Doctor Who

Doctor Who

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 3

Sürüm bilgisi

doctor who S03E02 The Shakespeare Code subtitle by babak
Şunun yorumuyla manotowow
سریال دکتر هو فصل سوم قسمت دوم بابک -dvdrip

Etiketler

other
Yayınlandı: 2012-11-30
İndirmeler: 52
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

# مثل ماه زمستوني ميمونه

# که راه مسافران رو روشن ميکنه

# لبخندش مثل شکوفه هاي تابستون بود

# که رخ نمايي ميکنه بعدش ناپديد ميشه

# عشق من شبه

# عشق من روزه ،عشق من...

# اون دنياي منه #

عجب آهنگ دلنوازي عشق آتيشيتو نشون ميده

فکر نکنم ديگه لازم باشه منتظر بمونيم

اوه آره امشب ديگه وقتشه

ميخوايي بيايي تو آقاي گستاخ ؟

معلومه که ميخوام

ليليت ، اين نميتونه خونه يه همچين دختر خوشگلي باشه ؟

شرمنده ، ولي اينجا يه دخمه ست

ششش,کلمات بد مناسب رقص عاشقانه ما نيستن

اوه ، بوسه ت قيافه مو عوض کرد

يه خواستگار بايد خانواده معشوقه شو ببينه ديگه

مامان دومفينگر

و مامان بلودتايد

به زودي وقتي کلمات گفته بشن

ما دوباره قيام خواهيم کرد

و اين زمين نابود خواهد شد

ولي تو چطوري تو زمان سفر ميکني چطوري اين دستگاه کار ميکنه ؟

اي بابا حس جالب انگيزي و هيجان رو از همه چيز ميگيري تو لازم نيست بدوني مارتا ، کار ميکنه ديگه

محکم بچسب

واسه گواهينامه اين وسيله امتحان دادي ؟ آره امتحان دادم قبول هم نشدم

حالا آماده شو بهت قول يه سفر داده بودم و اينم از سفر

... بيرون اين در

دنيايي جديده

کجاييم ؟

يه نگاهي بنداز

اول شما

داري سربسرم ميذاري

خدايي منو گرفتي ها اوه خداي من انجامش داديم

تو زمان سفر کرديم

کجاييم؟

نه شرمنده کلمات رو اشتباه بکار بردم درستش بايد بگم تو چه زماني هستيم ؟ مواظب باش

يه جايي که هنوز توالت اختراع نشده شرمنده

از اين بدترشم ديدم من شيفت شب بيمارستان کار ميکردم

ولي ما در امانيم ؟ منظورم اينه که ميتونيم هرجا بخوايم بريم هرکاري ميخواييم بکنيم ؟

معلومه که ميتونيم واسه چي ميپرسي

توي فيلم ها ، يه پروانه رو له ميکني بعد کل تاريخ آينده بشريت تغيير ميکنه

پس پروانه هارو له نکني مگه پروانه ها چه هيزم تري بهت فروختن ؟

اگه ، نميدونم ، خب اگه بابابزرگمو بکشم چي ؟

ميخوايي بکشيش؟ نه پس چي ميگي ديگه

اينجا لندنه ؟

گمون کنم ، دوروبراي سال 1599

ولي وايسا ببينم ، من اينجا مشکلي ندارم ؟

اگه منو بعنوان برده بگيرن چي؟ چي؟ واسه اينکه من پوستم سفيد نيست اگه دقت کرده باشي

تو سياهي من که اصلا آدم نيستم چي ، يه جوري قدم بزن انگار صاحب اينجاي واسه من که جواب ميده در ضمن غافل گير ميشي

انگلستان اليزابت با زمان شما خيلي فرقي نميکنه

ميبيني اونا بازيافت ميشن

آب سرد کن هم هست و زمين به وسيله شعله هاي آتش نابود ميشود

پديده گرم شدن زمين

اوه آره و تفريحات سرگرمي براي همه مردم . اگه اشتباه نکنم

ما الان پايين رودخونه هستيم ...درست در نزديکي

آه بله

تئاتر گلوب

کاملا نو ، تازه تاسيس شده

هرچند اگه بخوايم دقيق بگيم اصلا گرد نيست يه چند ضلعيه ، 14 وجه که اون مرد هم الان اونجاست

واوو منظورت که اون نيست ... ؟

شکسپير الان اونجاست؟ معلومه که هست

خانم جونز من رو تا تئاتر همراهي ميکنيد ؟ آقاي اسميت حتما ميکنم

وقتي رسيدي خونه ميتوني به همه بگي که شکسپير رو ديدي بعد منم تاييدش ميکنم

عاليه ، شگفت انگيزه ، ارزششو داره که اين بوي گند رو تحمل کني

اوناهم مَردن که مثل زن لباس پوشيدن ، آره ؟

لندن هرگز عوض نميشه

شکسپير کجاست ؟ من ميخوام شکسپير رو ببينم نويسنده داستان بياد ، نويسنده بياد

مردم داد نميزنن که نويسنده بياد؟ نويسنده

نويسنده

نويسنده ، نويسنده ، نويسنده

خب انگار ايناهم داد ميزنن

يکمي با نقاشي هايي که ازش کشيدن فرق ميکنه

نابغه ! اون نابغه ست ، خود نابغه ست انسان ترين انسانيه که تا حالا بوده

و حالا هم ما قراره صحبت هاشو بشنويم هميشه اون بهترين کلمات رو انتخاب ميکنه ،کلمات جديد ، زيبا ، کلمات عالي

