Berlin Alexanderplatz

Berlin Alexanderplatz

Farsi Persian Altyazısını İndir

Specials

Sürüm bilgisi

Berlin Alexanderplatz 1980 E04 BLURAY
Şunun yorumuyla AZAD.SHAKARAMI
قسمت چهارم TEL: @CINEMA772

Etiketler

BluRay
Yayınlandı: 2022-03-10
İndirmeler: 40
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

برلین الکساندرپلاتز

"بر اساس رمانی از "آلفرد دوبلین

فیلمی در 13 قسمت به همراه یک پایان بندی

بیبرکوف، مشکلی پیش اومده؟

نه نه، فقط آبجو تموم کردم

باید یه مقدار بگیرم

آره، آبجو

میشه الان شیرم رو بیاری؟ یا اینکه اول باید جونم در بره؟

باز شروع کرد

تمام روز ادامه داره به چیز دیگه ای فکر نمیکنه

فقط دنبال گیر دادن و غُر زدنه

یه زمان زن خوبی بود

چطور ممکنه آدم انقدر عوض بشه

فقط بلده گیر بده و غُر بزنه

همین الان شیرت رو میارم

سلام، خانم گراینر

سلام، آقای گراینر

بازم جنس تازه میخوام

آقای بیبرکوف خیلی زود تموم کردید

وقتی به چیزی احتیاج پیدا میکنی نمیشه کاریش کرد دیگه

حق با شماست، آقای بیبرکوف

حق با شماست

...میتونی همین الان یه بطری بهم بدی

تا عطشم بخوابه

حتما

متاسفانه "جین" نداریم

تموم کردیم

و تنها کاری که "گراینر" پیر میکنه مست کردن و چرت زدنه

حالا که شوهرتون بیکار شده چیکار کنه بنده خدا؟

این روزا اکثر مردم فقط ول میگردن

حق با شماست، آقای بیبرکوف

همینطوره

...یه چیزی که متوجه نمیشم

اینه که اونا چطور زندگیشون رو میگذرونن

کیا؟

اون مغازه کفش فروشی

ویترین بزرگ و خیلی شیکی داره

ولی تا حالا یه مشتری هم اونجا ندیدم

تازه شیش تا فروشنده دختر هم داره

...با اینکه مشتری زیادی ندارن

ماهی 80 مارک بهشون میده

...و شاید اگه خیلی خوب بفروشن

صد مارک گیرشون بیاد

مغازه کفش فروشی مال خانم "گریلمان" پیره

قبلا خیلی معمولی بود

ویترین مغازه انقدر بزرگ و شیک نبود

بعد با یه مَرده ازدواج کرد

از اون موقع افسردگی گرفته و اوضاع خوبی نداره

شوهرش مرد جذابیه

...اون مغازه رو به این وضع درآورد

ولی هنوز 40 سالش هم نشده

و مشکل اصلی همینجاست، آقای بیبرکوف

بعضی وقتها دیر میاد خونه و اون زن هنوز بیداره

اون خیلی اذیت میشه نمیتونه بخوابه

وقتی با یه مرد جوونتر از خودت ازدواج کنی همین وضع پیش میاد

به سلامتی - به سلامتی -

قسمت چهارم "یک مشت آدم در سکوتی عمیق"

:اهمیت چربی در تغذیه

چربی برآمدگی استخوانها رو پوشش میده و از اونها در برابر فشار و ضربات محافظت میکنه

