MINDHUNTER

MINDHUNTER

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Mindhunter S01E03 720p REPACK WEBRip x264-STRiFE
Mindhunter S01E03 1080p WEBRip x264-SERIOUSLY
Mindhunter S01E03 1080p NF WEB-DL DD5 1 x264-NTb
Mindhunter S01E03 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
Mindhunter S01E03 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Mindhunter S01E03 WEBRip x264-SERIOUSLY
Mindhunter S01E03 WEBRip x264-RARBG
Şunun yorumuyla Naser_69
ناصر اسماعیلی | DibaMoviez.Com , LiLMeDiA.Tv , Mxsub.Ir

Etiketler

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
1080
Yayınlandı: 2017-10-21
İndirmeler: 55
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

پارک سیتی. کانزاس

ترجمه از ناصر اسماعیلی

بوستون. ماساچوست

‫- میرم قهوه بگیرم، قهوه میخوری؟ ‫- تو هواپیما یکم خوردم

‫می‌بخشید، اجازه هست؟

‫دانش‌آموزها اجازه‌ی هر کاری رو دارن

‫- فصل سرماست ‫- ببخشید، چی؟

‫فقط گفتم فصل سرماست

‫بیل

‫- چطوری؟ خوش اومدی ‫- ممنونم

‫خانواده‌ت چطوره؟

‫از کِی تا حالا این چیزا برات مهم شده؟

‫تازگی‌ها دارم وانمود میکنم مهمه

‫- میخوای یه‌راست بریم سر اصل مطلب؟ ‫- آره

‫اومدش

‫دکتر وندی کار ‫همکار من هولدن فورد

‫دکتر کار

‫مامور فورد ‫مطالب زیادی درباره‌تون خوندم

‫- درباره‌ی من؟ ‫- یادداشت‌هاتون

‫ممنونم

‫خیلی‌خب، بریم به دفتر من

‫خوشحالم این جلسه ترتیب داده شد

‫می‌دونین، وقتی نوشته‌هاتون از ‫جلسات با «کمپر» رو برام فرستادید

‫شدیداً گرم نوشتن کتاب جدیدم بودم

‫- کتاب جدیدتون درباره‌ی چیه؟ ‫- درباره‌ی مجرمان رده‌بالاست

‫مردانی که زیاد با ‫ادموند کمپر شما فرق ندارن

‫چطور میگین که مردانی که شما درباره‌شون ‫مطالعه می‌کنید شبیه ادموند کمپر هستن؟

‫خب، اول از همه ‫همشون جامعه‌ستیز هستن

‫من درباره‌ی غول‌های صنعت مطالعه کردم:

‫IBM, MGM, Ford, Exxon ‫هر چی که بگی

‫و البته، همه‌ی این مردان ‫زن، بچه، سگ و ماهی قرمز دارن

‫ولی نه چون دیگه از ‫جامعه‌ستیز بودن دست برداشتن

‫بلکه چون اونا فقط ‫تمایلات مختلفی داشتن

‫ولی شما فکر می‌کنین اونا ‫ویژگی‌های شخصیتی بارز یکسانی دارن؟

‫خب، کمپر که اصلاً پشیمونی رو ‫در خودش نشون نمیده

‫نداشتن ساختار احساسی درونی

‫نداشتن توانایی اندیشیدن ‫به تجربه‌ی دیگران

‫- این‌ها رو تو نوشته‌های من دیدید؟ ‫- واضح‌تر میشد اگه...

‫شما کلمه‌به‌کلمه مصاحبه‌هاتون رو ‫ضبط و بازنویسی می‌کردید

‫ولی بله

‫گرچه بدیهیه که پروژه‌ی شما در مراحل اولیه‌ست

‫ولی از همین جا احساس میشه که ‫جانشین کتاب «ماسک سلامت عقل» هست

‫که همونطور که می‌دونید ‫تعریف بزرگیه

‫دوباره میگین؟ ماسک...

