İlk 200 satır.
مترجمین = Hamzeh, Mary_Fall, Monireh, Mahsa, F.Kdd, Kiana
احتمالا یه ساعت دیگه میرسم
باشه فهمیدم
چه خبرته؟
خوبید؟
داشتم با تلفن حرف میزدم حواسم نبود کجا میرم
مسخرست
چی؟
الآن چی گفتی؟
ناراحت نشید، با شما نبود
...و شما کیـ
بهتره مواظب باشید با کی دارید حرف میزنید
...براش سوء تفاهم - این تبلیغ رو باور میکنی؟ -
فهمیدن اینکه دارن چه محصولی رو تبلیغ میکنن خیلی سخته
فقط عکس یه سلبریتی بی نام و نشون رو کوبیدن وسطش
حق با شماست تا حالا اون یارو رو اصلا ندیدم
فورا ببین کی مسئول این تبلیغات بوده
بله
بله، مدیر یو. اوه الآن؟ بله، تو راهم. چشم
ببخشید من رد شم
خانم یو - این بوی چیه؟ -
هی - چرا انقدر دیر کردی؟ -
به خاطر ماهی ماکرل
انقدر سخت نگیر باشه؟
بو گند ماهی میدی
انقدر بده؟ خودم چیزی نمیفهمم
چطور ممکنه؟ بیا اینجا
اشکالی نداره. نشون میده به عنوان یه محقق چقدر سخت کوشی
مراسم معارفه به زودی شروع میشود لطفا در جای خود بنشینید
بریم بشینیم - باشه -
سلام - این کارمند جدیدمون، هیجیه -
انگار شایعات واقعیت داشتن مدیر کانگ حسابی خوره کاره
همون روز اول برگشتنش به کره داره کار رو شروع میکنه
شنیدم بدجور جذابه
کی میدونه؟ وقتی من اومدم شرکت اینجا نبود به خاطر همین تا حالا ندیدمش
اما رئیس رو ببین نوه اش چقدر میتونه جذاب باشه؟
خیلی طول کشید
پس شایعات واقعیت ندارن - نه -
واقعا خوشتیپه مثل یه سلبریتیه
ای بابا. سیب خیلی از درختش دور نمیفته
مدیر کانگ ته مو حالا سخنرانی معارفشون رو انجام میدن
خودشه
واو فوقه جذابه
...اون
سلام به همگی - ...چرا اون -
من منشی ارشد چا سونگهون هستم و به نمایندگی از طرف مدیر کانگ ته مو اومدم
چه خبره؟
منشی ارشد؟
حالا من سخنرانی معارفشون رو میخونم
...این یعنی چی
از همه کسانی که برای ترتیب دادن مراسم امروز تلاش کردن ممنونم"
"با وجود اینکه من به طور واضح گفتم لازم نیست این کار رو بکنید
امیدوارم در آینده برای صحبت در مورد مسائل تجاری همدیگر رو ملاقات کنیم"
"نه برای همچین کارهای بیخود و مراسم های بی فایده ای
"به زودی خودم رو به طور کامل معرفی میکنم"
همین؟- "ممنونم" -
مدیر کانگ ته مو". تموم شد" واقعا جالبه -
خدای من این حرومزاده ها. لعنتی
اوه عصبانیه
ببین
خب مدیر کجاست؟
مدیر جدید واقعا باید آدم جالبی باشه
چرا صاف نمیره؟ زودباش دیگه
بیخیال، به خاطر نوه رئیس خیلی استرس داری
آره. همه فکر کردن تو قراره مدیر جدید بشی
اون بچه قاپیدش
هنوزم بهت باور داریم آقای پارک
فکر کنم این باعث بشه حالت بهتر شه
این چیه؟ اون نگاه مشکوک چیه دیگه؟
تا دا
بقیه رو خوب توی صندوق عقب ماشینت جا کردم
این چیه؟
خوشگله
رفت تو
عالی بود
اما اون دیگه کی بود؟ ادب و احترامتون کجا رفته؟
خیلی وقته ندیدمتون اقای پارک
ببین کی اینجاست؟ ته مو یا شاید بهتره بگم مدیر کانگ؟
چرا اینجایی؟ پس معارفه چی؟
شنیدم سخت کار کردین
...رشوه گرفتن از دوستان و اقوام
و حتی معشوقه خودتون برای قراردادهای فروش تا شرکای ما بشن
یه لحظه وایستا فکر کنم شایعات رو شنیدی
...حتی برای تبلیغ شرکت یه سلبریتی بی نام و نشون
استخدام کردین اونم فقط به خاطراینکه برادرزادتونه
تو فرودگاه دیدمش
نه، اون
پیش خودتون فکر کردین اشکالی نداره از شرکت ما ...اینطوری سوء استفاده کنین
چون رئیس چشمش رو به روی کاراتون بسته
مدیر کانگ گوش کن اینطوری نیست
به خاطر اینکه خارج از کشور بودم زیاد به مسائل شرکت توجه نمیکردم
از حالا میخوام بیشتر توجه کنم
پس، فردا میبینمتون آقای پارک
هی، مدیر کانگ
صبر کن مدیر کانگ
مدیر کانگ
آقای پارک. حالت خوبه؟
این چیه؟ - لعنتی -
چه خبره؟ - این چیه؟ -
از اونجایی که امروز تولد خانم شینه ...من تو رستوران غذای خیابونی خاله
برای شام تیمی امروزمون رزرو گرفتم مورد علاقه خانم شین
خیلی خب. چند وقت شده؟
