İlk 200 satır.
هرگز به من گفته نشده بود که" ".حس غم و اندوه تا چه اندازه به ترس و وحشت شباهت دارد «سی.اس لوئیس - نویسنده بریتانیایی»
فردا نمیتونم باهات بیام
چی؟ چرا نمیتونی؟
بدبخت شدم رفت
چطور شد مگه؟
مامانم کتابا رو پیدا کرد و اعصابش به هم ریخت
مجبورم کرد پسشون بدم
فک کنم ترجیح میداد تو اتاقم ماریجوانا پیدا شه
تا کتاب در مورد آبشار اشلند
خیلی بد شد که
آخرش چیکار کردی؟
برشون گردوندم
خودش شخصاً منو رسوند دم کتابخونه و نگام کرد تا پسش دادم
عصبانی بود عصبانی هااا
گوش کن، فک کنم حدسام درست از آب در اومدن
تو هر روز یه تئوری جدید در مورد این خونه میسازی
ما داریم جای اشتباهو میگردیم
خط مرزی شهر نه تنها تغییر کرده بلکه عقب نشسته
از کجا میدونی؟
...همش برمیگرده به نیروگ
!اوه، یه دقیقه
!بیا تو
گفتم بیا تو
اشلی
فکر کنم گفتی بابا مامانت داداشت رو بردن
واسه دانشگاه
اش
اش
یا خدا، اش
اینقدر منو نترسون، باشه؟
احتمالاً کار جسیه میخواد سر به سرم بذاره
مطمئنی؟ میخوای به یکی زنگ بزنم؟
نه، نه ...مشکلی ن
مشکلی نیست
کسی... اینجا نیست
میخوای بیای اینجا؟
نه
نه. مشکلی نیست
ناتالی؟
« جادۀ ۸۲۵ جـــنگلی »
.: تیم ترجمه اسکریورس :. « Ali De La Serna | Mehdisk »
« @AliDeLaSerna | @FoundFootageFan »
قشنگه
بدون شک از آخرین جایی که بانی نشونمون داد بهتره
فقط واسه این اونجا رو نشونت دادم که
که فکرشو از سرت بیرون کنم
چون میدونستم اگه نشونت ندم همش سراغشو ازم میگیری
خوب ما رو میشناسی ها
اینجا تقریباً هم قیمت قبلیه، ولی دوبرابر بزرگتر
چطور ممکنه؟
به نظر خطری میاد - آره، مشکوکه -
ولی حدود سه ساله توی بازاره
که یعنی فروشنده ها خیلی مشتاق فروشش هستن
ایزابل کجاس؟
فک کنم هنوز تو ماشینه
اینقدر نگران خواهرت نباش
هرجایی از اتاق خوابگاه ترم اولی بهتره
و اینجا هم قطعاً جا واسه ایزابل داره
اوه، هنوزم میخواد با شما زندگی کنه؟
هنوزم قصدتون همینه؟ - آره -
حداقل واسه ترم اولش
خب، گمونم بالاخره میتونم پیانوم رو جا کنم
سلام، ایزی نظرت چیه؟
اوه، راستی تبریک بابت قبولیت
ممنون، بانی
مطمئنم مادرت خیلی بهت افتخار میکنه
همینطوره
اینجا یه عالمه فضا واسه کار هنریت داره
هنوزم اون کارو انجام میدی، درست میگم؟
هنر؟
دلیل بورسیه گرفتنش همینه
اوه، پس
«بخش اول»
چـــاک
حداقل دوتا نشتی توی اتاق خواب اصلی هست
حتی به طبقه یک هم رسیده
الانم دارم به اتاق نشیمن نگاه میکنم
نشیمن؟ چقدر وضع خرابه؟
داغونه، بانی
میتونم یکی رو بفرستم همین بعدازظهر بیاد یه نگاه بهش بندازه
مطمئنی مشکل از لوله ها نیست؟
لوله های قدیمی هم ممکنه نشتی کنن، میدونی که
آره م..مطمئنم
ولی خب پشت بوم توی آگهی به عنوان نو ثبت شده بود، درسته؟
آره استودیوی ماریا رو چک کردی؟
نه، هنوز استودیوی ماریا رو چک نکردم
بذار دوباره بهت زنگ میزنم
میخوام بهتون نشون بدم چطور دو انتهاش رو
با یه حرکت ساده به هم وصل کنیم
ولی اول، شوهرم باید طبق معمول بپره وسط کارمون
معذرت از همگی فقط داشتم دنبال جای نشتی میگشتم
یادم رفت داری ضبط میکنی - عیبی نداره -
داریم به نشتی های شدیدی که
به خاطر طوفان دیشب ایجاد شدن رسیدگی میکنیم
آ، و به گمونم استودیوم از مصونیت برخوردار بوده
