Tempest

Tempest (북극성)

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Tempest 2025 S01E09
Tempest 2025 S01E09 1080p WEB h264
Şunun yorumuyla Miloyc
Runtime 01.:16:28 @Miloyc (Alireza Johari)

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2025-10-01
İndirmeler: 75
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

این سریال کاملاً ساختگیه و تمام شخصیت‌ها مکان‌ها سازمان‌ها و اتفاقاتی که توش می‌بینید همگی زاییده‌ی تخیل نویسنده‌اس و هیچ ربطی به واقعیت نداره بازیگرای خردسال هم تو شرایطی کاملاً امن با اجازه و در حضور والدین یا سرپرست‌شون جلوی دوربین رفتن

(Miloyc)-مترجم علیرضا جوهری

قسمت آخر

الان داری وارد دنیای من میشی

هر چیزی که تا الان ازت محافظت می‌کرد رو فراموش کن

حقوق طبیعی‌ت قانون اساسی و قوانین این کشور

مصونیت دیپلماتیکت…

و اون ارث و میراث هنگفتت

از این لحظه به بعد یه نفر همه‌چیز رو کنترل می‌کنه

ترسیدی؟

آره

به نظرت اون ترسیده؟

بهش نشون بده ترس واقعی چیه

بهش نشون بده ناامیدی و یأس واقعی چه حسی داره

اونقدر بدبختش کن که آرزو کنه کاش هیچوقت به دنیا نیومده بود

مامان داریم کجا میریم؟

چه نقشه‌ای تو سرته؟

جونسنگ تو چقدر از زن‌ها می‌دونی؟

زن‌ها بزرگترین و قدرتمندترین چیز توی دنیا رو می‌خوان

و من دارم بهش می‌رسم

امشب هر کی سد راهم بشه زنده از اینجا بیرون نمیره

داداشت هم همین‌طوری مرد

مونجو هم به زودی به همین سرنوشت دچار میشه

تو قراره همه‌چیز منو به ارث ببری

و این یعنی دارم این کارو به خاطر تو می‌کنم

تو جونیک رو به خاطر من کشتی؟

خب فکر می‌کنی باید چیکار کنی؟

نشان لیاقت یو اونهاک

تقدیرنامه یو اونهاک

تا پای مرگ وفادار باش

و من به تو تاج زندگی را خواهم داد

یو جونگ‌گیل

می‌خواد ببینتت مونجو

جونسنگ

یادمه روزی که دادستان شدی

و روزی که دادستان سال شدی

جونیک خیلی بهت افتخار می‌کرد

که یه دادستان با استعداد و سرسخت مثل تو داداش کوچیکشه

جونسنگ گوش کن

جونیک به دست مادرت کشته شد

و امشب به خاطر اون جون هزاران نفر تو خطره

تو تنها کسی هستی که می‌تونه جلوشو بگیره

هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونه

خفه شو

نمی‌فهمی چی داری میگی

یه سؤال دارم مادر

چند وقته که استلا یانگ شدی؟

از سال ۱۹۸۳

خانواده‌م به خاطر رسوایی رشوه‌خواری شوهرم به آمریکا تبعید شدن

چند روز پیش تو یه حراجی خیریه آثار هنری بودم

داشتم دستمو بالا می‌بردم تا این تابلوی زیبا رو ببرم

اما باختم برگشتم ببینم کی برده

که چشمم به یه زن فوق‌العاده زیبا افتاد

بعد سه روز بعد…

باورت میشه؟ همون نقاشی دم در خونه‌مون ظاهر شد

و فکرشو بکن که دوباره این‌طوری همدیگه رو ببینیم اونم من بدون عینک آفتابی‌م…

اونجا بود که استعدادهای پنهانم رو کشف کردم

استعداد توی معاشرت رازداری و توطئه

به عنوان زن یه سیاستمدار فاسد

دقیقاً همون نوع پیمانکاری بودم که سیا نیاز داشت

