İlk 200 satır.
...آنچه گذشت
حالا که عروسک برگشته روحِ جولیان
داره تیسلهاوس رو تسخیر میکنه؟
مگه دیگه چه توضیحی میتونه باشه؟
این بچه ها بچه های خوبی هستن
رج، با خودمون فکر کردیم شاید
بولداگز در حقشون برادری کنن
احیانا شما پدربزرگم رو میشناختید؟
پدربزرگت نویسنده عالی ای بود
ما تقریبا هیچی درمورد چارلز نمیدونیم
من به این علاقه دارم که بدونم اون واقعا قاتل سریالی هست یا نه؟
پدرمون به کمک نیاز داشت
پدرمون؟
از شهر برو
یا دفعه بعد که به پست هم خوردیم
نمیتونی رانندگی کنی
یا شاید حتی نتونی راه بری
خودتو مُرده بدون فهمیدی؟
!خودتو مرده بدون
این اتفاقیه که توی ریوردیل میوفته
وقتی خورشید غروب میکنه
نوچه های داجر دست به کار میشن
اون بچه های گشنه و بیخانمان رو جمع میکنه
تا اگه یوقت دستگیر شدن یکم زمان توی کانون تربیت بگذرونن
ولی بعدش، دوباره برمیگردن به خیابونا
و برای داجر کار میکنن
اونا توی قانون دست به دست میشن
ولی این اواخر
یکی چوب لای چرخ قانون کرده
بعدا یه روزی ازم تشکر میکنی
بزار برم، بیخیال مرد
معمولا داجر یا پلیس
میرن دنبال بچه ها ولی امشب شب شانس اون بچهست
به جای اینکه دولت اونارو بگیره
...و دوباره آزادشون کنه
این بچه ها
الان یکیو دارن که مراقبشون هست
مردم از خودشون میپرسن
چطور یه شهر رو نجات میدی؟
و کی جواب رو میدونه؟
به تیم خوش اومدی
هر دفعه یه بچه
هر بچه ای که نجات داده میشد
یکی از کارای کثیف داجر کم میشد
و این براش عذاب آور بود
در همون موقع، توی جهنم
داشتم با لشکر ورق های خالی رو به رو میشدم
به تکیه گاهم نیاز داشتم
سلام بیدارت که نکردم، نه؟
سلام سلام-
حالت خوبه؟
آره، فقط نمیتونم بنویسم
آقای چیپینگ یه پروژه ای رو داده که
باید نسخهی خودمون از
رمان برادران بکستر رو بنویسیم
و این برای من مثل یه رویاست
ولی برای اولین بار توی زندگیم
نمیتونم بنویسم ایده جدید ندارم
چرا؟
بنظرم یکم استراحت کن
باشه؟ یکم قدم بزنم چندتا آثار هنری تماشا کن
دوست دخترتو ببوس
همش با خودم فکر میکنم
باید رمان های برادران بکستر رو
از نظر علمی یا همچین چیزی تجزیه کنم
شاید جواب بده ولی ...میتونی
دوست دخترتم ببوسی...
ببخشید
اینجا چیکار میکنید؟
جولیان به یه جسم نیاز داره شرل
واسه همین جسم تورو میدیم بهش
چی؟
اندروز، تو گفتی درحقشون برادری کنیم
نه اینکه سرباز جنگای خیابونی باشیم
این کار کی بوده؟
یه حدس خیلی دقیق دارم
قطعا کار داجر بوده
چند هفته ای هست دنبالمونه
ما با گروهش یکم در افتادیم
و بچه های بیشتری دارن از خیابونا جمع میشن
ولی تا زندانی شدن داجر
کار زیادی از دستمون بر نمیاد
میتونم به ماشینای گشت شب یه طرح از صورتش بدم
عالیه ولی برو دنبال داجر
اون بیرونِ وایپ اوت آرکید کار میکنه
خب، اینطور که چندروز گذشته رو به تعقیب چارلز گذروندیم
این چیزیه که من ثبت کردم
ساعت 7 صبح از پنج فصل میزنه بیرون
اونجا خونشه
و به سمت اداره اف بی آی میره
تمام وعده های غذاییش رو یا خونه ما یا پاپز میخوره
و بعدش کارای روزانشو میکنه
واسه یک ساعت و نیم ورزش میره باشگاه کاسا گرانده
آخر هفته ها هم همین بساطه
و بعدش برمیگرده پنج فصل
...خب
من حرفه ای نیستم بتی ...ولی
بنظر نمیاد چارلز قاتل سریالی باشه
فقط بنظر میاد یه آدم تنهای همجنسباز باشه
شایدم جفتشه
