İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(بانو دوریان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی شخصیتها، سازمانها و حوادث) (در این سریال ساختگی میباشند
آقای دان، خودتی
سلام عرض میکنم
کدوم گوری هستی، دان دونگمیونگ؟
::::::::: (قسمت پانزدهم) ::::::::
واسه اینکه یکم پول دربیارم
خدمتکار بودی
برای تو هم کار میکرده
...من
خدمتکار بودم؟
آره، تو زندگی قبلیت
باورم نمیشه توی زندگی قبلیت خدمتکارت بوده باشه
پیوند قویای باهم دارین
میتونی ببینیش؟- آره-
الو؟
پارسال دوست امسال آشنا
...یکم پیش
صدام نمیاد؟
توی شهربازیم، یکم شلوغه
باید ازش بخوام کامل توضیح بده
درست نیست
اشتباه میکنه- منظورت چیه؟-
...اون
یه داستان ساختگی بود
داستان کی؟
...گفت
میتونه زندگی قبلی منو ببینه
همش خرافاته
خودتون رو درگیر همچین خرافاتی نکنین
باشه، فهمیدم
اون غریبه نیست
خیلی جالبه، مادر
زمان توی اینجا خیلی زود میگذره
بریم- حس میکنم توی یه سرزمین رویاییم-
همسرتون حتما توی خونه منتظرتونه
دفعه بعدی باید صبح زود بیایم اینجا
نمیتونم باورش کنم
آقای دن امروز زودتر رفتن جمشیل ورلد
با دو ریآن؟
بله، دونگمیونگ و سوجو هم همراهشون رفتن
نگران بهنظر میرسین
آقای دان چیزی بهتون گفتن؟
نه
!انگار مشکلی هست
خدمتکارش رو اتفاقی دیدم
باید شمن شده باشه
"شمن؟"
...اگه اتفاقی دیدیش
وقتی بادبزنش رو گرفت جلوت روش پول نذار
اسم اون خدمتکار، چی بود؟
فکرکنم درموردش شنیدم
شرمنده، پیامای تماسهای از دست رفتهام زیاد بود، متوجه نشدم
..حالا اون رو درنظر نگیریم
امروز اصلا یه بارم باهم حرف زدیم؟
صبح رو که بهخاطر برنامهی خبریت نتوستم بهت زنگ بزنم
کل روز رو هم لوکیشن فیلمبرداری بودم
پیام چی؟
نمیتونستی بهم پیام بدی؟
فقط مسئولیت منه؟
روز بدی داشتی؟
اخراج شدم
اخراج شدم
از سرکار؟
قراره ریو سونبه از هفته بعد بیاد جای من
چرا؟
دلیلی نداره
فقط بهم گفتن استراحت کنم
بعید میدونم کار مادربزرگت باشه
احتمالا نه، وگرنه بهم میگفت
...فکرکنم باید
هرچند وقت یهبار باید به کارگردان یه درسی بدن
...دوست دارم وقتی میفهمه من عروس پسر رئیسم
قیافهشو ببینم
...بههرحال ازدواج که کنیم دیگه نمیتونی
استعفا دادن و اخراج شدن یکیه؟
خیلیها بهم حسودی میکردن
شرط میبندم الان دارن جشن میگیرن
فعلا برو بخواب
نمیتونی بیای؟- ساعت از 12 گذشته-
فردا از مادربزرگم میپرسم، الان برو بخواب
کنارم باشی بهم کمک میکنه از پسش بربیام
فقط چندماه اونجا بمون
من تا آخر عمرم کنارت میمونم
دولسو
"دولسو؟"
!چه خبره
...تو زندگی قبلیت
پسرت نبوده، خدمتکارت بوده
کی؟
پسر دومت
...ولی
...ولی چهجوری
...میتونی
چی؟ من چیکار کردم؟
بگو، انقدر آدمو جون به لب نکن
...یهدفعهای مردنش
تقصیر تو بوده
تقصیر من بوده؟
چی داری میگی؟
چطور ممکنه؟
ولی وضعیت ماهم غیرممکنه
دستت طلا، بک دو ای
خدا همه چی بهم داده بهجز یه دختر خوشگل
توی این سنم یه شوهر جوون و خوشتیپ دارم
حتما توی زندگی قبلیم کارهای خوبی کردم
