İlk 157 satır.
"مدرسه راهنمايي "کيتاجيما
. مراسم فارغ التحصيلي
"سومينو-کيتا"
! بله
!"کيتا-سنپاي"
ممنونم ,ازتون متشکرم
. منم اين بهار دانش اموز دبيرستاني ميشم
! يه نفر , دونفر ,سه نفر
! پسر ,بالاخره قبول شديم
. نميتونم باور کنم که قبول شديم
... پارسال "اکو-سنپاي" و "ريکو-سنپاي" فارغ التحصيل شدن اما
, بر اين امتحان سخت بالاخره قلبه کردم ... و اين بهار ! به اون دبيرستاني ميريم که اونها ميرن
! درسته ! سلاح فريبنده
!هــــي
. اما پسر ,"کيتا" همه اش دقيقه 90 تو شانس مياوردي
منظورت چيه ؟
تو سخت درس نخوندي . درسته ؟
! عمرا
. درواقع منم مثل شما ها تلاش کردم
! انقدر بيجنبه نباش ديگه پسر
! اصلا خنده دار نبودش
. بچه ها منم خيلي دردسر کشيدم
من چيکار ميتونستم بکنم اگه "ميکوني" نامه قبولي رو نمياوردش ؟
وقتي که ببينمش بايد ازش تشکر کنم
"سومينو-کون"
"اه اينجايي "ميکوني
. بخاطر فارغ التحصيلي تبريک ميگم بهت
... و در...مورد قبلا
قبلا ؟
... نه نه مقصر اصلي من بودم ميدوني
... من بودم که بغلت کردم
شما دوتا مرغ عشق دارين چيکار ميکنين ؟
!کدوم مرغ عشق ؟
. هرچي رفيق
فقط مواظب باش که خواهرات مچت رو نگيرن
ما چي ؟
!"اکو-ني" !"ريکو-ني"
!"اه!"سنپاي
شما اينجا چيکار ميکنين ؟
.چرا ؟ ما اينجا هستيم که يکي از دکمه هات رو بگيريم
و منم دکمه دومت رو برميدارم
عمرا اون مال منه
نه مال منه
. مال منه
. در هر صورت ما اون کسايي هستيم که دکمه دومت رو برميداره
!اره اما از طرفي دکمه ها ما.... وايسا چي ؟
! همه ي دکمه هات بردن
. خوب ميدوني ...قبل از شما يه گروه بچه هاي پيش اهنگي اومدن و ...ميدوني که
. چي ؟! افتضاحه
تو گفته بودي که دوتاش رو براي ما نگه ميداري
. متاسفم ... همه چي اتفاقي شدش
... اما وايسا ,يه چيزي دارم براتون
!چي ؟! اونها رو بردن ؟
!"تو خيلي بدي "کيتا-سنپاي
! کيتا-سنپاي" تو خيلي خيلي ادم بدي هستي"
! تو بهم قول داده بودي که دکمه دومت رو به من بدي
تو به "ميکازوکي -چان" قول دادي ؟
.... کيتا" تو"
. سگ شانس
چرا اخه "کيتا" لعنتي هميشه محبوبه ؟
!"لعنت به تو "کيتا
...خوب ميدوني ....درواقع
. متاسفم
خوب خوب ما اينجا چيکار ميکنيم ؟
.اين ادم رو ولش کنيد و بياين يکي از دکمه هاي ما رو بگيريد
ما چيکار بايد بکنيم ؟
. همينجوري که نميتونيم دست خالي از اينجا بريم
منم يه چيزي ازش ميخوام نه ؟
. نه در واقع
"اکو-سنپاي" "ريکو-سنپاي"
! اينم دکمه هاي ما
لطفا اينها رو با نهايت احترام از صميم قلبمون قبول کنيد
! شما ها خيلي سمج هستينا
. نگاه کنين دوباره داريم پرواز ميکنيم
... خيلي خوب بعد از اينکه
. کي-چان" يه هديه رو که بخاطر فارغ التحصيلي به خانم ها ميده که من بهش ميگم نردبان شانس"
. هرکسي اون چيزي رو که دوست داره اين پايين نردبان مينويسه
دفعه دوم هم کسي نميتونه شرکت کنه