به همین دلیل آدمهای لاغر موقع پیاده روی از درد پا شکایت میکنند

یه بطری دیگه بهم بده

به اونم همینطور

یه آبجو که به سلامتی نداره

نه نه، یه آبجو به سلامتی نداره

روی یه پا که نمیشه وایساد مگه زمانی که مجبور بشی، نه؟

...خب

...و کنار اون وکیله

دوتا زوج چاق زندگی میکنن

...یه برادر با همسرش

و یه خواهر با شوهرش اونا یه دختر مریض دارن

و کنار اونا نانوای جوونی با همسرش زندگی میکنه

...اون زن یه تلفنچیه

آره، تلفنچیه یه چاپخونه ست

اون التهاب تخمدان داره خودش بهم گفت

واقعا؟

التهاب تخمدان داره، ای بابا

اونا از زندگی چه لذتی میبرن؟

خب، اونا همدیگه رو دارن

...یکشنبه گذشته

رفتن سینما و بعضی ...وقتها میرن کلوب

...میرن دیدن والدینشون و

همین؟

کافی نیست، آقای بیبرکوف؟

...نمیشه که از هوای خوب

...و هوای بد حرفی نزد

یا ایستادن کنار شومینه و خوردن صبحونه

...شما از زندگی چی میخواید

و همینطور همه اون کاپیتانها و ژنرالها؟

یه نفر چی میتونه از زندگی بخواد؟

بهتره خودمون رو مسخره نکنیم

و درست بالای سرشون اون وکیله زندگی میکنه، لاونهاند

یه آدم خسیس

یه نظافتچی داره که دفتر و اتاقش رو جارو میکنه

اونقدر خسیسه که یه جارو برقی نمیخره

و حتی ازدواج هم نکرده

اون نظافتچی همه جا رو براش ...تمیز میکنه، زن خیلی لاغریه

ولی برای یه نفر با دو بچه بدن انعطاف پذیری داره

بله آقای بیبرکوف، خسیسی آدم رو به این روز میندازه

من رای دادگاه منطقه" "...مبنی بر اینكه

خرگوشهای وحشی در منطقه" "...اعیانی ساکسونی آلتنبرگ

میتوانند به عنوان یک هدف مجاز" "برای شكار قلمداد شوند را رد میكنم

و در بلوک پشتی یه پیشخدمت با زنش زندگی میکنه

یه خونه ی مبله زیبا با لوسترهای گازی دارن

ساعت 2 میاد خونه، میخوابه و بیدار که میشه سنتور میزنه

...زنش تو یه فروشگاه کار میکنه

اونطور که خودش میگه به عنوان سرپرست

...شوهره قبلا ازدواج کرده

ولی زن اولش بهش خیانت میکرد

...زنه همیشه خامش میکرد

ولی مَرده بالاخره ترکش کرد

...توی دادگاه طلاق

بخاطر اینکه ترکش کرده بود مقصر شناخته شد

نتونست ثابت کنه زنه بهش خیانت میکرده

بعد با زن فعلیش آشنا شد که دنبال یه مرد میگشت

میدونی که منظورم چیه؟

همیشه همینطوره ...اونم لنگه زن قبلیشه

...دقیقا همونطوری

فقط یه کم زرنگتره

وقتی بهش خیانت میکنه نمیذاره متوجه بشه

امیدوارم که بتوانم چهارشنبه" "آینده با شما دیدار کنم

و از شما میخواهم که تا آن زمان" "...صبور باشید، ارادتمند شما

":جناب آقای تولمان"

در مورد پرونده دخترتان، من" "...مجبورم هزینه های بیشتری

در حدود مبلغ 200" "مارک درخواست کنم

"پرداخت اقساطی هم قابل قبول است"

و بالاتر از اونها، درست ..."کنار تو و "بومان

ما زندگی میکنیم، جایی که گراینر" حکومت میکنه"

اون مرد خوبیه، حواسش به مشروب خوردنش هست

ولی بعضی وقتا خودشو رها میکنه

شرکتهای امنیتی از همه" "چیز محافظت میکنند

"...آنها میایند"

وارد مکان میشوند و با نصب دزدگیر" "همه چیز را تحت کنترل درمیاورند

"نگهبانی و سرویس امنیتی برلین کبیر"

"...سرویس امنیتی آلمان"

"...سرویس امنیتی برلین کبیر"

"...و بخش امنیتی سابق"

"انجمن ملاکان برلین"

اتحادیه مدیران" "ستاد امنیتی غرب

"...شرکت امنیتی"

"...مجموعه آثار شرلوک هلمز"

"اثر کانن دویل"

خدمات شستشو و" "اجاره ماشین لباسشویی

خدمات شستشوی آدلر" "برای انواع رخت و لباس زیر

با خدمه مجرب زن و مرد" "برای شستشوی انواع لباسها

مقبولیت مقاربت جنسی برای مردان متاهل" "ممکن است به ضوابط کمتری بستگی داشته باشد

از نظر قانونی، باید اعتراف کرد" "که مسئولیت شخصی وجود دارد

همانطور که استوب در باب" ":رابطه خارج از ازدواج میگوید

اینگونه رابطه یک بی اعتدالی ست" "که خطرات خاصی را به همراه دارد

و هر کسی که این بی اعتدالی را در" "پیش گیرد باید خطرات را متحمل شود

"...مطابق با این حکم"

عفونت ناشی از رابطه خارج از ازدواج" "...به عنوان یک عمل سهل انگارانه

...ببخشید خانم، ولی

بله؟

...خب

...فقط اینکه

...نمیدونم

...شما اومدین اینجا و

منظورتون چیه؟

مشکلی هست؟

شما بهم چشمک زدید، اینطور نیست؟

البته

...ممکنه بهتون چشمک زده باشم، ولی

یعنی اینکه نمیخواید...؟

اوه، عالیه

اول چشمک میزنید بعدش جا میزنید

مهم نیست

خواجه

...و در طبقه دوم

یه پیرمرد 64 ساله زندگی میکنه

یه لهستانیِ طاسه

دخترش طلاق گرفته کارای خونه با اونه

هر روز صبح میبینمش که میره بیرون

متوجه شدم که مشکل قلبی داره

بعضی وقتها میاد اینجا یه پیک مشروب میزنه

همین روزا یه بلایی سر خودش میاره

..."خودش گفت "انسداد شرائین

و "کاردیومیوپاتی" داره

با اینکه کلمات سختی هستن ولی اونها رو یادم مونده

ظاهرا قبلا قایقران بوده

ولی حالا چیکار میتونه بکنه؟

عصرها پیپش رو روشن ...میکنه و روزنامه میخونه

در حالیکه دخترش توی سالن غیبت این و اون رو میکنه

دختره از اون شایعه پراکنهاست

حتما کار خودم بوده

معده که پُر بشه همین میشه

...تار عنکبوت

...گوشه اتاق

نمیتونه یه موش رو هم بگیره

دلم میخواد آب بخورم

...به کسی چه مربوطه

من چیکار میکنم؟

به کسی چه مربوط؟

اگه بخوام بخوابم، میخوابم

تا پس فردا میگیرم میخوابم

...و اگه بخوام لَم بدم

تا پس فردا لَم میدم

به کسی چه مربوط؟

به کسی مربوط نیست من چیکار میکنم، بله؟

دیشب شنیدم استفراغ میکردی

صدای وحشتناکی داشت

More Farsi Persian subtitles for Berlin Alexanderplatz

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left