İlk 200 satır.
"دفعهی قبل در "آژانس کاراگاهی همه جانبهی دیرک جنتلی
تاد و من دستگاه اسرار آمیزی از زمین در آوردیم
که احتمالا دستگاه انرژی نامحدود ادگارد اسپرینگه
ولی با مقاومت سخت مردایی که دستگاه رو میخواستن مواجه شدیم
!بخواب رو زمین کوسه دست اونه
که باعث شد بفهمیم بچه گربه یه کوسه توی !بدنش، مغزش یا هر جایی داشت
بارت و کن از راه رسیدن
من اون یارو رو میکشم
و آماندا بالاخره یه سری جواب درباره آشوبگر سه به دست آورد
یعنی شماها احساساتم رو خوردین
انرژی رو از اعصابم بیرون کشیدین؟
ولی بعدش اوضاع پیچیده شد
...تعقیبه استفانز و زیمرفیلد توسط فرح
به یه تیراندازی خونین ختم شد
یه مرگ غم انگیز
:و یه کشفه تکان دهنده
!من "پاراریبولیتیس" نداشتم
!همه چی به هم متصله
:ترجمه و تنظیم زیرنویس sin«سـینـا»cities
ببخشید، خوب پیش نرفت، سعی کردم ولی خراب شد ] [ .برای همین این یادداشت آخرو نوشتم، لعنتی! دیرک جنتلی
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
نمیفهمم
باید صبر کنیم
نه، همین الان برمیگردیم
تیم نیروهای ویژه رو خبر میکنیم
...یه تانک برمیداریم و برمیگردیم اون
شما به یه ملک خصوصی تجاوز کردین
...ما تجاوز نکردیم
شما بدون مجوز وارد یه ساختمون شدین
...من نمیتونم با وجدان راحت
زیمرفیلد مرده
میدونم و متاسفم
...نه، ما همین الان برمیگردیم - ...نه برنمیگردیم -
...چرا، برمیگردیم - ...نه، برنمیگردیم -
!چرا، برمیگردیم - !نه برنمیگردیم -
تنها چیزی که فعلا داریم
یه پلیس مردهست
!که نتیجه حماقت خلاف قانون شما بود
!اونا با یه زوبین بهش شلیک کردن
ما نمیتونیم همینجوری وسطه باغ وحش سیاتل !یه جنگ مسلحانه شروع کنیم
تو، تو این قضیه دست داری
چی؟
گفتی دنبال پرونده پاتریک اسپرینگ رو نگیریم
و حالا یه پلیس مرده
و داری میگی باید اینکارو طبق قوانین انجام بدیم
آره تو هم تو این قضیه دست داری
بگو
!تو چشمام نگاه کن و بگو
"بگو "من تو این قضیه دست دارم
استفانز، داری چیزایی میگی که ...بعدا از گفتنشون پشیمون میشی
!بگو
"!بگو "من یکی از اونام
اونا؟
آره اونا
همونایی که پاتریک اسپرینگ رو کشتن
!همون کچلای عجیب الخلقه
کالبد شکاف، گوردون ریمر
و هر خره دیگه ای که اون واحد انتقال حیوانات !رو پلمپ کرده بود
!اونا
!تو از کار معلق شدی
!بگو - تو اخراجی -
بگو
...بردشاو، بیا و کاراگاه استفانز رو راهنمایی کنی
نه، نه، نه
بگو
من اینجام، فقط من و تو ...من همینجام
!فقط بگو، بگو
یه پلیس مرده
زیمرفیلد مرده
و اون داره منو اخراج میکنه
این تموم نشده
!تازه اولشه
مطمئین بشید میره
!ریمر یه مشکلی پیش اومده
باشه، من با فرح میرم
نه
من با فرح میدم تو میمونی و با آماندا حرف میزنی
حالا؟
!همه چی به هم متصله تاد
گفتن حقیقت به آماندا قدم بعده
یعنی، اینم یه جورایی به کائنات مربوط میشه
!یعنی، اگه اینکارو نکنم کائنات به هم میریزه؟
کائنات قبلا به هم ریخته تاد
...اگه الان بهش نگی
...و ما بعدا کشته بشیم
من با فرح میرم و دستگاه رو برمیگردونم کاخ اسپرینگ
و سر در میارم چیکار میکنه
اوه! و باید آماندا رو هم بیاری
اینجا جاش امن نیست
باشه
...تو برگشتی، خدا رو شکر
فرح! هی گوش کن ما دستگاه رو پیدا کردیم
...من یه نفرو کشتم
...اشکالی نداره، مام چند نفرو کشتیم
صبرکن ببینم چی؟ !تو چیکار کردی؟
آماندا خوبه؟
...آره اون - خودت خوبی؟ -
تا حالا همچین کاری کرده بودی؟
...نه، کلی تمرین داشتم ولی
صبرکن، چه ماشینی؟
