌..اگه اشتباه کرده باشی

که خنجر هلال رو دیدی

شاهاتی‌ها بودن- آره، شاهاتی‌ها بودن-

...ولی- فقط قبیله‌ی آسا میتونه شاهاتی رو احضار کنه-

قبیله‌ی آسا هم از دستورات ملکه پیروی میکنه

موبک

موبک

...حالا که دیگه موبک هم نیست

چی‌کار کنیم، نیروها؟

سایا چطوره؟

بهتر میشه؟

یاکباچی گفت

الان دیگه همه چی به ارباب سایا بستگی داره

...امروز

موبک رو راهی کردم

چه اتفاقی افتاده؟

لطفا بیدار شو، سایا

خواهش میکنم

فکرنمی‌کنم بمیره

اگه ارباب سایا بهوش بیاد ...و درمورد شاهاتی شهادت بده

توی موقعیت سختی قرار میگیرین

آسایون کجاست؟- ...توی تساریچونه-

پس حتی نگهبان‌ها هم نمی‌تونن راحت واردش بشن

بهش بگو بره، سریع

اطاعت

جناب کاهن

جناب کاهن

بله، مادربزرگ

چه کمکی میتونم بهتون کنم؟

...نوه‌ی من

توی دروازه‌ی تساریچونه

...میخواد یه چیزی به من بده

ولی خیلی می‌ترسه وارد بشه

متوجه شدم

من میرم و ملاقاتش میکنم

ممنون

خیلی ممنون- ...اوه-

بگیرینش

...به اطلاع پادشاه برسون فرمانده یون‌بال

درخواست ملاقات خصوصی با ایشون رو داره

نمیشه

...باید از تمام مراحل بگذری

...فقط

فقط...به پادشاه اطلاع بده

می‌تونی به من بگی

...مرحله‌ی نهایی ملاقات با پادشاه

به‌هرحال اجازه از منه

چیزی نیست که بتونم درباره‌ش با شما صحبت کنم

اجازه بدین پادشاه رو ملاقات کنم

من

گوش و چشم پادشاه تاگونم

میتونی به من بگی

!می‌خوام ایشون رو محرمانه ملاقات کنم

...شکست آسدال

به قبیله‌ی آگو

منطقیه؟

تو فرمانده‌ای هستی که از قبيله‌ی پست آگو شکست خوردی

حتی موبک رو هم از دست دادی

چطور جرئت میکنی صدات رو بلند کنی؟

چی؟- ...تو زنده‌ای-

فقط به این دلیل که موبک درگذشت

پادشاه تاگون فرمودن فرمانده یون‌بال می‌تونه وارد بشه

آروک

دیگه برو توی اتاقت و بخواب

پدر

زیاد ناراحت نباش

من برای تو قوی میشم

حتما

ولی برای این‌کار، باید بزرگ‌تر بشی

باید به اندازه‌ی کافی بخوابی

متوجه میشی؟- بله-

شاهاتی بود

موبک به دست شاهاتی‌ها کشته شد

فقط قبيله‌ی آسا میدونه چه‌جوری شاهاتی رو احضار کنه

...و درحال حاضر ملکه ته‌آلا

کسیه که کنترل شاهاتی‌ها رو داره

خب؟- شاهزاده آروک-

...باید جانشین بشه

اما ارباب سایا سد راهشه

ملکه ته‌آلا انگیزه‌ی واضحی برای آسیب رسوندن به ارباب سایا داره

غیر از خنجر هلالی مدرکی وجود داره؟

خالکوبی شاهاتی‌ها روی پشتش بود؟

زبونش سیاه بود؟

...راستش

جنازه کاملا سوخته بود برای همین نمی‌تونستیم بگیم

...اما خنجر هلالی- بقیه هم ازش استفاده میکنن-

...غیر از بچه‌های شاهاتی

هیچ بچه‌ای نیست که بتونه موبک رو بکشه

...به‌خاطر ترک کردن خط مقدم

همه‌ی فرمانده‌های نیروی دکان ...به‌جز‌ یه گردان کوچیک

قبیله‌ی آگو مسیر تدارکات رو به هم وصل کرد

تاچوکان از قبیله‌ی آگو سد دفاعی پیونگ‌میر رو شکست

...باید توی دشت‌های هانچوآ شکست‌شون می‌دادیم

اما جنگ به بن بست رسید

چطور جرات کردی از میدون جنگ برگردی

اونم بدون دستور من، فقط چون موبک مرد؟

حتی اگه همه‌تون رو اعدامم کنم حرفی برای گفتن ندارین

بله

...اگر میخواین مسئولیت شکست رو بپذیرم

با مرگم این‌کار رو می‌کنم

...اما موبک- !تو-

به کی خدمت می‌کنی؟ موبک یا من؟

...میخواین با ملکه‌ ته‌آلا

معامله کنین

با استفاده از مرگ موبک؟

...یون‌بال

شبیه خودت نیستی

بله

شبیه خودم نیستم

ولی سرورم، بزرگ دکان، دیگه نیست

موبک هم به بهشت ​​رفته

بایدم عقلم رو از دست بدم

برو بیرون

دیر جنبیدیم

گارد سلطنتی آسایون رو گرفته

آسایون لب باز نمیکنه

قطعا این‌کار رو نمی‌کنه

کجا میرین؟

میخوای اون روی سگشو بالا بیاری؟ حداقل صبر کن تا فرمانده بیدار بشه

اگه بیدار نشه چی؟

انقدر نحسی به بار نیار به‌خاطر کانمورو حس بدی دارم

گفتم دست از این مزخرفات بردار

کانمورو؟

کانمورو چطور بود؟

چرا کانمورو به آگو اجازه میده سوارش بشه؟

ولم کن، لعنتی

...خودتم دیدی

...همه‌ی اسب‌هامون

حتما اون پست فطرت‌ها یه بلایی سر اسبه آوردن

...نخبه‌ی آسدال‌مون

از اون جونورهای آگو شکست خورد

...فکرمیکنی اگه شایعه‌ی کانمورو پخش بشه

چه اتفاقی میفته؟

!هان

سایا رو بکش

!دستور تغییر نخواهد کرد

اونسوم

بدو

اون صورت چیه؟

...باید سایا رو ببینم

هنوز بهوش نیومدن

برو کنار

ارباب سایا

ملکه ته‌آلا

چرا شمشیر دستتونه؟

سایا اول بهم حمله کرد

!ارباب سایا

!چی‌کار می‌کنی؟ یاکباچی رو بگو بیاد

!همین حالا یه یاکباچی خبر کن

چشم سرورم

ارباب سایا، بیدار بشین

!ارباب سایا

شنیدم همین که بهوش اومده به ملکه حمله کرده

More Farsi Persian subtitles for Arthdal Chronicles

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left