دهن گشادتو ببند

اي بابا تو هيچوقت نبايد به ديدن کسايي که ازشون الگو برداشتي بري

خيلي خوشمزه ميزنين ها ، ميخواين بهتون تيکه بندازم اِ کلاه گيس گذاشتي

ميفهمم چي ميگين بابا, عشق از دست رفته کارگران, باحال تمومش کردم ، مگه نه ؟ يهو تموم ميشه

پسرها دخترهارو گير ميارن يا نه ؟ خب خيلي داد بيداد نکنيد به زودي ميفهمين کِي؟

کي؟کي؟

همه به وقتش نميخواين به اين نابغه حمله کنين که ؟

کي؟

فردا شب

يه نمايشنامه جديد

پايان داستان ، همين

و بهش ميگم ، عشق کارگران پيروز ميشه

خيلي حرفه اي نيستم ولي تا حالا اسم نمايشنامه عشق کارگران پيروز ميشه رو نشنيدم

دقيقا درست ميگي. نمايش از دست رفته . اصلا وجود نداره فقط شايعه ست

توي ليست نمايشنامه هاي شکسپير اسمش هست ولي هرگز اجرا نشد و هيکس هم نميدونه چرا

دوربيني چيزي نداري؟ ميتونيم ضبطش کنيم . پخشش کنيم وقتي برگشتيم بفروشيمش ميتونيم ازش کپي بگيريم

نه اينجوري بد ميشه

آره آره اصلا چي شد که اومديم اينجا

خب ... فقط ميخواستم يه سفر کوتاه با تارديس ببرمت

ولي فک کنم بتونيم يکم بيشتر بمونيم

بفرما "ويل" بنوش اينقدر توي انباري اين خونه مشروب هست که ميشه کل اسپانيا رو مشروب داد

دالي تو زندگي منو نجات دادي

بيشتر از اينم ميتونم بکنم ، بعدا

و دختر تو هم زود کارتو تموم کن صحبت هاي اين آقايون بهتره فالگوش شنيده نشه

بله خانم شرمنده ولي انگار ديوونه شدي ويل

عشق کارگران پيروز ميشه ؟ ما آماده نيستيم قرار بود هفته بعد اجرا بشه چرا گفتي فردا شب آماده ست ؟

هنوز تموم نشده فقط صحنه آخرش مونده فردا صبح بهتون ميدمش

سلام ببخشيد مزاحم که نشدم ، نه ؟ آقاي شکسپير هستيد ، نه ؟

اوه نه ، نه ،نه ،نه کي بهت اجازه داد بيايي تو ؟

مصاحبه نميکنم . نبايد الان مزاحمم بشي . نميخواد بپرسي از کجا ايده نوشته هام ميان بابت علاقمند بودنت هم ممنون

حالا پسر خوبي باش و هِرررري

اوه لَ لَ

بيا همينجا کنار من بشين شما دوتاهم اون لباسا رو بدوزيد ديگه ميتونيد بريد

زود باشيد انگار ويليام ايده جديدشو پيدا کرده

خانم خوشگله

چه لباساي غير عادي اي داري

چه اندازته ... براستي ، الحق

نه ديگه چرت و پرت نگو

نگو

من آقاي دکتر از تارديس هستم ايشون هم همراه من خانم مارتا جونز هستن

جالبه . اون تيکه کاغذه رو ميگم ، خاليه

چه باهوشي تو

ثابت ميکنه که واقعا نابغه اي

نه ، اينجا نوشته آقاي دکتر و خانم مارتا جونز

من که ميگم خاليه کاغذ ذهنيه. داستانش درازه متنفرم يه چيزو تکرار کنم ذهني؟

تا حالا نشنيده بودم من تجارتم با کلماته شما کي هستين ؟

بذار بهتر بگم اين خانم خوشگل موشگل سياه پوست کيه ؟ چي گفتي؟

شرمنده . اينروزا واسه مخ زني همچين حرفايي رو نميزنن؟

يه دختر سياه پوست ، يا سبزه ، يا ملکه آفرقيا؟

باورم نميشه همچين چيزايي رو ميشنوم

اين يارو يه مشکلي داره که ديوونه شده مارتا مال يه جاي خيلي دوره سرزمين فريدونيا

ببخشيد ، يه لحظه حواسا اينجا

اين رفتاري ناپسند است نمايشي جديد ، بدون اخطار

تقاضا دارم اين نمايشنامه رو ببينيد آقاي شکسپير

بعنوان ارباب شادي ها هر نمايشنامه اي بايد توي دفتر من ثبت بشه و توسط خود بنده امتحان بشه

