Power Book III: Raising Kanan

Power Book III: Raising Kanan

Farsi/persian Altyazısını İndir

Sezon 5

Sürüm bilgisi

Power Book III Raising Kanan S05E07 Penultimate Means Second to Last Filamingo Fa
Şunun yorumuyla filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2026-08-08
İndirmeler: 3
İşitme Engelliler: No

Farsi/persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏آنچه گذشت در «⁦Raising Kanan⁩»...‏

‏پول رو لازم دارم، همین الان هم می‌خوامش‏

‏یکی رو پیدا کن این جنس‌ها رو از دستم‏ ‏بگیره،‏

‏منم مطمئن می‌شم سهم خوبی از پول گیرت بیاد‏

‏شاید یه خریدار خارج از کشور داشته باشم‏

‏که این جنس به دردش بخوره‏

‏هروئینت رو کی تأمین می‌کنه؟‏

‏فقط تأمین‌کنندهٔ هروئین منو می‌خوای؟‏

‏خب چرا همون اول نگفتی؟‏

‏این همه بازی واسه چی بود؟‏

‏اسم لعنتیش رو بده،‏ ‏وگرنه این جنس‌ها رو بار می‌کنم می‌برم‏

‏پدر و مادرم می‌گن دیگه هیچ‌وقت نبینمت‏

‏پدر و مادرت راست می‌گن، عایشه‏

‏نباید با من باشی‏

‏پلیس‌ها هنوز می‌ترسوننت؟‏

‏گفتن یکی دیگه از همسایه‌ها‏

‏یه مرد سیاه‌پوست رو دیده که از خونه اومده‏ ‏بیرون‏

‏تو چی کار کردی؟‏

‏پس باید از اون پلیسه بخوای پیگیری کنه‏

‏هر پرونده‌ای که باپتیست بهش دست زده،‏ ‏ممکنه آلوده شده باشه‏

‏نمی‌دونستم می‌خوان بکشنش‏

‏- دستورش رو کی داد؟‏ ‏- اسماعیل و استفانی هنری‏

‏- اسنپس و پاپ‏ ‏- اونا فیمس رو کشتن؟‏

‏با یه کم کمک از طرف پلیس‏

‏این دفعه دیگه کار جانبی نداریم، بریز‏

‏کار تو، کار ما هم هست‏

‏- تو کی هستی؟‏ ‏- الان دارین با من شوخی می‌کنین؟‏

‏نذاشتم بابام تا سرحد مرگ کتکت بزنه‏

‏چون فکر کردم...‏

‏فکر کردم شاید قضیه چیزی بیشتر از این باشه‏

‏تو اصلاً آدم حسابی نیستی، کینن‏

‏هول کردم، نمی‌دونستم چی کار کنم‏

‏نه، هول نکردی؛ از کینن محافظت کردی‏

‏من این بیرون داغونم، لو-لو‏

‏اصلاً نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم‏

‏هرکی با مستأجرهای من دربیفته، با من‏ ‏درافتاده‏

‏ما از قبل راک رو از پا انداختیم‏

‏من می‌خوام گردنش رو هم بزنیم‏

‏ما یه شریک دیگه پیدا کردیم‏

‏با استفانو و دارودسته‌ش کار می‌کنی؟‏

‏اون وادارت کرده منو بندازی دور‏

‏تو هیچی از جایی که من ازش اومدم نمی‌دونی‏

‏حالا قراره بفهمی‏

‏چندتا جنگ رو می‌خوای هم‌زمان راه بندازی؟‏

‏هرچقدر لازم باشه تا ببریم‏

‏- وقت این کارها رو ندارم‏ ‏- زیاد طول نمی‌کشه‏

‏می‌خوای راک رو بکشی؟‏

‏قضیه اینه که نشون بدیم کی هستیم‏

‏- بابت این فرصت ممنونم‏ ‏- موفق باشی، جاریتا‏

‏تو هم همین‌طور‏

‏با راک کار می‌کنی؟ من باهاش حساب دارم‏

‏تو دقیقاً کی هستی؟‏

‏پسرش‏

‏وقتی توی این کاری،‏

