Little House on the Prairie

Little House on the Prairie

Farsi/persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Little House on the Prairie 2026 S01 NF WEB DigiMoviez
Şunun yorumuyla PersianSUB
ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز @digimovieteam ترجمه از «نــهــال، آیــدا، امیر ستارزاده، آریــا، علی‌ محمدخانی، محیا‌ مبین‌مقدم، امیرعلی‌ ایلوژن، علی‌اکبر دوست‌دار»

Etiketler

webdl
netflix_synced
Yayınlandı: 2026-07-18
İndirmeler: 36
İşitme Engelliler: No
FPS: 23.976

Farsi/persian altyazı önizlemesi

İlk 197 satır.

‫«خانه‌ی کوچک در چمنزار»

‫یکی بود، یکی نبود...

‫لورا!

‫شام می‌خوای یا نه؟

‫یکی بود، یکی نبود،

‫بابا و مامان

‫و مری و لورا

‫خونه‌شون رو توی جنگل‌های بزرگ ویسکانسین ‫ترک کردن.

‫مامان از اینکه زندگی‌مون رو ‫پشت سر بذاریم غمگین بود،

‫اما بابا می‌گفت اونجا دیگه خیلی شلوغ شده،

‫و ما به یه شروع تازه تو غرب نیاز داریم.

‫هر روز، اسب‌ها تا جایی که ‫می‌تونستن راه می‌رفتن،

‫و بابا و مامان یه جای جدید اردو می‌زدن.

‫بالاخره اونا به چمنزار رسیدن،

‫جایی که هیچ‌ چیزی جز علف ‫و موج‌های نور و سایه

‫و یه آسمون غول‌پیکر نبود.

‫هر روز و هر شبش ماجراجویی بود.

‫بزن بریم!

‫و اونا خوشحال بودن

‫چون یه خانواده بودن ‫و در کنار هم بودن.

‫چیزی نمونده برسیم، وروجک.

‫دیدی؟ کالسکه‌های زیادی از اینجا رد شدن.

‫- چرا یکی باید اینو اینجا رها کنه؟ ‫- لابد خیلی سنگین بوده.

‫جک می‌تونه سوار کالسکه بشه؟

‫فقط همین یه بار.

‫- افسار رو بگیر. ‫- بابا!

‫چارلز!

‫ولش نکن!

‫نه! جک!

‫- جک! ‫- جک!

‫- عقب بمون. ‫- جک!

‫- لورا، عقب بمون! ‫- جک!

‫جک!

‫باید بریم!

‫مامان!

‫دخترا، محکم بگیرید!

‫برید!

‫دخترا.

‫- جک! جک! ‫- حالت خوبه؟ آسیب ندیدی؟

‫- خوبی؟ حالت خوبه؟ ‫- جک! جک!

‫- جک! ‫- جک!

‫- جک! ‫- جک!

‫جک!

‫دیدم کالسکه‌تون توی جریان تند آب گیر کرد.

‫وایسا.

‫همه خوبن؟

‫من دکتر جرج تن هستم. ‫می‌تونم یه نگاهی بندازم؟

‫شاید یه کم بسوزه.

‫به نظر میومد جای خوبی برای رد شدنه.

‫بارون‌های بهاری آب رو تند و سرکش می‌کنه.

‫اشتباه پیش پا افتاده‌ایه.

‫توی هدایت اسب‌ها مهارت داری.

‫آروم موندی و همه رو رسوندی به ساحل.

‫کار بیست بود.

‫- تا جایی که می‌تونی خشک نگه‌شون دار. ‫- ممنون.

‫فکر کنم دارین می‌رین سمت ایندیپندنس.

‫راه زیادی نمونده، حدوداً یه نصفه روز.

‫وقتی رسیدین به شهر،

‫واسه بهترین قیمت‌ها برین سراغ ‫بقالی هندرسون.

‫- اداره ثبت اراضی رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟ ‫- نه، اداره ثبتی نیست. هنوز نه.

‫احتمالاً می‌تونی ایلای جیمز رو توی ‫هتل جادسن پیدا کنی.

‫اون راه درست رو برای ثبت زمین نشونت میده.

‫می‌دونی،

‫بیشتر مردم با خدم و حشم، ‫دوست و خانواده میان غرب.

