İlk 200 satır.
«« رفـيـقـــان »»
!نمايشِ سايهبازيه
!فقط يک پني
نمايشي برايِ !خانوادهها
،سرشار از تصاوير !هم توصيفي و هم مفرّح
!فقط يک پني
!نمايشِ سايهبازيه
تصاويرِ رنگي !از همهجور
،بياييد سوارکاريِ مشهورِ «جان گيلدفورد» رو ببينيد !و فقط با يک پني
... اگه يک پني نداريد
.نيمپني هم کافيه
،اگه نيمپني هم نداريد .پس در پناه خدا باشيد
.مستقيم از لندن ميام
.شبتون بخير، خانم
بنده نمايشِ تفريحي .ارائه ميدم
نمايشي برايِ .خانوادهها
تصاويرِ فکاهيِ رنگي .از همهجور
.ببينيد
،از فرطِ نشاط و مسرت .قاهقاه خندهتون تمومنميشه
.به اربابتون بگيد
.ميتونم بپرسم
!بياييد که نمايشِ فانوسيه !فقط يک پني
،بابتِ برنامهيِ تفريحي پول ميديد !ولي تمامِ اخبار، رايگانه
،از شمال، شرق !غرب، جنوب
!تمامِ اخبار، رايگانه
.«صبح بخير، «جاکوب
اين کيه؟ !اوه، دارم ميبينم
اين کيه؟ !اين قيافه رو يهجايي ديدم
اين قيافه رو قبلاً ديدم! آخه کي ميتونه باشه؟ کي ميتونه باشه؟
تو که فکرنميکُني قراره بندازمت؟ مگه نه؟
!پس برو که رفتيم
،خُب ديگه !بدو برو
فقط تا چند لحظهيِ ديگه !منم ميام. خداحافظ
!خداحافظ
!شيطونک
.بهت بچه مياد
کِي ميتونيم يه بچه از خودمون داشته باشيم؟
چطور ميتونيم از پسش بربيايم؟
ميدونم که دورانِ .دشواريه
ولي من که قرار نيست .جوونتر بشم
ما زيباترين آدمهايِ .کُلِ دنيا هستيم
.اين حقيقت داره
.صبح بخير، خانواده .صبح بخير
.صبح بخير
!حقته
و بعدش زد بيرون .و خودش يه خرگوش شکار کرد
و برش گردوند .و خوردش
!همين ديگه
،ميدوني، وقتي منم جوونتر بودم .هميشه مجبور بودم بينِ اين دو تا بشينم
.هيچي عوضنميشه
.بياييد دعايِ برکت بخونيم
،اي پروردگارِ مهربان
فروتنانه از تو استدعا داريم که شکرگذاريمان .برايِ اين رزقوروزي را پذيرا گردي
به ما صفايِ دل ببخشاي .تا هرآنچه داريم را قسمت نماييم
.آمين
،امثالِ سليمان .بابِ 14
،آنکس که زحمت ميکِشد ،منفعت عايدش ميشود
،اما شخصي که فقط حرف ميزند .فقير ميگردد
شخصِ فقير را حتي همسايههايش ،تحقير مينمايند
ليکن ثروتمندان .دوستانِ بسيار دارند
،پس آنکس که زحمت ميکِشد .منفعت عايدش ميشود
و شايسته آنست که ... قرعهمان در زندگاني را بپذيريم
و از برايِ پاداشمان .کار و تلاش نماييم
بياييد فراموش مکُنيم که سرورمان، خودش را ... از برايِ ما به حقارت افکند
و از طريقِ زادهشدن توسطِ ... همسرِ يک نجار
بر اين زمينِ پَست .پاي گذارد
بياييد بکوشيم تفوقبجوييم از نقشي که ... برايش زادهگشتهايم
و بخاطر داشته باشيم که .ما همگي مرهونِ خالقمان هستيم
... خدايِ پدر
... در خِرَدِ بينهايتش
... مردمانِ بزرگ و کوچک آفريد