‫پس شما میگین که فکر نمی‌کنین

‫اینکه ما با این آدم‌کش‌ها ‫مصاحبه می‌کنیم دیوانگیه؟

‫کاملاً برعکس

‫ببینید، دیوانه به شکلی که هر کسی ‫با یه ایده‌ی کاملاً جدید دیوانه‌ست

‫- ولی نه ‫- وای. خیلی‌خب

‫خیالم راحت شد

‫راستش این بازخوردی نبود ‫که ما تا حالا داشتیم

‫راستش، این تنها بازخوردیه ‫که ما تا حالا داشتیم

‫خب، این مردان درست همینجا ‫نشستن، زندانی هستن

‫و ما اونقدر از بُعد اخلاقیش می‌ترسیم

‫که نمی‌تونیم اهمیت گسترده‌ی ‫اندیشه‌ی اونا رو ببینیم

‫گسترده در اجرای قانون؟

‫در دانش رفتاری، ردیابی اولیه ‫جرم‌شناسی، هر چی بگین

‫بله بله، این چیزیه که من ‫از همون اول می‌گفتم

‫جدی؟

‫شما فقط باید این نوشته‌هاتون رو ‫به شکل رسمی‌تری در بیارین

‫وقت و انرژی زیادی می‌بره

‫تا به پروژه‌ی بزرگ‌تری با پرسش‌نامه‌ی ‫مشخص گسترشش بدین

‫تاریخچه‌ی خانواده‌شون

افکارشون درباره‌ی کاری که کردن چه بوده

‫در هنگام قتل‌ها کِی تحریک شدن و این چیزا

‫بعدش مقابله و مقایسه کنید و منتشرش کنید

‫منتشر؟

‫خب، نمی‌تونین که انتشار یافته‌هاتون رو ‫محدود به اف‌بی‌آی کنین

‫- منظورم اینه حتی تبدیل به یه کتابش کنین ‫- یه کتاب؟

‫وای. ما کاملاً بابت این اعتقادی ‫که بهمون دارین ممنونیم

‫ولی ما اجازه نداشتیم تا اون ‫نوشته‌ها رو براتون بفرستیم

‫- ما به هیچ شکلی نمی‌تونیم کارمون ‫رو منتشر کنیم - چرا نتونین؟

‫رئیس بخش ما فقط آخر هفته‌ها ‫بهمون مرخصی میده

‫و یه دفتر توی زیرزمین

‫شاگرد هم داریم برا تدریس ‫تمام وقت باید در «تدریس جاده‌ای» باشیم

‫- نمی‌تونیم همه چی رو رها کنیم تا... ‫- تدریس جاده‌ای؟

‫میریم به سرتاسر کشور و تکنیک‌های اف‌بی‌آی ‫رو به پلیس‌ها آموزش میدیم

‫امروز بعدازظهر با بنجامین میلر

‫تو «بریجواتر» دیدار داریم

‫تدریس جاده‌ای چیزیه که ‫بهمون این آزادی رو میده

‫که بریم بیرون و با این آدما مصاحبه کنیم

‫می‌تونیم ذره ذره پیش بریم

‫کمپر و میلر و از اینا شروع کنیم

‫همونطور که گفتین تو زمان آزادمون مطالعه کنیم

‫نمی‌دونستم این کارتون اینقدر غیر رسمیه

‫می‌تونیم رسمیش کنیم، می‌تونیم راحت ‫انجامش بدیم، و بعد بریم سراغ کتاب

‫جانشین ماسک...

