200 dòng đầu tiên.
...آنچه گذشت - ...مسابقاتِ 2028 -
.دیگه نمیتونن توی نیویورک برگزار بشن
.حتماً باید بهم یاد آوری میکرد که چیزی رو از چنگم در آورده
.حالا وقتِ پس گرفتنه
.چاک بلافاصله بهت حملهور میشه
.باید یه چیزی تکون بدیم تا توجهش رو جلب کنیم
.اون پارک هدف فوقالعادهایه
.«اون داره میره سراغ تمام کلیددارنِ پارک «ون د ولد
یکی باید وکیل مدافع افرادی باشه
،که واقعاً مالیات پرداخت میکنن
.و در این مورد، اون شخص منم
ازت میخوام یه نامه به مجلس سنای ایالت نیویورک بنویسی
و درخواست کنی یه جلسهی ویژه .برای برکناریش برگزار بشه
دادستان کل ایالت نیویورک
.از قدرتش برای انتقامگیری شخصی استفاده کرده
.آری - .آری -
.آری - بدینوسیله چارلز رودز جونیور -
.از سِمت دادستان کل نیویورک برکنار میشه
.من کاملاً توی سنگرم نمُردم
.چشماتو ببند، چاک .دیگه تموم شد و رفت
:ترجمه از امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
Billions.S06E10 1401/01/13 « جانی فیویریت »
،و با قلبی اندوهگین
لیوانهامون رو به افتخار مردی بالا میبریم .که جسورانه این دفتر رو مدیریت کرد
چاک، فقط متأسفم که این نتونست یه مراسمِ ...خدافظی درخور با استیک گاو باشه، ولی
.به هر حال من گوشت قرمز نمیخورم
خب، مادامی که هیچوقت غریزههای گوشتخواریات رواز دست ندی
.ما مردم هنوز بهشون نیاز داریم
خب، مطمئن نیستم الان ...به چه دردم میخورن، ولی
،تو، چاک رودز
به ما یادآوری کردی چطور جلوی دشمنها و نیروهای بزرگ بایستیم
،بدون ترس یا نگرانی برای خودمون
و ما رو قدرتمند ترک میکنی .تا با همون روحیه ادامه بدیم
!احسنت
.دلمون برات تنگ میشه، چاک
.حالا باید خودم کارهای پروندههام رو انجام بدم
خب، دلم برای مأموریت .و همهتون تنگ میشه
.کل اینجا
.حتی قهوهی بارنی میلر
.خیلی ممنون
.ممنون، بچهها
خوبی؟
البته، چرا؟ - .فقط یه احساسه -
.شاید مشکل زنگ زدنه
...میخوام ببینمت. این هفته چیکار میکنی
.این آخر هفته
.میتونی من رو ببینی
.فقط برو تلمارک
.تا شنبه، روی یه کیسه خواب کوهستانی هستم
.سعی داریم رکورد پاپرت رو بشکنیم
این تلاش دومته؟ - .تلاش سوممه -
میخوای باهام بیای؟
طلسم خوش شانسی باشی؟
دقیقاً دنبال برعکسِ یه لبهی یخی .و طنابهای آویزون میگردم
.وسوسهانگیزه
.ولی برنامههام قطعیه
.پس دوباره به اینجا رسیدیم
.ما به جایی نرسیدیم .تو تنبیه نمیشی
،اگه برف زودتر بباره
.میتونم بگم با هلیکوپتر از یوکان ببرنت اسلو
.یه تماس باهات فاصله دارم
،قراره با یه میکروفن روی یقهی کُتت ببینمت
که توی برنامهی توبین جلوی اندرسون کوپر نشستی؟
.باید بدشانسی بیارم که اینجوری بشه
.و نه، فکر نکنم به اون سمت برم
.یه جور خدمتِ عمومی دیگه .یه مقامِ منتخب دیگه
