İlk 200 satır.
ا
ار
ارا
ارائ
ارائه
ارائه
ارائه ش
ارائه شد
ارائه شده
ارائه شده
ارائه شده ت
ارائه شده تو
ارائه شده توس
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط @
ارائه شده توسط @C
ارائه شده توسط @Ci
ارائه شده توسط @Cin
ارائه شده توسط @Cine
ارائه شده توسط @CineD
ارائه شده توسط @CineDr
ارائه شده توسط @CineDre
ارائه شده توسط @CineDrea
ارائه شده توسط @CineDream
ارائه شده توسط @CineDreami
ارائه شده توسط @CineDreamin
ارائه شده توسط @CineDreaming
ارائه شده توسط @CineDreaming
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه ش
ترجمه شد
ترجمه شده
ترجمه شده
ترجمه شده ت
ترجمه شده تو
ترجمه شده توس
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط A
ترجمه شده توسط Aw
ترجمه شده توسط Awk
ترجمه شده توسط Awkw
ترجمه شده توسط Awkwa
ترجمه شده توسط Awkwar
ترجمه شده توسط Awkward
ترجمه شده توسط AwkwardC
ترجمه شده توسط AwkwardCu
ترجمه شده توسط AwkwardCur
ترجمه شده توسط AwkwardCurb
ترجمه شده توسط AwkwardCurb
.صبح بخیر
آم، پول داری؟
.آه،41سنت
.اوه خدایا
.برات یه 25 سنتی روی میز گذاشتم
.برای خودمم اندازه یه فنجون قهوه مونده
.نمیتونم روز رو بدون یه فنجون کافئین شروع کنم
هی،گوش کن
.میخوام دوباره ازت برای دیشب تشکر کنم برونو
منظورم اینه که،اگه بخاطر تو نبود
.زیر اون بارون غرق میشدم
با 25سنت چه خاکی به سرم بریزم؟
.نمیدونم .بزنش به زخم زندگی
.خونهت رو فرش کن
هی،هی
آم، اسمت چیه؟
.بریزی، میبنمت
.سلام،میرم ولی
.باشه،بپر بالا
.یه بار یه دختره رو سوار کردم .کاری که در ازای 5دلار میکرد راضی کننده بود
چرا اینجا پیچیدی؟
.فکر کنم بهت گفتم دارم میرم ولی
هی،آروم باش من شما هیپیها رو درک میکنم.جدی میگم.
...آه،فکر میکنم
.فکر میکنم بهتره منو اینجا پیاده کنید آقا
.یه فاحشه دیگهام بود.توی سانست دنبال سواری میگشت
.پسر،دو دقیقه نشده بود توی ماشین نشسته بود که ازم 20دلار خواست
".میگفت "یا بهم 20دلار میدی یا جلوی پلیس بعدی داد میزنم متجاوز
میدونی چیکار کردم؟
.کاری کردم که داد بزنه و از ماشین انداختمش بیرون
عجیب الخلقه
یه روز عادی دیگه از زندگی خانوم خنگه!
