Sürüm bilgisi

Live Your Own Life S01 E18 HD-WEB[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam

Etiketler

web
HD
Yayınlandı: 2023-12-02
İndirmeler: 8
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(زنـدگـی مـسـتـقـل هـیـوشـیـم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

این دفعه دیگه چی شده؟

چه خبره؟

من رو ببین

می‌شه بهم نگاه کنی؟

چی شده؟ چرا گریه می‌کنی؟

صد هزار دلار

گفتی صد هزار دلار؟ خب؟

صد هزار دلارم

صد هزار دلارت چی؟

!صد هزار دلارم

...جزیره‌ی ججو- جزیره‌ی ججو؟-

...و پاستا- پاستا؟-

حرف‌هات باهم جور در نمی‌آد

جزیره‌ی ججو و پاستا چی؟

نتونستی پاستا بخوری؟

درسته

چرا؟

خیلی گرون بود

و جزیره‌ی ججو چی؟

اونجا نرفتم

تا حالا توی این سن و سال به جزیره‌ی ججو نرفتی؟

!خیلی پول می‌خواد

و دیگه چی؟

خودت رو خالی کن

...کت زمستونی

کت زمستونی نداری؟

بذار درست بفهممش

،تصمیم گرفتی که پاستا نخوری

،به جزیره‌ی ججو نری

،و کت زمستونی نخری تا صد هزار دلار پس‌انداز کنی

ولی یکی دیگه گرفتتش- آره-

کی بود؟ کی پول هیوشیم رو گرفته؟

...کی بود؟ من

یه آدم خیلی بدیه

!لعنت بهش

بیا، دماغت رو تمیز کن

نه، کثیف می‌شه

اشکالی نداره، می‌ندازمش بیرون حالا دماغت رو تمیز کن

آفرین، یه بار دیگه

خوبه. حس عالی‌ای می‌ده، مگه نه؟

!صد هزار دلارم

چیکار کنم؟- مشکلی نیست-

دوباره می‌تونی پس‌انداز کنی

نه، هیچوقت دیگه نمی‌تونم

خدایا

خیلی خب روبی، بفرما

...بعدش

فیلیپ، اینم برای تو

خدایا، این خوب به‌نظر می‌رسه

خیلی خب

خوشمزه‌ست

واقعا؟

بچه‌ها هرچقدر دلتون می خواد بخورید

مامان، چی شده که امروز انقدر حالت خوبه؟

غیرقابل انتظاره

اینجوری به‌نظر می‌آد؟

حتما دوباره روبی امتحانش رو خوب داده

فقط امتحانش رو خوب نداده

تاپ کلاسشون شده

خدایا

لی فیلیپ، شرط می‌بندم حتی نمی‌فهمی قضیه چیه

ساکت می‌شینم و غذام رو می‌خورم

عزیزم، خونه‌ای

بابا، اومدی خونه- سلام بابا-

خوبه که اینجایی

امروز باهم غذا می‌خوریم

بیا باهامون کاری بخور

بابا، مامان تیکه‌های بزرگ گوشت ریخته

بیا دیگه، باهامون غذا بخور

!کاری نمی‌خوام

لعنت بهش

"لعنت بهش؟"

