200 dòng đầu tiên.
جک: زمین، قبل از جنگ
نیویورک، قبل از اینکه من به دنیا بیام
جایی که فقط عکساش رو دیدم
میشناسمت
اما هیچوقت همو ندیدیم
من با توام
اما اسمت رو نمیدونم
میدونم دارم خواب میبینم، اما حسی فراتر از اون داره
شبیه یه خاطرهست
چطور ممکنه؟
مارس ۱۴
پنج سال از پاکسازی اجباری حافظه میگذره
و من هنوز درگیر این خوابهام
من و ویکتوریا با هم اعزام شدیم
دو هفته دیگه ماموریتمون اینجا تموم میشه و به بقیه ملحق میشیم
اما اون سوالهایی که من میپرسم رو نمیپره
درباره چیزهایی که من کنجکاوم، اون نیست
نیم قرن از وقتی که غارتگرها ماهمون رو نابود کردن میگذره
اونا که مجبور شده بودن سیاره در حال مرگ خودشون رو ترک کنن، اومدن تا مال ما رو بگیرن
بدون ماه، زمین دچار هرجومرج شد
زلزلهها توی چند ساعت شهرها رو با خاک یکسان کردن
تسونامیها هم هر چی باقی مونده بود رو شستن و بردن
بعد نوبت حمله رسید
کاری رو کردیم که مجبور بودیم
از بمبهای اتم استفاده کردیم
جنگ رو بردیم اما سیاره رو از دست دادیم
آلوده رهاش کردیم. بیشترش غیرقابل سکونته
باقیمونده بشریت ناچار شد زمین رو ترک کنه
ما «تِت» رو ساختیم، مرکز کنترل ماموریتمون
یه ایستگاه فضایی موقت قبل از مهاجرت به تایتان
بزرگترین ماهِ زحل
الان همه اونجان
خب، تقریباً همه
تا وقتی دورهمون تموم بشه، من و ویکا کارمون رو انجام میدیم
ما از دکلهای استخراج آب محافظت میکنیم
که آب دریاهای زمین رو تبدیل میکنن
به انرژی همجوشی برای کلونی جدید
بقای بشریت به اون بستگی داره
ممنون بابت قهوه
باقیموندههای ارتش غارتگرها هنوز دارن توی عملیات اختلال ایجاد میکنن
اونا شبها به پهپادهامون حمله میکنن
و روزها سعی میکنن من رو بکشن
هنوز حس مبارزه دارن، اما نمیدونم چرا
مرکز فرماندهی میگه کارمون خوب بوده
که ما یه تیم کارآمد هستیم
ویکا افسر ارتباطات منه
اون حواسش به من هست
من هم کار نگهداری پهپادها رو انجام میدم
پهپادها همهچیز رو زیر نظر دارن
ویکا برای رفتن لحظهشماری میکنه. من، زیاد مطمئن نیستم
نمیتونم این حس رو از خودم دور کنم که زمین
با وجود تمام اتفاقاتی که افتاده
زمین هنوز خونهی منه
۴۹ جک هارپر، تکنسین
صبح بخیر، باب
جک: (از پشت بلندگو) برج، بررسی ارتباط
تکنسین نگهداری پهپاد ۴۹، پشتیبانی دکل استخراج
تمام سیستمهای سفینه حبابشکل سبزه
آمادهی حرکتم
مفهومه تکنسین ۴۹، اجازه پرواز داری. اون بیرون مراقب باش
همیشه هستم. نه، نیستی
آره، راست میگی. باید روی این اخلاقم کار کنم
خیلی خب، تِت تا ۳۰ ثانیه دیگه آنلاین میشه
مختصات دکل رو میفرستم. تصویر رو تایید کن
دارمشون. دکلها دارن آب دریا رو میکشن
داریشون باب؟
وضعیت پهپاد ۱۸۵ خوبه
جک، دو تا از پهپادها از کار افتادن
لعنتی
منتظر باش، مرکز فرماندهی داره آنلاین میشه
ویکتوریا: با تِت ارتباط برقرار شد
صبح بخیر رئیس
برج ۴۹، اینجا مرکز کنترله
توی این صبح قشنگ حالتون چطوره؟
یه روز دیگه توی بهشت، سالی. دارم دادهها رو آپلود میکنم
گزارش ماموریت ۴۹. روز ۱۶۴۲، پشتیبانی دکل استخراج
من دو تا... دو تا از پهپادهات از مدار خارج شدن
امنیت منطقه به خطر افتاده
فهمیدم، به تکنسین خبر میدم. منتظر بمون
جک، ۱۶۶ توی منطقه ۳۷ از کار افتاده
دارم به سیگنال ردیابش وصل میشم
اول میری اونجا
حله. تو راهم
ویکتوریا: مرکز، تکنسین ۴۹ الان تو راه منطقه ۳۷ هستش
نمیتونی اون حفره رو با پهپاد ۱۰۹ پر کنی؟
منفیه، ۱۰۹ توی تعمیرگاهه. هنوز منتظر قطعاتیم
بهتره جک اون پهپادها رو پیدا کنه و به پرواز درشون بیاره
اون دکلها نباید شب بدون محافظ بمونن
