Plunkett & Macleane

Plunkett & Macleane (Plunkett & MacLeane)

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Plunkett and Macleane 1999 BluReng-en
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian plunkett زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Được xuất bản vào: 2025-11-26
Lượt tải xuống: 17
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

کاپیتان جیمز مک‌لین،

به دلیل مستی، رفتار خارج از کنترل،

درگیری و اخلال در نظم عمومی،

من شما را بدین وسیله محکوم می‌کنم

به زندان بدهکاران نایتزبریج

و آنجا نگهداری شوید تا زمانی که هوشیار شوید.

او را ببرید.

برو!

وای خدایا، راب!

حالت خوبه، پسرم.

یه یاقوت اونجا بود.

قورتش دادم تا برای خودم نگهش دارم.

متاسفم.

یالا، پسرم.

برو، یه گدا اون تو بود.

شاید صورتت رو دیده باشه، برو!

یالا راب، یالا پسرم!

برو، برو!

برو، من کارم تمومه.

Here, take the 'buss son.'

اسم؟

اسکالدین.

من اسکالدین رو یه ماه پیش دار زدم.

شریکت کیه؟

مطمئن باش که می‌کشتت.

شریکت کیه؟

سگ!

باشه، باشه.

هیس!

تیراندازی نکن، تورو خدا، تورو خدا، تیراندازی نکن.

حالا خفه شو!

من... من پول دارم.

می‌تونم برات پول جور کنم.

خفه شو و بکن، عوضی گدا.

من در واقع هیچکدوم از اینا نیستم.

من پسر یه روحانی‌ام.

بجنب.

تندتر.

یا عیسی مسیح!

بعد از اینکه رفتی، سربازا اومدن،

و یه مرد با سگ.

آقای چنس.

میشناسیش؟

اوه، آره.

می‌کشمش، عوضی!

قسم می‌خورم.

بیا.

بکن.

راستش تو این کارا زیاد وارد نیستم...

باشه.

باشه.

بکن!

نه، خیلی پایینی.

برو بالاتر.

توی روده‌هاشه.

تمیزش کن.

آها، آره.

اوهوی!

نه به این زودی، پسرک کشیش!

صورتم نه، صورتم نه!

اه لعنتی.

وایسا، وایسا، وایسا، وایسا!

یه نوری بنداز.

لعنتی!

گمشو. - این طرف!

منم بیار تو!

نه، گوش کن، وایسا.

گمشو، بچه مثبت.

آتش!

وایسا!

وایسا!

وای خدای من!

شما عوضی‌ها!

دارن میان، دارن میان.

باید تسلیم شیم، می‌خوان بهمون شلیک کنن.

تسلیم شدن کار بزدل‌هاست.

ما تسلیمیم! - شلیک نکنید!

مرده‌دزدها، آقا.

الان نه!

جیمی؟

لرد پلهام.

آزادت کردن؟

به یه شکلی.

بدهی‌هام باید کامل پرداخت بشه.

ببخشید، پلهام.

آقای هریسون، جای منو توی سوییت سلطنتی

به کاپیتان مکلین بدید.

مطمئنم مهمون پر سودی میشه.

میشه ترتیبشو داد.

ممنونم، سرورم.

امیدوارم سریع باشه.

وقتی آدم میره، جیمی، باید با کلاس بره.

مکلین.

میشه فهمید جنتلمنه.

و یه کیسه لجن رو هم همینطور.

بفرمایید.

کاپیتان.

ممنون، عزیزم.

کاپیتان مکلین!

این آقا میگه کار فوری با شما داره.

خیلی ممنون از لطفتون، آقای هریسون.

بفرما.

یه بار جونشو نجات دادم.

از اون موقع مثل سگ دنبالمه.

واقعاً یه جورایی غم‌انگیزه.

چی می‌خوای؟

تو همین الان به شدت آبروی اجتماعیمو بردی.

یه عمر عوضی نباش.

آقایان، لطفاً!

اگه مجبورین بی‌ادبی کنین، جای دیگه این کارو بکنین.

کاملاً تقصیر من بود، آقایان.

