İlk 200 satır.
جویی
بیا اینجا ببینم
بله رئیس؟
صبح بخیر عزیزم
بیدارت کردم؟
این هفته خیلی خلوته
کم کم شلوغ میشه
رئیس میخواد ببیندتون
الان
حتما خیلی خوش میگذره
بریم
خانمها؟
از این طرف
سلام کاپتان
اوضاع روبراهه رئیس؟
احتمالا میخوای ما رو بکشی
...شما سه نفر زشتترین
میدونید که حماقت شماها
ما رو مضحکه خاص و عام کرده؟
مضحکه؟ این ماه ماهِ سختی بوده رئیس
هی، من از کارم کم نذاشتم
مطمئنی حالت خوبه رئیس؟
تنایتس دارم
یعنی چی؟
خدایا
یعنی وزوز گوش
میدونید دلیل وزوز گوش چیه؟
اضطراب
میدونید دلیل مضطرب من چیه؟
شما سهتا کلهپوک
بیشتر تلاش میکنیم کاپتان
...دکترم
گفته اگه هر روز این کار رو بکنم از شرّش خلاص میشم
الان سه هفتهست که هر رزو دارم این کار رو میکنم
و حدس بزنید چی؟
گوشم هنوز وزوز میکنه
رئیس، بذار یه کاپوچینو برات بیارم
کاپوچینو نمیخوام
چیزی که میخوام اینه که شما سه نفر روسو رو برام بیارید
روسو؟
روسو
یارو روانیه
...درسته، ولی
شما سهتا حتما ازش خوشتون میاد
...حالا
برید روسو رو برام بیارید
برید
حالم داره بهم میخوره
هی
امروز از اون روزهاست
نوشیدنی چی میخوری؟
همیشه وقتی با یکی قرار داری دیر میای؟
متأسفم
راستی، هیچوقت بهم نگفتی که شغلت چیه؟
رمان مینویسم معمولا ترسناک
صورتحساب، لطفا - حتما -
...تو
من تازه رسیدم تو داری میری؟
آره، جای دیگه قرار دارم
و راستش، اونی که الان باهاش قرار دارم پتانسیل بالایی داره
پتانسیل؟
چی؟
به نظرم حرکتش عاقلانه بود
پتانسیل
مطمئنی اونی که دنبالشیم همینه؟
آره
همیشه اینجا قرار میذاره
ده دلار شرط میبندم به محض اینکه خبر رو بشنوه
میزنه زیر گریه
ده دلار؟ تا حالا ندیده بود بیشتر از 5 دلار شرط ببندی
شرط میبندی یا نه؟
چرا که نه؟ بدم نمیاد ده دلار بزنم به جیب
شیفتت کی تموم میشه؟
بعد از نیمهشب
دوست دارم یه شب شام با هم بریم بیرون
نظرت چیه؟
حتما، عالی میشه
به شوهرم زنگ میزنم اون هم بیاد
میشه پنج دلار رومئو
=
آقای رندی روسو؟
بابت اجاره اومدید؟
به خانم مالونی بگو تا آخر هفته
حتما پولش رو جور میکنم
فکر کنم ما رو با کس دیگه اشتباه گرفتی آقای روسو
واقعا؟
بله. من لوپز هستم دنی لوپز
و این آقایون همکارهای من هستن
میکی سانچز و دیکی دماتئو
ما کارآگاه پلیس هستیم
که اینطور
متأسفانه خبر بدی براتون داریم
زن سابقم میخواد برگرده پیشم؟
نه
شما روزنامهنگاری هستی که
خبر پرونده مایکل کیفر رو کار کرد، درسته؟
خود خودشم
اون از دوستان خوب من بود
یه هفته بعد از اینکه شماها
ولش کردید رفتم دیدنش
ما میخوایم یه صحبت کوتاه باهات داشته باشیم
با کمال میل
باید هم اینطور باشه
ما تو این شهر خیلی محبوبیم
میخوایم بدونیم چه بلایی سر آقای کیفر اومد
آقایون، من فقط با آدمهای روشنفکر صحبت میکنم
فکر ما از لامپ صد هم روشنتره
همیشه از صحبت کردن با پلیسهای صادق لذت میبرم
