İlk 200 satır.
.:: ارائهشده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
خواهش میکنم، شما باید گوش بدین - بجنبین -
... دارین مرتکب یه اشتباه بزرگ میشین، شما
بذارین ما همین حالا بریم
اسککسیس" مادرم رو کُشت" - ساکت باشین -
و گرنه ساکتتون میکنم
هرگز نمیتونی منو ساکت کنی
... خب
شما دو تا پالادین
دیگه به خدماتتون نیازی نیست
به "آل مادرا" جدیدتون برگردین
این "گلفلینگ" ها نیرویی که دنبالش هستیم رو دارن
اونارو ببرین داخل - برگردین -
و همینطور "پودلینگ" کوچولوشون
برین تو ! دوباره بهتون نمیگم
! بجنبین
بذارین بریم - گلفلینگ -
! یالا! برین تو
! ساکت! برین تو
! برو گلفلینگ، غُر نزن
! سکوت
! نه
! به سوی قلعهی کریستال
کمک - ! لطفاً، اربابان، خواهش میکنم -
کمکمون کنید. لطفا کمکمون کنید - اینکارو نکنین، اربابان -
! بذارین بیایم بیرون
! بذارین بیایم بیرون
: ترجمه و زیرنویس :: Ali EmJay ::
! کمکمون کنین
! کسی نیست - بذارین بریم -
! ها
اسککسیس" ها "دیت" رو گرفتن"
"و "بریا
باید یک کاری کنیم
هیچ نمیدونی "اسککسیس" ها چه کارهای وحشتناکی باهاشون میکنن
ما هیچکس رو تنها نمیذاریم قول میدم
اما باید سریع اقدام کنیم - بیاین سوار بشیم -
سمت راستت - دنبالم بیاین -
! مراقب باش
همم؟
چه خبره؟
! کمک! یکی کمک کنه
اونا مارو دارن کجا میبرن؟
خواهش میکنم
به اربابان اعتماد کنید
"باید یاد بگیری اعصابت رو کنترل کنی، "اسککوار
ما فرستاده شدیم تا "گلفلینگ" جمع کنیم نه اینکه خون بریزیم
من کاری رو کردم که لازم بود
امیدوارم، محض خاطر خودت هم که شده امپراتور هم این قضیه رو از این دید ببینه
امپراتور بخشنده هست - البته -
... اگه امپراتور ما به یک ویژگی معروف باشه
اون بخشندگی ـه
چرا توقف کردیم؟
ها؟
چه اتفاقی داره میفته؟ - ... یاپا -
ما کجاییم؟
چرا نمیریم؟
نمیدونم. چیزی شده؟
بخوابین - اسککسیس -
! ریان
چه خبره؟ - ریان؟ "ریان" اینجاست -
! شنیدم دنبال من میگشتین
! پسرهی از خودراضی
چی شده؟ میترسین بیاین بیرون و باهام روبرو بشین؟
! حالا - ! برین -
! قایم بشین
! بریا
کایلن - ما اینجاییم -
ما همتون رو بیرون میاریم - به یه طریقی -
ها؟ - ! لطفا کمک کنید. لطفا -
اون چی بود؟ چه اتفاقی داره میفته؟ یالا، باید بریم
! باز کنین
! بجنبین! مراقب باشین
چیکار میکنی؟ - دارم یک آفت رو لِه و دفع میکنم -
اما تکون نمیخوریم - اینو میدونم -
چیکار میکنه؟
اون چیز زشت و شنیع چیه؟
ها؟
یک موجودی ـه ! برو کنار، بدجنس
! ول کن
! کالسکه ام - ! همگی، برین بیرون -
از اینور - ! یالا بریم! از اینور -
بریم. یالا. توقف نکنین - یالا -
از اینور - از اینور... عقب رو نگاه نکنین...یالا -
توقف نکنین...بجنبین خودشه...باید بریم
تو مارو نجات دادی
من قبلاً چنین موجودی ندیده بودم
.... روز بخیر
این "لور" هست
محافظ منه
مرسی، لور
واسه این گستاخیت میمیری، "گلفینگ" نفرتانگیز
چیکار میکنی؟
داره سراغ ما میاد - ازت میخوام همونجا که هستی، وایستی -
! توقف کن! به اندازه کافی جلو اومدی
چیکار باید کنیم؟
باید فوراً فرار کنیم - بالاخره، یه فکر خوب به سرت زد -
آره
! بزدل ها
... اه
سلام علیکم
ریان
! بریا
ممنونم
! تو خیلی شجاع بودی
... اه
خودشه
فکر میکنم همینطوره - خودشه -
خوشحالم که در امانی - آره -
اون "ریان" هست - اون یک قاتله -