‫راستش من فقط می‌خواستم ‫نظر یکی دیگه رو هم بدونم

‫ببینم از نظر شما کار ما از دیدگاه آکادمیک ‫ارزشمند هست یا خیر

‫نوشته‌هاتون درباره‌ی کمپر رو به ‫رئیس بخشتون نشون دادین؟

‫خیر

‫اینکه به اداره‌های پلیس درس بدین ‫کس دیگه هم می‌تونه انجامش بده؟

‫- هر کسی می‌تونه، اصلاً اونقدرا سخت نیست ‫- این درست نیست

‫و ربطی به موضوع صحبتمون نداره

‫شپارد اصلاً نمی‌خواد ما دراین‌باره صحبت کنیم

‫تو فکر میکنی اجازه‌ی اینکه تمام‌وقت ‫مطالعه‌ی آکادمیک بکنیم رو بهمون میده؟

‫نوشتن کتاب هم فراموش کردی؟

‫شما واقعاً فکر می‌کنین مردم به حاشیه‌های

‫اجرای قانون علاقه‌مند میشن؟

‫آخه تصور کنید

‫واقعآً تصور کنین چه شهامتی میخواد ‫که یکی رو با چماق اونقدر بزنی تا بمیره

‫عطش زندانی نگه داشتن

‫احساس تحریک شدن

‫تصمیم بر تجاوز به ‫سر جدا شده‌ی قربانی‌تون

‫تا جنازه‌ش رو تحقیر کنین

‫آخه چطور تونستین اینا رو از یه ‫گزارش عادی پلیس به دست بیارین؟

‫می‌دونین چرا نزدیک ده سال طول کشید ‫تا کتابم رو منتشر کنم؟

‫چون خودشیفته‌ها پیش دکتر نمیرن

‫جامعه‌ستیزها این باور رو دارن ‫که هیچ ایرادی ندارن

‫پس مطالعه روی این مردان واقعاً غیرممکنه

‫با این‌حال شما راهی رو پیدا کردین ‫تا روشون مطالعه کنین

‫اونم تو شرایط شبه آزمایشگاهی

‫این چیزیه که این کارتون رو اینقدر ‫هیجان‌انگیز و به شکل بالقوه وسیع میکنه

‫نه اینکه من مخالفم، من اندازه کافی ‫با هولدن وقت گذروندم

‫که می‌دونم وقتی این نگاه ترسناک ‫تو چشماش هست معنیش چیه

متاسفانه این در چهارچوب سیستم دیوان‌سالاری اف‌بی‌آی ممکن نیست

‫آخر هفته‌ها رو داریم ‫عصرهای بعد از تدریس جاده‌ای رو داریم

‫یه ساعت‌های قبل از تدریس جاده‌ای ‫نیازی نیست به شپارد بگیم

‫مصاحبه با چهل مرد که در ‫سرتاسر کشور هستن کاری تمام وقته

‫و اگه میخواین این کار یه ‫مطالعه‌ی آکادمیک قانونی حساب بشه

‫پس باید چهار یا پنج سال رو در نظر بگیرین

‫- و گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات ‫- درسته

‫خب...

‫شرم‌آوره

‫ما تا یه ساعت دیگه با میلر مصاحبه داریم ‫و یه مقدار با ماشین راهه

‫می‌دونین، این کارتون واقعاً مهمه

‫اگه رئیستون بهتون اجازه نمیده انجامش بدین

‫پس باید با کسی صحبت کنید که ‫آزادی و منابع این رو داره که...