خب؟
خب، به دلیل حفاظت از خودم
ترجیح میدم اسمی از من برده نشه
فهمیدم
همهچیز از یه شهر کوچیک تو حومه انگلستان شروع شد
اصلا از این صدا خوشم نمیاد، بیل
چیزی نیست. حتما روباهه
باز هم برو نگاه کن
نصفشبه! کجا رو نگاه کنم؟
دست بردار
چته؟ - برو بیرون یه نگاه بنداز -
هیچوقت به حرف آدم گوش نمیده
این همه راه اومدم واسه هیچی
چقدر هم سرده
نه، نه
آقای لوئیس الان میتونن شما رو ببینن
آقای مایکل کیفر؟
بنشینید
سلام
نوشیدنی؟
یه نوشیدنی قوی لطفا
برندی؟
ویسکی باشه بهتره
دفتر قشنگی دارید
ممنونم
خانوادهم میخواستن دفتری بسازن که تا چند نسل بعد هم قابل استفاده باشه
بیشتر شبیه خونه دوممه
که اینطور
الان میل ندارم
هنوز صبحونه نخوردهم
بله، درسته
آدم باید مراقب خودش باشه
درست نمیگم - صد درصد -
مگان؟
مگان؟
میشه لطف کنی و یه ظرف سیبزمینی سرخ کرده برای ما بیاری؟
شما چیزی میل ندارید آقای کیفر؟
نه، ممنونم من سیرم
بسیار عالی
خوشحالم که بالاخره چهرهتون رو هم دیدم
باعث افتخار منه، آقای لوئیس
کجا اسکان کردید؟
یه اتاق تو یه هتل همین نزدیکی کرایه کردم
خوبه
کلبه مادرتون فقط
بیست دقیقه از شهر فاصله داره
تو یه روستای زیبا
بله، شنیدهم
ممنونم مگان
من مادرتون رو میشناختم انسان بینظیری بود
...ایشون
واقعا بهتون تسلیت میگم
مادرم من رو وقتی یک سالم بود به خاطر اعتیاد سپرد به یه خانواده دیگه
در نتیجه هیچ خاطرهای ازش ندارم
خب، وقتی شما به دنیا اومدید مادرتون هنوز نوجوون بود
اون موقع اوضاع فرق میکرد
ازدواج هم نکرده بود و درآمد ثابتی نداشت
کاری که کرد به صلاحتون بود
البته کمی بعد برادر ناتنی شما یعنی اریک رو به دنیا اورد
که البته الان جوون خوبیه
...من تا حالا ندیدهمش، پس
بله، شنیده بودم
مادرم چطور از دنیا رفت؟
نامهتون خیلی مختصر بود
وقتی داشت با اریک قدم میزد
چندتا سگ بهش حمله کردن
سگ؟
بله، اریک نجات پیدا کرد
من چند هفته پیش با دکترش صحبت کردم
باید مجددا باهاش تماس بگیرم امیدوارم حالش خوب باشه
راستش من اصلا انتظار این یکی رو نداشتم
راستش اخیرا تو اون منطقه سگها زیاد به مردم حمله میکنن
همین چند روز پیش یه کشاورز هم تو جنگل مورد حمله قرار گرفت
سیبزمینی سرخ کرده نمیخوری؟
مال همین چند روز پیشه هنوز خوشمزهست
نه، ممنون چیزی نمیخورم
البته
میشه بریم سر اصل مطلب، آقای لوئیس؟
من باید برگردم به کارهای دیگهم برسم
بله، البته
من رو آرچیبالد صدا کنید
اینجوری احساس میکنم از اون آدمهای
عصا قورت دادهام
البته
تا جایی که میدونم تو وصیتنامه مادرم
از من به عنوان وارث یاد شده درسته؟
بله
مادرتون خیلی زیرکی کرد که
درست قبل از حادثه اومد پیش ما
راستش خانواده من الآن چند نسله که
نماینده قانونی خانواده شماست
ما نسل اندر نسل وکیل دادگستری بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.