200 dòng đầu tiên.
...رمانی از اِما
...مـــ
.تی وایلد
...بخش تحقیقات جنایی، پنی
....فلان فامیلی
،چندین بار صحنه قتل را دیده بود
...ولی هیچ کدام به این
....به این جاخالیای نبود
...او گفت «چه کسی جسد رو
«جابجا کرده؟
.با عصبانیت گفت
.پرسید
.با درماندگی گفت
فریاد زد؟
.او گفت
خانم یه لیوان چای خوشمزه میل دارن؟
.نه، ممنون
نون تخممرغی چی؟
میخوای نون تخممرغی واست درست کنم، عزیزکم؟
.نه. نمیخوام. ممنون - نمیخوای؟ -
حالا این اِما تی وایلد کی هست؟
چرا از ویرایشگر استفاده میکنه؟ - .نباید از بالای سرم نگاه کنی، ایان -
.واقعاً شرمندهم .فکر کردم به یه خواننده احتیاج داشته باشی
.لیاقت خونده شدن رو نداره .آشغاله
.آشغال نیست .کاری نیست ک تو بکنی و آشغال باشه
هوم؟
چرا برنمیگردی سر وقت نمایشنامه نوشتن؟ - .چون اون دیگه زیادی آشغاله -
!اوه، لعنتی
.خدایا
.قراره امشب برم بیرون
.اینطوری بو میگیرم - !داغه، داغه، داغه -
.نباید بخوریش. سوخته - .تو میگی سوختهس. من میگم سوخاری شده -
.بهتره همه چی رو کنسل کنم
ای کاش الان که میخواستم برم بیرون .چیزی درست نمیکردی
.حالا باز باید موهام رو بشورم - .نه، لازم نیست -
.بیا اینجا ببینم
.بوی موردعلاقهم رو میدی - .آره. بوی بیکنه -
.شرمنده
.منزل وایتهد و مورلی
.سلام به اهالی لیدز
.آره، فرش رو بلند کردیم .خبری از پارکت نبود
فقط نئوپان مرطوب و روزنامههای قدیمی بود .که البته مایه شرمساریه
،آره. آره .ولی حداقل صاحب خونهایم
.واسه خودمونه - ایان، تیغم رو ندیدی؟ -
اوضاع اونقدرا هم بد نیست، نه؟
.دارم با مامان و بابات حرف میزنم
.بهشون بگو فردا زنگ میزنم - .چیزی نیست. زنگ زدن با من حرف بزنن -
.حالش خوبه، آره
.امشب اجرا دارم .آره. اجرای آزاده، آره
.آره. اوهوم
.اِما... مشغول نوشتنه .تق تق تق
.آره. بالاخره داره انجامش میده. آره
.هوم
.آره. آره
هفته دیگه میریم سراغ لاماها ...که میتونن با دهن بسته صدا دربیارن
.و بچه میمونایی که دوباره با مامانشون دیدار میکنن
!آخی
.بیصبرانه منتظر دیدنشون هستم
امیدوارم هفته دیگه، راس ساعت 7 .شما رو تو شبکه بیبیسی وان ببینم
.شببخیر
.هی
.نه، ممنون - .حله -
.ممنون
.سلام
عزیزم، برنامه رو دیدی؟ - .نه، شرمنده. تو شهرم -
باشه، دکس؟
چطور پیش رفت؟ - .عالی بود -
،هفته پیش با اینکه فوتبال پخش میشد .نه میلیون بیننده داشتیم
.امیدوارم این هفته بیشتر شده باشن
کِی برمیگردی؟ .قراره بریم مهمونی
دکس، اینکارا چیه؟
.خُب، بخشی از شغلمونه - واقعاً؟ -
.معلومه که هست - .ممنون -
مگه فردا فیلمبرداری نداری؟ - .چرا، چرا -
.ولی ساعت چهار شروع میشه
.عزیزم، از خستگی دارم میمیرم .باید شب رو تو خونه بمونم
.باید برم .دوستت دارم
.ببخشید
شما همون دکستر میهیوی تو تلویزیون هستین؟ - .خودِ خودشم -
.خدایا، چقدر خوبه آدم بیاد بیرون
.خیلی وقته ندیدمت
.خُب، حالا اونقدرا هم زیاد نبوده
.خوشگل شدی - .آخ. نه، نشدم -
.چه کفشای باحالی - .مدل ساکسونه -
.دوازده پوند و 99 پنی خرجش کردم
،یه روزی میرسه که وقتی ازت تعریف کردم .با گفتن قیمت جوابم رو نمیدی
.نه. عمراً
.بجنب
.معلوم بود تسلیم میشی
تسلیم چی؟ - .تسلیم موبایل خریدن -
.خیلیخب، فرض کن حق انتخاب داری
.یا میتونی بهم زنگ بزنی
.در واقع به شخص خودم زنگ میزنی
،یا به ساختمونی که توش هستم
.که شاید زمانی که زنگ میزنی، اونجا نباشم
.ساختمون رو انتخاب میکنم
اگه جواب ندم چی؟ - .زبونم لال یه بارم که شده گوشی رو جواب نده -
.قول میدم تا شیش ماه دیگه تسلیم میشی - .عمراً -
.انگار داریم شرط میبندیم - .باشه، شرط میبندیم -
،اگه یه وقت موبایل خریدم .باید بهم شام بدی