اون خائنه - ها؟ -
و یک آدمکش - همهش تقصیر اونه -
من باید برم - تو هیچجایی نمیری -
بس کنین، پالادین ها
ما جونمون رو مدیون "ریان" هستیم
اون اصلاً دشمن ما نیست همونجور که "اسککسیس" ها دوستمون نیستن
بهشون بگو
همه چیزهایی که "اسککسیس" ها بهمون گفتن دروغ بود
ها؟
اما وقتی تمام عمرت رو در تاریکی گذرونده باشی تشخیص دادن نور کار سختی ـه
... امروز
امروز شما تصویری از چهرهی حقیقی اربابانتون رو دیدین
با من خاطره به اشتراک بذارید
از رازهایی آگاه بشین که ازتون مخفی میکنن
... بعد حقیقت رو در سرتاسر "ثرا" پخش کنید
تا شاید بالاخره با هم علیه دشمن حقیقیمون ... متحد بشیم
! اسککسیس ها
من باهات خاطره به اشتراک میذارم
من باهات خاطره به اشتراک میذارم
من خاطره به اشتراک میذارم - من خاطره به اشتراک میذارم -
من خاطره به اشتراک میذارم
من باهات خاطره به اشتراک میذارم
من خاطره به اشتراک میذارم - من باهات خاطره به اشتراک میذارم -
آل مادرا" عزیز ما مُرده"
... حالا طبق سنت
الککنندههای باد شش قطعه از تاج اون رو
به شش "مادرا" خواهند داد
و آنها باید گردهم جمع شوند تا تاج را کامل کنند
و آن را بر سر "آل مادرا" جدید بگذارند
گلفلینگ" ها به یک "آل مادرا" نیاز دارن" ...که از مسیر اصلی ای که
اربابان کریستال برای ما مشخص کردن، منحرف نشه
همچون مشعل تابناکی در عصر تاریک
من اون "آل مادرا" خواهم بود
شاهدخت سلادون
مادر شما باید به "ثرا" بازگردانده بشه
مراسم خاکسپاری باید انجام بشه
مراسمی در کار نخواهد بود
... اما آل مادرا - یک خائن بود ... -
و حالا ازش به عنوان درس عبرت یاد میشه
ما میسوزونیمش
! مایه ننگه
! برای ثرا
! گلفلینگ
گلفلینگ های سنگ جنگل
همم؟
یک ارباب کریستال در میان شماست
! آب بیارید! غذا بیارید
! بیاید و غذا بدید . حالا
ها؟
این دیگه چیه؟ من دستور میدم
! کاری که بهتون گفته شده رو انجام بدین
واسه اربابان احترامی قائل نیستین؟
! او
کی توت هلو پرت کرد؟
کی چنین بی احترامی میکنه؟
! ها
! دیدمت! دیدمت
جنگجویان "استونوود" ... من دستور میدم ! بیاین
مجرم رو پیدا کنید ! مجازات کنید! کاری کنید تاوانش رو بده
! کفرگوی گستاخ
! حیوون های پررو
! صورتم
چطور جرئت میکنید؟ من از "گلفلینگ" ها محافظت میکنم
! شما به من بدهکارین
! ما هیچی بهت بدهکار نیستیم
! ما میدونیم چیکار کردین - ! تهیکننده -
! تهیکننده - ! تهیکننده -
! تهیکننده - ! تهیکننده -
! تهیکننده - بس کنین -
لطفا بس کنین - ! تهیکننده -
از اینجا برو بیرون - ! چقدر خشن -
! تهیکننده کثیف - خواهش میکنم -
! تهیکننده -
! برگردین عقب وحشیا
! تهیکننده - اه، بس کنین -
برو بیرون
! تهیکننده - ! تهیکننده -
تو اصلا ارباب نیستی - ! تهیکننده -
! بس کنین
ژنرال و مسئول مراسم آیینی ... بدون داوطلبان وعده دادهشده
برگشتن
امپراتور از این کار خوشش نمیاد - نه -
باید جالب بشه - بریم -
بقیه باید تا الان جمع میشدن
... قبل از اینکه به بیابان کریستال برن
شاهدخت "بریا" به ما هشدار داد که برای تهیکردن داشتن مارو به قلعه میبردن
من که باورم نمیشه - هیچکدوممون باورمون نمیشد -
زندهباد "ثرا" ، دوتا از دوستان نگهبان شما مارو نجات دادن
! اه - ریان و گورجین -
وقتی اشتراک خاطره کردیم ... خودمون حقیقت رو دیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.