‫نه دست‌تنهام و تک و تنها.

‫اون‌طور که باید پیش نرفت.

‫امیدوارم چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی.

‫آذوقه چی شد؟

‫همه‌ش نرفته، اما چیزی هم نمونده.

‫منو ببخش.

‫با همین باقی‌مونده‌ش یه دلی از عزا درمیاریم.

‫جک! جک!

‫جک!

‫بیا دیگه.

‫زاغ‌سیاه کسی رو چوب زدن.

‫لورا.

‫مامان می‌گه بیا شام بخوریم.

‫نیومدی سر صبحونه.

‫باید راه بیفتیم.

‫- باید صبر کنیم جک بیاد. ‫- جک شناگر خوبیه.

‫احتمالاً قبل از اینکه به ما برسه داره ‫یه کم دور و بر رودخونه گشت می‌زنه.

‫چطوری پیدامون می‌کنه؟

‫راحت. بوی تو رو دنبال می‌کنه.

‫داری چی ‌کار می‌کنی؟

‫واسه جک رد پا می‌ذارم.

‫نون ذرت غذای موردعلاقه‌شه.

‫خیلی کوچیکه.

‫همونیه که می‌خواستیم، مگه نه؟

‫- شروع تازه. ‫- وقتی کارتون تموم شد بیاین پیدامون کنین.

‫- یادت نره آب‌نبات‌ نعنایی بگیری. ‫- فراموش نمی‌کنم.

‫بریم.

‫سلام. من امیلی هندرسون هستم. ‫فکر نکنم قبلاً افتخار آشنایی داشتیم.

‫کرولاین اینگالز. یه لیست دارم.

‫و می‌خوام این نامه‌ها رو بفرستم ولایتمون.

‫شرمنده. ‫اینجا هنوز پست‌خونه نداره.

‫پست‌خونه نداره، ‫کلیسا نداره، مدرسه نداره.

‫ولی یه دکتر خیلی خوب داریم.

‫پس فقط همین لیست لطفاً. ممنون.

‫ببخشید. دنبال ایلای جیمز می‌گردم.

‫ببین اینجا چی داریم؟

‫یه تازه وارد.

‫بذار حدس بزنم. ‫اومدی زمین موعودت رو تصاحب کنی.

‫به حرف‌های آقای کایند اهمیت نده.

‫من ایلای جیمز هستم.

‫اینگالز. دکتر تن گفت شما ‫کسی هستی که باید درباره ثبت زمین ازش پرسید.

‫- خانواده همراهت داری، آقای اینگالز؟ ‫- همسرم و دخترام.

‫بدون برادر. بدون پسر.

‫یه سر برو سمت آسیاب. ‫سم پارکر یه نقشه از زمین‌های ثبت‌شده داره.

‫رسمی نیست، اما در مسیر درست ‫راهنماییت می‌کنه تا زمینت رو مشخص کنی.

‫حیف که چیزی جز ته‌مونده‌ها باقی نمونده.

‫- زمین‌های زیادی باقی مونده. ‫- گرگ‌های زیادی هم باقی موندن.

‫نیازی نیست مثل احمق‌ها رفتار کنید.

‫- به ایندیپندنس خوش اومدین، آقای اینگالز. ‫- ممنون.

‫چی می‌خوای؟

‫نعنایی؟ پاستیل؟ آب‌نبات لیمویی؟

‫روبان‌هام رو آب برد.

‫خب که چی؟

‫خب، مامان می‌خواد ما متمدن باشیم.

‫روبان‌ها نشونه تمدنن، ‫حتی اینجا وسط این برهوت.

‫من ترجیح میدم اینو بگیرم.

‫چرا؟ تو که اصلاً خوندن بلد نیستی.

‫من خوندن بلدم.

‫حرفت رو پس بگیر.

‫حتی با اینکه سن و سالی نداری.

‫کیلب، منتظر بسته‌ها هستن.

‫شما امشب رو توی هتل می‌مونید؟

‫- ترجیح می‌دیم اردو بزنیم. ‫- اون بیرون خیلی مواظب دختراتون باشید.

‫گرگ‌ها و آدم‌ها ‫به یک اندازه احتمال داره اونا رو بدزدن.

