200 dòng đầu tiên.
تو خوشگلی. خوبی. از حرف زدن باهات خوشم میاد.
سلام
من واقعاً دوستت دارم ولی دیگه نمیتونم این کارو ادامه بدم.
خوشحالم که دیدمت. واقعاً خوشحالم.
اون فردا شیمیدرمانی رو شروع میکنه.
باید این زنها رو بعد از شیمیدرمانی ببینی.
مثل روح میشن.
اینکه کریستینا مجبور باشه اینا رو تحمل کنه... ترسناکه.
آره!
آخ! اوه، آره!
و اون مثلاً گفت "اوه، دستمال."
یعنی، نمیدونم دارم چیکار میکنم. این...
یه چیزی تو وجودشه که یه جورایی جذابه، ولی...
کی؟ دارم چیکار میکنم؟
رئیسم. هنک؟
مارک خیلی بانمکه ولی مثل یه توله سگ میمونه.
اون هنوز داره شکل میگیره. اون که توله سگ نیست.
اون خیلی بانمکه! چرا این حرفو میزنی؟
مردونه، مرد، مرد، مرد.
هنک یه مرده. آره. اون یه مرده.
یعنی، ولی اونم گذشته و یه دوستدختر سابق داره، جولیا: تو هم همینطور.
و همهی اون چیزای سنگین. نه، ولی تجربه.
جالب بود با کسی باشی که همهی اون چیزا رو نداشت، میفهمی؟
اینجوریه که... ولی یه جورایی خوبه که یه نفر با تجربه داشته باشی.
و چیزی که واسه من مهمه و هیچ کدوم از این دو تا مرد ندارن... باهاش حرف زدی؟
گفتی... آره، مثلاً
هنک؟ نه، ما با هم میریم سر کار و بعدش سر از رختخواب درمیاریم.
یه چیز عادیه. خوبه.
کی کُلت بزرگتری داره؟
همین تنها چیزیه که برامون مهمه. حالا شد یه حرفی.
باید اینو بگم. باید بهش بگی، "ببین هنک،"
من که از همین الان فوقالعاده ازت میترسم. چی؟
آره؟ منو ببر بیرون و...
مثل یک خانم. ...منو شام ببر مثل یه مرد.
آره. بله. دقیقاً.
تو لیاقت یه مرد رو داری.
ولی تو خودت میدونی الان کجای این قضیهای.
ولی اون همین الانم داره حقوق منو میده.
پس فکر کنم انگار همین الانم دارم باهاش قرار میذارم.
میدونی چی میخواد تا بهت احترام بذاره.
میدونم. حق با توئه. آره حتماً.
ملکه زیبایی که تو هستی.
اوه. نکته همینه. اینجوریه که...
انگار بهم احترام میذاره یا نه...
این یه چیزیه.
میدونی چیه وقتشه که شروع کنی... اونم اینه که
یه مقداری از اونا رو کنار بذاری.
خب، تو داشتی شلوغ میکردی و میرقصیدی، خب، میدونی
اینجوریه که... زیادی مو داره اون کله.
آره.
میخوای بریم؟ بریم خونه؟
آره. یعنی... شاید باید بریم.
من خوبم.
آدام.
عالیه. عزیزم. بیدار شو.
آدام؟ چی؟
این دیگه چه کوفتیه؟
انجامش دادم.
انجامش دادم.
وای.
اوم... نظرت چیه؟
وای.
هی، یه لحظه فکر کردم که...
هیچی ولش کن. عالی به نظر میای. چی فکر کردی؟
چی؟
نه، کریستینا فقط... جا خوردم. خفه شو.
خواب بودم... عزیزم تو زیبایی. خوب به نظر میای.
خفه شو. عزیزم.
هی.
چی داری؟ گلدبرگ؟ اوهوم. آره.
بار میتصوا؟
اون کارهای لنز بلندِ. اوهوم آره.
فکر کردم واقعاً خوب دراومد. اوهوم.
چند تا بچهی کوچولوی بامزه.
اوهوم. اوهوم.
تو باید، میدونی، یه وقتی ازم بخوای باهات بیرون بیام.
میدونی؟
آه، مثلاً چی؟ برای قرار ملاقات؟
چون وگرنه میدونی، ما اینجاییم.
درست. ...و بعضی وقتا هم اونجاییم.
و میدونی، این... درست.
من دارم به گلدبرگ نگاه میکنم. یعنی فقط عجیبه.
آه، این یه کم عجیبه.
نه این عجیبه. چون... آره.
چون این عجیبه.
ولی، باشه پس میریم قرار ملاقات. پس...
پس من باید... مثلاً باید ازت بخوام بیای سر قرار؟
همین؟ من باید همه کارا رو بکنم؟
باشه. باشه. باشه، برگرد.
باشه. کار خودتو بکن.
دو، دو، دو، دو، دو. هوم، هوم، هوم.
هی، آه، سارا؟ آره؟
چطور... میخوای بریم بیرون، مثلاً رستوران یا یه همچین جایی؟
اوه... آره. باشه.
