200 dòng đầu tiên.
. فهميدم
چي رو ؟
يكي رو از چينگ چو انتخاب ميكنم تا . شاگرد يه هوا تو آشپزي بشه
اينطوري حتي اگه يه هوا هم از چينگ چو بره . ما بازم غذا واسه خوردن داريم
. باشه , الآن ميرم به مردم خبر ميدم
ترتيبي دادم يكي از خدمتكارها در دنياي فاني ها تبديل . به يه راهب تائويسم بشه تا از يوإن ژن مراقبت كنه
چرا هنوزم اصرار داري به چينگ چو براي ديدن باي چن بري ؟
. شما متوجه نيستيد , عاليجناب
يه مادر نميتونه اجازه بده بچه اش . زجر بكشه
من بايد عمه رو ببينم تا ازش بخوام به جاي . يوإن ژن من امتحان الهي رو پس بدم
اون خودش باعث اين فاجعه شد , خودشم . بايد اين امتحان رو بگذرونه
باي چن از چينگ چو كه سهله , خداي مقدس ژي ين . هم نميتونه به پسرمون كمك كنه
. نه
. عمه ميتونه
. تو بيش از حد به اين عمه ات اعتماد داري
من به ايشون بيش از حد اعتماد ندارم
اما بخاطر ما
. قبيله ي آسماني مديون چينگ چو شده
تو اين دنيا فقط عمه ميتونه در . اين موضوع دخالت كنه
حتي اگه عمه سرنوشت يوإن ژن رو مخفيانه عوض كنه
. لرد بهشتي به اون كاري ندارن
. يكم منطقيه
... با اينحال , با اخلاقي كه باي چن داره
... اگه زندگيت رو سخت كنه
. نگران نباشيد , عاليجناب
عمه بادبزن زودودن ابر رو بهم برگردوند و . گفت يكي از خواسته هامو برآورده ميكنه
. اون روي حرفش ميمونه . رومو زمين نمي ندازه
پري قارچ , اين اطلاعيه ي چيه ؟
عمه ميخواد از اهالي يكي رو انتخاب كنه تا . در آشپزخونه شاگرد جناب يه هوا بشه
. فرصت كميابيه
شاگرد جناب يه هوا بودن حتي در آشپزي . افتخار بزرگيه
مردم خيلي وقته اونجا صف كشيدن , فكر كنم . براي رفتن دير شده
دير نيست , دير نيست . امشب قراره انتخاب كنه ! هنوز وقت هست , بيا بريم
من از مي گو شنيدم كه ميخواي برام يه شاگرد . انتخاب كني
. درسته
. به همه بگو برن
. هيچكدوم استعداد ندارن
. به نظر من تو استعدادش رو داري
. اما لازم نيست ازم ياد بگيري
. همين كه يكيمون آشپزي بلد باشه كافيه
. مي گو
عمه , جناب وليعهد كي رو انتخاب كرد ؟
. از هيچكدوم خوشش نيومد . بگو برن
واقـ-عاً ؟
. بريد , بريد
. خب , بريم
. من شاهزاده رو به قايق سواري ميبرم
. بريم
. زودباش
. چن چن
. بيا پياده روي كنيم
از بس تنبلي حتي اين درياچه هم . خودش جون كنده تا بقا پيدا كنه
. با اينحال , هنوزم چشم انداز زيبايي داره
. اين درياچه كم از درياچه ي نيلوفر قصر آسماني نداره
! چقدر عجيب
! به نظر منم عجيبه
اين يه درياچه ي طبيعي ِ , چطور ميتونه با درياچه ي نيلوفر تو قابل مقايسه باشه ؟
درياچه ي نيلوفر تو حتي در اشعار . جاويدان ها و فاني ها هم اومده
! مردم زيادي اونو تحسين ميكنن
تو هم ميخواي ببيني ؟
چي رو ؟
! نُه بهشت رو , درياچه ي نيلوفر رو
. حالا وقت بسياره
. يادمه گفتي هرگز به قصر آسماني نرفتي
كنجكاو نيستي ؟
تو دنيا كلي جا هست كه من هرگز . اونجاها نبودم
اگه ميخواستم درباره ي هر مكاني كنجكاو باشم ! كه خسته ميشم
. كوهستان كونلان هم در بين چهار دريا مشهوره
. اونجا هم تا حالا نرفتم
