200 dòng đầu tiên.
در مورد رئیس جمهور بوش تا پاییز چی میگن؟
آیا اون لیاقت انتخاب مجدد رو داره؟
و این هم آمار. ۴۵ درصد میگن بله
۴۹ درصد میگن نه
دموکراتها، ۸۴ درصد میگن نه
۸۴ درصد از جمهوریخواهان میگن بله
...مستقلها. ۵۱ درصد از رأیدهندگان مستقل
.حالا میگن اون لیاقت انتخاب مجدد رو نداره
.این یه هشدار جدیه
خب، در مورد جان کری چی؟
.این خبر خوبیه؟ باید باشه
.اما به اعداد مثبت/منفی جان کری نگاه کنید
.مثبت - ۳۸ درصد. منفی - ۳۸ درصد
.این قضیه هنوز نامعلومه
.آقای هیبی الان شما رو میبینن
.ممنونم
.خانم میپس
من دیک هیبی هستم. چطور میتونم کمکتون کنم؟
.اوه، فکر کنم خودتون میدونید
بافتنی میبافید؟
انتظار ندارید زنی مثل من بافتنی ببافه؟
.نه. ولی خوبه. مفیده
آره، منظورتون اینه که برنامهی فمینیست رادیکالم رو خنثی میکنه؟
شما برنامهی فمینیست رادیکال دارید؟
شما زیاد به بافندههای رادیکال برخورد میکنید؟
مشکل سوء مصرف مواد دارید؟
.دارم روش کار میکنم که یکی پیدا کنم
.من جدیم. اوه، منم همینطور
...شما اومدید پیش من، خانم میپس. اگه برای این کار آماده نیستید
.من ۲۰ ساله که تو کار خبرم
.دو تا امی بردم. من ماجرای ابوغریب رو افشا کردم
.به خاطر فاش نکردن منابعم زندان رفتم
...من نه برنامهی فمینیست رادیکال دارم
.و نه مشکل سوء مصرف مواد
.هرچند همین الان میخوام یه زاناکس بخورم
.چون این قضیه واقعاً داره دیوونم میکنه
آب دارید؟
.ممنون
.باید برای سوالاتی مثل این آماده باشید
.من برای این کار آمادهام
.یک مضمون تکرارشوندهی جالب توی داستانهایی که پوشش میدید هست
.اوم. افرادی که از قدرتشون سوء استفاده میکنن
.من از قلدرها خوشم نمیاد
.در مورد کارتون بگید
میخواید بدونید من مسئول اتفاقات هستم؟
.مگه نیستید؟ ببینید، من کارم رو انجام دادم. باور کنید
.من مجبور نیستم باور کنم
.چیزی که مهمه اینه که اونا باور کنن
.حالا در مورد کارتون بگید
.من تهیهکننده هستم. داستان رو پیدا میکنم
.گروه رو جمع میکنم. مطلب رو مینویسم و ادیت میکنم
.من در "۶۰ دقیقه" کار میکنم
و اونجا چطوره؟
کدوم یک از شما الدنگها اردک سفارش داده؟
اون تام بود. دستمال کاغذی؟
.ممنون، ممنون. چاقالو
.این دفعه قراره پخشش کنن؟ آره، قراره پخشش کنن
.چون هفتهی پیش هم همین رو گفتی
!قراره پخشش کنن، راجر
هی، میخوای اینجوری رنگش کنم؟
...اوه، خدای من، نه! این باعث میشه آلت تناسلیش
.مثل این که توسط کوبیستهای دیوانه مورد حمله قرار گرفته
.اِم، شاید بشه فقط... یه جورایی اون ناحیه رو تیره کنی
باشه. اینجوری؟
