Murder in a Small Town

Murder in a Small Town

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

Murder in a Small Town 2024 S02E02 1080p WEB h264-EDITH
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 2 Murder in a Small Town 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-23
Lượt tải xuống: 15
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

195 dòng đầu tiên.

ساعت چنده؟

وقت خودمونه.

آخرهفته‌ست.

کلی کار تو کتابخونه دارم که باید انجام بدم

بعدشم باید آماده بشم

واسه اون گردهمایی "آشنایی با مشاوران جدید".

اوه، آماده شدن چی داره؟

مردم شهر بهت رأی دادن.

حالا فقط کافیه که اونا رو شگفت‌زده کنی.

فکر کنم از من انتظار میره که گوش هم بدم.

و گیجشون کنی.

اوه خدای من، خب معلومه.

آره، آخه تو بالاخره یه سیاستمداری.

من با یه سیاستمدار تو تختم.

من با رئیس پلیس تو تختم.

پس باید تمام این تنش‌ها رو از بین ببریم

چون کارامون شبانه‌روزیه.

دقیقاً حرف منم همینه.

چرا هنوز تو رختخوابیم؟

راستی، فرزند دومت هم زود می‌رسه.

آره. آره.

امروز می‌تونی استِف رو برای اولین بار ببینی.

آره، و تو هم دوست‌پسرش، اون نوازنده رو می‌بینی.

جذابن، می‌دونی؟

اه. اه؟

مثل پلیس‌ها.

نه. اصلاً مثل پلیس‌ها نیستن.

نه؟

البته، رئیس‌های پلیس هم جذابیت‌های خودشون رو دارن.

اوم‌هوم.

اینطوری بهم گفتن.

اینطوری بهت گفتن.

کارل؟

اوم‌هوم؟

اگه هالی هنوز خونه دِوُنِ، پس کی داره پایین نون تست می‌سوزونه؟

کسی گرسنه‌شه؟

هی، هی.

خوش برگشتی.

سَن‌دیگو چطور بود، لیلا؟

عروسی خانوادگی بود.

دو روز تمام...

"خب، کِی داری ازدواج می‌کنی؟"

کلی از اینا بهم گفتن.

آره. عمه‌ام کولین سعی کرد منو بندازه سر راهِ

دوستِ اَحمقِ پسرعموم.

کف دستاش عرق می‌کرد، ولی خب نزدیکه که یه جراح مغز و اعصاب بشه.

اینقدر خوشحالم که برگشتم.

صبح بخیر، گروهبان.

به خودت لطفی کن.

بچه‌دار نشو.

حوزه قضایی جدید ما

صد و پنجاه مایل در امتداد بزرگراه

تا اِرلز کُوو به همراه پِندِر هاربر.

مادیرا پارک و پورپویز بِی هم اون وسطا.

این یعنی یه عالمه منطقه که باید پوشش بدیم.

تو فقط باید تو کارت انقدر خوب می‌بودی، مگه نه؟

ما به افسران بیشتری نیاز خواهیم داشت.

شهردار هولمن اینو می‌دونه.

آره. اگه براش مهم بود، اجازه می‌داد

جایگزین‌هایی برای یِن و کندریک استخدام کنی.

منظورم اینه که جکسون عالیه، سوءتفاهم نشه.

شانس آوردیم که اون رو داریم.

آره، ولی اون یه نفره.

یه راهی پیدا می‌کنیم.

باشه.

هی ساید، حالت خوبه؟

به نظر میاد این اواخر زیاد نخوابیدی.

اون واقعاً از ما متنفر نیست.

فقط داره یه مدل رفتار جدید رو امتحان می‌کنه.

این همونیه که اِلسی همیشه بهم میگه.

لایزا؟

آره.

آره، ۱۵ سالشه.

وقتی استِف اون سن بود، من یه موجود بی‌ارزش بودم.

باور کن.

بگو، نیم ساعت دیگه می‌بینمش.

خب، پس می‌تونه اون مهمونی باربیکیوی خانوادگی رو ول کنه تا منو ببینه.

بهش بگو مشتاق دیدارش هستم.

جاسلین، خویشاوند آینده مورد علاقه من.

داشتم فکر می‌کردم که میای.

اون پسر منه.

خون از آب غلیظ‌تره.

دقیقاً همینه.

با این حال، داره با یه کانلی ازدواج می‌کنه.

آخرین بار که یه تِیت همچین کاری رو کرد، سال ۱۹۳۴ بود.

واقعاً؟

گریف، باید تاریخچه خانواده‌ت رو بدونی.

النور تیت با آدام کانلی ازدواج کرد.

اون یه شیرفروش بود.

صاحب گاوها بود.

خب، خوش به حال النور.

فقط حدود شش ماه زن و شوهر بودن.

بعدش اون رو مسموم کرد.

