193 dòng đầu tiên.
اوه! دقیقاً همینجوری میخوام رقص عروسیم باشه.
یه چیز کوچولو برای پر کردن آخر هفتهت.
چند تا فایل؟
نشمرده بودم.
باشه. خب، من دارم میرم با دیوید کیک عروسی رو انتخاب کنم.
اوه، چه ناهار سالمی! هیس.
اگه یه آب کرفس برام بگیری، منم یه برش کیک برات میارم!
قبوله!
اوه، سلام باب!
ایوری. کارهای اداری فاورمن چطوره؟
زودتر از موعد؟ عالیه. تموم شد.
آمادهست که بفرستیم، مگر اینکه بخوای دقیقه نودی تغییری بدی؟
نه، من اوکیم اگه تو اوکی باشی.
عالیه.
عالیه.
ناهار خوبی داشته باشی!
ممنون!
ایوری: خب، اولی پوست لیمو و مغز تمشک داشت.
و حالا این کدومه؟
سرآشپز: جنگل تعطیلات.
خب، من الان تو این مراسم کیکم.
اوم. این خیلی خوشمزهست. ممنون.
ولی حس میکنم هنوزم به سمت کیک «فندقشکن» تمایل دارم.
دیوید، تو کدومو دوست داری؟
خودم متوجه میشم.
اه، عزیزم، علامت شست بالا تو این موقعیت کار نمیکنه.
اه، من... من باید برم.
چی رو از دست دادم؟
انتخابهای کیک.
کیک بابا نوئل و خانم کلاوس رو داریم، فندقشکن یا جنگل تعطیلات.
اوه!
چی؟
سلام.
آره، نه، من قبلاً قرارداد رو امضا کردم.
نه، اگه میتونی پول رو برداشت کنی...
البته، میتونم این کارو بکنم.
قبل از دوره.
باشه، خداحافظ.
باشه، بهت زنگ میزنم.
شما زوج خیلی پرمشغلهای هستید.
هردو: خیلی!
و عروسی بیستم دسامبره؟
بله.
بیست و چهار روز دیگه.
زود داره میرسه.
ما یه عروسی کریسمس افسانهای میخواستیم.
این آرزوی بچگیمه که به حقیقت پیوسته.
سرآشپز: چقدر فوقالعاده! (میخندد)
خب، کدوم کیک با دیدگاه شما برای روز بزرگتون سازگاره؟
اوه، امم، تو انتخاب کن.
اه.
میدونی چیه؟ همون «فندقشکن» رو انتخاب میکنیم.
انتخاب عالیای هست.
اوه، میتونم یه تیکه هم با خودم ببرم؟
سرآشپز: اوه، بله، براتون بستهبندیش میکنیم.
ممنون.
مرد: از سر راه برو کنار!
میدونی، خوشحالم که این قرارو تو تایم ناهارمون گذاشتیم که بتونیم با هم انجامش بدیم.
هی، تو هم یه تماس کاری داشتی.
دیوید، داریم کیک عروسیمونو انتخاب میکنیم.
و تو حتی بهشون نگاه هم نکردی.
منظورم اینه که... تو کیک فندقشکن رو دوست داری، درسته؟
یه کمی اکلیلی بود.
من فکر کردم مدل جنگل ظریفتره.
خب، چرا چیزی نگفتی؟
میخوای برگردیم و عوضش کنیم؟
نه، نه. خوبه.
امروز حالت خوبه؟ یه کمی کلافه به نظر میای.
ببخشید، آره. یه چیزی... یه مشکلی تو اداره پیش اومده.
راستش میخواستم راجع بهش باهات حرف بزنم.
ولی من باید برگردم سر کار. آره، منم.
اوه، کلاسهای رقص سالنی رو برای رقص عروسی رزرو کردی؟
اه.
ایوری: یادت رفت.
میتونیم امشب راجع بهش حرف بزنیم؟
آره. میدونی چیه؟ نگران نباش. من ترتیبشو میدم.
باشه، من باید برم. شام میبینمت.
کیک چطور بود؟
خودت بگو!
اوه، گلفروش زنگ زد.
پرسید که میتونن نمونههای دسته گل عروس رو تحویل بدن...
به آپارتمان شما آخر هفته؟
آره، مشکلی نیست.
میتونی از دربانم بخوای بیارتشون بالا،
اگه خودم اونجا نبودم؟
حتماً.
باشه. میرم که از ناهار سه دقیقهایم لذت ببرم.
باشه!
(صدای زنگ تلفن)
صدای زن: (پشت تلفن) سلام. ممنون از تماس شما با استودیوی رقص فلوری.
اگه اسم و شمارهتون رو بذارید، در اسرع وقت باهاتون تماس میگیریم.
الو؟
سلام. سلام!
میخواستین بلیتهای رقص والتز کریسمس رو بخرین؟
ام، اون عالیه ولی من دنبال
کلاسهای رقص برای خودم و نامزدم بودم.
میدونید، چند بار زنگ زدم ولی کسی جواب نداد.
کسی هست که بتونم باهاش حرف بزنم یا...
آره، میتونی با خودم حرف بزنی!
اوه. ام، باشه.
ما یه تخفیف عالی و ویژه برای دوره رقص کریسمس داریم.
