200 dòng đầu tiên.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
همگی خوش اومدین
فکر کردم خوبه که سر صبح یه مقاله براتون بخونم
ما هم مثل شبکههای خبری و منابعمون
نیاز به به روز رسانی داریم
و شما این اواخر واقعا از
چیزای تازه استقبال کردین
چون فقط وقتی شجاعت به خرج میدیم و از منطقۀ امنمون میایم بیرون
میفهمیم از "باید" های قدیمی خسته شدیم
و میتونیم دنبال چیزای جدید باشیم
وای خدا لعنتی عاشقتم
عاشق احساسیام که بهم میدین
احساسی که به همدیگه میدیم
آره...درسته
همهشون
صبحانه میخواین؟- آره-
آره- آره-
اولش سخته که توی
یه محیط جدید خودتو پیدا کنی
مثل مواد مخدری که بیشتر از حد تصورت
باعث میشه سرِ کیف بیای
...فقط چند قدم دیگه و
تا دا
منو این همه راه کشوندی تا یه کوکی فروشی بسته رو بهم نشون بدی؟
Lott Legal Action و دفتر جدید
که به زودی ساخته میشه
چی؟ شوخی میکنی؟
نه، اما رئیست چی؟
آخر هفته درخواستم به دستش میرسه
وااو، واقعا داری انجامش میدی
همیشه بهت گفتم آرزوها خود به خود واقعی نمیشن
باید براشون تلاش کنی
برام de Haans و پرداخت حقوقم با
آسونش کرد- آره-
الگو سازی واقعا کار سختیه
تونستم دوباره انجامش بدم
خیلی بهت افتخار میکنم اما باید بگم
خب الان هوس کوکی شکلاتی کردم
خب بخش کوکی رو برات باز نگه میدارم
اما یادت باشه اثر هر مخدری از بین میره
و هر ایمانی میتونه فرو بریزه
انگار رتبۀ دخترمون توی لیست
کم طرفدارترین های این هفتۀ دختر خبرچین رفته بالا
اون عوضی در عرض یه روز منو از یه ملکه به
یه آدم عادی تبدیل کرد و تو به خاطرش خوشحالی؟
شاید حالا دیگه روی درست تمرکز کنی
مطمنم دختر کوچولومون بالاخره یه راهی پیدا میکنه
که دوباره برسه اون بالاها، مگه نه؟
نه حق با مامانه دختر خبرچین برد
هیچوقت تسلیم نمیشه de Haan یه
تسلیم نشدم فقط موفق نشدم
خودشو بالا نمیکشه de Haans و
خودش جایگاهش رو به دست میاره وگرنه لیاقتش رو نداره
اما تشویق شدن چه فایدهای داره
اگه براش یه ذره ریسک نکنی؟
پیشنهاد من اینه که نترس باشی چون باید به این فکر کنی که در آخر
دلت میخواد بقیه چطوری ازت یاد کنن؟
اونجا، نه همونجا
با همین مشتش دندهم رو شکست
چیزی نیست که دربارهش شوخی کنی
بیخیال میتونست خیلی بدتر باشه
چطور؟ یه نفر با خودش فکر کرده اینکه
از اون اتفاق فیلم بگیره مهم تر از اینه که کمک کنه یا به پلیس زنگ بزنه
و گذاشته اون هیولا برای خودش آزاد بچرخه
مطمئنم اون پسره فقط حال خوشی نداشته
شاید فقط یه کم پول نیاز داشته
تبریک میگم
بالاخره وضع جسمیت شبیه یه قلب زخمی شده
تنها کسی که نمیتونی باهاش همدردی کنی جیجیه
اون دنیایی رو ساخته که توی اون سرک کشیدن توی کار بقیه
مهم تر از کمک کردن بهشونه این دیگه یه مرحلۀ جدیده
خب شاید وقتشه که دیگه دست از سرش برداریم
درسته؟ آخه اون آدم درستی برای دوستی باهات نبوده
اگه اون نبود آدری و من مشکلی نداشتیم
وقتی اون رو بندازیم بیرون میتونم همه چیزو درست کنم
وقتی هم که تو از اینجا بیای بیرون میتونم مراقبت باشم تا حالت خوب بشه
نظرت دربارۀ استراحت توی گرینویچ چیه؟
عالی. هیدی این آخر هفته اینجاست
پنتهاوس نورث مور رو رزرو کنم؟
باشه
متاسفم- اشکالی نداره. اشکالی نداره-
بعدا میبینمت- باشه-
میدونی کجا پیدام کنی
اولین باریه که باهم قدم میزنیم
تا حالا هزار بار این کارو کردیم
اما هیچ وقت اینجوری باهم نبودیم
حالا که حرفش شد، ما "باهم" هستیم؟
خیلی دارم دربارهش حرف میزنم؟
دارم به این فکر میکنم که پرسینگ بزنم یا
صورتت رو روی شکمم تتو کنم
نظرت چیه؟
...آره به نظر عالیه
توی این ده دقیقه حتی به
یه کلمه از حرفام گوش ندادی
شاید وقتی که یه بچه رو کتک زدن و تو به نظر گیج شده بودی
باید بیشتر اذیت میشدم
به خاطر اینکه کتکش زدن گیج نشدم
برای این گیج شدم که توجۀ کل دنیا رو جلب کرد
مخصوصا توی آلمان
امیدواری که هلنا پاشو بذاره توی آمریکا و