چی؟ دوباره شام بدم؟
.بیادب - .زود باش. حسابی از اینجا خوشت میاد -
سلام. همون همیشگی؟ - .آره -
مگه رستوران پیتزا اکسپرس چش بود؟
عالیه، نه؟
.شبیه کشتی تفریحی میمونه
.شبیه ناو دریاییه ولی باحاله
اگه به کوه یخ بخوریم چی؟
ایان هم امشب میاد پیشمون؟ - چی؟ -
.مثل ایان گفتی
.شبیه ناو دریاییه ولی باحاله
!دکستر
چیه؟
.از ایان خوشم میاد
.رفیق آس خودمه
.باید ببینی چیا در موردت میگه - .زود باش. بریم یه نوشیدنی بگیریم -
چی میخوری، اِم؟ - .یه جین و تونیک، لطفاً -
.خدایا، نه. نیومدیم میخونه که .یه چیز درست و حسابی بخور
بله، قربان؟ - .دوتا مارتینی. بمبی سافایر -
.خیلی تلخ باشه، با یه لیمو ترش - .ردیفه -
.بهم اعتماد کن .بهترین مارتینیای لندن رو دارن
.ببین. ببین
.قلقش اینه که اولش همه چیز رو سرد نگه میدارن
.تو لیوان یخ میندازن
.جین رو تو فریزر میذارن
تو از کجا بلدی؟
.وقتی نه سالم بود مامانم اینا رو یادم داد
.اوه
.خُب پس
.به سلامتی آلیسون
چه مهربون. این دیگه واسه چی بود؟ - .از دیدنت خوشحالم -
.هوم
.خدایا
.تا حالا از اینا نخورده بودم
.حس اینو داره که نوشیدنیه یه مشت تو صورتم زده
.چیزی که لازم دارم اینه که همین اول کار مست بشم
چی؟
.خدایا. حتی نمیدونم از کجا شروع کنم - .الان شروع نکن -
.باید برم دستشویی .یه دستشویایی دارن
.بهترین دستشوییای لندنه
سیگار بدم؟ - ...هان؟ آه -
چیزی میخواین؟ - .اوه. نه، شرمنده. سیگاری نیستم -
.ممنون
.سلام علیکم
سیگار میخواین، قربان؟
.یه بسته عقاب، لطفاً - .هوم -
.ممنون. بقیهش واسه خودت
.دختر سیگار فروش .واسشون سر و دست میشکنن
.بجنب. بیا بریم سر میزمون
.به زبون بریتیش مدرنه
.من که صدف میخورم
.فکر کنم محلی باشن - آه. پس خیلی دوستانه رفتار میکنن؟ -
چی؟ - .گفتی محلی. گفتم دوستانهن -
.باز رگ ایانیت زد بالا - دکستر؟ -
آقای هر هر چطوره؟
.جدی میپرسم
.باشه. خوبه
.امشب اجرا داره
.آپارتمانمون هم داره خوب پی میره .نردبون و اینجور چیزا گرفتیم
.پدر و مادرم خوشحالن .عاشق ایان هستن
.فکر کنم مامانم به معنای واقعی عاشق و شیداش شده
چطوریاست که تا حالا مامانت رو ندیدم؟ - چرا ببینی؟ -
.اونا هیچوقت نیومدن لندن تا من رو ببینن .حتی یه بار هم نشده. خُب، تا الان البته
حالا که دوست پسر پیدا کردم .و خونهدار شدم، پیش خودشون گفتن وای
.الان داریم درکت میکنیم
.هوم
.مامانم واسه ایان بسته پستی میفرسته .بابام بهش زنگ میزنه تا باهاش صحبت کنه
سپتامبر واسه چهار روز میریم .تعطیلات تو دیلز
.یه کم سخته .ممکنه به مشکل بربخوریم
چی واستون بیارم؟
.دوازده تا صدف محلی لطفاً
.اونا از صدف صخرهای شیرینتر و خوشمزهترن
،من استیک میخورم
...و یه مارتینی تلخ دیگه. و
...اوه
.آره. منم ماهی و چیپس میخورم. ممنون
.یه دفعه خیلی باسواد شدی
منظورت چیه؟ - .انگار خیلی از غذاها سر درمیاری -
.من عاشق غذا و شرابم .این روزا همهش بیرون غذا میخورم
،در واقع
.ازم خواستن تو روزنامه ساندیز نقدم رو بنویسم
واقعاً؟ قراره رستورانها رو نقد کنی؟
.کوکتل بارها رو
.یه ستون هفتگی به اسم «بارفلای» بهم دادن
.یه جور نقد از طرف یه مرد خوشگذرون و اجتماعیه
قراره خودت بنویسی؟
.معلومه که خودم مینویسم
پس کی بنویسه؟
شراب قرمز یا سفید؟
...به نظرم باید با
،با یه ماسکادی بیسکوئیتی شروع کنیم
.بعد بریم سراغ مارگو
کالوم چطوره؟
...میبینیش یا
.نه. نه، راستش
چه دلیلی داره؟ .وجه اشتراکی با هم نداریم
.به نظرم آدم نباید در مورد این چیزا احساساتی رفتار کنه
.عاشق جو اینجام
.هوشمندانهس
.در عین حال یه کم نمایشیه
No comments yet. Be the first to leave one.