İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(ملکهی اشکها)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
استپ
اون کامیونو میشناسم
برام عجیب بود
پدربزرگ یهویی خواست که
هواکشارو عوض کنه و ازمون خواست که بریم بیرون
اون روز کامیونو دیدم
پس فکر میکنی اون کامیون پول مخفیشو حمل میکرده؟
،اگه درست بگم پول نباید توی خونه باشه؟
نباید خیس بشی
اینجا منتظر باش تا میرم ماشینو بیارم
به مقصد خود رسیدید
ههاین
هیونوو
سریع بود
چرا این بیرونی؟
بلند شو
یکم سرم گیج میرفت
گشنمم هست
قبل اینکه بریم خونه بیا یه چیز خوشمزه بخوریم
حتما
خوبی؟- آره-
زنگ بزنیم پلیس؟
صبرکن- باید زنگ بزنیم-
دفعه پیشم سه نفر بهت حمله کردن
...تو
اونسونگی
چی؟ الان منو شناختی؟
چه حیف
...چجوری تونستم
دقیقا چجوری منو با هیونوو
اشتباه گرفتی؟
!ههاین
درو باز کن
و اگه بکنم؟
چی بهش میگی؟
چی؟- ...میخوای بهش بگی-
که سوار ماشین من شدی چون منو با اون اشتباه گرفتی؟
شوکه میشه
بهتر نیست بگی که
داشتیم میرفتیم جایی؟
ههاین
درو باز کن
بازش کن
خوبی؟
آره، من خوبم
خیالم راحت شد
فکر کردم اتفاقی برات افتاده
بریم
یکم پیش اونسونگو دیدم
و دعوتم کرد برگردم خونه
میددونی که میخواستم پدربزرگو ببینم
برمیگردم
باشه
بذار باهات بیام
،ببخشید
ولی فقط اونو دعوت کردم
نگران نباش
بعدا بیا دنبالم
مطمئنی خوبی؟
آره خوبم
سوپرایز
چجوری پیدام کردی؟
چیشده؟
از دیدن من خوشحال نیستی؟- میخواستم زنگ بزنم بهت-
باشه
خدایا، اصلا نمیدونستم
وقتی ردتو زدم به فکر کشتنت بودم
گوناو
خودشه؟ خدایا، توی عکسا قشنگتره
هوی دونگاو
بگو، بابا
اسمش گوناوئه- هوی-
اسم پسرمو گذاشتم دونگاو، پس اسمش همینه
به هرحال، حتما سخت بوده زندگی با
یه احمق تمام عیار
سوچول به زودی دستگیر میشه
چی؟- یه کار غیرقانونی کردم-
به عنوان مدیر مالی
جوری پاپوش درست کردم تا جرمش بیفته گردن اون
قبل از ترک کره به دادستانی خبر دادم
--نباید اون کارو میکردی- هوی-
همشو به خاطر تو کردم
اگه بخواد انتقام بگیره و بیاد سراغت چی؟
خدایا، چقدر سروصدا داره هوی
توی دستشویی بکن اینکاراتو
مشترک موردنظر در دسترس نمیباشد
هیونوو و ههاین جواب نمیدن
شبو توی سئول میمونن؟
بهتر از رانندگی کردن توی این ساعته
عزیزم، فکر نمیکنی
خیلی آزادشون گذاشتیم؟- چی؟-
ههاینو فراموش کن
هیونوو حتی نرفت خارج درس بخونه
فکر نمیکنی خیلی اوپن ماینده؟
مشکل چیه؟
غریبه نیستن
زوج طلاق گرفته از غریبه ها هم بیشتر غریبهان با هم
درسته؟- اولین بارت که نیست-
چی گفتی وقتی اولینبار هیونوو گفت میخواد با دختر اون خانواده ازدواج کنه؟
"درسته؟"
و وقتی خواست طلاق بگیره؟
"درسته؟"
و وقتی اولین بار ،خانواده زنشو آورد
همینو نگفتی؟
گفتم
"درسته؟ غلطه؟"
جای نگرانی نیست زندگی مسیر خودشو میره
ولشون کن- راست میگی-
عزیزم، چشماشو دیدی این چندوقت؟
دیگه راه برگشتی نداره فعلا
کسی نمیتونه جلوشو بگیره
پس تمومش کن
چی؟- دیگه بهش زنگ نزن-
باشه
(تماس از دست رفته بابا)
چیه؟ چیشده؟
هوی
بیدار شدی- با من چیکار کردی؟-
این چیه؟
خدایا، چقدر سروصدا میکنی برگرد بخواب
زغال رو روشن میکنم موقع خواب گرم بشی
چرا اینجاییم؟
میخوام پدربزرگمو ببینم- خیس شدی و سردی. اول لباستو عوض کن-
و بیا غذا بخوریم
برای اینکار اینجا نیستم
برای همین آوردمت
لباساتو عوض کن و بیا غذا
بعدش میتونی ببینیش
استیک تقریبا آماده است؟- بله قربان. سالاد یوزو هم درست کردم-
مورد علاقشه
خوبه شرابو من انتخاب میکنم
...برای بشقاب
این یکی
باشه- ...و برای شراب-
این یکی
چیه؟- از شر آقای بک خلاص شدم-
مطئنی؟- بله. الان چیکار کنم؟-
بهم زنگ نزن و فعلا قایم شو
پول و بلیط هواپیما؟- میدم-
ولی اگه الان بهت پول بدم شک میکنن
تا وقتی صدات کنم صبرکن
یکم دیگه گل بذار
بله، قربان
برگشتن به خونه چه حسی داره؟
حس خونه نداره
این شراب مورد علاقته
درسته؟- نه ممنون-
مطمئنی؟
استیک خوبه امتحان کن
اشتها ندارم
گفتی گشنته
،بود
ولی الان دیگه نه
بریم
کجا؟
یکم بهم زمان بده
برای چی؟- که بتونم سوتفاهمو برطرف کنم-
چه سوتفاهمی؟
گفتی که
هلت دادم توی یه گودال تا نجاتت بدم
ولی درست نیست
اینو یادته؟
چیه؟
مال تو بود خیلی وقت پیش
چرا تو داریش؟
...نگو که
تو بودی؟- من بودم-
اونموقع اولین بار همو دیدیم؟
نه، قبلش بود
قبلش؟
کی؟
تو منو نجات دادی؟
آره، من تورو اون روز از غرق شدن
نجات دادم
چیکار میکنی؟
،نتونستم بخوابم برای همین داشتن آلبومای قدیمی رو میدیدم
منم میتونم ببینم؟
حتما بشین لطفا
خدایا، داماد بکه؟
آره
خدایا، همیشه خوش قیافه بوده
دقیقا ،همه اسمشو نمیدونستن
بهش میگفتن پسر کیوت
خونه درخت گلابی
یه پسر خوش قیافه و باهوش دارید
آره توی بوکس و شنا هم خوبه
آره اینارو ببین
اون حتی به اردوگاه تفنگداران دریایی کودکان رفت
یه بار حتی یه بچه رو از غرق شدن نجات داد
چیه؟
فکر کنم
این ساحلو یادمه
چرا اونجا بودی؟
تا مامانمو ببینم اونموقع دیدمت داشتی غرق میشدی
واقعا؟- آره-
من بودم که اولین بار دیدمت و ازت خوشم اومد
نمیدونستم
باید بهم میگفتی
No comments yet. Be the first to leave one.