مفهومه
سالی: برج، مگه ۱۶۶ رو اخیراً تعمیر نکرده بود؟
جک تازگیها همه پهپادها رو تعمیر کرده
و اگه قطعاتی که خواسته بودیم رو داشتیم
اینجا با حداقل نیرو کار نمیکردیم
متوجهم. داریم تمام تلاشمون رو میکنیم
آیا شما یه تیم کارآمد هستید؟
ما یه تیم کارآمد هستیم
دستور امروزتون اینه که ۱۶۶ رو بازسازی کنید
و ۱۷۲ رو پیدا کنید
تا قبل از غروب اونا رو به پرواز دربیارید
و وقتی اومدید به تِت، من مهمونتون میکنم
بهتره آماده باشی سالی
دو هفته دیگه، داریم روزشماری میکنیم
اوکی
بیخیال باب. با من راه بیا رفیق
تکنسین ۴۹؟
تکنسین ۴۹؟
جک؟
شنیده شد، برج
چی شد؟ یه لحظه صدات قطع شد
واقعاً؟
جک: دارم به محل نزدیک میشم
اوناهاش
چند تا غارتگر کشته شده اینجا میبینم
پهپاد ۱۶۶ حسابی جنگیده
حرکتی میبینی؟
اثری از فعالیت غارتگرها نیست
اما جک، چون زاویه دیدِ مرکز کمه، دیدِ منم اینجا محدوده
فهمیدم. با سرعت میام پایین
شروع میکنم به تعمیر. هوامو داشته باش
مثل همیشه
میدونی، درباره این بازی یه چیزایی خوندم
همینجا بازی میکردن
آخرین مسابقه «سوپر بول»
خواهشاً نگو که یه بازی کلاسیک بوده
یه بازی کلاسیک
چهار امتیاز عقب بودن
توپ
روی خط ۵۰ یاردی بود
فقط چند ثانیه مونده بود
بازی شروع میشه
و کوارتربک توپ رو لو میده
فاجعه
به نظر میرسه بازی تمومه
دارم میبینم که کل هسته مرکزی تراز نیست
تو اون پایین ابزار لازم رو نداری
و یه پیل سوختی جدید هم اون رو درست نمیکنه
اما این کوارتربک برمیگرده و توپی که لو داده بود رو برمیداره
صبر کن، الان چیکار کردی؟
یه دیواره از بازیکنای حریف دارن بهش نزدیک میشن
اونم یه پاس بلند میاندازه، بدون اینکه بدونه اون طرف کیه
یه تیرِ آخر
هشتاد هزار نفر روی پاهاشون ایستادن
و پرواز این توپ رو توی هوا تماشا میکنن
اون ته زمین یه بازیکن تازهوارد منتظره، بازیکن ذخیره
اون از بین همه میپره بالا
تاچداون
تماس! تماس از غرب
ویکتوریا: جک؟
چیزی نیست ویکا
فقط یه سگه
هی
یالا برو. باید از اینجا بری
برو دیگه، بدو
از اینجا برو! بدو
تکنسین ۴۹، جک هارپر
خواهش میکنم
دوباره راه افتاد ۱۶۶
امروز دو تا پهپاد زدن. توی کمتر از یه ماه ده تا پیل سوختی دزدیدن
این غارتگرها دارن جسورتر میشن
ویکتوریا: خب، دکلها دارن تمام آب رو میکشن
وقتی ما بریم، براشون چیزی جز گرد و خاک و تشعشع باقی نمیمونه
جک: اینا همش چرنده
ما جنگ رو بردیم
حالا باید بذاریم بریم
فقط دو هفته دیگه جک
بعدش تو راه تایتان خواهیم بود
آره
اون پهپاد یه جایی اون بیرونه
فقط باید پیداش کنیم
بدون ردیاب، مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه
پس باید زمینی دنبالش بگردیم
برج، ۱۷۲ رو پیدا کردم
افتاده توی یه گودال
تصویر ندارم اما صداش رو میشنوم
زاویه تِت اینقدر پرته که به زور میبینمت
اوضاع چطوره؟
خوبه، خوبه. اون بالا اثری از غارتگرها نیست
تِت تا ۱۵ دقیقه دیگه از دسترس خارج میشه
بعد از اون دیگه خودتی و خودت
۴۹ ویکتوریا: مرکز، اینجا برج
جک پهپاد ۱۷۲ رو پیدا کرده. الان مشغول بازیابیه
درخواست پشتیبانی سریع به موقعیتش رو دارم
تصویر پهپاد ۱۷۲ رو دارم
جک؟
این دیگه چه کوفتیه؟
لعنتی
ها
جک
تکنسین ۴۹، جک هارپر
۴۹ جک هارپر، تکنسین
هی
اوه، نه
بیخیال. موتور نازنینم نه
جک: (در حال خواندن) «چطور مَردی میتواند بهتر از این بمیرد، جز با روبرو شدن با خطرهایی وحشتناک
برای خاکسترهای پدرانش، و معابدِ خدایانش»
ویکتوریا: جک؟
آره، الان میام
ویکتوریا: ۱۰۹ چطوره؟
میتونه پرواز کنه؟
به زور
No comments yet. Be the first to leave one.