خب، امیدوارم دارش زده باشن.

خب، این ازدواج هم ایده من نیست.

دخترم از رشته حقوق استنفورد فارغ‌التحصیل شد.

حالا داره با یه برق‌کار ازدواج می‌کنه.

خب، شاید یه روزی به درد بخوره.

مثلاً وقتی چراغات خاموش شد.

راستی، می‌دونی امروز چه روزیه؟

جمعه‌ست.

شانزدهم ماهه.

اون روزی که تو شوهرم رو کشتی.

خب، روز خوبی داشته باشی.

تو شام تمرینی می‌بینمت.

مامان.

هی، هی، جی‌جی.

نه، نه، نه، خوبه، خودم انجامش میدم.

آه، آره.

رانندگی چطور بود؟

طولانی بود.

خدایا!

تو بازم... قد کشیدی.

خب پس اینجا جاییه که ما زندگی می‌کنیم. "کازا آلبرگ".

آه لا.

دل کجاست؟

برنامه‌ها عوض شد.

عزیزم. هی، بابا.

اوه. خوش اومدی.

اوه، می‌دونی چیه؟

فکر کنم شاید یه جورایی از اینجا خوشم میاد.

اوم.

دل کجاست؟

ما بهم زدیم.

اوه، عزیزم، متاسفم.

پیش میاد.

لازم نیست که من بهت بگم که، امم، رابطه‌ها...

آها.

آه! دور و بر رو نشونم بده.

باشه.

دوست داری شام رو زودتر بخوریم؟

آه، من... من به گروهبان گفتم...

که کلاس ایمنی مدرسه رو جمعه انجام میدم.

سرش خیلی شلوغه و من باید آماده بشم.

هوم. فکر نمی‌کنی به اندازه کافی آماده شدی؟

باشه، اینجا وایسا.

من خوبم. آها.

مردها عوضی‌ان.

چیز جدیدی نیست.

البته شما حساب نیستین.

من هنوز جای کار دارم.

خیلی خوشحالم که اینجام.

اوه. منم عزیزم. خیلی زیاد.

ببین ما رو... با هم شام خانوادگی داریم می‌خوریم.

چی داریم بخوریم؟

چیکن کاتچاتوره و ریزوتو و یه سالاد کوچولو.

اوه، چقدر شیک.

دارم ترفندهای جدید یاد می‌گیرم.

اون یه کتاب برام گرفت.

اوه، چه خوب.

باشه.

به نمایندگی از پدرم...

و داماد، هر گورستانی که هستن...

و خواهر بزرگ دوست‌داشتنی، درخشان و تابناکم...

می‌خواستم به همگی خوشامد بگم.

به گیبسونز، جایی که سیلویا کانلی داره با جان تیت ازدواج می‌کنه.

خدا به جفتشون کمک کنه.

اونها دو خانواده بزرگ و زیبا هستن.

خانواده‌های کانلی و تیت.

می‌دونین، ما همیشه با هم موافق نبودیم.

اما الان همه ما اینجاییم.

با هم اینجا چپونده شدیم.

با امیدها و آرزوهامون.

و کینه‌های احمقانه و قدیمی‌مون.

هر جور کینه‌ای.

هی، دارم به تو نگاه می‌کنم، جاسلین تیت.

در واقع، آه... دارم به نصف شما نگاه می‌کنم.

به نصف تیت‌ها.

و هی، می‌دونید که باید رک بود، درسته؟

خیلی از ماها نمی‌تونیم همدیگه رو تحمل کنیم.

جیکوب.

یعنی، هی، نامزدت کجاست، خواهر؟

می‌دونی، من واقعاً نمی‌تونم اون یارو رو تحمل کنم.

آره، برادرم یکی دو تا نوشیدنی خورده.

و فکر می‌کنه داره بامزه رفتار می‌کنه.

بامزه چی؟ عمراً.

من فقط دارم حقیقت محض رو میگم.

همه ما از همدیگه متنفریم، پس چرا بلند نگیم، هان؟

داگی استریکلند.

ساقدوش داماد.

جدی می‌گم، اگه این بهترین کاریه که می‌تونید بکنید...

جیکوب کانلی، خانم‌ها و آقایان.

همیشه خیلی باکلاس و مرتبه.

ابروی قشنگی داری، رفیق.

حالا چی، ها؟ بیا دیگه، رفیق!

پاشو دیگه، ها! یالا.

کار دیگه‌ای هم هست انجام بدم؟

نه. بشین و راحت باش.

تو مهمان افتخاری هستی.

آه، ولی چهار نفر می‌شیم دیگه.

متوجه شدم.

تق‌تق. اوه.

سلام. شما اِستف هستین.

کاساندرا، سلام. وای.

آه، خود خودتونی.

Murder in a Small Town subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Murder in a Small Town

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left