ولی از پسر کوچیکم هم یه سال کوچیکتره
حتما میگن زده به سرم
حالا سهمی میتونه هضمش کنه؟
اگه قاطی کنه چی؟
...حالا به فکر خوشحالی منم که نیست
میخواد خودشو خوشحال کنه نه منو
ببین پوستم یه شبه چه خوب شده
عشق باعث درخشیدن زنها میشه
این عشقه؟
هست
چهجوری میتونم عاشقش نباشم؟
فقط یه زن دیوونه عاشقش نمیشه
ساعت چنده؟
میتونی نیم ساعت بیشتر بخوابی
قرار نیست بهخاطر سنم خجالت بکشم
چهل یا هفتاد، مهم نیست کی دوباره ازدواج کنم
ازدواج دوباره مگه عیبه و جرمه؟
یکم باهم اختلاف سنی داریم
خیلیم کم نیست
اینروزها ازدواج با یه پسر جوون شاهکاره
خوب ورزش میکنم و خوب غذا میخورم
پیر نمیشم
هر چند وقت یهبارم برای از بین بردن چین و چروکهام میرم پیش دکتر
اینجایی، بانوی من
ترسوندمت؟
ولی بدون من بیدار شدی
اگه بیدارت میکردم، اذیت میشدی
چرا باید اذیت بشم؟
یه چیزی ازت میخوام
چی؟
...وقتی بیدار میشم
کنارم باش- انتخاب کن-
...کنارت روی تخت باشم
یا صبحونه برات صبحونه درست کنم
صبحونهمون رو بسپار به من
همسر عزیزم
جدیم، من 20 ساله تنها زندگی میکنم
یه غذا درست کردن با 5 تا مخلفات که چیزی نیست
اگه بخوای حتی میتونم 10 تا مخلفات درست کنم
چه شوهر شیرین و کاملی
ثابت کن راستشو میگی
خودت انجامش میدی؟ یا من انجامش بدم؟
بیا یه روز دیگه هم اینجا بمونیم
لباس ندارم بپوشم
میتونم بخریم
اطراف اینجا رو یه نگاه انداختم
بازار پنج روزه فقط نیم ساعت با اینجا فاصله داره
احتمالا شلوار بگی داشته باشن، نه؟
...شلوار بگی باشه یا نباشه
توی هرمدل شلواری خیلی سکسی میشی
فکرکنم چون سکسیم باهام ازدواج کردی
قبلا زنای سکسی استایل من نبودن
ولی تو منو یه گرگ گرسنه کردی
یه گرگ زیادیه
میتونی رامش کنی
اونم آمادهی رام شدنه
فایده نداره، مگه میشه دیانای رو عوض کرد؟
من همون جوری که تو بخوای میشم
پس دیانای من مهم نیست
یه چیزی دربارهی زنها هست
پیر که میشن بدبخت میشن
من نمیخوام پیر بشم
باید ازت میخواستم منو بدبخت نکنی
پس میخوای همینجوری راحت باهام صحبت کنی؟
آره
اونوقت منم یه لقمهی چپت میکنم
لبم چطوره؟
چرا لبمو یه لقمهی چپ نمیکنی؟
گرسنه نیستی؟
دیروز فقط سونده سرخ شده خوردم
منوش برای یه هتل توی حومه شهر خیلی متنوعه
بعد یک دو سه باهم بگیم؟
1, 2, 3- 1, 2, 3-
ست بولگوگی- ست بولگوگی-
فکرکردم سوپ پولاک خشک شده رو میگی
هوس گوشت کردم
بایدم هوس کنی
چه خوبه
...دیگه نیمهی گمشدهامو دارم
تا صبحونه رو باهاش تقسیم کنم
شمارهی آجوما رو بهم بده
شماره آجوما؟- آره-
چرا؟
باید غذا مهمونش کنم یا یه چیزی براش بخرم
شش سال توی خونهی ما کار کرده
انقدر وقت خالی داری؟
من خودم حواسم به اون هست
هرچی، وقتی میگم شمارهشو بهم بده، بده
فقط نسبت به منه که بیتفاوتی
واسه همه وقت داری، به من که میرسه کار دادی
میخوام باهاش حرف بزنم، گفتی آجوما ترسوندت
چرا بیدارم نکردی؟
اگه بهخاطر بیپتو خوابیدنت سرما بخوری چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.