Redeeming Love

Redeeming Love

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Redeeming Love 2022 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-CMRG fa
Redeeming Love 2022 720p WEBRip 900MB x264-GalaxyRG
Redeeming Love 2022 1080p WEBRip 1600MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Redeeming Love 2022 2160p WEB-DL DD5 1 HEVC-CMRG
Redeeming Love 2022 1080p BluRay x264-YIFY
Redeeming Love 2022 2160p WEB-DL x265 10bit HDR DD5 1-NOGRP
Redeeming Love 2022 1080p Bluray DTS-HD MA 5 1 x264-EVO
Redeeming Love 2022 720p BluRay 900MB x264-GalaxyRG
Redeeming Love 2022 1080p BluRay 1600MB x264-GalaxyRG
Redeeming Love 2022 720p BluRay x264-YIFY
Bình luận bởi Notion
█⫸ تورج پاکاری، عـرفـان مـرادی، Prolator | DigiMoviez.com

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x265
HD
HEVC
webrip
x264
BRip
1080
720p
720
Được xuất bản vào: 2022-02-10
Lượt tải xuống: 136
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫"هر چیز درخشانی طلا نیست" ‫ویلیام شکسپیر

‫طلا پیدا کردیم، پسرا!

‫«عشق نجات بخش»

‫زیرنویس از ‫عـرفان مرادی، Prolator، تورج

‫ ‫

‫عدد شانس هفت

‫- آره ‫- اوه!

‫خودشه

‫شماره دست منه

‫- شماره دست منه ‫- آره

‫فکر می‌کنین امشب ‫کی باهاش می‌خوابه، پسرا؟

‫- آره، یالا! ‫- شماره یک؟

‫تا حالا هیچوقت شماره یک نبودم. ‫شماره یکه!

‫آره، پسرا! ‫شماره‌ای که برنده میشه 15ـه!

‫من میبرم!

‫امشب خوش میگذره، پسرا

‫- هی. برشگردون! ‫- نه، نه، نه

‫این برگ برنده‌ی منه!

‫فرشته

‫- آنجل! ‫- آنجل من!

‫آنجل!

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب!

‫ولگردها،

‫بلیط‌تون رو نشونم بدین!

‫فقط یه مرد دیگه،

‫تمام روز کار کرده

‫خسته شده!

‫کلی دختر دیگه هم دارم!

‫چینی، آفریقایی، اسپانیایی

‫انتخابش با شماست

‫ولی اگه آنجل رو می‌خواین...

‫باید فردا برگردین

‫شاید شانس بهتون رو کرد

‫شماره دست منه!

‫چهل و یک!

‫آره!

‫ولم کنین!

‫سارا!

‫اینجام

‫بچه‌جون، مادرت می‌خواد بدونه ‫گل‌ها رو جمع کردی یا نه

‫اومده؟

‫بزودی میاد

‫باید عجله کنی

‫الان جمع می‌کنم

‫ممنون که اینارو چیدی

‫می‌دونی که چقدر از گل خوشم میاد

‫می‌دونم

‫حالا... آبی رنگ مورد علاقه‌شه

‫یادت باشه راست وایستی

‫و مثل یه بانو رفتار کنی

‫سارا؟

‫زیبا نیست، الکس؟

‫از عمد رنگ آبی رو انتخاب کردی، می؟

‫چون فکر کردی رنگ چشماش ‫بیشتر معلوم میشه؟

‫- کلیو! ‫- اون اینجا نیست

‫فرستادمش شهر

‫خب، این شرایط رو سخت می‌کنه

‫مگه نه؟

‫- بابا... ‫- منو اینطوری صدا نکن

‫می‌خواستم بابت هدیه‌هایی که ‫برام فرستادی ازت تشکر کنم

‫- ساکت باش، سارا ‫- چه هدیه‌ای؟

‫بگو

‫از شکلات‌هایی که ‫واسم فرستادی خوشم اومد

‫بهترینش اون مجسمه شیشه‌ای قو بود

‫درسته

‫خیلی خوشحال شدم که فهمیدم ‫هدیه‌هام چه ارزشی داشتن

‫عزیزم، برو بیرون بازی کن

‫وقتی کلیو برگشت برو پیشش

‫نمیشه اینجا بمونم؟

‫ازت می‌خوام بری بیرون بازی کنی

‫می‌خوام با مادرت تنهایی صحبت کنم

‫میشه بعد از حرف زدنتون برگرد تو؟

‫هر موقع مادرت آماده بود میاد دنبالت

‫حالا، برو

‫همینطور که بهت گفتیم

‫من اون قو رو از اروپا واسه تو آوردم،

‫و تو انداختیش جلوی یه بچه

‫اون دخترته

‫به اندازه کافی از زن خودم بچه دارم

‫بچه‌ها مشروع

‫می‌دونی وقتی تو این شهر راه میرم...

‫چه حسی بهم دست میده؟

‫من واسه تو قید همچی رو زدم

‫اون نباید به دنیا میومد، می

‫تو رو فرستادم پیش یه دکتر ‫تا از شر این دردسر خلاص بشی!

