Himiko-den (Legend of Himiko)

Himiko-den (Legend of Himiko)

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Himiko-Den 11 [Exiled-Destiny] By d gray-man [@animkingdomsub]
Legend of Himiko 11 By d gray-man [@animkingdomsub]
Bình luận bởi animkingdom
کاری از تیم ترجمه انجمن انیم کینگدام dgray-man/Hashirama:مترجم animkingdom.xyz/Forum telegram:@animkingdomsub instagram: animkingdom | سواستفاده از زیرنویسهای انیم کینگدام حرام است. هر کس زیرنویس ما رو بدزده و دستکاری کنه مرتکب عمل حرام شده.

Tags

other
Được xuất bản vào: 2020-05-06
Lượt tải xuống: 8
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

137 dòng đầu tiên.

کوتانی ‏.‏‏.‏‏.‏

, وقتی اون برای من لاف میزنه می تونم باهاش الم شنگه راه بندازم

ولی وقتی تنهام ، این برام خیلی سخته

ماسک دوستانه زدن حس سنگینی زیادی میده

چرا نمیتونم با کَس دیگه ای باشم ؟

می پرسم و میخوام برای خودم قدری اشک بریزم

در همچین زمانی ، با یه عکس مقداری تسلا پیدا کردم

... برف خالص . قلب پاک . آن روز

اگه فقط یکم شجاعت داشتم

میتونستم به سردی سرزنشش کنم و بپرم روی دستاش

نمیدونم چرا توانشو ندارم

‏-‏‏-‏کوتانی ‏-‏‏-‏کوتانی دونو‏،‏ دوباره سعی کن

چی؟ دوباره؟

یکم استراحت بهم بده‏!‏ نا ندارم‏!‏

اِنکی سان میشه کمکش کنی؟

نه‏،‏ اون نباید کنار بکشه هرچندبار که طول بکشه ‏.‏‏.‏‏.‏

باید یاد بگیره بوکا ساما رو کنترل کنه

اون یه سبک مغزه

شاید اگه عصبانیش کنیم بوکا ساما ظاهر بشه

اوه‏،‏ چه فکر خوبیه

بنظر میرسه نقاظ ضعف زیادی داره که میتونیم بهش اشاره کنیم

احمق‏!‏ مغز فندوقی‏!‏

یکم سخت نگرفتی؟

حداقل باید بین ‏"‏بی مصرف‏"‏ یا ‏"‏تو هیچکاری خوب نیستی‏"‏ بگی

ای بدجنسا‏!‏ راجع به اون بدگویی نکنین‏!‏

کوتانی داره تمام تلاششو میکنه نمیتونین بیشتر تشویقش کنین؟

من مشکلی ندارم‏،‏ هیمیکو

قولمو نگه میدارم

بهشون گفتم توی جنگ به یاماتای کمکشون میکنم

به تو هم یه قول دادم اینکه باهمدیگه برگردیم خونه

برای همین‏،‏ هرچندبار که لازمه اینکارو تکرار میکنم

‏-‏‏-‏کوتانی نگرش خوبیه

هیمیکو دونو برو جلوی کوتانی دونو

عجله کن‏!‏

اینجوری؟

اینو دیدین؟ از اونم بیرون اومد‏!‏

بنظر میاد هیمیکو سان توی بوکا ساما مهارت بیشتری داره

پس راسته باهمدیگه‏،‏ یکی میشن

کوتانی دونو‏،‏ دوباره بوکا ساما رو آزاد کن

اینبار‏،‏ هدفت محافظت از هیمیکو دونو باشه

محافظت از هیمیکو؟ باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏‏-‏چی‏!‏؟ بوکا ساما رو ببینین‏!‏