‏به هیچ‌کس جز خودت فکر نمی‌کنی‏

‏به خودت می‌گی واسه آدم‌هات، واسه‏ ‏خونواده‌ته،‏

‏ولی این حرف‌ها رو بریز دور‏

‏همه‌ش واسه خودته، داداش‏

‏از اولش هم واسه خودت بوده‏

‏اما وقتی اوضاع خراب می‌شه،‏

‏اون‌وقته که یادت می‌افته به آدم‌هات فکر‏ ‏کنی‏

‏می‌ترسی تاوان کاری که کردی رو اونا بدن‏

‏می‌ترسی به‌خاطر گندکاری تو بمیرن‏

‏واسه همین نه می‌خوابی، نه می‌خوری،‏

‏نزدیکه حتی نفس هم نکشی‏

‏و هی یه سؤال رو از خودت می‌پرسی‏

‏دوباره و دوباره و دوباره‏

‏من چه غلطی کردم؟‏

‏من چه غلطی کردم؟‏

‏اون و برادرش باید بمیرن‏

‏خب، اول بذار تسلیت بگم‏

‏می‌دونی، توی کار ما آدم...‏

‏خیلی وقت‌ها هزینهٔ انسانی کار رو فراموش‏ ‏می‌کنه‏

‏و راستش، سنگین‌ترین بهایی‌ه که می‌دیم‏

‏پس بابت فقدانت متأسفم؛‏ ‏واقعاً فاجعه‌ست‏

‏فقط یه نگرانی دارم‏

‏این‌که کشتنش همکار توی منهتن رو ناراحت کنه‏

‏و من همچین دردسری نمی‌خوام‏

‏بدون تو و اون کلمبیایی، کار راک تمومه‏

‏تمام. خلاص‏

‏و وقتی کاسبی‌ش بمیره،‏

‏دیگه به درد پینو برناردی نمی‌خوره‏

‏اگه واسه پینو پول نسازی،‏

‏ارزش وقت گذاشتن هم نداری‏

‏بذار خودم به حسابش برسم، حفیظ‏

‏خیلی وقته من به راک و برادرش‏

‏دو تا گلوله توی سرشون بدهکارم‏

‏وقتشه بدهی‌مو صاف کنم‏

‏جان‏

‏گفت واسه چی می‌خواد ببینتمون؟‏

‏فقط گفت باید همدیگه رو ببینیم‏

‏باهاش می‌خوابی؟‏

‏چند بار بگم،‏

‏بین من و فلاسی هیچ خبری نیست‏

‏قضاوتت نمی‌کنم، داداش‏

‏فقط می‌خوام ببینم اون‌قدر بهش نزدیکی‏

‏که بتونه کمک کنه این اوضاع به‌هم‌ریخته رو‏ ‏جمع کنیم‏

‏فقط حرف می‌زنیم، همین‏

‏خودشه، اومد‏

‏آخه آدم چطور می‌تونه جایی غیر از نیویورک‏ ‏زندگی کنه؟‏

‏نمی‌فهمم‏

‏پسرت دیشب ریخت توی آپارتمان من‏

‏نمی‌دونم اومده بود منو بکشه یا بترسونه،‏

‏و هیچ فرقی هم برام نداره‏

‏ببین، کینن فقط یه بچهٔ عصبانی و سردرگمه‏ ‏که...‏

‏بهم گفت اون موادی رو عوض کرده‏

‏که قاضی رو کشت‏

‏و گفت تو هم خبر داشتی‏

‏بهم دروغ گفتی‏

‏می‌دونستی؟‏

‏کار ما تمومه‏

‏به پینو برناردی هم خبر دادم‏

‏دلم برای حرف‌زدن باهات تنگ می‌شه، ماروین‏

‏صحبت‌هامون برام خیلی ارزش داشت‏

‏برای من هم همین‌طور‏

‏می‌شه درستش کرد‏

‏فقط به‌خاطر برادرته که تا الان زنده‌ای‏

‏پس بیشتر از این شانست رو امتحان نکن‏

‏دخترت کارمون رو خراب کرد‏

‏نه، خودمون کار خودمون رو خراب کردیم‏

‏گفتم فقط می‌خوام بترسونمش‏

‏همین کار رو هم کردم‏

‏ولی نترسوندیش، کینن‏

‏عصبانی‌ش کردی‏

‏و فلاسی سیگال کسی نیست که بخوای عصبانی‌ش‏ ‏کنی‏

‏می‌خواستم دیگه با راک کار نکنه،‏

‏و دقیقاً همین کار رو می‌کنه‏

‏خودش هم خیلی روشن گفت کاری به تو نداره‏

‏تو در امانی‏

