İlk 200 satır.
...آنچه در "ری داناوان" گذشت
اوه، پس آسمون دهن باز کرد و تصمیم گرفت سنگ بباره؟
هی، دستِ خدا، من !سنگ دود نمیکنم
.نباید این بیرون باشی پسر
اینجا تو "استاتن آیلند" چه غلطی میکنیم؟
.برات 50 هزار تا وثیقه میذارم
.فراتی" میخواد تو رو ببینه"
...تمایل جنسیـت
.یا کشوری که درش به دنیا اومدی
داری سربهسرم میذاری؟
.تریسا"، نه. بیخیال" !این کار رو نکن لعنتی
حالا پول کوفتی کجاست "سندی"؟
.دست "برندون" ـه
!برای خانوادهـمه
.فقط یه وزنهبردار کوفتی ـه
!آره
!رفیق! بس کن
.طرف پلیسه .میتونه کمک کنه
.کش رفتن پول از زندان رو تعطیل کرده
.همگی عصبانی شدن
.باید اسامیـشونو بدم
."قاضی "شول
.مشکل یه خبرچین داری
اسمی هم داری؟ - ."شول" -
.گفتش طرف یه قاضی ـه
."ممنون "ران
.بهت اعتماد کردم لعنتی
...ای مرتیکهی عوضی
:مترجم High bury
!پریدش
!پس برو بگیرش
.داره از اونطرف میره .جلوشو بگیر
.برو دنبالش
!نذار فرار کنه
!لعنتی
هی، بیشتر از اونی که دوست دارم ...طول کشیده
...اما داریم زمین رو میگیریم
و وقتی این کار رو کردیم ...به هیئت مدیره تحویلش میدم
.و اونا هم تاییدش میکنن
.قبلا هم این حرفو شنیدیم
...تا آخر هفته
.قرارداد زندان "آرتور کیل" رو امضا میکنم
.تا دوشنبه، به هیئت مدیره تحویلش میدم
.داره جور میشه
...الان خیلی وقته که
.مدام داری همین حرفو میزنی
.تد"، "تد"، "تد" به من نگاه کن"
.دارم شخصا بهت قول میدم
خوبی؟
کمک میخوای؟
میتونم از دستشویی استفاده کنم؟
.آره
.ممنون
چیه؟
.تو رستوران "شایان" بیا دنبالم
چرا؟
.چیزی دارم که دنبالشی
!هی
.هی - .حدس بزن چی شده
خوبی؟
.آره، خوبم
چرا اینقدر طولش دادی؟
!ماشیندار شدیم
...صبر کن
!آره
چی؟
.یه ماشین روبازه
دزدیدیش؟
.نه
از کی گرفتیش؟
.از یه یارو
از کی؟
."بابی" - .خدای من -
پولشو از کجا اوردی؟
اهمیتی داره؟
...خب
.بهش کلی کوکایین دادم
داری شوخی میکنی؟
.اما دیگه همهش تموم شده
.به خدا قسم، همهش تموم شد
.بیخیال
میشه هیجانزده بشی؟
لطفا؟
واقعا دیگه هیچی نداری؟
.نه
چی؟ - ...خب -
.یکم دیگه مونده
.اوه، لعنتی، پسر بس کن
...اما در کنارش یه
.فولکس واگن روباز 1988 داریم
.آدم خیلی بدی هستی
.خیلی بدی
.آره، اما تو دوستم داری
.عاشقمی
.باشه
چیه؟
"میدونی چرا "فراتی زندان رو بهت نمیفروشه؟
.داره کلی پول ازش درمیاره
...پلیسا، قضات
.همگی پاشون گیره
منو اوردی اینجا تا اینو بهم بگی؟
.نه
اون چیه؟
."فراتی" - چه کار میکنه؟ -
.بهم میگه یه قاضی رو بکشم
.ممنون
."ری"
حالت خوب میشه؟
هزار دلار داری؟
برای چی؟
.میخوام یه جایی برم
چی، با هزار دلار؟
،میخوای چه کار کنی بری تو جنگل وامونده زندگی کنی؟
.نمیدونم
.جنگل هم خوبه
من؟
.من بودم پیرمرد رو بهشون تحویل میدادم
.به هر حال دیگه اهمیتی نداره
.یه زندگی جدید میخوام
.یا اون یا میزنم خودمو میکشم
.هی، مزخرف نگو
...فقط میخوام یه جایی برم
جایی که انگلیسی حرف نزن، میدونی؟
.دوباره از نو شروع کنم
ذهنمو عوض کنم، میدونی چی میگم؟
...زبان متفاوت، غذای متفاوت
.آبجوی کوفتی متفاوت
جدی؟
کجا بری؟
کراوسی؟
چی، نزدیک یونان؟
...نه، اونجا نیست
،اوه، آره، نه .به هر حال نزدیکش میشه
.یا نیوزیلند یا همچین جایی
.اونجا انگلیسی حرف میزنن
.احتمالا اینطوری آسونتر میشه
...فقط میخوام
...ای کاش میتونستم برگردم
و اوضاع رو عوض کنم، میدونی چی میگم؟
.کارای زیادی رو انجام ندادم
.آره، منم خیلی کارا رو انجام ندادم
.اما نمیتونی
...هزار دلار برای
.یه بلیط دارم
میخوای باهام بیای؟
.نه
.نه، من فقط سرعتت رو کم میکنم
."نه اینطور نیست "تر - .چرا همینطوریه -
.اما بهم گوش کن ...اما دیگه جلوی من
...حرف از کشتن خودت نزن وامونده
.باشه؟ دیگه حتی فکرشم نکن
.همه چیز درست میشه
...ما درستش میکنیم
.و اوضاع درست میشه
.حتما
...در کنارت بودم
."تو مریضی "ابی
.هر بار که ازم خواستی بهت کمک کردم
.هر بار کوفتی
.یا عیسی مسیح
.بازم بهم پشت کردی
هر فرصتی که گیر .اوردی بهم پشت کردی
آخه چرا "ریموند"؟
.بهم بگو
اگه میخوای بهم شلیک ."کنی زودتر این کار رو بکن "میک
."به اون پول نیاز دارم "ریموند
صدامو میشنوی؟
.الان لازمش دارم
.هی
.بیدار شدی
چرا "ریموند"؟
چرا چی؟
چرا دوباره سعی کردی زندانیم کنی؟
میدونی برای مردی به سن من چقدر سخته؟
من باید، باید .حالا خودمو به خاطر تو عوض کنم
چی داری میگی؟
.به اون پول کوفتی نیاز دارم
کدوم پول؟
."سه میلیونم "ریموند
.پسش دادم
...تو
چه کار کردی؟
.پسش دادم
میشه یکی از اونا بخورم؟
...بیست سال
.زمان درازی ـه
بیست سال قبل، چی وجود داشت؟
1998؟
...اگر از 1998 زندانی میشدی
...چه کار میکردی، بدون هیچ زنی
...بدون تحت نرم
بدون کوچکترین راحتی و آسایشی؟
.ببخشید
چی؟
.متاسفم
از کی تا حالا؟
.خیلی وقته
پس بهم کمک میکنی؟
."دیگه هیچ پولی ندارم "میک
.خب، میتونی کارای دیگهای بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.