قبل از اينکه اجرا بشه فردا اولين کاري که بکنم برات ميفرستمش

من حرفاي تو رو اجرا نميکنم تو بايد حرفاي منو اجرا کني الان نمايشنامه رو بده

نميتونم پس اجراي فرداتون کنسل ميشه

همش از اينجا شروع ميشه مگه نه دارم ميرم به دفترم تا مجوز شما رو لغو کنم

حتي اگه آخرين کاري باشه که توي زندگيم ميکنم نمايش "عشق کاربران پيروز ميشه" هرگز اجرا نخواهد شد

ببخشيد قربان پوزش ميطلبم به اون کله قشنگتون آسيب نرسونين

برو عقب ببينم دختره ي گستاخ

بعدا برميگردم

اوه مادران من

يکي ميخواد اجراي فردا رو لغو کنه

ولي بايد فردا اجرا بشه نمايش بايد فردا اجرا بشه

نگران نباشيد

با من بخونيد

آب به شعله هاي خشمگين غلبه ميکند پسران و دختران را غرق ميکند فرقي نميکند کدام

خب ديگه معما حل شد نمايش همينجا پرونده ش بسته شد

هرچند ممکنه چيزاي ديگه هم باشه ميتوني که چيزاي مرموز ؟

کمک کنيد

اون که "لينلي بلوک" ـه چه مرگش شده؟

بسپارش به من . من دکترم خب منم دارم دکتر ميشم

حالا براي نابود کردن قسمت حياتي ش گوشت رو سوراخ کن

و قلب رو از کار بنداز

خواب ابدي از آن توست

سکته قلبي کرده ، آقاي لينلي صداي منو ميشنويد ؟

حالتون خوب ميشه

اين ديگه چيه ؟

تا حالا همچين مرگي نديده بودم ريه هاش پر از آبه مثل اينکه غرق شده

نميدونم انگار که قلبش ترکيده از داخل ترکيده

بانو ، اين مرد بيچاره بخاطر ايجاد شوک ناگهاني در بدنش مرده

متاسفانه دار فاني رو وداع گفته يه افسر صدا بزنين تا بياد ببرتش چشم آقا من انجامش ميدم خانم

چرا بهشون دروغ گفتي؟

هنوز تو قرون وسطي ايم ها اگه راستشو ميگفتم فکر ميکردن کار جادوگري چيزي بوده

خيلي خب حالا پس چي بوده؟

جادوگري

معجون آماده ست . حالا ببرش

کلمات جادويي رو توي پيش نويس نمايشنامه جا بده

شکسپير مارو از بند رها ميکنه

ذهن يه نابغه ميتونه عيد خون رو آزاد کنه

برفراز امشب ، کارمون انجام خواهد شد

اينم براي نمايشنامه عشق کاربران پيروز ميشود

براتون يه اتاق آماده کردم آقاي دکتر شما و خانم جونز بايد استراحت کنيد

لينلي بيچاره . اتفاقات عجيب زيادي داره رخ ميده

از همه عجيب تر اين سرزمين فريدونيا ست که يه زن ميتونه توش دکتر بشه ؟

جاييه که يه زن ميتونه هر کاري دلش بخواد بکنه

و شما آقاي دکتر چطورياس که مرد به اين جووني چشم هاي به اين پيري داره

زياد مطالعه ميکنم

بهونه پيش پا افتاده ايه منم همين کارو ميکنم

و تو . جوري بهش نگاه ميکني انگار برات عجيبه که اون وجود داره

همونقدري برات مرموزه که براي منم هست

فک کنم وقت شب بخير گفتن باشه

من بايد کار کنم. يه نمايشنامه دارم که بايد تمومش کنم

ولي فردا ازت جواب ميخوام دکتر

و چيزاي بيشتري ازت ميفهمم همينطور دليل اين نقشي که داري بازي ميکني رو

کل دنيا يه صحنه نمايشه

به يادم ميمونه شب بخير دکتر

شب بخير شکسپير

نميشه بهش گفت هتل پنج ستاره مگه نه ؟

به اين ميشه گفت من که از اين بدترشو هم ديدم

حتي يه مسواک با خودم نياوردم

اوه توش نعناي ونوسي هم داره

خب کي کجا بخوابه ؟ منظورم اينه که فقط يه تخت داريم درستش ميکنيم

بيا

خب پس با جادو طرفيم . من که غافل گير شدم مثل هري پاتر ميمونه

وايسا تا کتاب هفتم هري پاتر رو بخوني من که گريه م گرفته بود

ولي اينا مگه واقعيه ؟ منظورم جادوگر و جادوي سياه و اين چيزاست اينا واقعين ؟

معلومه که واقعي نيست خب از کجا بايد بدونم

من تازه دارم سفر در زمان تو رو باور ميکنم

مثل جادوگري ميمونه ولي نيست نميتونه باشه

ميخواي همه شب رو اونجا وايستي؟

خب يکم خودتو جمع و جور کن پس

شرمنده . زياد جا نداريم . هردومون اينجاييم

More Farsi Persian subtitles for Doctor Who

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left