اوه بچه ها لازم نبود برای تولدم این کار رو بکنین
ممنونم
داری درباره چی حرف میزنی؟ یه تیم باید هوای هم رو داشته باشن
مهمون تو، باشه؟
عالیه
تولدت مبارک. یه چیزی برات دارم
خانم یو، متاسفم، ولی فکر نمیکنم به شام تیمی امروز برسم
چرا؟ چی شده؟
نکنه یه مرده؟
از کجا فهمیدین؟
چون اون چشمای بی روحت یهو برق برق میزنن اینطوری فهمیدم
برو
...انگار باید تولد خانم شین رو
بدون خودش جشن بگیریم
....یه معارفه بدون مدیر
و یه تولد بدون کسی که تولدشه؟
چه خبره؟
واقعا که مثل جشن شکرگزاری بدون بوقلمونه
معذرت میخوام قول میدم شام بعدی با من باشه
معذرت میخوام
الو؟
هاری هاری
خیلی سرم شلوغه. حتی روز تولدتم نمیتونم بیام دیدنت
خب حالا دختر من چه نقشه ای کشیده؟
مین وو میخواد ببینتم به خاطر همین دارم میرم
یه لحظه
مین وو؟
چرا داره روز تولدت به تو زنگ میزنه؟
اونم بعد اینکه مجبورت کرد اون همه برای منوی جدیدش کار کنی؟
کار نبود که خودم خیلی خوشحال شدم و کلی چیز یاد گرفتم
آیگو با همه وجودت عاشق مین وو شدی
....اما از اونا نیست که تولدا یادش بمونه. چرا اون
...وایستا نکنه
نکنه چی؟
اون گردنبند قبلی واقعا هدیه تولدت بود؟
گردنبند؟
چرا گردنبند یه زن اینجاست؟
شاید یه مشتری جا گذاشته
حتی یه گواهی اصالتم داره
ببین این گارنته
سنگ تولد منه
داره با یه دختره متولد ژانویه قرار میذاره؟
اون مدل خارجیه رو یادته؟
بعد از اینکه مین وو اخراجش کرد برگشت کشورش
پس شاید اون خبرنگاره که درباره رستورانش مقاله مینویسه؟
باهاش لاس میزد اما وقتی مین وو دوستیشون رو بهم زد تمومش کرد
پس یوتیوبره
اون یوتیبره؟ تو لایو ازش خواست باهاش قرار بذاره
و اونم از لایو خارج شد. درسته
شاید کادوی تولدته
واقعا؟ بده ببینم
نه, این رو واسه ی این که برای یه دوست بخریش خیلی گرونه
واقعا؟- آره-
همینه!
گردن بنده واقعا واسه تو بوده
تو گفتی واسه ی این که برای یه دوست بخریش خیلی گرونه
..خب اگه داره تلاش میکنه
تا رابطه ی دوستی رو به رابطه ی عاشقانه تغییر بده چی؟
اگر قصد سفر با خط شماره 6 را دارید لطفا ایستگاه بعدی از قطار پیاده شوید
خروجی سمت راست میباشد
به کارهای معارفه رسیدگی شده؟- بله همه چیز طبق برنامه اس-
رئیس چطور؟
..پسره ی
گفتم برای مراسم معارفه بیای ولی حرفم رو گوش نکردی
بهت گفتم تو خونه همدیگه رو ببینیم ولی توی محل کار به دیدنم اومدی
تصمیم گرفتی مقابلم قرار بگیری, آره؟
البته که نه فقط خیلی سرم شلوغ بود
!تو همین امروز برگشتی خیر سرت نمیتونی یه روز مرخصی بگیری؟
نه نمیتونم, یه عالمه کار هست که باید به همشون رسیدگی کنم
این دیگه کیه؟
چرا این مدیر پارک انقدر بهم زنگ میزنه؟
به چه کاری باید رسیدگی میکردی؟
این ماشین داره عالی کار میکنه تویی که هی مته به خشخاش میذاری
خیال میکنی تنها آدم باهوش این دنیایی
تازه الان فهمیدین؟
میدونین که هیچکدوم از پروژه هام شکست نخوردن , مگه نه؟
حتی پروژه کیمچی تو خارج از کشور هم به موفقیت بزرگی رسید
...بله میدونم واسه همین هم یه پروژه
خیلی مهم برات آماده کردم
چه پروژه ای؟
ازدواج
نکنه شما دارین ازدواج میکنین؟
من نه
نه ممنون من برای اینکه ازدواج کنم خیلی جوونم
ولی این رو میدونی که من دیگه جوون نمیشم
این که بخوام نوه ام رو کنار زنش ببینم درخواست زیادیه؟
...بله زیادیه, من با کسی قرار نمیذارم
و به این زودی هم قصد همچین کاری رو ندارم
در ضمن کلی کار دارم که باید انجام بدم
واسه همینه که برات یه عالمه قرار آشنایی ترتیب دادم
چی؟- ...یه لیست از بیست بانوی-
مجرد و نخبه تو دنیای تجارت رو برات آماده کردم
تنها کاری که باید بکنی اینه که سر این قرارها بری
لیست رو خودتون درست کردین؟
حتما کار راحتی نبوده
درسته راحت نبود
...اگه یه نفر دیگه رو داشتم که اینکارو انجام بده
همه ی کارمندای بخش مالی شایعه پراکنی میکردن
No comments yet. Be the first to leave one.