ما دستگاه انرژی نامحدود ادگار اسپرینگ رو پیدا کردیم
فکر میکنیم، تو کی رو کشتی؟
!یکی دیگه از اون کچل های عجیب غریب رو
من مخفیگاهشون رو پیدا کردم اونا به پلیس حمله کردن
!اونا اون کاراگاه رو کشتن
استفانز یا زیمرفیلد؟
زیمرفیلد
!خدای من، اوضاع از کنترل خارج شده
صبرکن، صبرکن، شما کی رو کشتین؟
همون آدما، همون تیم
اونا ناگهانی بهمون حمله کردن
!ولی با بچه گربه ترتیبشون رو دادیم
با چی؟ - بچه گربه -
...یه کوسه توش بود -
...و با در نظر گرفتنه این
...این فعلا فقط در حد تئوریه
ولی ما فکر میکنیم لیدیا اسپرینگ رفته تو جلد سگه
چی؟
ما فکر میکنیم ریمر روح سگ و لیدیا رو جا به جا کرده
تا ضمانتی داشته باشه تا پاتریک اسپرینگ نتونه دورش بزنه
و به عنوان گروگانی برای مبادله با دستگاه
پس لیدیا تو جلده سگه؟
آره
ولی ما میتونیم برگردونیمش تو بدن خودش دیگه، آره؟
!دیرک میتونه یه کاری بکنه
خب اگه سگ و لیدیا و چیزی که برای ...جا به جا کردن روح استفاده شده رو گیر بیاریم
...آره، میتونیم
!ما بهش خوشبینیم
باشه
آماندا گفت
مردایی که به نظر ارتشی میومدن بهش نزدیک شدن
لعنتی اونا عضو "بخش تاریک" هستن - !چی؟ -
بخش تاریک" یه برنامهی خارج از رده سی آی ایه که دنبال دیرکه"
گوش کن، اتفاقات پیچیدهی زیادی در جریانه
و نمیتونیم الان همشون رو مشخص کنیم
باشه، همینطوره
تو باید دیرک رو ببری کاخ اسپرینگ باشه؟
منم آماندا رو برمیدارم و اونجا میبینمتون
ولی قبلش یه کاری هست که باید انجام بدم
دیرک بیرونه، میتونی اونو با ماشین ببری؟
اون رانندگیش خوب نیست
آره
!وانت من رو بردار
فرح ممنون
من فقط میخوام لیدیا نجات پیدا کنه
الان این تنها چیزیه که مهمه
خب، ما اون رو نجات میدیم
!یا یه همچین چیزی، قعطا
مرسی تاد
تو مسلحی؟
همیشه، تو چی؟
چی؟ نه
...صبرکن، داری چیکار میکنی
نذار دست کسی به این برسه
!تا وقتی با مشت بزنی تو صورتشون
باشه، حتما
اسلحه ام رو هم بهت میدادم !ولی اینجوری چیزی برای خودم نمیمونه
این اتفاق هرگز نمیتونه بیوفته
درسته
آماندا؟
تو اینجایی؟
...داداش
اوضاع به هم ریخته بود
تو کجا بودی؟
اون بیرون با نقشه چی پیدا کردی؟
...هی ما
فرح خیلی عجیب غریبه
حق با تو بود
...به نظرم شانست باهاش بیشتر از اونیه
!که فکر میکردم - ...ما باید -
من تمام شب رو باهاش بودم
...و اون یه جورایی خیلی غیر عادیه
آماندا، ما باید حرف بزنیم
نه اینکه عالی نباشه باشه
...ولی، اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم
من هیچوقت "پاراریبولیتوس" نداشتم
...ساعت گذشته خیلی 24
چی؟
من نمیخواستم اینجوری بهت بگم
...فقط
دیگه نمیتونستم اینو ازت مخفی کنم
چی گفتی؟
من هیچوقت پاراریبولیتوس نداشتم
...چرا! داشتی، منظورت
منظورت چیه؟ البته که داشتی
برای همینم بود که ترک تحصیل کردی
نه، من ترک تحصیل کردم چون داشتم مشروط میشدم
چون هیچوقت نمیرفتم سر کلاسا
...چون سعی داشتم وقتم رو صرف
خاکسپاری مکزیکی" بکنم"
ببین، من اصلا نمیخواستم اینجوری بشه، باشه؟
...من سال ها میخواستم اینو بهت بگم، ولی
این منطقی نیست
گروه "خاکسپاری مکزیکی" به خاطر مریضی تو از هم پاشید
گروه "خاکسپاری مکزیکی" از هم پاشید چون من تجهیزاتمون رو فروختم
!و به بچه ها گفتم اونا رو دزدیدن
باشه
ولی، باشه، اون جریان مامان و بابا چی
...وقتی که تو یه جورایی
خب من میخواستم خونه مجردی داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.