.باشه، الان فقط شبیه یه سیاهچاله اونجاست
.که هیچ نوری نمیتونه ازش فرار کنه
...واقعاً قراره پخشش کنن؟ چون سای هرش اینو داره
...میگه قراره یه گزارش بنویسه
.دربارهی اینکه ما سه هفته مسکوت گذاشتیمش
دانا، میتونی به راجر بگی قراره پخشش کنن؟
.بعدش یه شیء سنگین و کند بزن تو سرش. باید بگیرمش
.میتونی تمومش کنی؟ اوم
...اون اولین خبرنگاری بود
.که گزارش داد جان اف کندی تیر خورده
.فیلم زاپروودر رو با جزئیات توصیف کرد
.به ملتی که اجازه دیدنش رو نداشت
.در سن ۳۳ سالگی خبرنگار کاخ سفید شد
.یک سال بعد، خبرنگار ارشد لندن
...و وحشتهای جنگ ویتنام رو آورد
.برای اولین بار به خانههای آمریکاییها
.روسها رو در افغانستان پوشش داد
.گروگانها رو در ایران
.و در سال ۱۹۸۱، گویندهی "اخبار شب سیبیاس" شد
...اون حالا بیشتر از هر کسی
.در تاریخ آمریکا برنامههای خبری شبانه رو اجرا کرده
.برای پسرِ ... بد نیست
.یک گودالکن از وارتون، تگزاس
...خانمها و آقایان، دوستم رو تقدیم میکنم به شما
.و دلیل اینکه من این شغل رو دارم، دن راتر
.اونقدر طولانی که بهمون سهم بازار بزرگی بده، بهتون میگم
.واقعاً باعث افتخار بود. واقعاً باعث افتخار
.هی، اندرو، من بهش نیاز دارم. خب، تو نمیبریش
تو اینو میگی، اما من اینجام. گرفتیش؟
.اوم، دو کوچه بالاتر تو یه هتل مخفیش کردم
.بریم. نمیتونی مهمونی خودت رو ترک کنی
...من ۵۰ تا وابستهی شبکه و همسرانشون رو دارم
.میدونم. ...منتظرن باهات حرف بزنن
!میدونم، اندرو. لعنتی
.میخوای اینو تموم کنی؟ من قبلاً سه تا خوردم
مری... میتونم این رو ازت بگیرم؟
.ژنرال، من دن رادر هستم
.ژنرال. قربان
.ممنون که این کارو کردید
.بذارید از اول شروع کنیم
.آمریکاییها با یک زندانی عراقی این کار رو کردند
.طبق گفته ارتش آمریکا، به این مرد دستور داده شد روی یک جعبه بایستد
.با سری پوشانده شده و سیمهایی که به دستانش وصل بود
...به او گفته شده بود که اگر از جعبه بیفتد
دچار برقگرفتگی خواهد شد...
...این عکس و دهها عکس دیگر بود
که باعث شد ارتش آمریکا تحقیقاتی را آغاز کند...
...دیروز از ژنرال مارک کیمیت پرسیدیم
معاون عملیات ائتلاف در عراق...
چه اتفاقی افتاده بود...
...ما هر روز سربازامون رو دوست داریم
اما رک بگم، بعضی روزا همیشه به سربازامون افتخار نمیکنیم...
...ارتش میگه شش سرباز آمریکایی
تا الان متهم شدن و ممکنه به دادگاه نظامی برده بشن...
...احتمالاً افراد خیلی بالاتر تو سلسله مراتب فرماندهی
مجازات خواهند شد...
...یادمه یه زمانی میگفتی "شجاعت"
آخر هر برنامه...
