İlk 200 satır.
... گذشت "Justified" آن چه در
مياي اينجا و کُلي پول نقد
.به املاکي که حتي نديديشون پيشنهاد ميدي بعضيا اينجا فکر ميکنن
.که هدف شما فقط پيتزا فروشيه
.ميدوني، از وقتي که بچه بودم، اينجا نيومدم
.اينجا قبلاً بانک بوده
.من فکر ميکردم تو ميخواي بري دنبال بويد
نه. ميخوام واسش يه پروندهي ريکو تشکيل بدم .همونطور که داريم انجام ميديم
.در ضمن، ما لازم نيست مستقيم بريم سراغش .ما ايوا رو داريم
چقدر هم واقعاً سر قضيهي سرقت بانک .کمکمون کرد
من اينارو پيدا کردم. فکر کنم به سرقت بانک .مربوط باشه
اين اسناد، جاي سختي مخفي شده بودن؟ - فکر ميکني واسم تله گذاشته؟ -
به نظرت دليلي وجود داره که بهت مشکوک بشه؟
.تا 30 ثانيه پيش همچين فکري نميکردم
.فقط بذارشون سرجاش
تو قرار بود بود بفهمي کالهون
،پولاشو کجا نگه ميداره و بدزديشون .نه اين که به قفسهي مدارکش حملهور بشي
تو دفترش دنبال گاوصندوق گشتي؟
.البته - و خونش؟ -
.و حتي خونهي مامانش .پول اونجاست -
.فقط بايد يه ذره بيشتر سعي کني، بويد
.ميدونم تو اون بانکو زدي
.و ميدونم چيزي که ميخواستي رو، پيدا نکردي
.فقط يه مُشت سند زمين و ملک
،ولي يکي از اون سند ها .واسه يه پيتزاييـه
.عزيز دلم ! اوه، تو يه نابغهاي
.اوه لعنت، تو دوست دختر بويدي
.انگار من با ژاکت مدرسهاي تو اومدم داخل
.خب، شايد يکي از اونا بايد بپوشي
من اصلاً يادم نمياد تو يکي از اون .ژاکتها داشته باشي
.اوه، آره. درسته
.آره، هميشه دلم ميخواست يدونه از اونا برام بگيرن
... آره، اينم يکي از مشکلات
.داشتن يه پدر مواد فروشه
البته من در هر صورت هم، سر موقع .درس نميخومدم
عزيزم، بايد اعتراف کنم
فکر ميکردم زودتر از اينا
.از مشروب خوردن کم بياري - ها؟ -
تا به حال فکرشو نميکردم .انقدر بتوني مشروب بخوري، دختر
نااميد شدي ازم؟
.نه اتفاقاً برعکس .اصلاً نااميد نشدم ازت
.اوه
ميخواي روم بالا بياري، عزيزم؟ - .نچ ... نچ -
ميخواي موهاتو برات نگه دارم؟
ها؟ - .نه -
،من از موقعي که تو گروه رقص دبيرستان بودم .ويسکي رو بالا نياوردم
.الانم نميخوام که اون اتفاق بيفته -
... آره، يادم مياد چه کارايي حاضر بودم بکنم تا
.اون موقع ها دستم بهت برسه
سر صبحي يه ذره واسه
مسيج اومدن زود نيست؟ - اوه، يه ذره حسودي ميکني، نه؟ -
.خب، اينطوريام نيست
... ولي حالا که بهش اشاره کردي - ... بهت ميگم از طرف کيه -
.اگه قول بدي عصباني نشي
البته تجربه به من ثابت کرده رو بعضي .قولهاي من نميشه حساب کرد
.ولي قول ميدم سعيم رو بکنم -
.پرل از سالن بود، ميگه مريض شده
.فکر کنم من امروز بايد مغازه رو باز کنم
... بعد از 6 ساعت ويسکي خوردن
لعنت، دختر. تو آخرين کسي هستي که ميخوام .موهام رو پيشش کوتاه کنم
شايد تعجب کني که
.من با يه ذره ويسکي چه کارايي که نميتونم بکنم
.خب، قول ميدم که اينو يادم باشه
چي انقدر خنده داره؟ - .اوه، همه چيز اينجا خندهداره، ريلن -
،خندهداره که سر صبحي بهم مسيج ميدي
خندهداره که من مجبورم اونو از شوهرم
.مثل يه مأمور مخفي قايم کنم - منظور از شوهرت، بويده ديگه؟ -
