200 dòng đầu tiên.
آتیش داری؟ نه
دیگه سیگار نمیکشی؟ ترکش کردم
لعنتی
لعنت بهش، میتونستم قسم بخورم
بیخیال
سلام. چطوری رئیس؟
یه کلاه لبهدار سرش بود
سلام. سلام جناب رئیس
چون باهام حرف زد شناختمش
بهت چی گفت؟ شوکه شده بودم
نمیدونستم باید چیکار کنم
به همدیگه نگاه کردیم و اون گفت: «آروم باش، واسه فیلمه.»
مطمئنی؟ صد در صد
آروم به نظر میرسید
تعجب کردم، چون همین الانش به چند نفر شلیک کرده بود
و فقط همینو گفت: «واسه فیلمه.»
این بخشِ ۲ هست
سلام بچهها
سلام
ایشون افسر جدیده. جایگزینِ اِتیِن
سلام. سلام
اسمش رو بهمون نگفتی. «افسر» صدام کنید
زیاد گرم برخورد نمیکنی. یه دختر خوشگل بدون اسم؟
سینیهاتون رو بردارید
هر دو طرف سلول هست. میبینم
اگه دوست داری میتونی یه نگاهی بندازی
بفرما، برو داخل
سلام آقایان. سلام
بین چهار تا شش نفر اینجا جا میگیرن. اوکی
هر جور که دوست دارن خودشون رو سازماندهی میکنن
کلهگندهها تو سلولهای اختصاصی با نمای دریا هستن
با نمای دریا؟ بله
نوش جان. ممنون
و اون جوونه چی؟ «مجستریت»؟
آره. تو اتاق تلفنه
تا چه ساعتی؟ نمیدونم، من اونجا کار نمیکنم
این سلول تبدیل به باشگاه بدنسازی شده
بسیار خب. صبح بخیر
سلام
اینجا سالن چندمنظورهست. جایی که با هم معاشرت میکنن
بچهها، نوش جان. اوضاع چطوره؟
نوش جان. ممنون
ایشون افسر جدیده. از آشناییتون خوشبختم
با قانونِ درِ باز، سلولها کل روز بازن
از هفت صبح تا هفت شب. اوکی
موقع تعویض شیفت درها رو میبندیم
فهمیدم. خانم
هی
سلام. هی، پیِتری. چطوری؟
خیلی خوبم
لاغرتر و رو فرم به نظر میای. خونه بودن بهم میسازه
شما همدیگه رو میشناسین؟ قبل از اینکه بیاد اینجا، تو زندان فلوری بود
اوه، که اینطور
مگه قبلاً بهت آزادی مشروط نداده بودن؟
قاضی هنوز باید بررسیش کنه ولی زیاد طول نمیکشه
امیدوارم
تو تو جزیره کُرس چیکار میکنی؟ منم منتقل شدم اینجا
بله، اتاق تلفن، صدات رو میشنوم
و حقِ ماموریت جزیره هم میگیرم. باهوشی
حالا دیگه بهم میگی «تو»؟
تو هم میتونی بهم بگی «تو». دیگه تو فرانسه نیستیم
هنوزم فرانسه محسوب میشه، پیتری. اینجا میتونی «ساوریو» صدام کنی
به اندازه کافی برق میزنن. برو غذات رو بخور تا سرد نشده
آره، دارم میرم
نوش جان. ممنون
افسر
«مجستریت» کجاست؟
سلام. قبلاً با هم سلامعلیک کردیم
هنوز تو اتاق تلفنه. قراره همه سراغش رو بگیرن؟
بدون «پیشمرگش» نمیتونه غذا بخوره
داری درباره کی حرف میزنی؟ مجستریت
روسی بدون اون نمیتونه غذا بخوره
رفیقت فکر کرده لویی چهاردهمه؟ چرا اینو میگی؟
بیخیال
مارکِتی، دست از داستانبافی بردار. قبلاً بهت گفتیم
مائستراگی تو اتاق تلفنه. به زودی برمیگرده
غذا داره سرد میشه. خب بعداً گرمش کن
طبیعیه که یکی «پیشمرگ» داشته باشه؟
آره، روسی کاملاً پارانوئید شده
اون تنها کسیه که در سلولش رو قفل میکنه
با اینکه زندان امنترین جا واسه اونه
این همه از شجاعت حرف میزنه ولی باز پیشمرگ داره
اون چیه؟
مثل یه پیمان عدم تجاوز داخل زندانه
زبانی نیست، ولی سالهاست که پابرجاست
اینجا هیچ باندی وجود نداره؟ چرا، البته که هست
هر کسی به یه باندی تعلق داره، سن و سال هم فرقی نمیکنه
اما وقتی این تو هستن، با آرامش کنار هم زندگی میکنن
و پیتری؟
ساوریو با اسکاگیلیاست
اوناهاش، با هم هستن
جناب کمیسر
الان داره میرسه
اون روسیه. بله
داشت تنها سفر میکرد
مارکتی بعدش پیداش میشه. اوکی
اومد دنبالش
میبینی؟
با هم سلامعلیک میکنن
راحت میشه شناختش