نباید از فرانسوی‌ها حرف می‌زدم.

آه، آره، نه، شاید واقعاً نباید.

خب، کله‌پوک.

اون یاقوت رو یادته؟

چی، همونی که همه می‌خورن؟

می‌تونیم باهاش از این خراب‌شده خلاص شیم.

خب، کجاست؟

فوق‌العاده‌ست.

آزادی من دست روده‌های توئه...

آزادی ما.

یه لحظه از دهنم پرید.

آره.

من یاقوت رو میارم، تو حرف می‌زنی، باشه؟

ما یه قول شرف دادیم.

چه خوبه.

حالا، اگه اجازه بدین،

دختر زندانبان به توجه من نیاز داره.

و لطفاً بفرمایید.

آلوی خشک رو توصیه می‌کنم.

منظورمو می‌فهمی؟

کی همه کیکا رو خورد؟

اوه!

آه، فرشته‌ام، آوای فریبنده‌ی تو!

در جنگل گیسوانت به کمین نشستی و منو گرفتار کردی.

منو تو برکه‌ی چشمات غرق کردی.

به شعر لبهات اسیرم کردی.

آه، من از حرف زدن یه آقای محترم خوشم میاد.

لیدی تیپتون رفت همپستد

با دوک نورثامبرلند

۱۵۰۰ برنده شد

و با دوک نورفولک رفت.

اوه، واقعاً؟

اوه، صد بار قبل از این شنیده‌ام!

حرامزاده.

۱۰ گینه شرط می‌بندم که مکلین

قبل از اون فاحشه کارشو تموم می‌کنه.

۲۰ گینه شرط می‌بندم که اون جنده اول جیغ می‌زنه.

۳۰ گینه شرط می‌بندم که با هم می‌رسن.

مایلی نظری بدی؟

آره، تو پولت از عقلت بیشتره.

یالا، مکلین، چشاتو ببند، سرتو بنداز پایین، به انگلیس فکر کن.

یالا، جسی.

محکم سوارش شو، پایین سوارش شو.

تندتر، تندتر!

اوه.

لعنتی!

۳۰ گینه برای هر نفر، آقایان.

لعنتی!

یالا.

یالا، هل بده، هل بده، هل بده.

یالا، یالا، یالا، یالا.

بله.

مبارکه، دختره.

آره، روبی.

این خیلی کمک می‌کنه

برای اثبات بی‌گناهیت، مکلین.

آقای هریسون، اگه عقل روی درخت رشد می‌کرد،

شما یه بوته بودین.

مسخره‌ام می‌کنید، آقا؟

مسخره‌تون کنم، آقا؟

منو مسخره نکنید، آقا.

هیچکس منو مسخره نمی‌کنه، آقا.

مرد عاقل مرد رو مسخره می‌کنه.

مرد مسخره شده، مسخره‌کننده رو مسخره می‌کنه.

درسته.

خوبه.

اینو به من بسپار.

خب، یه آقای محترم همیشه سر قولش می‌مونه.

آره، ولی تو که یه آقای محترم نیستی، هستی؟

آره.

وقتی تو مشغول حال کردن بودی، من داشتم گوش می‌دادم.

اوه، خب، می‌بینم.

نه، نه، منظورم اینه که داشتم به دوستات گوش می‌دادم.

می‌دونی، یه مرد عاقل ممکنه با گوش دادن پولدار شه،

تو جاهای مناسب.

مطمئنم همینطوره.

ببین، منظورم اینه که ما می‌تونیم با هم پیشرفت کنیم.

من و تو، ها؟

ببین، من دقیقاً نمی‌دونم چی پیشنهاد می‌کنی،

ولی، می‌دونی، من یه آقای محترمم

و، خب، قصد توهین ندارم،

ولی میشه لطف کنی گورتو گم کنی؟

اوه، ببخشید.

با این گداهای لعنتی چی کار کنم.

حرامزاده‌ها!

اوه، سلام.

آه!

نه، فکر نمی‌کردم.

ظاهراً یه نابغه کوچک، آره.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left