دختر خبر چین افتخار دستگیریش رو به دست بیاره
بعدش چی؟- همۀ راهها باز میشن-
همۀ بچههای منهتن میان سراغم
و دربارۀ اشتباهای والدینشون میگن
دهها نفر در عرض یه ماه از بین میرن تا
نسل جدیدی ساخته بشه که از
نسل قبل خودشون بهتر باشن
یه کم زیادی بهش فکر نکردی؟
نباید این کارو بکنم؟
وقتی که دختر خبرچین یک درصد برتر
از اون یک درصد رو هدف بگیره
...فقط یه کم زمان میبره تا
منو هدف قرار بدن؟ از این میترسی؟
فکر نمیکنی از پول و قدرتشون برای
پیدا کردنت استفاده کنن؟- بیا بگیم حق با توئه-
دختر خبر چین برای اینکه زمان بخره
بازی خطرناکی رو شروع میکنه
فکر میکنی چقدر وقت داریم؟ یه سال؟
میلیاردرها میفتن دنبالت
اگه شانس بیاری یه هفته دووم میاری
بعد از این قضیه فقط یه هفته طول میکشه تا
همۀ پیام هایی که برام اومده رو بخونم روی یه ماه توافق کرده بودیم
بعدش دوباره باهم حرف میزنیم
دیگه وقتی برای حرف زدن نمیمونه
اون موقع دیگه همه هویتت رو میدونن
شاید بتونی یه ماه دووم بیاری
و توی اون مدت هرکاری بخوای بکنی
کمکت میکنم و هیچ سوالی نمیپرسم
انگار مامانم واقعا رفته تراپی
میگه براش الهام بخش بوده تا دوباره طراحی رو شروع کنه
به پدرت چیزی نگو
وگرنه مسیکا قبل از اینکه دورۀ
توانبخشی تموم بشه دوباره دردسر درست میکنه
نگرانش نباش با کمک دخترخبر چین
به محض اینکه مامانم به مرحلۀ نهم برسه
شهرت هر دوتاشون رو داغون میکنم
فکرایی که به مغزت میرسن واقعا ترسناکن
اما خب عاشقشم
هی...اون لوناست
بهش قول دادم که
...بهش کمک میکنم که
...بعدا بعدا میبینمتون
باید دربارۀ همون موضوعی که میدونی
باهم حرف بزنیم
چرا اول حرف اونو پیش میکشی؟
خودت بهتر میدونی هیچوقت ازش حرفی نمیزنی
آره لحظۀ حساسی بود
...حالم خیلی خوب بود و فقط...میدونی
...از دهنم در رفت اما بازم
چرا چیزی نگفتی؟
به خاطر اینکه انتظارش رو نداشتم سوپرایز شدم
...یهویی سر و کلهش پیدا شد اما اصلا مطمئنیم که
همش تصادف نبوده؟- پس از قصد نبوده؟-
مطمئنی که از قصد نبوده؟
...چون من...هیچوقت
قبل از این
بیشتر از سه روز توی رابطه نبودم
آخه، اگه از قصد این کارو کرده، یه جورایی مسئلۀ بزرگیه
...و اینکه ما در مقابل کاری نکردیم
تحقیر آمیزه
احتمالس هست به خاطر اینکه دوستشون داری این حرفو زده باشی؟
...پس تنها سوالی که میمونه اینه که
چرا اون موقع حرفش رو نزدیم؟
یه جوری وانمود کردن که انگار چیزی نگفته
چرا ما هم همین کارو نکنیم؟
آره راست میگی باید راستش رو بهشون بگم
باید بهشون بگم که از قصد این کارو کردم
درست میگی
مکس رو میشناسی دیگه قرار نیست چیزی دربارهش بشنوی
اون رو تشویق میکردن و تو رو نادیده میگرفتن؟
اینم یه دلیل دیگه که باید دختر خبرچین رو نابود کنیم
باشه. میرم شان رو پیدا کنم- نمیتونیم ناامید بشیم-
فقط یه نقشۀ جدید لازم داریم
میدونم نمیتونیم بقیه رو متقاعد کنیم که جیجی رو آنفالو کنن
...اما شاید
چطوره یه اکانت بسازیم تا باهاش رقابت کنه و
همۀ فالوورهاش رو بدزدیم؟
مثلا زمزمۀ خواهر یا برارد شایعه چطوره؟
گوش کن، توی این قضیه "ما"یی وجود نداره
این مسئولیت توئه نه من
بابام میخواد دفتر خودشو باز کنه
منم نمیتونم اون دخترو تحریک کنم و اونم کار بابام رو نابود کنه
اگه تو هم به من و بابام اهمیت میدی
نباید این کارو بکنی
خیلی دوستانه به نظر نمیومد
اون متوجه نیست
ای کاش همهتون میفمیدین که سعی دارم
اوضاع رو برای همهمون درست کنم
مخصوصا آدری
درسته که حتی بهم نگاه هم نمیکنه
اما مسئله تقریبا شخصیه
ما یه سری مشکلاتی داریم
قضیۀ آکی رو میدونی؟
نه مکس قضیۀ آکی چیه؟
مکس چش شده؟- تکرار نمیشه، باشه؟-
اما اون بمب رو انداخت وسط و
به جوابی که گرفت واکنشی نشون نداد
وای حالش خوبه؟
عاشق شده مطمئنم اونا هم همینطورن
فقط یه کم زمان میخوان تا متوجۀ احساسشون بشن
No comments yet. Be the first to leave one.