İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ولی ممکن است برخی از جزئیات) (با حقایق تاریخی متفاوت باشد
دستورالعملهای تولید در هنگام فیلمبرداری) (با حیوانات بهشدت رعایت شده
::::::::: آيــــ(قسمت 20)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اعلیحضرت
خوش اومدی
این خواسته صادقانهتونه؟
بله
صادقانه ازت میخوام همسرم بشی
...تو حالا
ملکهی گوریو میشی
ایشون رو تا اتاق خوابش همراهی کنین
بله، اعلیحضرت- بله، اعلیحضرت-
لطفاً با من بیا
پس
...حالا تصمیمم رو راجع به درخواست تجدید نظر
استیضاح معاون وزیر تعزیرات اعلام میکنم
بدیهیه که اون قانون رو زیر پا گذاشته
ولی
بعضی از مردم رو میشه بطور کلی ...از مجازات معاف کرد
یا برای اون موضوع بخشید
میتونید هشت قانون از ...قوانین ژو" رو استفاده کنین"
"یا بخشی از کتاب "کتاب تشریفات ...که دربارهی چگونگی مجازات نشدن
افسرهای بلند مرتبه برای حمایت از استدلالهای شمائه
به خصوص وقتی که موضوع نزدیکان خاندان سلطنتی باشه
...امپراطور میتونه تموم اشتباهات اون فرد رو
تا وقتی که خیانت علیه امپراطور نباشه، ببخشه
از این دلیل به عنوان استدلالی برای نجات معاون وزیر کیم استفاده کنین
اونطوری خدمتگزارانتون هم نمیتونن اعتراض کنن
...من حالا
...به دختر معاون وزیر کیم اون بو
به عنوان همسرم خوشآمد گفتم
...امپ- ...معاون وزیر کیم حالا-
پدر زن من و همچنین عضوی از خاندان سلطنتیه
تا زمانی که عمل اون خیانت علیه من نباشه
همهی گناهانش بخشیده میشه
بر اساس این دلایل
...من تموم اشتباهات
معاون وزیر کیم رو میبخشم
و اگه از امروز کسی اشتباهات اون رو وسط بکشه
کارش رو توهین به خاندان سلطنتی در نظر میگیرم
و به شدت مجازات میشه
...همهتون
فهمیدین؟
بله، اعلیحضرت- بله، اعلیحضرت-
وزیر یو
بله، اعلیحضرت
دختر معاون وزیر کیم به زودی لقب ملکه رو به دست میاره
مراسم لقب گذاری رو همراه وزارت تشریفات آماده کنین
چشم، اعلیحضرت
پس، جلسهی امروز همینجا به پایان میرسه
اعلیحضرت دستور دادن تو رو ببرم پیششون
...میدونی چرا خواستم
خصوصی ببینمت؟
بله، یه حدسهایی میتونم بزنم
درسته، پس، توضیح بده
تو با ملکه همکاری کردی و دربار رو رسوا کردی
تو از انواع روشهای ظالمانه و پنهان استفاده کردی
چرا اینقدر ذلیل شدی؟
مردی که من میشناسم چنین کارهایی رو نمیکنه
فوراً بهم توضیح بده
بخاطر این بود که به امپراطورم اعتماد نداشتم
امپراطور هم آدمیزاده
...برای یه موجود ناقص
...داشتن چنین قدرت زیادی
واقعاً خطرناکه
اگه هیچ کدوم از اربابان منطقهای امپراطور رو کنترل نکنه
...دیگه هیچ چیزی
جلو دار امپراطور نمیشه
و اونجوری مردم
...فقط میتونن دعا کنن
که پادشاهشون یه پادشاه حکیم باشه
فقط میخواستم جلوی چنین چیزی رو بگیرم
ناامید از رسیدن به هدفم
...از هر روش رذلی که میتونستم
استفاده کردم
ولی خب
هیچ کدوم به نتیجه نرسیدن
اعلیحضرت
لطفاً جون من رو بگیرین
اگه زنده نگهم دارین
مدام سر راهتون قرار میگیرم
برو بیرون
اعلیحضرت
تو رو طرف خودم نگه میدارم
پس از این به بعد هم
من رو توبیخ کن و سعی کن کنترلم کنی
و اونطوری من رو
به یه پادشاه دانا تبدیل کن
ولی، دیگه از مسیر درست منحرف نشو
...این
چیزیه که بهت میاد
لطفاً فعلاً توی این اتاق بمونین
بعد از مراسم مقام گذاری به یه اتاق بزرگتر منتقل میشین
تا اون موقع، من و این خدمتگزارها بهتون خدمت میکنیم
باشه، ممنون
