İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ( شـیطان مـن )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!نه
دوهی
دو هی
!دوهی
!نه
...میتونم هرکاری رو"
....از طریق کسی که
"بهم قدرت میده انجام بدم
گو وون
دوهی
الان دیگه همهچی خوبه
گو وون
...تو
نجاتم دادی؟
من خودمو نجات دادم
نه
چرا؟
گو وون
نه، نرو
نه، گو وون
هنوز خیلی چیزا میخوام بهت بگم
دیگه همه چی رو میدونم، گو وون
همه چیز رو یادم اومد
من وولشیم بودم، مگه نه؟
من میخواستم اون روزی که اولین بار همو دیدیم
خودمو بکشم
ولی ملاقات با تو باعث شد بخوام به زندگی ادامه بدم
برام مهم نیست چی هستی
فقط کنارم بمون
نرو
توروخدا از پیشم نرو
نرو
گو وون
!گو وون
!گو وون
!نه
...پس آخرش
انتخابت این بود
شیاطین نمیتوانند زندهها را) (بکشند یا مرده ها را زنده کنند
اگر این قوانین را بشکنند با) (احتراق خود به خود از بین میروند
::::::::: آيــــ(قسمت آخر: بهشت شخصی ما)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...الحق که جوجه رو آخر پاییز میشمرن
هنوز آقای جونگ رو پیدا نکردن؟
بله، حضورش توی صحنه تایید شده
ولی الان یک هفتهست که گم شده
خانم دو هنوز تو شوکه و چیزی نمیگه
نو سوک مین هم
همش چرت و پرت بلغور میکنه
با اون صورتش که انگار از جهنم کشیدن آوردنش رو زمین
من بردم
هر دوتون رو با همین دستام نابود کردم
!دوهی، درو باز کن
گمونم باید درو بشکنیم
لطفا شروع کنین
!خانم دو
سرما میخوری
اول باید لباساتو عوض کنی
بیا زیر آفتاب یکم هوای تازه به سرت بخوره
وگرنه وضعیتت خیلی بدتر میشه
...دیگه نمیتونم
این دنیا رو تحمل کنم
گو وون دیگه تو این دنیا نیست
...قبلا حتی اگه نمیدیدمش هم
میتونستم حضورش رو اطرافم حس کنم
...ولی الان
دیگه حسش نمیکنم
دوهی
نباید اینطوری کنی با خودت
با این اوضاع
تو هم ممکنه بمیری
نه نمیمیرم
نباید بمیرم
نه بعد از کارایی که گو وون بخاطر نجاتم کرد
قراره این زندگی جهنمی رو تحمل کنم
مجازات منم اینه
آخه واسه چی مجازات بشی؟
تو که کار اشتباهی نکردی
گو وون بخاطر من مرد
تقصیر منه
...اگه منو ندیده بود
من به کشتنش دادم
همش تقصیر منه
من کشتمش
این دومین باریه که خانم دو رو اینطوری دیدم
توی مراسم خاکسپاری پدر و مادرش هم اینطوری بود
انگار که کلا خودشو از دنیا جدا کرده باشه
...به زحمت
خودشو نگه داشته بود
ولی آخرش داره از هم میپاشه
شب ساکتیه- شب ساکتیه-
شب مقدسیه- شب مقدسیه-
همه چیز آرومه- همه چیز آرومه-
همه چیز در آرامشه- همه چیز در آرامشه-
مادر باکره و فرزندش غرق در آرامشند- مادر باکره و فرزندش غرق در آرامشند-
نوزاد مقدس، که لطیف و نازه- نوزاد مقدس، که لطیف و نازه-
در آرامش بهشتی بخوابه- در آرامش بهشتی بخوابه-
در آرامش بهشتی بخوابه- در آرامش بهشتی بخوابه-
کریسمس مبارک، گو وون
فکر میکردم کریسمس رو باهم باشیم
ولی تو نیستی
حس میکنم وقتی مردی
بخشی از من هم
باهات مرد
باهام قرارداد ببند
گو وون
...آرزوی من
اینه که تو برگردی
گو وون
اینجا
جهنمه؟
من مردم؟
یا دارم خواب میبینم؟
نه داری خواب میبینی
نه مردی
کریسمس مبارک، دوهی
من برگشتم
هنوزم باورم نمیشه
دنیای بدون تو خیلی وحشتناک بود
منم همینطور
دوری از تو
واسه من حکم جهنمو داره
دستتو بده بهم
بذار شارژ بشم
بیا
بیا شارژ شیم
ممنون
مدیونتم به خدا
انگار واقعا کریسمس معجزه هم میکنه
واسه چی اونکارو کردی؟
تو که گفتی تو سفر همه چیز فقط یه همراهی
دوهی میخواست قرارداد ببنده
چون تو نبودی، من مجبور شدم پیش قدم بشم
قرارداد؟
یعنی میگی میفرستیش جهنم؟
...اگه بازم باهامون بازی کنی
نگران نباش
...بهای قراردادش
از قبل پرداخت شده
بیا شرط ببندیم
اگه قدرتامو پس گرفتم
و دو دوهی زنده موند
تو میبازی
گفتم که
همچین چیزی قرار نیست اتفاق بیفته
هنوزم معتبره؟
منظورم شرطیه که بردم
اگه آرزویی داشته باشم
برآوردهش میکنی؟
الان از من کمک میخوای؟
آره
الان دستمو جلو هر بنی بشری دراز میکنم
حتی اگه تو باشی که قد کله مورچه بهش اعتماد ندارم
اگه من حس دلسوزی داشتم که دیوونه شده بودم
زندگی های تاسف بار زیادی تو دنیا هستن
...برای همین فکر نمیکردم
همچین احساسات انسانیای داشته باشم
حق با تو بود
... نباید بدون احتیاط
بگیم هرگز
تو هم درست میگفتی
خوشبختی بدون بدبختی هیچ معنایی نداره
الان میفهممش
پس با هم بیحساب شدیم
،ولی وقتی بهش فکر میکنم
واقعا خدا رو شکر
که تو قمار کردن استعداد نداری
من؟- آره-
استعداد قمار کردن ندارم؟- به هیچ وجه-
!فقط یه بار باختم !بیا یه بار دیگه شرط ببندیم
،اگه این دفعه ببرم !برای همیشه وجودت از رو زمین محو میشه
!نه
صد سال سیاه دیگه هم نه
الان زندگی کردن بین آدما رو دوست دارم
در ضمن تو هم به یه کارمند نیاز داری
فکر کردی پیدا کردن کارمندی به خوشتیپی و سخت کوشی من راحته؟
!ای بابا
...آره خب
این کار برای تو ساخته شده
موافقم
عجب بابا
بدون قدرت ها، بدن یه شیطان هیچ" "...فرقی با یه انسان نداره
!رئیس جونگ
!وای خدا، رئیس جونگ
زهرهم جَست بابا! چرا مثل بوفالو یورتمه میری؟
رئیس جونگ
گایونگ تو دیگه نیا
همین تازگی کم مونده بود بمیرم الان میخواین دوباره بکشینم؟
فکر کردیم برای همیشه از پیشمون رفتی
چته؟ ناسلامتی من شیطانم
چرا باید بمیرم؟
کریسمس تموم شده الان داریم درخت تزئین میکنیم؟
مگه چشه؟
کریسمس ما تازه شروع شده
دارم سعی میکنم چیزی که درباره کریسمس گفتی رو بفهمم
منظورت چیه؟
کریسمس یه جورایی هیجان زدهت میکنه
منم همینجوریم
کنار تو بودن هیجان زدهم میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.