İlk 200 satır.
ماریوس، گزارشاتی رسیده که .گاوهای اوروم دوباره فرار کردند
.تمام
.نمیتونی خودت بهش زنگ بزنی؟ تمام
هیچکس گوشی رو برنمیداره
به زنت زنگ میزنم و میگم .که دیر میری خونه. تمام
.باشه جیت. من یه سر میرم مزرعه اوروم. تمام
اوروم؟
اوروم؟
.اوروم؟ گاوهات که باز فرار کردن
اوروم؟
.بس کن. آروم باش. آروم باش
اوروم؟
آهای؟
.وای خدایا! لعنتی
!من ماریوسم! پلیس
آهای؟
.هی. هی
...اوه
...سلام
.سلام
!صبر کن
.خدمات اورژانسی
منم. همین الان یه آمبولانس .به مزرعه اوروم بفرستین
چی شده؟ - .سه نفر اینجا مُردن -
!نه - .یه پسری هم بدجور صدمه دیده -
.هنوز نفس میکشه
پسر بزرگشه؟ - .نه. اون نیست -
پسر کوچیکشونه - .باشه -
.یکی از دوتا فرزندخونده هاست - اون یکی فرزندخوندهشون چی؟ -
دختره چی؟
.سریعا هر نیرویی رو که داری، بفرست - .باشه -
.و دنبال اوروم بگردین - !ماریوس، از خونه بیا بیرون -
.پلیس
آهای؟
.آروم باش. چیزی نیست
.چیزی نیست. نترس. من پلیسم
.اسمم ماریوسه و اومدم کمکت کنم
تو استری هستی، درسته؟
خب. تو این پایین زندگی میکنی؟
مترجم: سحر
.دیگه باید بری - .باشه. باشه. باشه -
!هی
.میبینمت
روی اون یکی ساندویچ چی بذارم؟ - تیکههای شکلات -
قرار شد غذاهای سالمتری بخوریم، مگه نه؟
.از فردا شروع میکنیم
کیف مدرسهت رو جمع کردی؟ - .بله -
هوم؟ - .یادت نره هویج بذاری -
لی، لطفا آماده شو. باشه؟
.وقتی دیر میرسیم معلمها خیلی عصبانی میشن
امروز باید شجرهنامه ـم رو تحویل بدم
جدا؟
.تو هم که کمکم نکردی
.بابابزرگ که گفت تمومش کردی - .برگهاش مونده -
.خب باید فکر اینجاش رو میکردی. بیا بریم
یادت باشه بعد از مدرسه که خواستی از .خیابون رد بشی، هر دو طرف رو نگاه کنی
.شجرهنامهم کسلکنندهست - .نه خیلی هم خوبه. بس کن -
حسن عکسهای بیشتری روی شجرهنامهش .داره. من فقط عکس تو و بابابزرگ رو دارم
.تازه پدربزرگ واقعیم هم نیست
اگه خرگوشی و جوجو رو هم حساب .کنی پنج تا عکس روی شجرهنامهت داری
.بقیه عکس حیوون نمیذارن - .چون به اندازه تو خوششانس نیستن -
سباستین چی؟
سباستین چی؟ - .میدونم که بعضیوقتا خونهی ما میخوابه -
.حتی اگه فکر کنی من خبر ندارم
.درسته. ولی ما باهم نیستیم
باشه. میدونی چیه؟ اگه فکر میکنی .کار خوبیه، برای شام دعوتش میکنیم
میشه به شجرهنامهم اضافهش کنم؟ - .نه -
.بدو برو. یالا
بعدا بابابزرگ میاد دنبالت و خیلی .زود دیگه هر روز خودم میام دنبالت
!باشه. خداحافظ - !خداحافظ -
امروز اولین سه شنبه ماه اکتبره
بنابراین روز بازگشایی رسمی مجلس است
ولی امروز نه ملکه و نه نخستوزیر در کانون توجهات نیستند
و به احتمال زیاد رزا هارتونگ .وزیر امور اجتماعی در کانون توجهاته