،يه چيزي راجعبه تو امروز صبح وجود داره
.که سخته که بهش اشاره نکرد - .خب، من صورتم داغونه الان، موضوع همينه -
.ايوا، الان ساعت 7 صبحه
ميبيني؟ .من وقت زيادي داشتم تا اوضاع رو درست کنم
اصلاً ديشب خوابيدي؟ - .داشتم کاري رو که بهم محول شده بود، انجام ميدادم -
،پس، تو کُل شب رو با بويد بيدار بودي .داشتي مشروب ميخوردي
.خيلي خب، ريلن تو ميخواي بازم از اون نصيحتهاي پدرانهات
در مورد خوب زندگي کردن، بکني؟ .حالا بهت ميگم
.من تو مود شنيدن اين چيزا نيستم .همين الانشم مستم
انگار که يه تعداد فيل دارن توي سرم رژه ميرن
.و هر چقدر بيشتر ميگذره، عصبانيتر ميشن
پس، نظرت در مورد اين که
به کاري که به خاطرش منو به اينجا .احضار کردي، برسيم
که منم بتونم برگردم خودمو از اين درد .خلاص کنم
چيه؟ چي انقدر خندهداره؟ - ايوا، تو روز بدي رو -
.براي مست اومدن انتخاب کردي
.صبح بخير، خانم کراودر
،اميدوارم که شما رو وسط يه کار ضروري .به اينجا نکشونده باشيم
.اي تو روحش
.و اينم از حکم
شامل طرح کُلي شرايط شما به عنوان خبرچين محرمانه
.که در دفتر دادگستري آمريکا به ثبت رسيده جايي که شما در اون قرار گذاشتيد تا
تا اطلاعاتي رو که از اونها ميشه بر عليه
.بويد کراودر استفاده کرد، به دست بياريد و گزارش کنيد - .من همهي اينا رو ميدونم -
.من قرارمون رو يادم نرفته
.خب، خوشحالم که اينو ميشنوم
چون تا الان زمان سختي رو گذروندم تا
.شما هم به قول و پيمانتون عمل کنيد
.تا الان هيچي نصيبمون نشده، خانم کراودر
،شما بايد چيزي به ما ارائه کنيد .تا ما رو جلو بندازه
در غير اين صورت، ما داريم چيکار ميکنيم؟ - .من بهتون گفتم که دارم روش کار ميکنم -
... و ما هم شنيديم. قضيه اينه که - قضيه اينه که -
ما حتي اگه بر طبق شانس هم اين کارو شروع ميکرديم
و از يه بدبخت ديگه بازجويي ميکرديم و ،حرف ميکشيديم
.بيشتر از شما اطلاعات گيرمون ميومد
من فقط به زمان نياز دارم. من تازه دو هفتهـست ... که آزاد شدم. چجوري ميتونم
.هفتهها" اينجا کلمهي کليديه، خانم کراودر"
.هفتههاست که از شما اطلاعات مفيدي دريافت نکرديم
هفتههاست که کُلي جنايت داره اتفاق ميفته و .ما حتي ذرهاي از اونا نميدونيم
.وسکز
.او قضيه رو گرفت
واقعا؟ - .بهش نگاه کن -
فکر ميکني هنوزم نفهميده اينو؟
خانم کراودر، من ميدونم که شما تحت فشار هستين
و متوجهم که احساس ميکنيد ،که اين کار بهتون تحميل شده
ولي بايد اينو بفهميد که اگه براي ما
،اطلاعات مربوط و ملموسي رو، طي اين هفته .بهدست نياريد، زمان شما بهعنوان خبرچين محرمانه تمومه
و شما به زندان برگردونده ميشيد تا .حُکمتون اجرا بشه
يا در حال تلاش بميرم، درسته؟
شما اين همه راه تا هارلان اومديد تا منو تهديد کنيد؟
.ميتونستيد جاي اين کار، زنگ بزنيد
... ايوا - .نه، ريلن -
.من فهميدم تو ديدي که نميتوني
،کارتو سريع راه بندازي واسه همين اين دوتا عوضي رو آوردي
تا به من شرايط سختي که توش هستم .رو گوشزد کنن
.خيلي خب، من قضيه رو گرفتم ديگه
،حالا، اگه اجازه بديد .بايد برم بالا بيارم
Tv Show با افتخار تقديم ميکند ...