وای خدا
البته
حالا که دادگاه ها تموم شدن
بنظرم وقتشه گذشته هارو فراموش کنیم
میخوام به زندگی ادامه بدیم
نه رازی نه دروغی
حرف راز و دروغ شد
باید انتظار چندتا بچه مخفی دیگه رو داشته باشیم؟
هرموسا تنها خواهر ناتنیته
قسم میخورم
اگه تصمیم بگیریم با هم ادامه بدیم
دقیقا قراره چطوری این امر انجام بشه؟
خب، از اونجایی که از زندان داره درامد خوبی بهمون میرسه
دوست دارم به علاقه واقعیم فکر کنم
اخاذی؟
قتل؟
مشروب
علاقه بابا مشروبه
مشروب چندین نسله که توی خانوادمونه
و هرموسا که توی میامی کلوبمون رو میگردونه
اینجا توی ریوردیل میمونه
تا یه شعبه مشروبمون رو اینجا داشته باشه
همینطور این فکر هم کردم که شاید بتونید با هم سنگاتونو وا بکنید
نه
نه، توی لا بون نویت کمک بیشتری نیاز ندارم
از اونجایی که یه میزبان جدید بهم ملحق شده
و از اونجایی که اینجا خونه ماست
شما راه خروج اینجارو بلدید
مطمئنی امنه توی شب بیرون بمونیم؟
چیزی نمیشه آقای جونز
چی شده؟
خب، بعد از حرفی که زدی
رفتیم به وایپ اوت آرکید
همه ماشینای بازی رو زیر و رو کردیم
...کلی چیز قاچاقی پیدا کردیم ولی
هیچکدوم به داجر وصل نمیشدن
اون پاکه
و بزار حدس بزنم همشون مال بچه ها بودن؟
اون حرومزاده ازشون سوءاستفاده میکنه آقای جونز
بازم، بدون مدرک نمیتونم دستگیرش کنم
قرارم نیست اینکارو بکنی
نه تا وقتی این بچه هارو واسه کار میگیره
من فکر میکنم یه معمای واقعی توی این کتاباست
کل مجموعه این کتابارو خوندم
و متوجه چیز عجیبی شدم
اونجا که صدا زمخته و لحن صدا عوض میشه
آره، میتونی بگی یه نویسنده جدید داستانو دست گرفته
آره، یه نویسنده نمیتونه از سبکش استفاده نکنه
دقیقا، افعال اصطلاحات
همشون مثل اثر انگشت هستن
و وقتی رفتم اولین کتاب رو خوندم
اثر انگشتش مثل بقیه نیست
خام هست واقعیه
شخصیت ها تنش دارن
یه تفسیر سیاسی توی کل کتاب روایت میشه
به جنگ اشاره میکنن به پسرایی که کارِ تابستونه دارن
و توی بقیه اینطوری نیست
منظورت چیه؟
خب، اینطور که معلومه آقای دوپانت پنج کتاب اول رو نوشته
قبل از اینکه اونارو ارسال کنه
ولی بعد از تحلیل های من
تفاوت سبک از کتاب اول به دوم
برای نادیده گرفتن خیلی فاحشن
اصلا ممکن نیست کسی که رمان اول رو نوشته
بقیه رو نوشته باشه
اصلا ممکن نیست
باشه پس کی نوشته؟
ببین شاید یکم دیوونگی بنظر بیاد باشه؟
اگه بابابزرگم باشه چی؟
جاگ، تئوری های توطئه تو معمولا درست هستن
ولی این یکی زیادی عجیبه
میدونم
این یکی از قطعه های پازله
که از پدربزرگم دارم
فکرشو بکن بتی
اولین نگارش رو برای من فرستاد
اولین کتاب برادران بکستر
و اگه این اونقدر تصادفی نیست
...اون داخلش نوشته
"هیچوقت نزار ازت چیزی بگیرن"
این نمیتونه معنی اینو بده که ازش دزدی شده؟
شاید آره
ولی ثابت نمیکنه
تو به مدرک نیاز داری جاگ
آره حق با توئه
مدرک گیر میارم
میدونم به یه چیزی رسیدم میدونم
بگو ببینم
معمای برادر دوست داشتنیمون به کجا رسید؟
منم دارم یه سرنخ رو دنبال میکنم
سلام چیک
مترجم: امیر دلپسند AMIRX79X
میخوام درمورد چارلز بدونم
داستانی که ازش بهمون گفتی
درسته که سال آخر
با هم توی خوابگاه بودید؟
آره درسته
وقتی اونجا رفتم
یه همسایه بهم گفت که
چندتا ورق خونی توی آشغالی دیده
No comments yet. Be the first to leave one.