اون بعد از اینکه دخترش رو سال گذشته در حادثه ای غمانگیز
به عبارت دیگر در قتلی وحشیانه از دست .داد، به دفتر کارش برگشته
حادثهای که توجه تمام مردم دانمارک رو .جلب کرد
این پرونده مستلزم گزارشی کامل ...درمورد توقیف احتیاطی است
.احمق - ...چون مجرم
...قبلا مجازات شده
.من یه جلسه با نیلاندر دارم
.الان هم تو جلسهست - وای شوخی میکنی؟ -
.اون دوتا جلسهی قبلیمون رو هم لغو کرد
.متاسفانه کاری از من برنمیاد
...آره ولی
!نیلاندر - .به ما قول منابع بیشتری داده بودن -
.یه کارمند جدید به بخشتون اضافه شده - منظورت همونیه که یوروپل هم نمیخواستش؟ -
واقعا؟ - یه لحظه وقت داری؟ -
.نه الان وقت ندارم - .چرا داره. مشکلی نیست -
.ما دیگه حرفی نداریم - ...نه داریم -
.بخش من پرونده هارتونگ رو حل کرد
.و بهمون قول منابع بیشتری داده بودن
اگه اون پول به بخش دیگهای اختصاص داده بشه
.رئیس پلیس خبرها رو میخونه و متوجه میشه
.میتونی این رو بهش بگی - .بعدا دوباره دربارهش حرف میزنیم -
.صبح بخیر
.هر چی هم که شده، باید تا هفته دیگه صبر کنی
تصمیم گرفتم برای بخش .جرایم سایبری درخواست بدم
چرا همچین کاری کردی؟
خب چون یه جای خالی دارن .و منم میخوام درخواست بدم
تولین، به خاطر ساعات کاریته؟ - .نه -
چون میتونیم دربارهش بحث کنیم یا به خاطر چیز دیگهایه؟
هان؟ - ...نه. نه -
تو کارآگاه خیلی خوبی .هستی. میخوام توی بخشم باشی
چرا میخوای از ساعت نه تا پنج با خورههای حوزه فناوری اطلاعات همکار بشی و اونجا بپوسی؟
.من تصمیمم رو گرفتم
.اگه یه توصیهنامه بهم بدی، خیلی ممنون میشم
.باید ببینیم چی میشه. الان نمیشه
توی این فاصله روی این کار .کن. یه زنی در هوسوم مُرده
.و هس رو هم با خودت ببر
هس؟ - .آره -
همین یارویی که یوروپل انداخته به جون ما .تا بعد تصمیم بگیرن باهاش چیکار کنن
.راه بیفت. گنز اونجاست. منتظره
.راه بیفت
بخش جرایم سایبری؟ شوخیت گرفته تولین؟
ولی در ساختمانهای مجلس .پرچمها برافراشته شدند
طبق معمول امروز روز خاصیه
چون مجلس در اولین سه شنبه .ماه اکتبر دوباره باز میشه
خیلی زود راهپله پشت سر من .پر از روزنامهنگار و عکاس میشه
و بعد وزرا و نمایندگان پارلمان اروپا .وارد میشوند
.ولی امروز خیلی هم متفاوته
امروز فرد بهخصوصی اینجا .میاد که همه منتظر دیدنش هستند
.و طبعا منظور وزیر امور اجتماعی رزا هارتونگه
رزا هارتونگ یک سال بعد از
مرگ دختر دوازدهسالهش که توسط «لینوس بیکر» ربوده و کشته شده
.به کارش برگشته
...بهار گذشته - .فوگل هستم
سلام. لیو هستم. میخواستم بهتون خبر .بدم همه چیز برای ورودشون آمادهست
مطمئن شدم که کلی از .قهوهی محبوبش هم آماده باشه
.خوبه لیو