و نيز مردمانِ ... سفيد و سياه
... غني و فقير
... خردمند
.و نادان
و ما نميبايستي جرأتنموده و به خود اجازهدهيم .که خِرَدش را به پرسش بکِشيم
،به آنچه که ميدانيم و آموختهايم که ارجش بگذاريم .ميبايد پايبند باشيم
،نظمِ طبيعيِ امور، در طيِ اعصارِ بشر .آزموده و به محکِ آزمون گذاشته شدهاست
بهندرت محتمل است که در تماميِ موجوداتِ زنده .نظم و قانون موجود نباشد
ليکن دشمنانِ کليسا ... وجود دارند
... معاندين
کسانيکه با يکديگر ... کفرآميز سخن ميگويند
و در کارِ خدا .دخالت مينمايند
مباد که دلباختهيِ .لبخندِ شيطان گرديد
!ولم کُن
... اينک اجازهدهيد ... اجازهدهيد سخنبگوييم از
اينک اجازهدهيد مناجات را .آواز دهيم
.ازش خوشم اومد
... و حالا
با همديگه .دعا خواهيم کرد
،به ما بصيرت عطا فرما ... پروردگارا
تا ناديدهبگيريم کوتهنظرياي را .که محدودسازندهيِ ميدانِ ديد است
تا ببينيم شکوه عظيم و بيکرانِ .جهانِ ماوراء را
ما را ياريفرما که خويشتن را به وسعتِ کاملِ هستيمان ... بسط دهيم
تا که بتوانيم با تماميِ آدميان .يکي گرديم
و نه ارباب باشيم ... و نه بنده
.در برابرِ ديدهگانت
.آمين
.آمين
عيسي» برکاتِ فراوان» .به ما بخشيده
،و يکي از آنها، دوستانِ من .لبخنده
.من عاشقِ هر روزِ جديد هستم .اما يکشنبه از همه بهتره
چون بسيار نيکوست ديدنِ اينکه تمامِ شما .در اينجا به همديگه پيوستهايد
... طيِ هفتههايِ آتي
«از خدماتِ برادرِ نازنينم «جيمز .بهره خواهيم گرفت
.متشکرم
من مايلم دربارهيِ رفاقت ،صحبتکُنم
دربارهيِ حواريوني که کارشون رو زمين گذاشتند .برايِ دنبالکردنِ مسيرِ حقيقت
مشتاقانه چشمانتظارِ .حضورِ مطبوعتون هستم
.پناه بر خداوند
هيچ طرحِ پيشاپيشي ... کامل نخواهد بود
بدونِ بهرهمندي از دوست و همسايهيِ نازنينم .«تام استانفيلد». «تام»
من علاوه بر قرائتِ ... کلامِ خدا
بخشي از زمانم رو نيز برايِ هرکسي آزاد خواهم گذاشت .که با موضوعي برايِ بحث، بهم مراجعهکُنه
عيسي» در تماميِ» .مشکلاتِ ما سهيم شده
بنابراين لطفاً پيش بياييد .و خجالت نکِشيد
ارزشداره در نظر داشته باشيم که .اندوهي مشترک، اندوهيست کوچکتر
ميبينم که غريبهاي .در ميانمون داريم
خوشحالم که جسارتِ .ورود رو داشتي
،حالا ميدونيم در اين يکشنبههايِ گذشته .چهکسي علفها رو لگدمال ميکرد
.خوشآمدي، جوانک
.صبح بخير .صبح بخير
.«اوه، سلام «جان - .«جورج» -
اوضاعِ تو و بقيه تويِ کليسا چطور بود؟
.«بريجت»
.«جورج» .بيا داخل
فکرکرديم .کشيشِ محلـه
من بهاندازهيِ يه گوز هم .به کشيشِ محل اعتماد نميکُنم
منو ببخش، دوستِ عزيزم. اصلاً فکرشو نميکردم .که از لذتِ مصاحبتِ شما برخورداريم