این یه ‏.‏‏.‏‏.‏؟

یه اژدها‏.‏ یه اژدها میبینم‏!‏

کوتانی‏،‏ بالاخره موفق شدی‏!‏

این شمشیر ‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

این چیه؟ عجب شمشیر فوق العاده ایه‏!‏

شوهی‏.‏ شوهی چقدر مشتاق دیدنت بودم‏!‏

بالاخره بهم رسیدیم

دیگه هیچ وقت ترکم نکن میخوام تا ابد کنارم باشی

لعنتی‏!‏ اینجا چه غلطی میکنی؟

این بوی چیه؟ اینجا بوی گند میده

این بو متفاوته خیلی تهوع آوره‏!‏

میخوای اونو ازم بگیری؟

فکر کردی میتونی اونو از من بگیری؟

... چوسا ساما

شوهی

‏-‏‏-‏شوهی ‏-‏‏-‏چوسا ساما

بمیر‏!‏

هیمیکو؟ چی شده؟

همین الآن یه چیزی از آسمون افتاد

باید ستاره ی دنباله دار باشه

نمیدونم اما حس میکنم به یه دلیلی احساس ناراحتی میکنم

هی‏!‏ چیکار داری میکنی؟

اومدم‏!‏

‏-‏‏-‏از دست این‏!‏ ‏-‏‏-‏داره میاد

یه چیز شیطانی ‏.‏‏.‏‏.‏ چیز خیلی شیطانی داره میاد

چیز شیطانی؟

اوناهاشن‏!‏

پخش بشین‏!‏ پخش بشین و جداگانه بجنگین‏!‏

هیمیکو‏،‏ همینجا بمون‏!‏

کوتانی

عالیه‏!‏

هیمیکو؟

‏-‏‏-‏کوتانی‏!‏ ‏-‏‏-‏هیمیکو‏!‏

هیمیکو‏!‏ کجایی؟

هیمیکو‏!‏

نمیدونم چی داره سرم میاد

یه چیزی درونم داره میجوشه داره سعی میکنه با انفجار خارج شه

اراده ی من بهش هیچ کنترلی نداره

داری بوکا ساما رو حس میکنی

ولی فکر میکردم روی این موضوع تسلّط پیدا کردی

حالش چطوره؟

خیلی پَکَره

دیگه اینکه‏،‏ وضعیتو سخت کنترل کرده

اما بوکا ساما هر لحظه دَم به فوران کردنه

یکم جدّی باش‏!‏

بذاریم اینجا بوکا ساما منفجر بشه تمام شهرو میفرسته هوا‏!‏

چیز بیشتری از دست میدیم

کّل شهر ‏.‏‏.‏‏.‏ نه هرچیزی که روی زمینه ‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

اگه این اتفاق بیفته‏،‏ در بازسازیِ یاماتای به مشکل میخوریم

بوکا ساما بدون هیمیکو نمیتونه کنترل بشه‏،‏ آره؟

همه چیزو برای یه حمله ی تمام عیار تدارک دیدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

اما مطمئن نیستم چطور بدون بوکا ساما موفق میشیم

اول باید اون دختر رو نجات بدیم

نه

هر2کار رو میکنیم شما حمله میکنید و من هیمیکو رو نجات میدم

هــــــه‏!‏ خوب گفتی‏!‏

تو پایتخت یه خبری شده

ارتش کونه داره ارتششو خارج میکنه

‏-‏‏-‏از سر راه برین کنار‏!‏ یالا‏!‏ راهو باز کنین‏!‏

آهسته کار نکنین‏!‏ یالا‏،‏ سریعتر‏!‏

نگاه کن‏،‏ اونا گنج یاماتای رو گرفتن

شنیدم به زودی کلّ شهر هم نابود میکنن

از پادشاه همین انتظار میرفت‏!‏

تهوع آوره

ما جز اجرای دستور پادشاه چاره ی دیگه ای نداریم

با اینحال‏،‏ هزاران آدم توی این شهر وجود دارن ‏.‏‏.‏‏.‏

هرچند بی اهمیته اما این مردم به قدرت ما تسلیم شدن

پادشاه جدّی جدّی میخواد این همه آدم بیگناه رو بکشه؟

کسی که عشق رو کشف میکنه درنتیجه نسبت به دیگران مهربون میشه

البته‏،‏ شیکارا ساما این عشق تو رو جور دیگه ای

پاسخ میده

چی؟ مزخرف نگو‏!‏

چه خبر شد؟

‏-‏‏-‏مثل صدای انفجاره ‏-‏‏-‏به ما حمله شده؟

‏-‏‏-‏لعنتی‏!‏ ‏-‏‏-‏صبرکن

‏-‏‏-‏چی؟ ‏-‏‏-‏نگاه کن

کِی اونا ‏.‏‏.‏‏.‏؟

حسابشونو میرسونم‏!‏

انگار عملیات شروع شده

بله‏،‏ ما هم باید سریع به محراب زیرزمینی بریم

سئیکا ساما‏،‏ لطفا حواستون به سرچشمه ی تاریکی باشه

حواسمو جمع میکنم

یه چیز دیگه‏،‏ سئیکا ساما ‏.‏‏.‏‏.‏

راستش‏،‏ در مورد پدرتون یه چیزی رو باید بگم

درمورد پدرم؟

از اینطرف حالا وقتشه

خیله خب بعدا بهم بگو

زهره ترکشو کردیم‏!‏ حمله کنین‏!‏

صبرکن‏!‏

اگه میخوای جلوتر بری باید اول از جنازه ی من رد بشی

‏-‏‏-‏تو برو ‏-‏‏-‏اون مبارز بدی نیست

‏-‏‏-‏هیجان زده شدم ‏-‏‏-‏موفق باشی

برگرد اینجا‏،‏ خائن کثیف‏!‏

خودم حسابتو میرسم

بیا جلو

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left