153 dòng đầu tiên.
nakama tono kizuna wo
این روابطی که با دوستانت داری
sono mune ni idaite
تموم قلبتو فرا گرفته
hikari no you ni isshun ni
مثل یه نور زیبا در یک لحظه
subete wo kaketeku
همه رو به خطر میندازی
nanndo mo moeagaru sadame ni
بارها بارها در برابر سرنوشت درخشانت
tachimukatte ikunnda to
دوباره باهاش روبه رو میشی
kakugo wo kimetanara
اگه این چیزیه که انتخابش کردی
Oh kizutsuite mo
آه حتی زمانی که صدمه دیدی
Oh tsumazuite mo
آه حتی زمانی که سردرگم باشی
susume kono tabi no hate
به سفرت تا انتها ادامه بده
kimi no egaku mirai e nando mo
بارها بارها به آینده ای که قراره بسازی برسی
Oh Oh
Oh Oh
tachiagareru You're The Bravest
تو میتونی مقاومت کنی چون شجاع ترینی
Oh Oh
Oh Oh
tachiagareru You're The Bravest
تو میتونی مقاومت کنی چون شجاع ترینی
پرکشیدن به سراسر دنیا رو رها نکن
پرکشیدن به سراسر دنیا رو رها نکن
motto Make you strong You're The bravest
چون نیروندتر و شجاع ترت میکنه
پرکشیدن به سراسر دنیا رو رها نکن
پرکشیدن به سراسر دنیا رو رها نکن
motto Make you strong You're The bravest
چون نیروندتر و شجاع ترت میکنه
تو شجاع ترینی
تو شجاع ترینی
پیروزی با این دستها
ارتباطم با پوپ سان ...
دوستان ...!
من کجام؟
لارهارت!
توی شرایط بدی بیدار شدی البته هممون
چی!؟
بنظر میاد که ما توی قلبِ کاخِ وارنیم
از بالا سقوط کردیم و اینجا گیر افتادیم
چی!؟
مشت سُست کننده!
بیفایدس
دیوارهای قلب باید مثل اون رآکتور نیروی تاریک باشه
اونا تمام قدرت جادوئی رو جذب میکنن و قدرت احیای باورنکردنی دارن
اما برای جذب یه طلسم قوی ...!
هممم
هممون به حالت عادی برگشتیم،
با ضربه ی مهلکی که دای به پادشاه تاریک زد،
یا اون جریان قدرت جادوئی رو ازش جدا کرد
نبرد سهمگینشون کاخ وارن رو خورد کنه
وارن دیگه قدرت جادوئی نداره که حفظش کنه
و ما همراه این قلب به دنیای سطح سقوط میکنیم و کُشته میشیم
داری شوخی باهام شوخی میکنی! بعداز این همه راهی که اومدیم!؟
این یکی چطوره!؟
مدوروآ!
کار نکرد! حتی اینم!
وقتی در مقابل هدفی قرار میگیری که قدرت جادوئی جذب میکنه، مدوروآ هم کار نمیکنه
پوپ!
آ ... من خوبم فقط یکم گیج و مَنگ شدم
ولی، هوشیاریم هنوز سرجاشه!
حتی این چیز نمیتونه غیرقابل نفوذ باشه
باید یه راهی برای خارج شدن باشه!
دای ...
دایِ ما ...
داره همه چیزو برای نبرد به خطر میندازه و برای چی!؟
این مطمئناً برای ما نیس که بیهوده اینجا بمیریم!
لعنتی!
ما همه حملات هالَمونو امتحان کردیم، ولی هیچی کار نمیکنه!
این درست نیس!
ببینین؟ وقتی قدرت جادوئی اثر نداره، حملات هاله هیچ آسیبی بهش نمیزنه!
مسئله، قدرته!
باید به این دیوار ضربه ای بزنیم که از قدرت احیا شدنش بیشتر باشه!
بعد میتونیم با یه طلسمِ جابجایی، فرار کنیم!
ولی ما یه همچین قدرتی نداریم!
تنها چیزی که میتونه قلب رو سوراخ کنه، دوروئورای دای کونه
قدرت تخریب ساده نمیتونه به این دیوار رِخنه کنه
بخاطر انرژی هاله ی شدیدش
دوروئورای شوالیه ی اژدها میتونست اینکارو بکنه!
صبرکن! زوده که نا امید بشیم!
یه چیزی هست ... یه چیزی رو داریم فراموش میکنیم
کاری که میتونیم بکنیم درحالیکه به اندازه ی دوروئورا قوی نیس،
میتونه شلیک چه هاله ای با تمام قدرت باشه ...؟!
خودشه! خودشه!
صلیب بزرگ!
صلیب بزرگ!؟
فهمیدم!
خودشه!
چرند نگو، پوپ! هیونکل با این وضعش نمیتونه ازش استفاده کنه!
--آروم باش، مام! --ها؟
کی این مهارتو به هیونکل یاد داد؟
درسته!
استاد آوان مخترع اصلی صلیب بزرگه!
اینطور نیس، استاد؟
پس، استاد! زودباش!
وای، ایول، پوپ! چه سریع فکر میکنی!
کارت خوب بود که اینو فهمیدی!
خب پس، گمونم من باید دست به کار بشم!
با یه حرکت سریع!
هورا! روت حساب میکنم، استاد! هورا! هورا!
بس کن!
بهش اجازه نده، پوپ!
--میخوای باز استادمونو از دست بدیم!؟ --ها!؟
آوان نمیتونه اینکارو بکنه
صلیب بزرگ آخرین راه حلیه که دیگه نمیتونی از شمشیر استفاده کنی
این مهارت رو آوان یادم داد
اساساً این یه اسلحه ی سرّیه
فقط من میتونم توی اون سطح ازش استفاده کنم
یا بهتر بگم، فقط من میتونم ازش استفاده کنم و زنده بمونم
درسته
صلیب بزرگ به راحتی میتونه به یه حمله ی خودکُشی تبدیل بشه
برای آزاد کردنش با قدرتِ کامل و زنده موندن ...
درسته، هیونکل، این یه مهارت واقعاً معجزه آساس که در طی نبرد بدست آوردی
حتی میتونه اینو خداگونه بنامی
ممکنه نتونم اینکارو بکنم،
ولی درست الان، میخوام این کار غیرممکنو بکنم!
--استاد! --سنسه!
تو نباید اینکارو بکنی!
نه اگه من اینکارو بکنم!
تو نمیتونی، هیونکل! اگه تو اینکارو بکنی ...!
ولی یه نفر باید جونشو بخطر بندازه و اینکارو بکنه
درسته، مام؟
اما ...!
وقت نداریم! من انجامش میدم!
نه، من اینکارو میکنم!
هیم کوچولو ...!
امکان نداره!
اینو خوب یادمه
این اون کاریه که مقابل من امتحان کردی، درسته؟
من الان ازت تقلید میکنم، اما ...
فکر کنم اینجوری بود!
هیم داره از صلیب بزرگ استفاده میکنه!؟
نه! بدن هیم نمیتونه تحملش کنه!
بس کن، هیم! من اینکارو میکنم!
فقط بسپرش به خودم!
تو نمیتونی اینکارو بکنی!
اگه اینجا بمیری، من هیچوقت نمیتونم شکستت بدم!
کله شق نباش!
هیم!
راستش ...
بهتون علاقمند شدم! به شما انسانها!
و همینطور دوستاتون!
همتونو دوست دارم! هرکی که اینجاس!
شما همه مایلین بی جهت جونتونو برای محافظت از پیوندتون بدین!
No comments yet. Be the first to leave one.