! اون کسي که انتخاب نشده يه شانس ديگه هم با اين برنامه داره
.همه ي شرکت کننده ها لطفا بنويسن که چي ميخوان اينجا
من شروع ميکنم
اول
دوم
!سوم
...و چهارم
. هاه؟ اما من نميخوام کاري باهام بکنه
پس براي چي اينجايي ؟
...من به زور ....اوردن
. درهرصورت ,اون پايين بنويس که چي ميخواي
.... باشه
همه خواسته هاشون رو نوشتن , چيزي فراموش نشدش ؟
... شما نظر من رو نپرسيدين
. مهم نيست
. خوب ميريم که شروع کنيم
. اولي نوشته که کوچکترين کار اينه که يقه لباسش رو داشته باشه
. خوب با يکي ديگه شروع ميکنيم
. چي ميخواين از جون من
! خيلي خوب
"اميدا-کوجي" "اميدا-کوجي"
نردبان شانس نردبان شانس
. خط ها رو دنبال کن
"اميدا-کوجي"
! نردبان شانس
. يکي از خواسته ها از چرخه حذف شدش
. اگه بتونم از اين يکي دوري کنم . ميتونم يه شانس خيلي خوب با "کيتا-چان" داشته باشم
"اکو"
چطوري ....اينجوري شدش ؟
...نميتونم خنده ام رو کنترل کنم ....نميتونم خنده ام رو کنترل کنم
کي ...کي اين رو نوشته ؟
. اره اون يکي رو من نوشتم
اروم باش ! وقتي که داشتين درباره دکمه ها صحبت ميکرديم . ميدونستم که اين عملي هستش
بعدي اينه که "زير دامن من رو ببينه "کيتا-سنپاي"؟
"اميدا-کوجي" "اميدا-کوجي"
نردبان شانس نردبان شانس
"اميدا-کوجي"
! نردبان شانس
"ميکازوکي"
! اره
... اين يکي ميتونه
. اره اين يکي رو من نوشتم
اما چرا اين ....؟
! تا اينکه ....,البته
کيتا-سنپاي" يه تصوير خوب توي ذهنش درست بشه" باشه ؟
هيچ راهي وجود نداره که اون اين کار رو نکنه
. ما خيلي باهاش اين کار رو کرديم او بايد از تجربياتش استفاده کنه
. اين چيزها به نظر نميادش که تازگي داشته باشن برام
! شورتت رو بپــــــــــــوش
. اما من نميتونم بکشمش بالا
ما اين بچه رو نميتونيم دست کم بگيريمش
. اين بچه واقعا خيلي سمج هستش
چه غلطي کردم ؟ اينها دارن چيکار ميکنن ؟
. و او اصلا خجالت نميکشه
خجالت ؟ اصلا شما هم ديدين مگه نه ؟
... او يه حريف قدر هستش
. خيلي خوب ادامه ميديم
ميخوام که ايندفعه از اسم شروع کنم
. ادامه بده
. باشه شروع ميکنم
. چيزي که ميخوام اينه که اينه که با "کيتا" تنها باشم
اه جلو همه ؟
! اه اين چيزي بود که من ميخواستم
"تو خيلي خوش شانسي "ريکو
حالا حالا ديگه نميخواد خجالت بکشي . سريع تر ببوسش فقط
متاسفم ,نميتونم
خيلي خوب "ريکو-سنپاي" از اين تورنومنت حذف ميشه
او خيلي چيزهاي مشترکي داره نسبت به "اکو-سنپاي" و در اين مورد
و اخري چيه ؟
به مدت 5 دقيقه توي اتاق با "کيتا-سنپاي" تنها باشه ...؟
اخرين بهترينشون هستش نه ؟
وقتي که ميخواستيم شروع کني اين نقشه رو ريختي مگه نه ؟
! اصلا
بس کنين ,"ميکوني" اصلا همچين چيزي رو نميخوادش
"سومينو-کون"
از طرفي اين سانسو چيه
شما چي ميخوان که من با...."ميکوني" ...انجام بدم ..؟
سومينو-کون" بس کن"
.... نه ....فقط
No comments yet. Be the first to leave one.