‫حرومزاده!

‫هرزه قدر نشناس!

‫کجا بودی، عزیزم؟

‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

‫اون برمیگرده؟

‫شاید چند وقت دیگه

‫شاید هیچوقت

‫نمی‌خوام برگرده

‫باید منتظر بمونی و ببینی

‫پدرت آدم مهم و پُرمشغله‌ایه

‫اگه مریض بشم و بمیرم چی؟

‫تو قرار نیست مریض بشی و بمیری

‫واسه مریض شدن ‫زیادی جوون و سالمی

‫ولی، مامان...

‫اگه بمیرم، اون برمیگرده ‫و پیش تو بمونه؟

‫نه

‫دیگه هیچوقت ‫همچین سوالی رو نپرس

‫- فهمیدی؟ ‫- ولی...

‫هیچوقت نپرس

‫این چیزا هیچ ربطی به تو نداره

‫من بیشتر از هر چیز دیگه ‫و هر کس دیگه‌ای توی این دنیا...

‫تو رو دوست دارم

‫آنجل؟

‫آنجل!

‫وقت استراحته

‫وقتی 5 سالم بود مادرم فرار کرد

‫و خاله‌م منو بزرگ کرد

‫خاله پرسیلا

‫عادت داشت دو بار در روز ‫منو تَرَک بزنه. ببینین

‫یه هرزه با یه تَرَک

‫اون بدجنس‌ترین زنی بود ‫که تا حالا دیدم...

‫حتی بدجنس‌تر از دوشس

‫مجبورم میکرد هر روز یه تَرَک تازه...

‫از درخت توی حیاطش بِکنم

‫پس، یه روز،

‫رفته بود پیش دوستای عوضیش ‫که چایی بخوره

‫منم یه تبر برداشتم ‫و اون درخت رو قطع کردم

‫صاف خورد وسط اتاق نشین خوشگلش

‫آره

‫خدایا، ای کاش می‌موندم

‫و صورتش رو موقع رسیدن به خونه میدیدم

‫و بعضی‌وقتا فکر می‌کنم

‫که ای کاش برمیگشتم ‫و ازش عذرخواهی می‌کردم

‫شاید زندگیم فرق میکرد

‫چطور؟

‫خب، ممکن بود آخرم و عاقبتم ‫به اینجا نکشه

‫می‌دونی...

‫اینکه یه سوراخ ‫واسه فاحشه فروشان باشم

‫خاکستر طلایی رو جمع کنم که مال من نیست

‫پدرم منو واسه سه اونس طلا فروخت

‫و بهم گفت که قراره ‫برم توی یه کاخ زندگی کنم

‫فکر کردم منظورش کاخ سلطنتیه

‫مثل شاهدخت‌ها

‫این بده

‫آنجل؟

‫واسه آینده برنامه‌ای داری؟

‫- برنامه؟ ‫- آره

‫باید برنامه داشته باشی، آنجل

‫باید واسه چیزای خارج از پردایس...

‫امید داشته باشی

‫امید برای چی؟

‫نمی‌تونی بدون امید ادامه بدی

‫می‌تونم

‫چطور؟

‫نه به جلو نگاه می‌کنم نه به عقب

‫یالا

‫یالا

‫یالا

‫یالا

‫یالا

‫یالا، پسر

‫کارت عالی بود

‫یالا

‫پروردگارا،

‫ممنون بابت زمینی که بهم دادی

‫باید بدونی،

‫که همیشه محافظ ‫هر دانه گندم و تمام موجودات داخلش هستم

‫تو کسی هستی ‫که به بزرگ شدن اونا کمک می‌کنی

‫به من قدرت و خرد عطا کن

‫لطفاً مزرعه رو از آسیب برهذر دار

‫و ممنون، پروردگار

‫آمین

‫پروردگار،...

‫امیدوارم بودم

‫که شاید بتونی بهم...

‫منظورم اینه که، تهیه کنی...

‫کسی رو که بتونم ‫اینا رو باهاش تقسیم کنم

‫یکم راهنمایی

‫یه نشونه

‫هر چیزی

‫شاید بهتر باشه از ماهیگیری خوشش بیاد

‫یا شایدم پاهای درازی داشته باشه

‫بهرحال، ...

‫خودت می‌دونی چی رو می‌خوام

‫بهت اعتماد دارم

‫چیه؟

‫راه بیوفت

‫اوناهاشش

‫بانو

‫بانو

‫اینجا رو ببین!

‫هی، برو عقب!

‫برگرد عقب

‫بدجور نگا داره، مگه نه؟

‫اون کیه؟

‫اون آنجله

‫خوشگترین دختر این منطقه

‫هر دوشنبه و جمعه ظهر...

‫میاد قدم میزنه

‫همه میام میبیننش

‫میفهمم چرا همسرش مسلحه

‫اوه، اون همسرش نیست

‫بادیگاردشه

‫هیچکس نمی‌تونه مفتکی بیاد جلوش

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left