‫گرگ‌ها فقط موجودات وحشی هستن. ‫فاصله‌تون رو حفظ کنید. غذا بیرون نذارید.

‫- و مشکلی پیش نمیاد. ‫- فقط یه نصیحت دوستانه بود.

‫صورت‌حسابتون.

‫خب، همه‌ چی باید از راه دوری بیاد.

‫- بهتون قول میدم قیمت‌ها منصفانه‌ست. ‫- مطمئنم همین‌طوره.

‫- می‌تونیم براتون حساب نسیه باز کنیم؟ ‫- نه. ممنون.

‫فقط مجبورم بیخیال قهوه و ژامبون بشم.

‫و تخم‌مرغ‌ها.

‫و شکر. و ریشه زنجبیل. ‫ببخشید اسباب زحمت شدم.

‫نه، اصلاً زحمتی نیست.

‫می‌خوای آواز بخونی؟

‫می‌تونی روبان‌های منو برداری.

‫مال تو رو نمی‌خوام.

‫باعث شدی احمق به نظر برسم.

‫به خاطر اون پسره؟

‫اون حتی یه سلام هم نکرد.

‫تازه فکر می‌کردم تو ‫عاشق چارلی استون خنگول هستی.

‫خب، من دیگه هیچ‌وقت قرار نیست ببینمش، مگه نه؟

‫تو برات مهم نیست که گذاشتیم رفتیم، ‫چون هیچ دوستی نداشتی.

‫من داشتم.

‫بیا جک. می‌دونم پیدامون می‌کنی.

‫اینو بگیر.

‫من تبر و چاقوم رو دارم.

‫به یه تفنگ دیگه یا یه سگ دیگه نیاز داریم.

‫بنویسشون توی لیست. قبل از ‫غروب آفتاب با یه جا که بشه بهش گفت خونه برمی‌گردم.

‫مامان، نگاه کن!

‫اون یه عروسک سرخ‌پوستیه، مگه نه؟

‫به نظرت اسمش چیه؟

‫می‌تونم نگه‌ش دارم؟ خواهش می‌کنم؟

‫می‌تونی پارگی‌هاش رو بدوزی

‫و از روبان‌های من استفاده کنی.

‫باشه.

‫چرا بابا برنگشته؟

‫احتمالاً واسه شکار ایستاده.

‫تفنگ رو با خودش نبرد.

‫جک؟

‫بهش نزدیک نشو!

‫برید!

‫آروم باش.

‫منم بابا.

‫کجا بودی؟

‫زمان از دستم در رفت، ‫برای همین من و پت مجبور شدیم اردو بزنیم.

‫اما قشنگ‌ترین و بی‌نقص‌ترین ‫تیکه زمین رو پیدا کردم.

‫باید وایسی تا ببینیش.

‫- صبحونه بخوریم و راه بیفتیم؟ ‫- خودت درست کن.

‫نزدیک بود گرگ لورا رو بخوره.

‫خب، خونه رو اینجا می‌سازیم. ‫باغچه، اینجا.

‫اصطبل، اونجا.

‫و یه تاب.

‫و بهار آینده تا جایی که بتونیم ‫گندم و ذرت می‌کاریم.

‫خب، نظرت چیه؟

‫خواهرم می‌گفت احمقم که همه ‌چی ‫و هر کسی که می‌شناختم رو رها کردم

‫و با تو اومدم به دل تاریکی.

‫حالا اینجاییم.

‫اما حالا اینجاییم.

‫لورا الیزابت اینگالز!

‫می‌گیرمت!

‫من بیدارم.

‫تو بخواب.

‫مری رو می‌ذارم که مواظبت باشه، ‫لورا رو با خودم می‌برم تا کمکم کنه.

‫آره. خوبه. خوبه. خودشه.

‫یکم استراحت کن، وروجک.

‫سلام.

‫این مال توئه؟

‫اون عروسکم رو برداشت.

‫بعید می‌دونم عروسکت رو برداشته باشه.

‫گم کرده بودیش، یادت نیست؟

‫اون‌ همه گریه‌وزاری؟

‫من زیر یه سنگ توی گِل پیداش کردم.

Little House on the Prairie subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Little House on the Prairie

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left