یکی که در مورد سیاستمدارهای کره‌ای گزارش بده و ازشون آتو جمع کنه

باید یواش یواش از میدون به درش کنیم طوری که خودش هم نفهمه

همزمان با حمایت از سیاستمدارهای طرفدار آمریکا

شرکتمون با پشتیبانی آمریکا رونق گرفت

بعد شروع کردیم به کمک کردن به پیمانکارهای دفاعی آمریکا

برای فروش سلاح به دولت کره جنوبی

و اونجا بود که بالاخره مسیر واقعی‌مو پیدا کردم

وزیر… - یه دلال اسلحه معمولی سودش رو با این می‌سنجه

که چند تا مسلسل خمپاره

و موشک زمین به هوا می‌تونه بفروشه

اما من به این فکر می‌کردم که گلوله‌هایی که فروختم چند تا قلب رو سوراخ می‌کنه

راکت‌اندازها چند تا تانک رو نابود می‌کنن

و موشک‌ها چند تا جت جنگنده رو ساقط می‌کنن

از اون به بعد زیردریایی‌ها شدن رؤیای من

زیردریایی‌های هسته‌ای استراتژیک که بتونن موشک‌های بالستیک شلیک کنن

بدون اینکه کسی بفهمه

به نظر میاد مظنون مأمور کره شمالی بک سانهو باشه

این کار کره شمالیه؟ - تمام جاده‌های اصلی دسترسی رو بستیم

همه واحدهای آماده‌باش دارن به سمت صحنه حرکت می‌کنن

همه جاده‌های اطراف رو ببندید

تمام جاده‌های اطراف کاخ آبی بسته شده

بک سانهو چی می‌خوای؟

رئیس سازمان اطلاعات ملی الان داره میاد بیرون

یه کیلو سی-۴ به خودش بسته

اگه هر کدوم از ما بمیریم منفجر میشه

باید حداقل فاصله امن ۲۰ متری رو رعایت کنیم

واحد امنیتی یک تا شعاع بیش از ۲۰ متر عقب برید

اول بذار بهتون نشون بدم یه کیلو سی-۴ چه کارایی می‌تونه بکنه

آماده باشید

"تا پای مرگ وفادار باش…

و من به تو زندگی خواهم داد"

وای خدای من دیدی؟ هی چه خبره؟

جایی‌تون زخمی نشده؟

خونه رئیس یو همین الان منفجر شد!

خونه منو منفجر کردی؟

این یه آیه از انجیل بود؟

پدرت رئیس فرماندهی ضداطلاعات دفاعی بود

با پاکسازی ۳۰۰۰ چپ‌گرا تبدیل به یه اسطوره شد

اونم همونی بود که می‌گفت…

"اگه کمونیست پیدا نمی‌کنید

بسازیدشون"؟ - حرومزاده!

چی می‌خوای؟

می‌خوام فوراً رئیس‌جمهور رو ببینم

رئیس‌جمهور تشریف آوردن

"کاخ آبی"

فقط یه دقیقه

اگه فقط یه دقیقه فرصت داشته باشم رو در رو با رئیس‌جمهور صحبت کنم

بعدش می‌تونید دستگیرم کنید

و رئیس سازمان اطلاعات ملی رو هم صحیح و سالم آزاد می‌کنم

بزنیدش! برام مهم نیست چی به سرم میاد!

نذارید یه کلمه دیگه از دهنش در بیاد!

یه کلمه دیگه هم نه!

نذارید اون یه کلمه دیگه از این جاسوس لعنتی کره شمالی بشنوه!

خانم رئیس‌جمهور نباید تسلیم خواسته‌های تروریست بشید

زمان به نفع ماست خانم رئیس‌جمهور

حتی تو بدترین حالت فقط شاهد فداکاری رئیس یو خواهیم بود

تا من دستور ندادم شلیک نکنید

خانم رئیس‌جمهور

من جون خودم و رئیس سازمان رو سر اون یه دقیقه گرو گذاشتم

زندگی آدمای بی‌شماری بهش بستگی داره

وقت نداریم

اگه یه ذره شجاعت دارید همین الان بزنیدش!

براتون تقدیرنامه می‌زنم!

منتظر چی هستید؟

بزنیدش حرومزاده‌های بی‌عرضه!

نه خانم رئیس‌جمهور!

باهاش حرف نزنید!

ولش کن

نکنید! به من گوش کنید این کارو نکنید!

اینطوری با یه جاسوس همدست میشید!