اسکن چمدونش رو داریم؟
آره، ولی چیز مشکوکی نبود
یورو پول نقد، یه کیف لوازم بهداشتی و لباس ۱۵۰۰
کی باهاشونه؟
یه زن
مارکتی تنها اومد، حتماً اتفاقی به هم خوردن
زنِ فرار میکنه. بله
بعدش چی؟
بعدش
بنگ، بنگ
و میذاره میره
الان دیگه اسلحه همراهش نیست
آره، نگاه کن، میذاردش تو کیف
اوناهاش
قبلاً اینا فرار میکردن
حالا خیلی راحت از این سلول به اون سلول میچرخن
سالن چندمنظوره شبیه کافهست، انگار نه انگار، اونجا ولو شدن
جای تعجب نداره که میگن مثل هتل لوکسه
زندانیها چطورین؟
معمولی. ولی آره، همهشون سفیدپوستن
همه کُرسیکاییها رو انداختن پیش هم
سیاهپوست یا عرب ندارن؟
تو بخش ۲ نه
در مقایسه با زندان فلوری، این برام عجیب بود
چیکار میکردی؟ من... جعبهها رو خالی کردم
کمی چوب گرفتم تا واسه بچهها وسیله بسازم
دوچرخه رو بده به من. نه
اینِس، دوچرخه رو پس بده. مال تو نیست
بدهش من! بیا بگیرش
اینِس
سعی میکنم خودم رو مشغول نگه دارم
از مرکز خبری نشد. تمام روز رو صرف چک کردن ایمیلها میکنم
این کار فایدهای نداره
حاضرم رقصِ بارون بکنم، ولی اینجا هیچوقت بارون نمیآد
بدهش به من. نه
چی گفتم؟
مال منه! گرفتمش
نه
دیگه کافیه. دوچرخه رو پس بده
دوچرخه مال تو نیست، پسش بده
بدو
دیگه بسه. ولش کن، بیا
واسه تو هم یه دوچرخه میخریم، اینس. من همین الان میخوام
هر چی هم که باشه، این راهِ خواستنِ چیزی نیست
سگت چشه؟ ببخشید، کاری نمیکنه
باید بهتر تربیتش کنی. بیآزاره
به همه بچهها پارس میکنه
تا حالا به کسی حمله نکرده، فقط میخواد بازی کنه
ربطی نداره. دخترت اینجا تنها زندگی نمیکنه
چرا داره دوچرخه رو میدزده؟
بیخیال فامیل، چیزی نیست. من فامیلت نیستم
اولین بارش هم نیست که این کار رو میکنه
اون دوچرخه رو ندزدیده
خب، به هر حال سوارش شد و رفت
بهم بگو که این دزدی نیست
بچهست دیگه. فقط پنج سالشه، یه کم آروم باش
من آرومم. چرا اینجوری رفتار میکنی؟
من بچهام رو درست تربیت میکنم. بیا بریم
من بچهام رو حسابی تربیت میکنم. بسه دیگه، آروم باش
داستان زندگیت رو واسه ما نگو، فهمیدیم
تو به من نمیگی خفه شم. هی، صدات رو بیار پایین
مواظب حرف زدنت باش
از اینجا برو گمشو
خارینا، ساکت باش
خارینا! سگ رو بگیر
بسیار خب، دیگه بسه
کارت فقط همینه که این دور و برا پلک بزنی؟
دهنتون رو ببندید، لعنتیها
تو هم همینطور
خارینا
دیگه خفه شو، گوشم از شنیدنِ صدات کر شد
خارینا! کجایی عزیزم؟
خارینا
بیدارت کردم؟ تو این گرما نمیتونم بخوابم
داشتی چیکار میکردی؟ هیچی
بهش دست نزن
این کجا بود؟
دمِ در
باید گزارش بدیم
دارن تحریکمون میکنن
هیچکس حق نداره اینجوری با ما رفتار کنه
ما تازه اومدیم اینجا، از سرشون میافته
واسه همینه که باید یه کاری بکنیم
دارن زیادهروی میکنن. اگه کاری نکنیم، ولکن نیستن
پیش پلیس رفتن فایدهای نداره
مدرکی نداریم، اونا هم میگن کاری از دستشون برنمیآد
خارینا برگشته؟
دارم میآم عزیزم
بیا بریم. خوابم نمیبره
من دارم میرم بیرون. بعداً میبینمت
اگه به این کارت ادامه بدی، به مشکل میخوریم
داری درباره چی حرف میزنی؟
روشهای فاشیستیت. حتی اگه واسهمون موز بذاری یا بهمون توهین کنی
ما هیچ جا نمیریم
موز؟ خودت خوب میدونی منظورم چیه
من چیزی نذاشتم. دیگه دروغ نگو
ای بابا، خفه شو. آدم مسئول کارای خودشه
گوش کن ببین چی میگم
من مسئولیتِ کاری رو که میکنم میپذیرم. اگه مشکلی داشتم، میگفتم
بحث دخترته. اون چشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.