.یا شایدم یه پادکست راه بندازی
به نظر میاد این روزها بهترین کاری .که هرکسی بلده جمع کردنِ مخاطبه
...و چون تو به حاشیه رونده شدی - .من در حاشیه هستم -
ولی این فعل نمیتونه به طور کامل
نیرویی رو که باهاش از این دفتر .کَنده شدم رو توصیف کنه
.این کنار گذاشته شدن با تصمیمِ مربی نیست .این یه کودتای سیاسیه
،و با وجود چیزی که به جمع گفتم
،با روحیهی جوانمردی باید بدونی که من
ما هنوز کاملاً درگیرِ این مبارزه ...برای روح هستیم
.خب، نه، من درگیرم
.بیشک، این وظیفهی منه
،و مثل تو
.باید امور رو به روش خودم پیش ببرم
.و تو رو برای این کار دستچین کردم
من یه الماسِ خام رو .با چشمِ جواهرساز دیدم
.گفتی با چشمِ خیاط بود
.البته که همینطور بود، آره .منظورم سرِ جاشه
تغییر سخته. هیچکس ازت انتظار نداره .از این وضع خوشحال یا راضی باشی
.ولی از مراسم تودیع لذت ببر
.این یه بزرگداشت برای توئه
.آره
.مثل یه مجلس ختم
.سوار شو، رودز - ،وقتی کسی رو تسلیم میکنید -
بهتره قبل از شروع حرف زدن .بهش دستبند بزنید و با طناب ببندیدش
.وگرنه، ممکنه پا به فرار بذاره
،سعی کن با اون کفشهای بالچهدار فرار کنی
.مثل باستر کیتون زمین میخوری
.کِی میتونیم بریم سراغ قید و بند و غیره
...ممنون بابتِ پیشنهادتون، بچهها، ولی
.چاک، وسایلت رو آوردیم
.یه برنامه ریخته شده
.میبریمت ویلای راندس
.هوای تازه. خوراکیهای خوشمزه
.و ورزشِ سنگین
.میخواستم روی پُل قدم بزنم
یه پیادهرویِ سلامتیبخش و متفکرانه .توی یه شهرِ در حال فروپاشی بکنم
مناسبتر از استراحت .توی یه آبگرم به نظر میاد
نه، میتونی توی خانهی سالمندان .پیادهرویِ سلامتیبخش بکنی
.سوارِ ماشین لعنتی شو - .مجبورمون نکن چیزخورت کنیم -
.حالا، همهی گوشیها رو بریزید توی کیسه
.آنتندهی رو قطع میکنه
.این مدت ارتباطتون قطع میشه
.امکان نداره
من دارم از این گوشی کار میکشم
تا فرصتِ بعدی رو .برای گرفتنِ انتقامم پیدا کنم
.همهی اینا بعداً هم هستن
.تشویقت میکنم بازنشانی رو انجام بدی .برای همین اینجاییم
نه، من گوشی به دست .خودم رو بازنشانی میکنم
،خب، اگه یه نفر گوشیاش رو داشته باشه .خرابش میکنه
.باشه
.و پولِ این کیسه رو بهم برمیگردونی، پسرم
،رودز زمین خورده .ولی کارش تموم نشده
...دوست دارم در مورد حرکتِ بعدی - .من دوست ندارم -
نمیخوام در موردش حرف بزنم
.میخوای در مورد غنائم حرف بزنی
نظریه اینه که
.باید بعد از پیروزی به خودت پاداش بدی
ناخودآگاه رو تقویت میکنه
.تا توی نبرد بعدی تمام و کمال مایه بذاره
بدونِ پاداش، یه ضعفِ خودکار ایجاد میشه
.که حتی تنبیه قوی هم نمیتونه جبرانش کنه
.فهمیدم، با تمام وجود
.حتی بدونِ کلمات علمی
.لعنتی، من اصلاً منتظر پیروزی نمیمونم
.اونا فقط فسق و فجوره
.با اندی حرف زدم. دستش بنده