‫فعلاً به همین منوال ادامه میدیم

‫سرعت کارمون پایین خواهد بود ‫ولی فعلاً که قصد تسلیم شدن نداریم

‫البته که ندارین

‫ولی خوبه که یکم تشویق بشیم ‫حتی اگه دستامون بسته باشه

‫ممنونم

خوشوقت شدم

‫- اگه... ‫- نمیخواد

‫- فقط میگم می‌تونیم... ‫- هولدن

‫ببین، منم خسته شدم

‫می‌دونی، به پرنده‌ها توی حیاط شلیک میکنن

‫چون ممکنه مواد قاچاق کنن

‫راستش نمیدونم حقیقت داره یا نه ‫یکی از دوست‌دخترام یه بار بهم گفت

‫- با زنهای سابقه‌دار زیادی دوست میشی؟ ‫- نه

‫راستش، دِبی اولین دختریه

‫که از دبیرستان به اینور ‫باهاش واقعاً دوست شدم

‫- واقعاً دوست ‫- آره

‫زنم اولین زنی هست که ‫باهاش واقعاً ازدواج کردم

‫فکر کنم اونا گفتن ساعت سه ‫منتظر چی هستیم؟

‫اگه سیگاری بودی کمتر بی‌قرار میشدی

‫باید یه ضبط صوت میاوردم

‫مامورین فدرال تنچ و فورد؟

‫آقایون، من دکتر کیل هستم ‫یکم پیش پشت گوشی با هم حرف زدیم

‫ممنون که اینکارو می‌کنین ‫می‌دونیم که درخواستمون یکم غیرمتعارفه

‫متاسفانه میلر میگه با شما صحبت نمیکنه

‫ببینین، قبلش بهم گفتیم و اون موافقت کرد

‫ولی الان دیگه هیچ کاری ‫از دستمون بر نمیاد

‫- فردا باید حال بهتری داشته باشه ‫- فردا؟

‫خب، گاهی اوقات اینطوری میشه

‫فقط یه دوره‌ی زمانی باید بگذره تا ‫بتونه با مردم ارتباط برقرار کنه

‫اغلب مجبوریم غذاش رو ببریم تو سلولش ‫چون اون بیرون نمیاد

‫امشب از اینجا میریم ‫نمی‌تونیم فردا بیایم

‫شرمنده‌ام، دوباره هم ‫به بوستون برمی‌گردین؟

‫شاید

‫ممنون از وقتی که دادین دکتر. ممنونیم

‫خواهش میکنم

‫خب، این بار آخریه که ‫از قبل بهشون خبر میدیم

‫هولدن؟

‫تا حالا این حس رو داشتی ‫که لبه‌ی چیزی بزرگ ایستادی

‫و اون مدام توی سرت می‌چرخه؟

‫- اون میز اتو رو از کجا آوردی؟ ‫- کمدت

‫نمی‌تونم فکرم رو از رو این پروژه بردارم

‫دکتر کار گفت می‌تونه ‫نتایج گسترده‌ای داشته باشه

‫چرا بیداری؟ علف منو تو کشیدی؟

‫نمی‌تونم فکرم رو از رو این پروژه بردارم ‫ایده‌ش خیلی هیجان‌انگیزه

‫خیلی‌خب

‫فقط وقتی برگشتی به تخت منو بیدار نکن

‫ریسل تا یه ساعت دیگه میاد اینجا

‫پس ما لازم نیست بریم سر ‫تدریس جاده‌ای تا بهش برسیم

‫وان گرینوود هست

‫- چاقوکش «اسکید رو»؟ ‫- آره، تو کالیفرنیاست

‫همراه با هربرت مالین

‫خفه‌کننده‌ی سینسیناتی...

‫- اسمش چیه؟ ‫- پوستیل لسکی جونیور

‫توی سینسیناتی هست؟

‫آره

‫درس دادن به پلیس‌های غرب‌میانه رو دوست دارم ‫آدمای مهمون‌نوازی هستن

‫همیشه یه «ریچارد اسپک» تو ایلینویز هست ‫( یکی از آدم‌کش‌های فوت‌شده‌ی آمریکایی)

‫- عالیه، می‌تونیم غرب‌میانه رو یه چرخ بزنیم ‫- جرج جان شیفر

‫احتمال میدن حداقل سی نفر رو کشته ‫اگرچه تو فلوریدا بوده

‫اینو که میدونی نمی‌تونم ‫به خلیج فلوریدا نه بگم

‫بیل تنچ هستم

‫- سلام بیل. روی کارور هستم ‫- سلام روی، چه کمکی از دستم ساخته‌ست؟

‫باید حرف بزنیم ‫یه حمله‌ی دیگه هم شده

‫این بار منجر به تلفات شده

‫- فهمیدم ‫- شماها می‌تونین برگردین اینجا؟

‫باشه، میایم پیشت

‫- چی شده؟ ‫- کارور

‫یه مورد دیگه

‫هم‌سن رزماری گونزالز ‫فقط این بار اون مرده

‫خدای من بیل! ‫حقانیت ما ثابت شد!

‫مشکلت چیه؟ ‫یه پیرزن یکم پیش کشته شده

‫می‌تونیم دوباره با کمپر حرف بزنیم

More Farsi Persian subtitles for MINDHUNTER

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left