.«جان»
.«بريجت»
.دوستانِ عزيزم
آيا کارِ شما مهمتره از روزِ تعطيلِ مذهبيِ يکشنبه؟
ما همگي به يک روز استراحت .نياز داريم
شايد عقيدهيِ صحيح .مالِ برادرتونه
اگرچه پذيرفتنش .برام دردناکه
،ايکاش زمانهيِ متفاوتي بود .«جورج»
و ميتونستيم احترامي که به ديگران .ميذاريم رو متقابلاً دريافتکُنيم
،پس منو ميبخشي .«جورج»
آقايِ «فرامپتون» خواستارِ ارسالشون .در همين هفتهست
با زيباييِ عظيمي .کار شدن
وقتي توسطِ دستانمون ... اينچنين هماهنگياي رو خلق ميکُنيم
خداوند براستي .حضور داره
اون تمامِ طولِ شب رو .بيدار مونده
چرا پرداختيِ بيشتري رو درخواست نميکُني؟
،چون، «جورج»، اگه اونها ازش خوششون نياد .يه نفرِ ديگه رو پيداميکُنن
.بله
ولي گيريم که تمامِ شما نجارها درخواستِ پرداختيِ بيشتري رو ميکردين؟
.«آرسکوت»
.«براون»
.«باکستون»
،قربان، قربان، حاشا که اين دوستم که اينجاست .در طلبِ حقتقدم نسبت به رفقاش باشه
!اي بابا
،و اصلاً هم مايل نيستيم که حينِ انجامِ اين تکليف .ازتون مُچگيري کُنيم
ولي تا اونجاييکه ... حروفِ الفبا رو ميفهمم
o قبل از Brine در i آيا .نيست Brown در
.Buxton در u و همينطور
.به وقتش ... رفيق
.درسته - .به وقتِ مناسبش -
.«هَمِت»
،يکي از انگشتهاتو از دست دادي هَمِت»؟»
يا فقط بخاطرِ اينه که شمردن بلد نيستي؟
.«لِگ»
.«لاولِس»
،«اول «جورج .«و بعدش «جيمز
.بذاريد اول برادرم بره .چون من کنار نيومدم
با چي کنار نيومدي؟
.با وجدانم
.«استانفيلد»
پدر رو صدا ميزنيد يا پسر رو؟
فکرکُنم بايد اشتباهي .رُخ داده باشه
ما ميبايست 9 شيلينگ .دريافتکُنيم
.نه 8 تا - .«اشتباهي رُخ نداده، آقايِ «استانفيلد -
بايد يا برش داريد .يا بذاريدش سرِ جاش
.«براين»
.«براين»
امضاء ميکُني؟
ما تمامِ روز رو .وقت نداريم
مادر؟
.گرسنهمه
.بذار بيام داخل
!مادر
نبايد دستبزني. ميتوني هرچقدر دوستداشتهباشي .نگاهکُني، ولي دستنزن
قيمتشون چنده؟ - .هر 10 تاشون يک پني -
.اين که نشد معامله - .اين يه معاملهست با دوبرابرِ قيمت -
.صبر کُن
.پس هر 12 تاشون .هر 12 تاشون، يک پني
.من فقط يه نيمپني دارم
من عمراً به ارزشِ نيمپني ،نميفروشم
ولي بهعنوانِ ... يه لطفِ ويژه به تو
هر 5 تاشو .به نيمپني ميدم
.«يالا، «برايني
.بعد از ظهر بخير
.روزِ قشنگيه
مگه نه؟ - مگه نه؟ -
خُب، شماها اين بعد از ظهري دارين چکار ميکُنين؟
بريم چيدنِ شاهتوت؟
بريم از تويِ اون جنگلها يهکمي شاهتوت بچينيم؟ نظرتون چيه؟
مگه اصلاً با شاهتوتها چکار ميکُنن؟ ... همهشونو له ميکُنن
ميمالنشون به ... سرتاسرِ صورتشون
No comments yet. Be the first to leave one.