200 dòng đầu tiên.
در سال 2166 ظالمي جاودان به نام وندال سويج
دنيا رو فتح کرد و زن و بچه ي منو رو به قتل رسوند
من يک تيم قدرتمند جمع کردم تا اونو در طول زمان شکار کنم
و جلوي به قدرت رسيدنشو بگيرم
متاسفانه،برنامه ي من مخالف با گروهي است که
وفاداريمو بهشون سوگند خوردم،اربابان زمان
در آينده،دوستان من شايد قهرمان نباشند
اما اگه موفق بشيم
از اونا به عنوان افسانه ها ياد ميشه
آنچه در افسانه هاي فردا گذشت
متاسفم که دير کرديم
تو يه ذره هم خوشحال نيستي که به سفينه برگشتي؟
من با زندگي که با هم ساخته بوديم خوشحال بودم
تو فکر ميکني که من ، تو و دوستاتو به خاطر اينکه
اربابان زمان مجبورم کردند، شکار ميکردم؟؟؟
اونا اصلا نياز به درخواست از من نداشتن
از اونجايي که من نتونستم تو رو با خودم همراه کنم
اربابان زمان خواستن که منو با خودشون همراه کنند
بهشون شکارچيان ميگن و اونا تا وقتي که
همه ي مارو از صفحه ي تاريخ محو نکنن ، متوقف نميشن
پيشنهادي هم داري؟ فرار کنيد
شهر سالويشن سال 1871
آه،خيلي وقته که سفر در زمان نکردم
انقدري که دوباره اثرات جانبي رو تجربه کنم
تاثيرات حافظه
من نميتونم صورتمو حس کنم ميتونم خوبه من
مشکلات زباني بايد بزودي بر طرف بشه
بهتره بشه الان
من تنها کسي هستم که صورتشو حس نميکنه؟
من نميتونم ...مو حس کنم،بهتره نگم کجام
مثل اينکه روي آقاي روري هيچ تاثيري نداشته
چي شده مگه؟داريم سفر زمان ميکنيم؟
آره،در زمان سفر کرديم
اما به کجا؟؟؟سوال بهتري هست
به شهره سالويشن در زمان ترور هاي شهر داکوتا،در سال 1871
نميتونم باور کنم...غرب قديم
اين نميتونه موثر باشه برامون زمان ميخره
ميتونيم اينجا مخفي شيم تا زماني که شکارچيا تمام قطعه هاي زمان رو بررسي کنند
اگه اولين جا اينجارو بررسي کنند چي؟
ميدوني،فکر ميکني هر جا که حس کردي راحت تره ميتوني مارو ببري؟
همونجور که ميدوني زمان اينجوري که ما فکرشو ميکنيم باهامون همکاري نميکنه
اون ميخواد اتفاق بيافته. فقط زمان ميبره تا ثابت شه
خط...خط زماني نسبت به وقايع نامفهومه
دائما در حال تغييراته
که همين موضوع مشکل بودن مکانيابي سويج در طول تاريخ رو توضيح ميده
در حقيقت،تمام ايده هاي جالب ديگه
درباره ي سفر در زمان به وجود همين قطعه هاي زمان ربط داره
نقطه هاي کور زمان
مکان هاي خاصي هستند که اربابان زمان نميتونن ببيننشون
شهر سالويشن و مکان هاي نزديک محاصره کنندش
در يکي از اين مکان هاي مخفي قرار داره
پس،اساسا،ما در غرب قديم مخفي شديم
و اميدواريم دوست شيطان صفتت مارو پيدا نکنه
شکارچيا شيطان صفت نيستن
و بهتره اميدوار باشي که پيدامون نکنن
خب،حداقل نه قبل از اينکه اين شانسو بدست بيارم تا
تا چند تا سگو بزنم يا چند تا برونکو(نوعي اسب در زمان وسترن)رو داغون کنم
نه اينکه موافق ظلم به حيوونا باشم
فقط مشکل اينجاست وقتي بچه بودم زياد فيلم وسترن ديدم
همچنين از الان بايد از زمان وسترن و غرب قديم لذت ببري
من ميترسم
اووووه،بس کن بابا
چه خطري مارو تحديد ميکنه که فقط ميخوايم يه نگاهي به اين دور و ور بندازيم
اونم با اين گروه؟
مطمئنا،خيلي حواست جمع نيست
اوه،من تو غرب قديم هستم و نميتونم يه نگاهي به اين دور و اطراف بندازم؟؟؟
من خودمو خواهم کشت
ميتونم تو اين کار کمکت کنم
من حواسم بهشون هست،نگران نباش
من پسر خوبي ميشم
من درست شبيه وات ارپ شدم
حالا،فابريکيتور ميتونه لباسارو بسازه
اما شما همچنين به محافظت مناسب براي اين عصر(دوران)نياز داريد
اين عصر ميتونه يکم براتون،اووم،سخت باشه
اوه،هفت تير(اونا بهش ميگن شيش تير!!!)؟ در واقع،بيشتر تفنگاي
اون زمان گلنگدن داشتن
که تعداد شليک تير هارو از شيش تا به پنح تا محدود ميکنه
حالا،يچيزي هست که نيازي به گفتنش نبايد باشه
اما با توجه به اين گروه من ميخوام بگم
فقط در شرايط خيلي بحراني از اين استفاده کنيد
يجوري داري حرف ميزني که انگار خودت نميخواي بياي
از نوع کت و تفنگي که داري،حدس زدم
درست به اندازه ي دکتر پالمر مشتاق براي غرب قديم نيستي
هستم،اما وقت من اينجا تو سفينه بهتر ميگذره
