134 dòng đầu tiên.
خوش آمدید، آقایان. به مونتری خوش آمدید.
چیزی میخواهید؟
بله، برای من و نوکرم اتاق دارید؟
اوه، بله. لطفاً از این طرف بیایید و امضا کنید.
"دیگو د لا وگا."
و بنویسید اهل کجا هستید، آقا.
"لسآنجلس"؟
حتماً برای دیدن آقای وردوگو آمدهاید، نه؟
چرا این حرف را میزنید؟
خب، به نظر میاد هر کسی که به مونتری میاد...
برای دیدن آقای وردوگو میاد.
البته اگه بتونن برسن!
اگه چمدان یا وسیلهای دارید، بیارید.
اوه، راستش... باید توضیح بدم...
که نوکرم نه میشنوه و نه حرف میزنه.
اما خوشبختانه توانایی درک کردن رو داره.
که ازش چی میخوان.
اوه.
اگه از این راه بیاید، اتاقتون رو نشونتون میدم.
برای نوکرتون یه اتاق کوچیک نزدیک اصطبل هست.
براتون آب و حوله میارم.
بعداً بهتون اطلاع میدیم که اتاق اون آماده است.
خیلی خوبه.
راحت به نظر میاد، نه؟
میدونی، به این فکر میکنم چه حسی داره آدم تمام شب بخوابه...
و مجبور نباشه مثل زورو سواری کنه.
فقط آرامش و سکوت مطلق.
ببین کیه.
کسی نیست؟
خب، عجیبه.
سر و صدا نکنید، آقایان. دستاتون رو بالا ببرید.
این هم جزو پذیرایی معمول مونتریه؟
تکون نخورید.
اینکه چیزی نیست.
چند صد پزو، شاید برای خرجهای شخصی.
نمیتونید این رو بفروشید، آقا.
اسم من داخلش حک شده.
ظاهراً همین بود. خیلی خب، دلا وگا، کجاست؟
بقیه پول کجاست؟
همین قدر آوردیم. دروغ میگی. اتاق رو بگرد.
اونا اینجا چمدونی ندارن.
شاید پول هنوز تو خورجینهاشونه.
احمق نباش. اونا اینو از جلوی چشمشون دور نمیکنن.
تو خیلی ساکتی، ای صورتماه کوچولو.
چیه، کر و لالی؟
بله، هست.
از خودش پرسیدم.
دستاتو بردار.
تو بیشتر از اون چیزی که نشون میدی میدونی.
اون پول لسآنجلس کجاست؟
تپانچهات رو رو سرش نگه دار.
اگه این یکی فقط یه تکون بخوره، ماشه رو بکش.
یه چیزی میخوام بدونم، آقا.
تو هفده هزار پزو از لسآنجلس آوردی.
پول حالا کجاست؟
ما دویست و پنجاه پزو آوردیم و شما همونها رو هم بردید.
شما هفده هزار پزو آوردید. به من دروغ نگید.
به شما اطلاعات غلط دادن، آقا. حرفتون رو باور نمیکنم.
من کاری از دستم برنمیاد.
لطفاً!
هفده هزار پزو کجاست؟
آب و حولهست، آقا.
دوباره با ما روبرو میشید، آقا.
و پشیمون میشید که همکاری نکردید.
چی بود که داشتم در مورد آرامش و سکوت میگفتم؟
بونوس دیاس، آقایان. -بونوس دیاس.
مایلم آقای وردوگو رو ببینم.
بله، آقا، ایشون الان تو خونه هستن.
من آنا ماریا وردوگو هستم.
حتماً برای دیدن پدرم اومدید.
بله، اما ابتدا اجازه بدید خودم رو معرفی کنم.
من دیگو د لا وگا هستم، از لسآنجلس.
د لا وگا.
این اسم پرافتخاری تو کالیفرنیاست.
متشکرم، خانم.
لطفاً بفرمایید بنشینید.
به پدرم اطلاع میدم که اینجا هستید.
بله، شاید بهتر باشه بیرون منتظر بمونید.
بدون شما راحتتر صحبت میکنن.
نه، هیچکدومش نمیشه.
بیرون!
پدر، ممکنه دیگو د لا وگا رو معرفی کنم؟
نوکر شما، آقا. باعث افتخاره.
لطفاً منو ببخشید.
پس شما پسر دوست قدیمی من، آلخاندرو د لا وگا هستید.
بله.
و پول رو از لسآنجلس آوردید؟
اوه، نه، نه.
نه؟ و چه خوب شد که نیاوردم.
تا همین که رسیدم اینجا، کتک خوردم و مورد سرقت قرار گرفتم.
خیلی متاسفم این رو میشنوم
حداقلش اینه که نباید تعجب کنی
میفهمم که این اتفاق قبلاً هم افتاده
واقعا جای تاسف داره
سینیور، همیشه به من گفته میشد که راهزنهایی بودن...
...تو این تپهها.
...که چند پزو میدزدیدن، چند مسافر رو غارت میکردن، اما...
...بعدش شما این نقشهی خودتون رو اعلام میکنید...
...که یه کشتی آذوقه از اسپانیا بیارید.
خب، این خوبه. و از تمام نقاط کالیفرنیا...
...ما پولمون رو براتون میاریم.
اما یه چیز خیلی عجیب تو این ماجرا هست.
راهزنهایی که من رو غارت کردن، دقیقاً میدونستن...
...چقدر پول از لسآنجلس داره میاد.
۱۷۰۰۰ پزو، دقیقاً همون مقدار...
...که من راجع بهش براتون نامه نوشته بودم.
سینیور، منظورتون اینه که من با راهزنها همدستم؟
من چیزی رو عنوان نمیکنم. من فقط اینجام که تحقیق کنم.
میفهمم.
قصد فریب شما رو ندارم، سینیور.
من اومدم اینجا تا وضعیت رو بررسی کنم.
تا مطمئن بشم که تلاشی صادقانه است.
با شانس معقولی برای موفقیت.
و تا زمانی که از این مطمئن نشم...
...من دستور نخواهم داد که پول لسآنجلس...
...به شما تحویل داده بشه.
فکر کردم بد نیست کمی پذیرایی کنیم.
دیگو د لا وگا از لسآنجلس.
سینیور.
رومرو سرانو از سانتا کروز.
سینیور.
رومرو بود که وجوه رو آورد.
...از سانتا کروز، تقریباً دو هفته پیش.
و اون اینجا مونده تا به من کمک کنه.
این یه تلاش میهنپرستانهی بزرگه.
و فکر میکنم تمام کالیفرنیا...
...مدیون سینیور وردوگو هست.
زیاد تو مونتری میمونید؟
مطمئن نیستم.
حداقل تا وقتی اینجا هستید، باید مرتب بیاید و به ما سر بزنید.
مطمئنم که این کارو میکنه.
اون به دنبال پاسخ خیلی از سوالهاست.
اوه؟
چه سوالهایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.