‏گفتی من و تو مثل همیم، ولی نیستیم‏

‏من مثل تو نیستم. این‌جوری نیستم‏

‏فکر کردی وقتی با اسلحه کشیده رفتم تو‏

‏قرار بود چه اتفاقی بیفته؟‏

‏نمی‌دونم. اصلاً نمی‌دونم چرا از اول‏

‏توی این گندکاری کمکت کردم‏

‏کل این ماجرا با تو ذهنم رو به‌هم ریخته‏

‏اولش باهام خیلی شیرین و خوب بودی‏

‏باورش نکردم... نکردم... نکردم‏

‏باورت نکردم‏

‏اما وقتی گفتی داشتی بازیم می‌دادی،‏

‏تازه شروع کردم به اعتمادت‏

‏با من خوب رفتار کنی، بهت اعتماد نمی‌کنم‏

‏بهم دروغ بگی، می‌کنم‏

‏این دربارهٔ من چی می‌گه؟‏

‏یعنی من چقدر از خودم متنفرم؟‏

‏معلومه فکر می‌کنم حقمه بهم دروغ بگن،‏

‏حقمه بازیم بدن، باهام مثل آشغال رفتار کنن‏

‏و من حتی کمک کنم رئیس خودم رو بندازی توی‏ ‏تله،‏

‏رئیسی که آدم می‌کشه‏

‏گفتم که، فلاسی هیچ کاری بهت نداره، جاریتا‏

‏ولی الان وقت شنیدن این حرف‌ها رو ندارم‏

‏گور بابات، کینن‏

‏گور بابای خودت، عوضی‏

‏اصلاً اون چیزی که بین ما بود واقعی نبود‏

‏می‌زنیم به اون سمساری‏

‏با خاک یکسانش می‌کنیم!‏

‏گور بابای استفانو، گور بابای اسنپس،‏

‏پاپ، بریز، همه‌شون‏

‏گور بابای کینن هم‏

‏اگه با تیراندازی بریم تو و اونجا باشه،‏ ‏می‌میره‏

‏می‌خوای با همهٔ این حرومزاده‌ها بجنگی،‏

‏ولی واسه کشتن خیلی انتخابی عمل می‌کنی‏

‏کینن هنوز یه بچه‌ست، ماروین‏

‏نمی‌فهمه داره چه غلطی می‌کنه‏

‏دی‌ویز هم بچه بود‏

‏اون یارو موتوری که کشتیم هم بچه بود‏

‏اسکرپ هم خیلی از کینن بزرگ‌تر نبود‏

‏انگار با کشتن بچه‌های مردم مشکلی نداری‏

‏می‌خوای خواهرزاده‌ت رو بکشی؟‏

‏واقعاً همینو می‌خوای؟‏

‏من نمی‌خوام هیچ کاری با این گندکاری داشته‏ ‏باشم‏

‏ولی دیگه زیادی توش فرو رفتم که بتونم بکشم‏ ‏بیرون‏

‏پس راه تو رو می‌رم،‏

‏تا هر جهنمی که آخرش قراره برسیم‏

‏سمساری رو بزن و کینن رو بیار پیش من‏

‏اگه پای جوک وسط بود تو هم همین کار رو‏ ‏می‌کردی‏

‏این قضیه حسابی گه شده‏

‏کارآگاه گارسیا‏

‏بیا تو‏

‏همین الان خبر رسید‏

‏توماس‌ها دیگه هدف آزاد حساب می‌شن‏

‏راک و برادرش دیگه هیچ دوستی ندارن‏

‏پس شکارشون آزاده‏

‏استفانو می‌خواد ما جمعش کنیم‏

‏ولی تو و کینن باید کار رو انجام بدین‏

‏اما اونا خونوادهٔ کیننن‏

‏درخواست بزرگیه‏

‏آزمون خوبی واسه کینن می‌شه‏

‏کینن جوون همیشه می‌گه با ماست‏

‏وقتشه با عمل ثابت کنه این حرف‌ها رو‏

‏تو راک رو از بین می‌بری‏

‏نمی‌خوام ریسک کنیم کینن‏

‏وقتی پای مادرش وسطه جا بزنه‏

‏ولی اصرار می‌کنیم کینن هم ماشه بکشه‏

‏باید ببینیم واقعاً چقدر پای کاره‏

‏کینن با ماست، مرد‏

‏این لزوماً یعنی حاضر نیست‏

‏آدم‌های خودش رو بکشه‏

‏الان ما آدم‌های خودشیم‏

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left