"مامان، بابا توی صورتمون داد زد "لعنت بهش

بچه‌ها بخورین

...چون دیروز به مراسم پدرت نیومدم

اینجوری رفتار می‌کنی؟

ولش کن، نمی‌خوام حرف بزنم

...امروز به مامانت زنگ زدم

و به‌خاطر نیومدنم عذرخواهی کردم

حتی به غرغراش که چقدر زندگیش داغونه گوش کردم

این دفعه مشکل از هیوجون بود

چرا باید دعوا کنه؟

اونم با این سن و سالش

گفتم نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم

می‌خوای اینجوری باشی؟

...چه مامانم بخواد راجع به زندگی داغونش غر بزنه

،یا به قول خودت کولی‌بازی دربیاره

،می‌کشتت اگه به حرفاش گوش کنی

،از خواهر و برادرهای شوهرت احوال‌پرسی کنی

و بذاری مامانم نوه‌هاش رو ببینه؟

اینطوری نیست که ندونم همش کولی‌بازی بوده

همه‌امون‌ می‌دونیم که شلوغ‌بازی درمی‌آره

ولی والدین همینطوری هستن

،کل زندگیش بچه‌هاش رو با عشق بزرگ کرده

...اشتباهه اگه بچه‌هاش رو جمع کنه

و هرازگاهی درباره‌ی زندگیش غر بزنه؟

...والدین نمی‌تونن درد دل کنن

و آروم بشن و دوست داشته بشن؟

عزیزم

،مجبوری بهش گیر بدی

،از هرکاری که می‌کنه انتقاد کنی

و هرکاری که می‌کنه رو مسخره کنی تا حالت بهتر بشه؟

خدایا، کِی بهش گیر دادم و ازش انتقاد کردم؟

مامانم یه زن مهربونه که می‌خواد به همه محبت کنه

،ممکنه بعضی‌وقتا بی‌ملاحظه باشه

...ولی ما رو با عشق بزرگ کرده

حتی وقتی پدرمون ما رو تنها گذاشت و رفت

...منظورم اینه که

مامانت می‌تونه بعضی‌وقتا بی‌ملاحظه باشه

پس مامان تو چی؟ همیشه منطقی رفتار می‌کنه؟

صبر کن، اینا به مامان من چه ربطی داره؟

،تک فرزندی

،ولی هروقت که به دیدنش می‌ری

نمی‌تونی راحت بشینی

"اونجا نشین، جای باباته"

"اونجا هم نشین، کوسن‌ها جدیدن"

"روبی، فیلیپ، انقدر ندویین"

"بعد از اینکه برین کلی طول می‌کشه ابنجا رو تمیز کنم"

"کی برگ‌هایی که ریخته رو جمع می‌کنه؟"

...مادرزنی که حتی نمی‌ذاره دختر خودش

یه دلار ازش قرض کنه؟

...مادرزنی که خودش خوراکی می‌خوره

و به بچه‌ها حتی تعارف نمی‌کنه؟

یادته توی رستوران ماهی کبابی چی شد؟

کل غذا رو برای خودش برداشت

...شاید به‌خاطر اینکه مامانت برات زحمتی نداره

و از لحاظ مالی و سلامتی مستقله خوشحال باشی

ولی من از رفتارش خوشم نمی‌آد

چی... کی گفته که ازش خوشت بیاد؟

خوشت نیاد. منم از مامانت خوشم نمی‌آد

از بابات هم خوشم نمی‌آد

بابام چه کار اشتباهی کرده؟

...وقتی فیلیپ کلاس‌های گلف رو شروع کرد

،و به اینجا اومدیم

...مامانم بهمون

پولی که داشت و یکم از پول هیوشیم رو داد

ولی چی؟

مطمئنم که خبر داری بابات یه ون خرید

...با ونش به گانگ‌وان سفر کرد

ولی تصادف کرد

من قبل از شرکت بیمه رفتم کمکش

مطمئنم که این رو می‌دونی

چی؟

،شاید به‌خاطر اینکه والدینت مستقلن خوشحال باشی

...ولی من یکی مثل مامانم رو ترجیح می‌دم

که وقتی پای بچه‌هاش وسط می‌آد بخشنده‌ست

...با این اوصاف، محاله که

این هفته به جشن تولد بابات بیام

کی به جشن تولد پدر زنش نمی‌ره؟

تو دیروز به مراسم یادبود بابام نیومدی

می‌خوام که به رفتارهای خودت فکر کنی

لعنت- خدای من-

بابا

اینجوری نباش و بیا غذا بخور

گفتم که نمی‌خوام

...ولی

هی، فقط بخور، می‌شه؟

بابا امروز واقعا عصبانیه

روبی

امروز باید زودتر بخوابیم

آره، بیا همین کارو کنیم

یکم هوشیار شدی؟

آره

حالت بهتره؟

به لطف تو آره

حالا می‌شه راجع به خودم حرف بزنم؟

می‌دونی چرا امروز اونجا بودم؟

هیچ جای دیگه‌ای نداشتم که برم و غذا بخورم

،نمی‌خواستم توی خونه‌ی عموم غذا بخورم

ولی گرسنه‌ام بود

،دلم می‌خواست یکی کاری بپزه

،با یکم برنج

و حدودا ۱۵ دقیقه با من بشینه غذا بخوره

هیچ کسی رو نداشتم

پس رفتم بیرون غذا بخورم و رسیدم اونجا

،به‌هرحال

کدوم احمقی صد هزار دلارت رو گرفته؟

چقدر ساده‌ای که گذاشتی همچین اتفاقی بیفته؟

مامانم بود

مامانت؟

...مامانم

...پولی که ده سال با کم خوردن و کم خرج کردن

جمع کرده بودم رو برداشته

خدای من، فکر می‌کنی چرا اون کار رو کرده؟

واقعا... خدایا

کارشه

صبر کن

چیه؟

اولین باره همچین جایی هستی؟

معذبی؟

نه، خوبه

قشنگه و فضای خوبی داره

خوبه

اگه این رو بگی مردم اینجا خوششون نمی‌آد

یه جوری زندگی می‌کنیم که انگار توی جنگیم

...یه فضای قشنگ

که وقتی براش نداریم

چه لفظی

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left