تو واقعاً كوهستان كونلان رو دوست داري ؟
اوه , نه ! چرا حرف كوهستان كونلان رو پيش كشيدم ؟
مي گو كجاست ؟
. مي گو روي ورودي غار يه طلسم گذاشته
. به نظر ميرسه يكي از طلسم گذشته
! عمه
! اون با بادبزن اومده ! معلومه فكرهاشو كرده
... يعني
. بزار داخل بياد
! چشم
عمه چي گفتن ؟
. گفت ميتوني بياي داخل
شيائو شينگ , اگه من جات بودم ! ديدن عمه نميومدم
! اين آخرين دفعه اس
! بعد از اين , من ديگه هرگز پامو در چينگ چو نميزارم
! عمه ! عمه
. آلي رو ببر بازي كنه
. بياييد بريم
از اونجايي كه به ديدنم اومدي . پس فهميدي خواسته ات چيه
لرد يه هوا غريبه نيست . راحت باش و حرفت رو بزن
! عمه
ميشه بچه ام " يوإن ژن " رو نجات بديد ؟
بچه ات رو نجات بدم ؟
. چند روز قبل جشن تولد لرد بهشتي بود
همسرم با يوإن ژن و كادوي تولد به نُه بهشت ميرن . تا در جشن تولد شركت كنن
كي ميدونست يوإن ژن براي قصر شيوو دردسر درست ميكنه
و حتي به بانو سو جين از قصر شيوو تعرض ميكنه ؟
به سو جين تعرض ميكنه ؟
. واقعاً وليعهد يه آدم عادي نيست
. با وجود اين بي غيرتي بازم شاد و شنگوله
يوإن ژن لحظه ي آخر به خودش مياد اما . لرد بهشتي ديگه باخبر شده بود
ايشون دستور ميدن يوإن ژن رو با زنجير جاويدان ببندن
و بعد دستور دادن يوإن ژن به مدت 60 سال . به سرزمين فاني ها تبعيد بشه
. بعد از 60 سال هم ميتونه به درجه ي جاويداني برگرده
. اين مجازات براي اين گناه يكم زياده روي ِ
. يوإن ژن بچه ي خوب و مهربونيه
. اون حتي يه مورچه رو هم لگد نميكنه
. من عاجزانه ازتون ميخوام جونش رو نجات بديد , عمه
. اما ... اون به همسر جانبي يه هوا تعرض كرده
. نميخواد فكر منو بكني
. منم فكر ميكنم اين مجازات براي يوإن ژن زياده
. به همسر جانبي تو دست زده
! من همسر جانبي ندارم
حالا كه وليعهد هم اينطور فكر ميكنن
پس خواهش ميكنم به دنياي فاني ها برو ! و اونو نجات بده , عمه
. اون رفته سرزمين فاني ها تا امتحان الهي رو بگذرونه
. بعد از 60 سال دوباره ميتونه جاويدان بشه
چرا بايد جونش رو نجات بدم ؟
چون من در طالعش ديدم
يوإن ژن در سن 18 سالگي با مشكل . بزرگي رو به رو ميشه
. اون مشكل زندگيش رو نابود ميكنه
من نميتونم ببينم اون همچين زجري ميكشه
براي همينم اومدم از شما خواهش كنم تا سرنوشتش رو تغيير بديد
. تا اون بتونه به سلامت اين امتحان رو پشت سر بزاره
پس اومدي ديدنم كه بهت كمك كنم پسرت امتحانش رو پشت سر بزاره ؟
. بله
من جرأت ندارم ازتون بخوام اونو . از اين مجازات نجات بديد
. من فقط ميخوام شما مخفيانه به اون كمك كنيد
تو واقعاً باهوشي كه درباره ي اين موضوع . از من كمك خواستي
تو ميدوني كه حتي اگه من سرنوشت يوإن ژن هم عوض كنم
لرد بهشتي اين موضوع رو با من مطرح نميكنه , درسته ؟
من ميدونم در اين دنيا تنها . شما ميتونيد اينكار و كنيد
. باشه , بهت قول ميدم اينكار و كنم
اما بعد از اينكار , رابطه ي ما به عنوان . ارباب و خدمتكار ديگه تموم ميشه
. تو ديگه با باي چن از چينگ چو رابطه اي نداري
. ممنونم كه به اين خواسته ام عمل كرديد
چي شده ؟