شروع کن به حرف زدن

یه دقیقه وقت داری

بگو

۱۳ اوت ۲۰۰۷

مطمئنم روزیه که هیچوقت فراموش نمی‌کنید

از پروست خوشتون میاد خانم رئیس‌جمهور؟

پروست؟ رمان‌نویس فرانسوی؟

نه

واقعاً از نوشته‌های طولانی و کش‌دار بدم میاد

می‌تونیم وقت گرانبهامون رو صرف بحث در مورد سلیقه ادبی من بکنیم

ولی من خیلی بی‌حوصله‌ام

مثل یه کره‌ای اصیل

چیز دیگه‌ای هم هست که بخوای بگی؟

اگه نه پس کار ما اینجا تمومه

یه دقیقه‌ش تموم شد دستگیرش کنید

حرومزاده!

یه نقشه‌ای تو سرته مگه نه؟

ولی زنده نمی‌مونی که دوباره با رئیس‌جمهور حرف بزنی فهمیدی؟

مطمئن میشم که این اتفاق نیفته

مادربزرگت چی؟

دو روز پیش مرد

در حالی که منتظر تو بود

دیدی؟

بهت گفتم اون زنو ول کن و با مادربزرگت برو

خودت این بلا رو سر خودت آوردی حرومزاده!

من شهرتم رو با حل کردن بی‌سر و صدای مشکلات کشورهای دردسرساز ساختم

تبدیل شدن به بزرگترین دلال اسلحه دنیا ساده نبود

با این حال همیشه می‌تونستم محموله‌ها رو جابجا کنم

و با دیکتاتورها هم روابط خوبی داشتم

یه روز یه چیزی به ذهنم رسید

من قدرتی که آمریکا بهم داده بود رو داشتم

و امتیاز دسترسی به کره شمالی رو هم داشتم

کشتیرانی آسوم اعلام کرد…

رازآلودترین سرزمین روی زمین

جایی که می‌شد هر لحظه سلاح‌های باکیفیت تولید کرد

اونجا کارخونه ساختم تکنولوژی رو توسعه دادم

و به کشورهای تحریم شده سلاح فروختم

همه اینها در خفای کامل

چون قدرت من از این واقعیت ناشی می‌شد که هیچ‌کس نمی‌دونست من واقعاً کی هستم

اما می‌دونم که این کار برای همیشه دوام نمیاره

برای همین باید تا وقتی می‌تونستم سلاح رؤیاهام رو می‌ساختم

سلاح‌های هسته‌ای در واقع برای کشورهای کوچیک یه نعمته

تخریب حتمی متقابل

اگه سلاحی داشته باشم که بتونم باهاش حریفم رو نابود کنم حتی اگه خودم بمیرم

در روز داوری نهایی

این منو با بزرگترین و قوی‌ترین دشمنمون در یک سطح قرار میده

قدرت‌های بزرگ همیشه فکر می‌کنن فقط خودشون

پول و تکنولوژی سلاح‌های هسته‌ای رو دارن

اما…

اگه شما یه زیردریایی هسته‌ای داشتید چی اعلی‌حضرت؟

ادیشا تو هیچ جنگی شکست‌ناپذیر می‌شد

قبل از اینکه زیردریایی مال شما بشه

بذارید دنیا بدونه که شما از هیچ‌کس نمی‌ترسید

که شما می‌تونید هر لحظه دکمه هسته‌ای رو فشار بدید

در ۱۳ اوت ۲۰۰۷ در بازل…

ما مستأصل بودیم

مذاکرات چهارجانبه برای صلح در شبه‌جزیره کره

قرار بود فردا بدون هیچ نتیجه ملموسی به هم بخوره

اوه ببخشید دیر کردم

اوه اصلاً ما تازه شروع کردیم

خیلی خوشحالم که می‌بینمت مونجو

داشتیم در مورد ملاقاتم با کیم جونگ‌کوان

نماینده کره شمالی دیشب صحبت می‌کردیم

اوه من سراپا گوشم

خب ما ساعت ۱۰ تو لابی هتل همدیگه رو دیدیم

خیلی تند نروید

آروم‌تر

ببخشید؟

این چیزیه که پروست می‌گفت آقای هیوز

لطفاً کمی آروم‌تر وگرنه مهم‌ترین چیزها رو از دست می‌دیم

More Farsi Persian subtitles for Tempest

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left