فکر میکردم مارتای مانکن رو بازنشست کردی
اوه، من عاشق مارتام
اون تنها بازمانده ی اولین استودیوم تو نیویورکه
مطمئناً روزای بهتری به خودش دیده
قیافش در حد پشت بوم خودمون داغونه
فهمیدم. فهمیدم از مارتا خوشت نمیاد
حالا برو بیرون دیگه
سلام عرض شد
سلام شما همسایمی؟
آره
فکر میکردم این خونه قراره تا ابد توی بازار بمونه
اسم من لریه - من چاک هستم -
گمون میکردم این محله شهر ارواحی چیزی باشه
هنوز هیشکی رو ندیدم
از روز اسباب کشی دارم به
مهمونی خوش آمدگویی رسیدگی میکنم
جدی؟ چه جور مهمونی؟
بارون دیشبی بود
پشت بوم تقریباً توی همه ی اتاقا نشتی کرده
آره
ازین اتفاقا قطعاً توی خونه های قدیمی میوفته
امیدوارم اهرم فشاری علیه
همسایه قدیمیتون داشته باشم
تو آگهی گفته بود پشت بوم جدیده
هرچی که هست جدید نیست
اوه، متأسفم که میشنوم
خیلی رو مخه واقعاً
ولی شک دارم اهرم فشاری در کار باشه
واسه چی؟
چون صاحب خونه ی قبلی خودشو کشته، چاک
نگفته بودن بهت؟
درباره ی پشت بوم حق با تو بود
فروشنده سه سال پیش به عنوان تعویض شده ثبتش کرده بود
کل عکساشو فرستادی؟ - آره -
خودم رفتم اون بالا
این پشت بوم نو نیست
مطمئنم نیستم چطور بازرسم متوجهش نشده
ولی نگران نباش همشو درست میکنم
ممنونم - و یادت نره -
هفته ی بعد یه اظهاریه بهم بدهکاری
که توش بنویسی مشاور املاک بانی دیویس عالیه
چاک؟ هستی؟
آره. آره. به نظر خوبه فردا بهت زنگ میزنم
خیلی خب فعلاً خدافظ
سلام عزیزم
ماریا
ساعت چنده مگه؟
زوده هنوز فقط...فقط یه نگاه بنداز به اون بیرون
خدای من
!اینجا نیست
آخه چطوری اون بیرونه؟ نکنه تو گذاشتیش؟
به نظرت من همچین کاری میکنم؟
نه، ولی خودش که راه نیوفتاده بره
چه خبره؟
این بیرون چیکار میکنی، مارتا؟
سلام چه خبر شده؟
سلام، لری
کم کم دارم فکر میکنم این مانکن زندس
نمیدونی چطور اومده این بیرون؟
بهترین حدسم اینه که خواهر کوچیکم
داره شوخی خرکی باهامون میکنه
چطوره؟
ایزابل رو میگم
منظورم،عه، وضع سلامت روانشه
چرا این سوالو میپرسی؟
میدونم چه اتفاقی برای مادرت افتاده
تصادف بود دیگه درسته؟
ماریا یه جورایی منو در جریان قرار داد
خیلی متأسفم
این..این شهر خیلی...خودکشی توش اتفاق افتاده
...اون دسته از اهالی که با افسردگی دست و پنجه نرم میکنن
بیشتر از بقیه
نسبت به "اون" آسیب پذیرن
ببخشید "اون؟"
فقط حرفم اینه که مراقب ایزابل باش
اون بلده چطور سر به سر مردم بذاره
ایزابل
وایسا همش همین؟
همینو میخواستی بگی فقط؟
اینجا یه کتابخونه ی فوق العاده داریم
بهتره یه کم در مورد تاریخچه ی شهر مطالعه کنی
قدم دوستان باغبانی روی چشم
باغبانی؟
این کارو...نکن
ببخشید؟
این کارو...نکن
حالت خوبه؟
اسمت چیه؟
اشلی
میتونم زنگ بزنم به کسی بیاد دنبالت، اشلی؟
نه
بهم اعتماد کن
فقط کتابارو بذار سر جاشون و برو
این کارو ...نکن
گوش کن
همش حقیقت داره
همش...همش واقعیه
نری دنبالش بگردی
...فقط فقط ازین شهر برو
دنبال جاده جنگلی میگردین؟
چی هست؟
آدمایی که، عا، این کتابای بایگانی قدیمی رو میبرن
همشون ازونایی هستن که فکر میکنن قراره جاده ی جنگلی رو پیدا کنن
قابل پیدا کردن نیست
عا،من هرگز در موردش نشنیدم
No comments yet. Be the first to leave one.