اوه، چه عالی! چیه؟
خب، ده جلسه خصوصی با یه قیمت فوقالعاده مناسب.
به علاوه، یه نیم ساعت ارزیابی رایگان!
میدونید، ده جلسه...
من بیشتر دنبال یه چیزی بودم که سریعتر پیش بره.
میدونید، شاید حداکثر دو یا سه جلسه؟
یعنی، این رقص عروسی شماست. مردم ازتون فیلم میگیرن.
اوه. و همهجا پخشش میکنن.
حق با شماست. باید عالی باشه.
میدونید چیه؟ هیچوقت به این فکر نکرده بودم.
واقعاً باید خاص باشه.
آره. و خاص بودن تمرین زیاد میخواد.
اوه، اگه جای تو بودم، به حرفش گوش میدادم.
اومم.
واقعاً؟
ده جلسه، حداقلش هست.
اون بهترین نتیجه رو بهتون میده.
واقعاً؟
کاملاً! چون ما بهترین معلمهای شهر رو داریم. مثلاً مامانم.
اَوری: هوم.
اون تو کمترین زمان مثل یه حرفهای رقصنده میشین.
خیلی خب، فکر کنم شماها منو قانع کردین.
پشیمون نمیشین.
رومن: بعداً میبینمت؟ آره.
هی، ممنون بابت راهنمایی. خواهش میکنم!
به فلری دنس خوش اومدین!
نیکی: منم همینطور!
ممنونم. خیلی هیجانزدهام!
تو اولین مشتریم بودی!
سلام.
هی!
اوه، اشکالی نداره.
ببخشید دیر کردم.
خب، کلاسهای رقص بالروم رو گرفتم.
خیلی هیجانزدهام. فردا شب شروع میکنیم. همین الان اطلاعات تماس رو برات فرستادم.
اَوری، امم...
باید راجع به یه چیزی باهات حرف بزنم.
همه چی خوبه؟ تو به نظر میای...
یه جورایی جدی به نظر میای.
میدونی اون موقعیت رو بهم پیشنهاد داده بودن؟
برای مدیریت شعبه مالی جدید تو بوستون؟
آره، و گفتی که قبولش نمیکنی.
خب، من داشتم دوباره به اون تصمیم فکر میکردم.
دیوید، چرا الان داری دوباره بهش فکر میکنی؟
من فقط... من فقط نمیدونم دیگه همچین شانسی بهم دست میده یا نه.
این یه فرصت بینظیره.
آره، ولی زندگی ما اینجا تو نیویورک کاملاً برنامهریزی شده.
نمیتونم همینطوری پاشم و برم بوستون.
کار رو قبول کردی، مگه نه؟
فردا باید با پرواز برم بوستون.
و کمی بعدش باید نقل مکان کنم.
و عروسی ما چی میشه؟
ما باید فعلاً بذاریمش کنار.
عروسیمون رو بذاریم کنار؟
دیوید، کی اینطوری حرف میزنه؟
باشه، اون... اون درست از آب در نیومد.
ولی باید اعتراف کنی که میدونستی من چقدر درگیر کارم.
و... (آهی میکشد) ...تو اصرار داشتی یه تاریخ تعیین کنیم.
چون نامزدها همین کارو میکنن!
و تو همیشه میدونستی که من یه عروسی کریسمسی میخواستم!
من فقط میخوام بدونم میتونیم فعلاً مکث کنیم، پس...
پس برای چی؟ که تو... تو تصمیم بگیری واقعاً میخوای با من ازدواج کنی؟
کار رو قبول کردی که از زیر بار عروسی در بری؟
اَوری... از زیرش در برم نه. فقط فعلاً کنار بذاریمش.
درسته. آره.
خب، من که قرار نیست اینجا بشینم تا تو تصمیم بگیری.
پس...
آره، میدونی چیه؟
کارو برات آسون میکنم. چرا تو فقط، امم...
بذار اینطوری بگم، عروسی منتفیه.
ببخشید.
"برای تو و دیوید یک عمر خوشبختی آرزومندیم."
دیوید همینطوری کار رو قبول کرد بدون هیچ بحثی؟
نه، بحث کردیم ولی اون فقط نظرش عوض شد.
یعنی، باورم نمیشه از من بخواد
چنین تغییر بزرگی تو زندگیم ایجاد کنم.
اون همیشه خیلی پایدار و قابل اعتماد بود. من...
من فقط حس میکنم غافلگیر شدم.
خب، معلومه که اینطور حس میکنی.
کاش میتونستم پیشبینی کنم، میدونی؟ اون وقت من...
میتونستم جلوشو بگیرم.
بابا، نمیشه جلوی زندگی رو گرفت.
باید هرچی پیش میاد رو بپذیری.
و کی میدونه؟
شاید این تغییر تو رو به یه اتفاق بهتر برسونه.
خب، اون این بلا رو سرم آورد.
تو تصمیم درستی گرفتی.
من و دیوید یه ساعت دیگه کلاس رقص باله برای رقص عروسیمون داریم.
وای، ایوری، این افتضاحه.
اشکالی نداره زنگ بزنم و کنسلش کنم؟
آره، برو.
صدای زن: (از پشت تلفن) سلام، ممنون که با استودیو رقص فلری تماس گرفتید.
No comments yet. Be the first to leave one.