!یادته؟ من یادمه
!یادته؟ اوه، حتماً خیلی پیر شدی
.چرا دیگه نگفتی؟ مسخرهاش میکردند
.نه. آره، میکردند. جدی میگم
آره، واقعاً. میتونی تصور کنی؟
.بیا دیگه. یه "شجاعت" بگو دن
.نه، بابا. مری. بیا، فقط یه دونه
.واسه من؟ فکر نمیکنم
.واسه من، واسه من؟ بیا دیگه
.فقط یه کوچولو
!شجا... بیا دیگه
!لطفاً؟ بیا دیگه
.واقعاً میخوای؟ منم میخوام، آره
.شجاعت
.خب، یه زمانی جواب میداد. نه، میداد، میداد
.هی، به سلامتی یه گزارش عالی
.آره، اگه بالاخره پخشش کنن
.آره. اِف-ای-اِی
!اِف-ای-اِی
.ما اینجا با مامانی نشستیم
.ممنون که اینجایی، مامانی
.اوه، ممنون که دعوتم کردید
.مامانی، بازم برای مدت طولانی رفته بودی
اوهوم. چیکار میکردی؟
.من نیویورک بودم، داشتم روی خبر کار میکردم
و این یعنی چی؟
.من سؤال میپرسیدم
.سؤالها به خبرنگارا کمک میکنه تا به حقیقت برسن
با مردهایی که دوربین داشتن بودی؟
.اوهوم
.جالب
میشه من یه دوربین جدید داشته باشم، لطفاً؟
.باید راجع به اون برای کریسمس با بابات حرف بزنیم
.من دارم سعی میکنم به حقیقت برسم اینجا، مامانی
.جواب سؤال رو بده
.فکر کنم این مصاحبه تموم شد
.تلاش خوبی بود
...رئیسجمهور بوش امروز گفت که از دیدن
عکسهای زندانیان عراقی...
که مورد آزار سربازان آمریکایی قرار گرفتهاند، منزجر شده...
یه کم سروصدا به پا کردی، نه؟
کی؟ من؟
نذاشتی رابی ببینه، نه؟
.آره، چون من بدترین والدین تاریخم
...و آسیبی که به منافع آمریکا
در بقیه دنیا وارد شده، قابل محاسبه نیست، اما...
.میخوای بریم قدم بزنیم؟ در ادامه، مارتا راداتز از ABC
.نه، فکر کنم باید کار کنم
.مری، ممنون که اومدی
.ببین، مقدمه چینی نمیکنم. ما دوستت داریم
...کاری که اینجا کردی رو دوست داریم. این
بیا درباره فصل جدید حرف بزنیم. نظرت چیه؟
.ممکنه یه چیزی برای انتخابات داشته باشم
.یه تاجر از هیوستون هست به اسم بیل وایت
...که ادعا میکنه اسنادی داره که نشون میده
خانواده بن لادن سرمایهگذار آربوستو بودند...
آربوستو؟ شرکت نفتی بوش؟
.میدونی، ممکنه فقط سروصدای الکی باشه
.اما "ونتی فر" هم پیگیرشه
.میدونی، کل اون دوره برای بوش مشکوکه
مشکوک چطور؟
.خب، من یه سری کارا روش کردم برمیگرده به سال 2000
.بن بارنز رو میشناسی؟ اوهوم، نه
.اوه، اون یه سیاستمدار قدیمی از تگزاسه
...بارنز میگه وقتی رئیس مجلس تگزاس بود
تو سال ۶۸ و دوران جنگ ویتنام...
...سید ادجر، این غول نفتی
میاد تو دفترش و کمک میخواد...
تا جورج بوش جوون رو به عنوان خلبان وارد گارد ملی کنه...
.پوپی بوش تو این نقطه نماینده کنگرهست
.و بارنز فکر میکنه میتونه از هر ارتباطی که داره استفاده کنه
...واسه همین میگه که با ژنرال رُز تماس گرفت
که گارد ملی هوایی تگزاس رو اداره میکنه...
و جای بوش رو اوکی میکنه...
.بارنز اینو بهت گفت؟ کاملاً غیررسمی
.اما سالهاست که این داستانو همه جا تعریف میکنه
.بعد با باک استاودت تماس میگیرم که فرمانده اسکادران بوش بود
.و اون شروع میکنه به سرم داد زدن
No comments yet. Be the first to leave one.