دوباره جاويدان هاي جوون تو رو اذيت كردن ؟
. همشون بخاطر اينكه من يه مارم بهم ميخندن
! ميگن لياقت ندارم خدمتكار ملكه ي روباه ها باشم
! تو واقعاً كه ضعيفي
وقتي من بچه بودم , اگه كسي جرأت ميكرد منو اذيت كنه
. انقدر اونا رو ميزدم تا قيافه شون عوض بشه
. اين بادبزن زدودن ابرهاست
. لرد گنيجنه هاي اسرارآميز اينو بهم داده
. مال تو
اينو لرد گنيجنه هاي اسرارآميز دادن ؟
! اين خيلي باارزش ِ ! من نميتونم قبول كنم
! بگيرش
. تو خيلي وقته با مني , ولي تا حالا چيزي بهت ندادم
. اين بادبزن ِ قدرتمنديه
از اين به بعد هر كي اذيتت كرد با اين . بادبزن از چينگ چو پرتش كن بيرون
انقدر قدرتمنده ؟
. ديگه مال تو ِ
! ممنونم , عمه
چرا به شيائو شينگ گفتي كه خيلي باهوش كه از تو درخواست كمك كرده ؟
داشتي گوش ميكردي ؟
ميخواستم ببينم آدمي كه تو رو پيش چهار دريا شرمنده كرده
با چه رويي ازت درخواست كمك ميكنه ؟
در نُه بهشت , هر جاويداني ميتونه سرنوشت . مردم فاني رو عوض كنه
: با اينحال , قانون قبيله ي آسماني اينكه
حتي با وجود اين قدرت هم كسي . حق نداره ازش استفاده كنه
. قبيله ي آسماني به خاندان باي مديون ِ
. تا الآنم ديني ادا نكردن
اگه من در اين موضوع يه كوچولو دخالت كنم
. لرد بهشتي نميتونه چيزي بهم بگه و مجبوره كه قبول كنه
. براي همينم من بهترين فرد براي اينكار بودم
. اين مار واقعاً حيله گره
. خوبه باهوش باشه
. اينطوري در درياي شمال ازش سوءاستفاده نميكنن
! اين كار راحتيه
وقتي اين كار و انجام بدم , رابطه ام . با اون تموم ميشه
اينطور كه پيداست بايد به ديدن لرد سي مينگ برم
تا بدونم مشكلي كه قراره در 18 سالگي گريبانگير يوإن ژن بشه چيه
. ولي لرد سي مينگ الآن دنبال دونگ هوا ديجون رفتن
بايد بدونم اون مشكل در چه روزي و . در چه ساعتي و چجوري رخ ميده
. لرد سي مينگ آدم عجيبي هستن
حتي لرد بهشتي هم نميتونه به كتاب سرنوشت . اون نگاه كنه
. سخته بخواي از اون حرف بكشي
پس بايد چيكار كنم ؟
. خوشبختانه , لرد سي مينگ به من بدهكاره
. اگه به جاي تو من ازش بخوام , شايد قبول كنه
واقعاً ؟ ميتوني اينكار و كني ؟
. اما يه چيز رو بايد بهم قول بدي
چي ؟
وقتي به سرزمين فاني ها رفتي . قدرتت رو مهر كني
قدرتم رو مهر كنم ؟
. عوض كردن سرنوشت برخلاف جريان طبيعت ِ
هر چقدر از جادوت براي عوض كردن سرنوشت استفاده . كني , جادوت با همون قدرت به خودت برميگرده
چن چن , تو درسته كه الهه ي مقدسي
اما اگه با قدرت خودت آسيب ببيني . بازم به وضعيت بدي ميفتي
وقتي ما به مقام لرد بهشتي و ملكه ي بهشتي برسيم ميدوني چي ميشه ؟
مقام لرد بهشتي و ملكه ي بهشتي ؟
فراموش كردي ؟
. تو بالاخره يه روز با من ازدواج ميكني
وقتي يه نفر به مقام لرد بهشتي يا ملكه بهشتي برسه
هشتاد و يكي رعد و برق و 9 تا . آذرخش مقدس بهش ميخوره
ميترسم اگه با جادوي خودت آسيب ببيني ! آذرخش ها رو ديگه نتوني دووم بياري
. باشه , بهت قول ميدم
. اما منو تو كه هنوز ازدواج نكرديم
اگه تو امروز بخواي لرد بهشتي بشي
No comments yet. Be the first to leave one.