تاکسی
.خانم الان میان .این مقدار باید کافی باشه
.ممنون
.من آه،پول تاکسی رو حساب کردم
نمیدونم چرا اینجوریه،ولی حس میکنم
همه روز بعد از کارایی که
شب قبلش میکنم خبردار میشن
.درحالی که این منم که بایدلباس بپوشم و برم خونه
خب،به درک
بهت گفتم که بهم خوش گذشت؟
.خب،به منم خوش گذشت
فرانک،میتونم دوباره ببینمت؟
.خب،آره،حتما .من،آه...یه روز توی همین هفته بهت زنگ میزنم
.فکر نکنم شماره تلفنم رو داشته باشی
همین الان حلش میکنیم
724-8122
شاید بهتره شماره پیغام گیر رو هم داشته باشی
722-2000
.خداحافظ
!عجب شانسی آوردم پسر،واقعا از دیدنت خوشحالم
.هیچ فکر نمیکردم کسی اینجا زندگی کنه داری میری پایین تپه؟
...خب آره،ولی
.خانم،من مسافرکش نیستم
این بهترین خبریه که امروز شنیدم
"بعدش گفت"منم کاری کردم که داد بزنه و از ماشین انداختمش بیرون
.بعدش یه ماشین پیچید جلوش و مجبور شد وایسه
پسر،در و باز کردم و فرار کردم
.تاحالا نمیدونستم میتونم انقد سریع بدوم
.بهرحال،این شد که سر از جلوی خونه تو دراوردم
فکر کنم بعد از اتفاقی که برام افتاد
.سوار ماشین یه غریبه دیگه شدن واقعا کار احمقانهایه
ولی خب به درک،آدم نمیتونه
.بخاطر یه دیوونه به همه شک داشته باشه
درضمن،تو ازون خوشتیپ تری
.نه،فکر میکنم این درسته که اکثر مردم خوبن
برای مثال،برونو رو درنظر بگیر
دیشب توی بارون بدون جای خواب گم شده بودم
.خونه مارسی هم جا نداشت
منظورم اینه که حتی یک سانتیمترم روی زمین خالی نبود
و برونو،که هفت پشت باهام غریبه بود
.خب،برونو من رو برد خونه خودش
.هرچند خمیردندون نداشت
و دهنم جوریه انگار یکی با کفش از روش رد شده
صحبت کردن درباره این موضوعات جلوی یه
غریبه کامل معذبت نمیکنه؟
مگه تو کاملی؟
اجازه هست؟
برای سیگار کشیدن یکم جوون نیستی؟
اگه ربطی به سن داشته باشه
.تو اون کسی هستی که نباید سیگار بکشه
.برای پیرها مضرتره .میدونی؟حداقل این چیزیه که بقیه میگن
ازدواج کردی؟
.نه،این روزا شانس کمی برای پیرهای فرسوده سیگاری که یه پاشون لب گوره هست
.خیلی بد شد میدونی زندگی باید توی
.اون خونه بزرگ و زیبا سخت باشه
منظورم اینه که حتما تنهایی زندگی
.کردن اونجا باید سخت باشه
.تنها بودن رو دوست دارم
.من ندارم
.اونقدری مردم رو میفهمم که نتونم باهاشون نباشم
.ولی خب،همین دردسر امروز
.مردم دیگه همدیگه رو دوست ندارن
بنظرت خدا مرده؟
چی؟
.خدا بنظرت اون مرده؟
.حتی نمیدونستم که مریضه
میدونی چی فکر میکنم؟و این اواخر خیلی دربارهش فکر کردم
نمیدونم که واقعا بتونم باور کنم
.که یک نفر اون بالاست
!منظورم اینه که یکی اون بالاست
نه،نه.به این نتیجه رسیدم که خیلی سادهتر از این حرفاست
میفهمی چی میگم؟
نه
.منظورم اینه که،بگیم....بگیم خدا وجدان خود انسانه
این تورو زهره ترک نمیکرد؟
خب،حتما،چون اگه واقعا همچین چیزی باشه
.شاید واقعا داره میمیره
رسیدیم،لارل کنین
آه،بالاخره رسیدیم
.لارل کنین
تو گفتی داری میری ولی
.من دارم میرم هالیوود
باشه
باشه چی؟
.باشه،منم میرم هالیوود
میگم یه ایده عالی دارم،چطوره برای کافی شاپ نگه داری؟
.میتونیم به حرف زدن ادامه بدیم،من حرف زدن باهات رو دوست دارم
خوب میدونی چیکار کنی مگه نه؟
ها؟
پولی نداری،درسته؟ و میخوای قهوه بخوری،درسته؟
فقط اینکه قهوه یهو تبدیل به یه وعده غذایی میشه
و سخنران بزرگ هم
.که من باشم،باید پول غذا رو حساب کنم
بعد اگه همه چیز طبق نقشه پیش بره،یعنی گول زدن من
باید چند دلار بهت بدم
.تا بتونی روزت رو بگذرونی
.وای،عجب ذهن کثیف و مشکوکی داری
اوه،میدونم و بابتش از خودم متنفرم
بهم بگو،این روند معمولا کار میکنه؟
.نود درصد اوقات
هی،صبرکن .ماشینو نگه دار
.صبرکن،هی یه سگ گوشه خیابون افتاده
.نمیتونم بخاطر یه سگ نگه دارم
.خب،بذار پیاده شم .بذار پیاده شم
.لعنتی
فکر میکنی درد داره؟
No comments yet. Be the first to leave one.