نیازی نیست باهام رسمی صحبت کنین، بانوی من
من برای خدمت به شما اینجام
"بانوی من؟"
بله، از اونجایی که شما با اعلیحضرت ازدواج کردین
ما باید شما رو "بانوی من" صدا کنیم
...بانوان خاندان سلطنتی
...و همسران مقامات دولتی
برای احترام اینجوری صدا زده میشن
و بعد از مراسم مقام گذاری
شما همسر امپراطوری میشین
حالا لطفاً استراحت کنین
فکر میکنین دارین چیکار میکنین؟
...چطور میتونین فقط برای نجات معاون وزیر کیم
چنین دختر فرومایهای رو به عنوان همسرتون انتخاب کنین؟
مراقب حرف زدنت باش
اون هم به اندازهی تو محترمه، ملکه
اون دختر فقط زیرکه
برای گرفتن قدرت زنی که با اعلیحضرت همخواب شده
!داوطلبانه به اتاق خواب شما اومده
اون چنین کاری نکرده
برخلاف اینکه میدونست این میتونه محدودش کنه
خودش رو قربانی کرد
اعلیحضرت- به اتاقتون برگردین-
دیگه حرفی باهاتون ندارم
اعلیحضرت
اگه این کار رو کنین خصومت خدمتگزارهاتون باهاتون بدتر میشه
سرپیچی های اربابان منطقه هم همینطور
بخاطر همین سعی کردم معاون وزیر کیم رو برکنار کنم
...من فقط سعی داشتم
که شما یه امپراطور کاملاً طرد شده نباشین
گفتم برگرد اتاقت
اگه میخواین اون دختر رو بپذیرین، اشکالی نداره
این از اختیارات شماست که صیغه بگیرین
ولی، نمیتونین بهش مقام همسر امپراطوری رو بدین
...فقط نوادگان خاندان امپراطوری
میتونن ملکه و یا همسر امپراطوری بشن
این رسم خاندان سلطنتیه
من پادشاهم
...من نباید فقط به امنیت خاندان سلطنتی فکر کنم
باید نگران آیندهی مملکت هم باشم
اعلیحضرت- برای تو هم همینطوره، ملکه-
از روزی که ملکه شدی
باید گوریو رو به خاندان سلطنتی ترجیح بدی
...من و تو
حالا راهمون از هم جداست
...هر چیزی که داری سعی میکنی ازش محافظت کنی
چیزهاییه که من میخوام بشکنمشون
...اعلیحضرت- لطفاً برو-
رو در رو شدن باهات داره کار رو برام سخت میکنه
...واقعاً میترسم که
ازت بیشتر متنفر بشم
اعلیحضرت، داره دیر میشه
باید از دادگاه برین
بانو کیم منتظرتون هستن
اعلیحضرت، مشکل چیه؟
بانو کیم امروز وارد قصر شدن
اگه تو چنین روزی به اتاقشون نرین
مردم قصر ممکنه فکرهای عجیبی کنن
...اعلیحضرت
باشه
فهمیدم
نباید برین پیش اون- ملکه-
ملکه فقط به خاطر شما زندگی کردن، اعلیحضرت
چطور تونستین انقدر بیرحمانه لگدمالش کنین؟
لطفا برو کنار
به روزی که تاج و تخت رو به دست گرفتین فکر کنین
کی بود که شما رو سر پا کرد و ازتون حمایت کرد؟
کی بود که با شما از کاخ سلطنتی فرار کرد؟
...و کی بچهاش رو به این خاطر از دست داد
و با درد گریه کرد؟
لطفا ملکهتون رو رها نکنین
التماستون میکنم
بانوی من. اعلیحضرت تشریف آوردن
سرورم
ببخشید که دیر کردم
نفرمایید
بفرمایید بشینین
بله
...ممکنه
براتون یه نوشیدنی بریزم؟
بله، لطفا
لطفا برای منم بریزین
بله، ببخشید
بفرمایید- بله-
الان واقعا ازدواج کردیم
بله
ممنون که منو پذیرفتین
و ممنون که پدرم رو نجات دادین
نه، اون کسی بود که باید نجاتش میدادم
...تو هم کسی هستی
که باید میپذیرفتم
با من ازدواج کردین چون مجبور بودین؟
...یا
منو میخواستین؟
ببخشید
شرمنده نباشین
همین برام کافیه
،من جون پدرم رو نجات دادم
و قراره به عنوان ملکهی شما شناخته بشم
من صمیمانه قدردانم
لطفا چیزی که راجع به نامگذاری من به عنوان همسر امپراتوری گفتین، پس بگیرین
نمیتونم این کار رو بکنم
شما لایق این رفتار هستین
No comments yet. Be the first to leave one.