شما کی میرسین اینجا؟ - از توی ماشین بهت زنگ میزنم، خب؟ -
هنوز راه نیفتادین؟ - .نه. ولی چیزی نیست -
.یه کم طول میکشه. بهت زنگ میزنم
حال وزیر خوبه؟
رزا؟ عزیزم؟
.اونا اینجان. بیرون منتظرن
رزا؟
صبحونه خوردی؟ - .بله -
آماده ای؟
.وقتی مامانت بره، ما هم میریم
.من با دوچرخهم میرم
.خودم میرسونمت
.بقیه با دوچرخه میان
طبق روال پیش میریم. مامانت کجاست؟
.نمیدونم
رزا؟
.ماشین منتظره. فوگل اینجاست
.دیگه بوش رو یادم نمیاد. رفته
.عزیزم
...استین...من...من نمیدونم که
.تو از پسش برمیای
.اگه اون اینجا بود، بهت افتخار میکرد
باشه؟
.یالا
کارت امروز کی تموم میشه؟ - .من میرم دنبال گوستاو -
.امروز رو بچسب - .دقیقا -
.امروز رو بچسب
.سلام
.با راننده جدیدمون آشنا بشین - .بله -
.سلام - .سلام -
.رزا هستم - .یاکوب رسولی هستم -
.بفرمایید - .ممنون -
!بابا! بیا بریم
تا کی اینجایی؟
.فکر کنم چند روزی هستم
پس توی لاهه زندگی میکنی؟
.نه. من هرازگاهی نقلمکان میکنم
،من عضو گروه عملیاتی آمستردام، لیسبون .مارسی، پاریس، بوداپست و جاهای مختلف هستم
چند وقته که مشغول به کاری؟ - .پنج سال -
پنج سال؟ - .یه لحظه این رو قرض میگیرم -
بیشتر افسران رابط فقط دو سال خدمت میکنند، نه؟
.باشه
اشکالی نداره زودتر برم؟
منظورت چیه؟ - .باید به یه چیزایی رسیدگی کنم -
.حتما. میتونی بری
میشه اینجا نگه داری؟ .میخوام یه فنجون قهوه بخورم
.باشه. تو راه برگشت قهوه میگیریم - .درسته -
.هی. من باید با همکارم تماس بگیرم
.درباره حفظ امنیت ازشون میپرسم
.بله. لطفا برید عقب
.سلام فرانسوا. مارک هستم
.این شمارهی جدیدمه
.اسم قربانی «لارا کِر»ـه و 37 سالشه
.اون دستیار دندانپزشک در کلینیکی در کپنهاگ بوده
به نظر میرسه که اون .خوابیده بوده و غافلگیر میشه
.درِ زیرزمین به زور باز شده
پسر ده سالهش طبقه بالا تو اتاقش .خواب بوده و وقتی بیدار میشه خونه خالی بوده
اون لباس میپوشه، برای خودش صبحانه .درست میکنه و منتظر مادرش میمونه
وقتی میبینه خبری از مادرش .نیست، میره پیش همسایه
همسایه اومده خونه و دیده خونه خالیه و صدای .پارس کردن سگی رو توی زمینبازی شنیده
.اون قربانی رو پیدا کرد و به ما زنگ زد
همچنین همسایه بهمون گفت
که قربانی و پسرش تقریبا .هر روز به زمینبازی میرفتند
.پدر اصلی بچه چندسال پیش به خاطر سرطان مُرد
.اینی که تو عکسه دوستپسر جدیدشه .«هانس هنریک هاوگ»
اون الان توی یه کنفرانس فناوری اطلاعات .در راسکیله حضور داره
بهش خبر دادن و داره میاد - شاهدی هم داریم؟ -
هنوز نه. ولی داریم از .همسایهها پرسوجو میکنیم
پسره کجاست؟ - .پیش همسایهست -
پسره چیزی ندیده یا نشنیده؟ - .فکر نکنم -
No comments yet. Be the first to leave one.