در حالي که نقشه ي مخفيه بعديمون براي ضربه زدن به وندال سويج پيدا کنم
به علاوه ، همونجور که آقاي روري گفت الان فقط زمان مهمه
قبل از اينکه شکارچيا مارو پيدا کنن
نگران نباش،هيچ مشکلي پيش نمياريم
آره،از مشکل دوري ميکنيم
اوممم،چجوري ميتونم اميدوار باشم و دعا کنم که شما مشکل پيش نياريد؟؟؟
مترجمين: Amirv0098 & Sahand & Erfan_t555 ويرايش و تنظيم : Aminddz
ارائه اي از کانال تلگرام @DC_TV :براي ارتباط با ما به ايدي زير پيام بدهيد @MrTRex
يادت باشه،ما فقط اينجاييم که يه سروگوشي آب بديم و ببينيم چه خبره اينجا
مشکلي پيش نمياد_ مطمئنم اين اتفاق ميافته_
يه نوشيدني نياز دارم
واو،اينجا واقعا يه مشروب فروشيه قديميه
اوه،خيلي معذرت ميخوام
نه مشکلي نيست،خانوم
مزه بنزين ميده
خيلي زياد،يکي ديگه برام بريز
اوه،متاسفم
مشکلي نيست
زمان در برزخ زماني خوب نميگذره
سال ها گذشته از آخرين باري که ته ليوانو ميبينم
سال ها؟؟؟
...چه مدت تو
کرونوس بودم؟
آمارش از دستم در رفته،مهم نيست
معلوم شد اونم يه شغل موقت بوده
اين طور به نظر نمياد
تو الان خيلي با قبل فرق کردي
بهتر شدم يا بدتر؟
هنوز نميدونم
تو ميتوني شراب خوردنتو کنترل کني،ازش خوشم مياد
من قراراي زيادي داشتم با کسايي که فکر ميکردن
ما باهم مست ميکنيم و اونا هم خوش شانسي ميارن
اما يجورايي اين هميشه اونا بودن که سر از زير ميز در مياوردن
اوممم
تا حالا با من مست نکردي
اينو بايد به عنوان يک چالش در نظر بگيرم،ميک؟
بچينشون
بلد نيستي پاسور بازي کني؟
مثل تو،آقاي اسنارت،من آدم رازآلوديم
بلندش کن
آهان
ممنون،آقا تحت تاثير قرار گرفتم
پدرم يجورايي به اين معروف بود که
يک غماربازه غير قابل قبول بود بقيه بهش ميگفتن خلافکار
وقتي من به اندازه ي کافي بزرگ شده بودم،اون منو با خودش به يکي از غماربازياش برد
منم ازبازي کردناش يکي دو چيز ياد گرفتم
بعدش من يه
راه ديگرو انتخاب کردم
هميشه قرار نيست پدر و پسر مثل هم باشن،آقاي اسنارت
من خيلي مشغول بودم مثل من
پر از شاه،که ميتونن جفت ملکه هاتو شکست بدن
به نظرت مشغول نميام؟؟؟
...متاسفم،من
يه ذره ديگه از اون ويسکي رو بريز،و متاسف خواهي شد
فقط به خاطر اينکه داري ميبازي به اين معني نيست که بايد سره خدمه خالي کني
سرت به کاره خودت باشه،بابابزرگ
خانومو ول کن
حالا،حالا،پسرا،بيايد بيخيال شيد
اوه،وقتي دوستم اينجا با دليل باشه
ميفهميم که ما يه مشکلي داريم
اين من نيستم که مشکل دارم
تو هستي
تو کشتيش
خواهش ميکنم
مثل اينکه،مرحوم يکي از دوستانتون بوده
...اما دوست من اينجا
دوست تو اول شروع کرد
آروم باش
شليک خوبي بود
تو فکر ميکني ما به خوب بودن شليک اهميت ميديم؟
اون يه منظور داره
خيله خب
وقت بازي تمومه
هر کسي که باهاش مشکلي داره
اونا به من جواب ميدن
ممنون
...جناب آقاي
"هکس"
"جونا هکس"
شما واسه اين اطراف نيستيد،نه؟
نه،نيستيم
منو دوستام از،اوووم
خارج از شهر هستيم
خيلي خارج از شهر
خيلي خب
چرا به من نميگيد واقعا از کجا اومديد؟؟؟
فکر نميکنم به شما مربوط باشه،آقا
بزاريد يجوره ديگه بگم
بگيد از چه زماني اومدين؟
شما هفت نفر مثل سگ ميمونيد که تو اخور(جايي که اسب ازش غذا ميخوره)هست
همونطور که ايشون گفت،ما از اين دور و اطراف نيستيم
شما فکر ميکنيد که اولين مسافراي زماني هستيد که من ديدم؟؟؟
اوه،بله
کجاست؟
بايد باهاش يکم حرف بزنم
کي کجاست؟
"ريپ هانتر"
چي درمورد شما هست که هروقت وارد يه خط زماني جديد ميشيم
شما حس ميکنيد بايد از هدفتون
دور بشيد؟
خوبه
آخرين باري که اينجا بود نتونستم ببينمش
آخرين بار
داستانش طولانيه،که نميتونيم بهتون بگيم
کتم بهت مياد
اينجا چيکار ميکني،جونا؟
دنبال جايزه ي دستگيريه شمام
سوتمو خيس کردم
وقتي دوستات اينجا حسابي خودشونو به دردسر انداختن
ممکنه توي يه جنگ توي مشروب فروشي افتاده باشيم
خب،اون کاملا قابل پيشبيني بود
يکي از اونا يکي از اعضاي گنگ استيل واترو زد
"آقاي "روري "در حقيقت ، "اسنارت
اوه،اون حدس بعدي من بود
اين يارو سعي کرد که "گري" رو بکشه
اسنارت نجاتش داد
No comments yet. Be the first to leave one.