Franklin | Raylan Givens | Pink Lotus نويد | شبنم | هومن
فصل ششم ، قسمت سوم
يارو لايد خيلي جرئت داره که
.که پولاشو تو پيتزايي ميذاره
جالبيش اينه که .يه گاوصندوق پيشساخته هم اونجا داره
،پولا رو هم با پيتزا هايي که ميفرسته بيرون .از اونجا خارج ميکنه
اينو ديگه از کجا ميدوني آخه؟ - منطقيه ديگه، نيستش؟ -
.30دقيقه يا کمتر، پول و نقد با پيتزاي پخته شده
مسئله اينه که که ما نميدونيم که کالهون چجوري
.پولاشو داخل و خارج ميکنه
ما حتي نميدونيم اين .پول کالهون هست يا نه
خب، پست پول کدوم خري ميتونه باشه؟ - .مسئله، اينه که ما هيچي نميدونيم -
هر چقدرم بيشتر سر اين موضوع حرف بزنيدف .سر من بيشتر درد ميگيره
او چيزبرگري که ميخواستم رو گرفتي؟
.روي پيشخونه، رئيس
آقايون، کسب و کارتون به راهه امروز؟
يه ذره واسه خر و پف کردن زود نيست؟
به نظر نمياد که شما ها از او کار .متوقف شده باشيد
.خب اينجا بار ماست
و تو کدوم خري هستي؟ - .اسمم تاي واکر ـه -
... و اگه بدموقع اومدم - ،آقاي واکر -
من دارم خودمو از مستي خلاص ميکنم که نتيجهي يکي از
.بهترين شبهايي بوده که بعد از مدتها گذروندم
.بنابراين، حالِ يه مکالمه غير مهم رو ندارم
،حالا، هيچ آدمي اونجوري که تو اومدي ،وارد يه بار نميشه
.مگر اين که يه کار مهم داشته باشه
خب نظرت چيه در مورد اون صحبت کنيم؟
داريد؟ Buffalo Trace شما - ارل؟ -
من بدون هيچ قصد و غرضي اومدم تا شما رو
.از وضعيتي که توش هستين مطلع کنم
.مرسي
،اون روزي که شما اون بانکو زديد
.خيلي شيوهي خبرگيري تون خوب بود
اما من اينجا نيومدم از اون کارتون تعريف کنم و .بگم شما ها چه نابغههايي هستين
،منظورم اينه که
شماها بالاخره از يه جايي فهميده بوديد که داريد ،پول اون کالهون بدبخت رو کِش ميريد
.که من به شخصه هيچ مشکلي با اين قضيه ندارم
.ولي قضيه اين نيست
چيزي که اتفاق افتاده اينه که .شما از آدمي که من براش کار ميکنم، دزدي کرديد
و در عين حال که صاحبکار من ،منصف و صبوره
.آدم ضعيفيم نيستش که بخواد تو کارش دخالت بکنن
يجورايي سطح کارش با
.سطح کار هاي شما فرق داره - .اينو نميدونم، اسکيپي -
.ما اينجا خيلي کارا انجام ميديم - .کارل -
.من فقط يه خبر رسانم، آقاي کراودر
.خودم دستوردهنده نيستم
،من ميگم که شما يه ذره صبور باشيد
،و دنبال چيزي که واسه شما نيستش .نيايد
و اينجوري همه برندهاند ... کُل شهر و ايالت
،حالا با اين چيزايي که گفته شد ،اگه روي انجام کارتون پافشاري کنيد
.عواقبش پايِ خودتونه
تموم شد؟
.اي لعنت، پسرجون .تو هم مثل من زياد حرف ميزني
خيلي خب، آقاي ... اسمت چي بود؟ - .واکر -
،آقاي واکر
،من شايد اين کارايي که ميگيد رو کرده باشم .شايدم نه
در هر صورت، من به تو يا
.اون يارويي که واسش کار ميکني هيچ اهميتي نميدم
خيلي از آدما از اون در اومدن تو و .همين حرفاي شبيه مال تو رو زدن
.بيشترشون الان مردهان .هر کدومشون هم به شکلهاي مختلف
خب، من قطعاً علاقهاي ندارم به سرنوشت .اونا دچار بشم
... همونطور که گفتم - نه .. نه -
.تو فقط يه خبر رساني .شنيدم خودمم
،حالا، تو اومدي اينجا، هر چي هم نياز بود .گفتي
.و غذا خوردن منم قطع کردي
،حالا که نتونستم همبرگرم رو به آرومي تموم کنم
.حداقل ميتونم سيبزميني هام رو اونجوري تموم کنم کارل؟
.شما بهتره راه بري ... آقاي واکر
.تو و اون ريشت
.اينم براي مهمان نوازيتون
.اميدوارم شماها از بقيه روزتون لذت ببريد
!! لـــعنت
حالا چجوري بايد وارد اون
،پيتزايي بشيم !در حالي که قيافهي هممون رو ديده؟
تو چيزي ميخواي به من بگي؟
No comments yet. Be the first to leave one.