ولی چیزی که اسکوتر توصیف میکرد
.فکر کنم در کل برای نیروها مهمتره
.اونا چیزیشون نمیشه - .نه، نه، نه -
،اونا باید قلبِ اژدها رو بخورن .تا مزهاش کنن
واقعاً؟ این گروه؟
.مخصوصاً این گروه .راه دیگهای نیست
این یه جور رمز برای یه راهاندازی مجدده یا...؟
.یه جلسه با تمام کارکنان تشکیل بده
.پس فردا شب توی خونه
!بکش
.تُف توش
،وقتی زمین میخورن میشکنن .اگه آرومت میکنه
.پرمدعا بودن شایستهی عضو محکمه نیست
.و لولهی این تفنگ معیوبه
.قطعاً همینطوره
.بکش
.آماده نبودم
.فقط یه احمق وقتی آماده نیست میگه بکش
.دیشب توی اتاقت زیاد بهت فشار اومده
.ببینید و یاد بگیرید، بچهها
.بکش
.فکر کنم دومی رو مُماس کردم
.چرند میگی - .تیرهات تمیز خطا رفتن -
!بکش
!وای
!جفتش رو هم زدی !تمرکزت کامله
فقط چهرهی پرینس رو روی سُفال تصور میکنم
.و ساچمه خود به خود پیداش میکنه
.وسواس فکری آدم رو متمرکز میکنه
فکر و ذکرِ من اینه که بهت کمک کنم .متحول و دوباره متمرکز شی، چاک
،فکر میکنیم یه جایگاه لازم داریم .یه پایگاه قدرت که ازش عمل کنی
نمیخوایم ببینم به دنبال انتقام .از دور خارج شی
.مشاورِ ارشد توی یه پیمانکاری دفاعی
حالا، این پولیه
.که لکهی هر شکستی رو پاک میکنه
میتونی همراه من در مورد پرینس برنامه ریزی کنی
.یا میتونیم در سکوت تیراندازی کنیم
چون این ایده که یکم هوای تازه و حمومِ گل
میتونه هویت یا عقاید من رو .عوض کنه خندهداره
.چاک، ما نمیخوایم تو کاملاً عوض شی
...ولی یکم رشد، یکم تلاش
.نه، علاقهای ندارم
،فقط یه لحظه تلاش کن
اون مردی باشی که ممکنه .در عالیترین دادگاه کشور بشینه
،یه شنونده .یکی که تمام احتمالات رو در نظر میگیره
.مشاورها، لابیگرها
این آدمها قدرتشون بیشتر از اونه .که تو توی عمرت داشتی
.ما یه لیست داریم - .اون نمیتونه -
همونطور که یه پلنگ نمیتونه .خالهاش رو عوض کنه
.و این فقط یه کلیشه نیست .حقیقت داره
،اگه پشمش رو بتراشی
،خالها هنوز اونجان .تا خود پوستِ لعنتاش
.من برمیگردم چندتا زنگ بزنم
.خب، قراره درمونده به نظر برسی
.نه. فعال. باانگیزه. نه درمونده. فرق میکنه
.اونا این رو تشخیص میدن
و شاید بهتره تفنگهاتون رو به سمتِ سُفالها پرت کنید
.شاید واقعاً یه چیزی بزنید
رسمِ ما اینه که تلفن رو برداریم .و بگیم سلام
خسته شدم از بس به اسپانسرهای المپیک .توضیح دادم پیشپرداختها غیرقابل استردادن
.تو ریسک کردی و موفق نشدی
!برو به جهنم، مردکِ ناخنخشک
.امیدوارم کشیشت نبوده باشه
.حالا، اومدم اینجا که واقعاً کمکت کنم
این یه تلهست؟ یعنی با یه پسر؟
چون فکر نکنم من و تو .سلیقهی یکسانی داشته باشیم
.بهت کمک میکنم کرسی کنگره رو به دست بیاری
.به این شماره زنگ بزن
No comments yet. Be the first to leave one.