باشه.
پنجشنبه، شاید؟
پنجشنبه؟
آه، هر وقت که بخوای بری.
مشغولی؟ کار زیاد داری برای شنبه... پنجشنبه خوبه. باشه.
باشه.
همین بود؟
باید یه برنامه بریزی. آره، خب. اوه
کجا میخوایم بریم؟ کجا میخوایم بریم؟
میریم همون جایی که تو از قبل تو ذهنته.
باشه.
خب، حدود هفت؟
باید یه تصمیماتی بگیری.
آره، ساعت هفت بریم. باشه.
من یه پیراهن میپوشم.
یه چیزی میخرم.
یه چیز جدید میخرم. هوم.
این بامزه میشه. آره.
آره.
ممنون.
اوم.
اوم.
پنکیکهای خوبیه.
خوشحالم که دوستشون داری.
چی؟
مامانم کارشو از دست داد.
واقعا؟ آره.
کی؟ درست قبل از تعطیلات.
وای. آره.
حالش خوبه؟ فکر کنم آره.
ولی، امم، باید پول قرض کنه.
اوهوم.
چقدر؟
مثلاً پنج.
هزار. پنج هزار تا؟
آره.
جاسمین، پنج هزار تا؟ میدونم. میدونم خیلی زیاده.
مگه بنز سوار میشه که من خبر ندارم؟
چی بهش گفتی؟ پنج هزار دلار؟
بهش گفتم باید باهات حرف بزنم.
فقط راجع بهش فکر کن، باشه؟
فقط یه روز وقت بذار و راجع بهش فکر کن.
لطفاً؟ باشه.
بهش فکر میکنم. باشه.
اینا پنکیکهای باجدِه بود، نه؟
شاید یه کم. هوم.
کارنامههای ریاضیمونو پس گرفتیم.
باشه.
خب، تو خیلی سخت درس خوندی.
به خاطر این بهت افتخار میکنم.
شاید دفعه بعد فقط بتونیم یه کم بهتر عمل کنیم. میدونی؟
ما میتونیم بهتر از این باشیم؟
نود و سه؟
نود و سه درصد گرفتی؟
اوه خدای من!
نود و سه؟ مگه این مثل نمره عالی نیست؟
آره، این قطعاً مثل یه نمره عالیه.
هیچ وقت واقعاً نمره عالی نگرفته بودم.
اوه! باورنکردنیه.
میشه اینو به مامانم نشون بدیم تو که الان نشون دادی.
اون نه، مامان واقعیمو میگم.
میخوام بهش نشون بدم چقدر خوب پیش میرم.
چقدر خوب پیش میری.
میشه، لطفاً؟
امم، میتونیم در موردش حرف بزنیم.
باشه.
فکر کنم من اینطوری فکر میکردم، بدترین حالت شاید ۸۰۰ دلار بخواد.
آره. یا ۱۰۰۰ دلار.
پنج هزار دلار!
این پولییه که لازم داره تا از این وضعیت دربیاد. نه؟
یعنی، از نظر فنی پولشو داریم، ولی...
خب، اگه پولشو داری پس مشکل چیه؟
خب من فقط... نمیخوام یه سابقه ایجاد کنم.
که این ماه بهش ۵۰۰۰ دلار بدم.
و بعد، ماه بعد یه ۴۰۰۰ یا ۵۰۰۰ تای دیگه بخواد.
نمیدونم. آره.
خب، باشه به حرف من گوش کن.
اول از همه، باید از این فکر دست برداری که این یه قرضه.
باشه؟ آره.
این یه هدیهس. انتظار نداشته باشی دوباره ببینیش.
اوه، الان دیگه رسیدیم به اینکه "دارم بهش میدم."
آره. یه هدیهس؟
با دوستات قرضه.
ولی با خانواده، هدیهس. من اینو با سختی یاد گرفتم.
از... پول قرض دادن به تو.
اوه، واقعا؟ اوهوم.
معلوم شد یه هدیه بوده.
خب نه، من هنوز که نمردم. اوم.
شاید اون پول رو پس بگیری.
من نمیخوام بهش یه هدیه ۵۰۰۰ دلاری بدم.
باشه، ببین.
کراسبی، جدی به حرفم گوش کن.
باشه؟ این خانوادهس.
وقتی با جاسمین ازدواج کردی، با خانوادهش هم ازدواج کردی.
حالا، مشکلات اون، مشکلات توئه چه بخوای چه نخوای.
و معلومه که رنه واقعاً به این پول احتیاج داره، وگرنه درخواست نمیکرد.
و معلومه که جاسمین واقعاً میخواد بهش بده.
پس، دردسر درست نکن.
این خانوادهست، میدونی؟
کار درستیه.
گوشت چرخکرده. بفرمایید. روز خوبی داشته باشید.
ممنون. نفر بعدی!
هی، کارلوس.
امم، هوم.
بذار ببینم.
کریستینا، امروز چی براتون آماده کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.