Parenthood

Parenthood

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 3

Thông tin phát hành

Parenthood 2010 S03E09 Sore Loser 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 9 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-23
Lượt tải xuống: 16
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

ببین، اگه یه دختر خوشگل استخدام کنیم که آدمای چیپی نمیشیم.

اگه یه کم چشم‌نواز جلو داشته باشیم که چیزی ازمون کم نمیشه.

شما کی هستی؟ من ریچل‌ام. امروز روز اولم هست.

استخدام جدیدتون؟ وای.

واقعاً بهترین فرد برای این کار بود.

فکر کنم باید دوست‌دخترت رو به این چیزا دعوت کنی، درو، بیا دیگه.

میتونیم فقط بهشون بگیم که تو دوست‌دختر منی.

آره. واقعاً؟

باید برای سال بعد در مورد فرستادن مکس به مدارس عادی فکر کنیم.

تا از لحاظ تحصیلی به چالش کشیده بشه.

از نظر اجتماعی نگرانشم و فقط میخوام مطمئن بشم که حالش خوب خواهد بود.

کریستینا] میدونم عزیزم. میدونم.

ترافیک آدم رو اینجوری میکنه. ببخشید عزیزم.

اشکال نداره نورا. نگاه کن!

نورا، این مدرسه سایکامور چارتره که سیدنی و مکس و جبار همه اینجا میرن مدرسه.

آره! و یه روزی هم تو میتونی بیای اینجا مدرسه وقتی که حسابی بزرگ بشی.

میدونم عزیزم. میدونم. پی‌پی کردی و... عزیزم، نگاه کن، مکسی اونجاست!

اونجا برادر بزرگه با همه رفیقای مبارز ریاضی‌اش!

سلام مکس!

اگه ساختن یه راه‌پله با سه پله، شش تا مکعب بخواد

ساختن یه راه‌پله با ۱۱ پله چند تا مکعب لازم داره؟

باشه، بذار ببینم، اِم...

وای!

۹، ۱۲

۶۶. وای.

عالی بود.

آره، های‌فایو، مبارز!

باشه، پس در مورد اون مثلثه بهم بگو.

هی، مکس!

مجموع اندازه‌ی زوایای داخلی

یک مثلث همیشه ۱۸۰ درجه است.

مکس؟ بیا دیگه، رفیق.

خارجی. باید برم.

خداحافظ مکس!

می‌بینمت!

زوایای خارجی خطوط همه مثل همن.

هی!

نامه!

تا یه کم دیگه میرم بازار.

میخوای برام یه لیست درست کنی؟

آره.

چی؟

خب... چی؟

درو نمره‌ی D گرفته.

اشتباه تایپیه.

تو ریاضی؟

مامان، اون هیچ‌وقت D نگرفته.

سال سوم دبیرستانشه. این بده!

اون تو ریاضی عالیه.

اوه، خدای من.

خب... اوه، نه!

فقط یه نمره‌س.

این اولش یه آهنگ آکوستیک بود، ولی ما درامز رو اضافه کردیم.

واقعاً؟ آره.

میشنوی؟ وای!

خیلی تغییرش میده. درامز محشره.

اوه، آره. این یارو خیلی خوبه.

چقدر طول کشید اینو انجام بدی؟

مثلاً یه جلسه‌ی سه ساعته.

واقعاً سریع بود.

باشه، من دیگه میرم.

ها؟ دارم میرم. فقط...

تو هم میای دیگه، نه؟

اوم، آره.

آخه میدونی که بابا سرش سوت میکشه.

اگه برای پانتومیم دیر کنی. پس، باید...

آخی. پانتومیم خانوادگی؟ چقدر شیرین.

آره. خب، نه اونجوری که بریورمن‌ها بازی میکنن.

آره، معمولاً یه حمام خونه‌س.

حتی کار به اورژانس کشیده میشه.

احتمالاً. بابای ما اگه دیر کنی کلاً قاطی میکنه.

پس، اینو واقعاً نامناسب میدونه. پس...

و این ژن رو هم به تو منتقل کرده!

آره کرده. ببین چقدر استرس داری.

ضمناً، من استودیو رو برای بقیه هفته رزرو کردم.

این موزیسین که آلبوم‌های بچگانه کار میکنه، یه جورایی...

یه آلبوم با تم زیست‌محیطی داره که میخواد اینجا ضبط کنه. واقعاً؟

اوه! خب، عالیه.

یه بنده خدایی میاد که صدای وال در میاره.

باشه، ببین، ما نمیتونیم از خود راضی باشیم، اوکی؟ داره نرخ رو پرداخت میکنه.

و ظاهراً آدم مهمیه، میدونی؟ خب، بیا دیگه.

اسمش چیه؟ آرتی پارتی.

اوه! آرتی پارتی! اون خودش...

باید همون اول میگفتی آرتی پارتی!

از وقتی وارد این کار شدم میخوام باهاش کار کنم.

تو رو توی پانتومیم میبینم.

حتماً میبینی.

خداحافظ! آرتی پارتی!

آرتی پارتی. آرتی پارتی تا وقتی بمیری!

خیلی خب، شروع کنیم.

فیلم! فیلم، فیلم. یه کلمه.

اوم... سه بخشی.

باشه، فهمیدم. سریع‌تر.

بخش اول. هی، هی، هی، هی.

تاب! خفاش!

بتمن!

بازگشت بتمن!

باشه رفیق. ۱۵ ثانیه وقت داری. شبیه...

بیا دیگه، عزیزم.

تیک! تیک! بت تیک!

بت تیک. بت تیک

گاتاکا!

همون گاتاکاست.

هورا!

همینجوریه.

تیم آبی روی هفت امتیازه و قرمز روی نُه.

هی، شماها کجا می‌رید؟

ما فقط... جولیا: هی هی، هی!

شماها برمی‌گردین دیگه، مگه نه؟

سیدنی، تویی!

باشه. باشه، سیدنی.

هی عزیزم!

پدربزرگ، سرنخ من چیه؟

باشه. فهمیدی؟

آره.

موفق باشی.

یالا سید. یالا سید.

باشه. هی، عزیزم!

داد نزن. هیس.

چند کلمه‌اس عزیزم؟ چند کلمه‌اس؟

اِم.

سه تا.

سه کلمه. باید با انگشتات نشون بدی.

حرف نزنیا، عزیزم. فیلمه؟

فیلم یا کتابه یا سریال؟

فیلم.

نه، نه، نه. نمی‌تونی حرف بزنی.

اینو یادت میاد؟ برای فیلم؟

ادا کن، باشه. چیه... باشه.

ببر! ببر!

ببره. تمساح.

آرواره‌ها! تمساح.

یه...

ببر! حیوانه!

نه. عزیزم نمی‌تونی حرف بزنی.

حرف نزن.

فقط با...

یه کوسه‌اس با...

نه. نه، اشاره نکن عزیزم. اشاره نکن.

کتابه؟ شیر شاهه!

وای نه.

تلاشت واقعاً خوب بود. امبر: خب، دفعه بعد.

آره. پس بشین و یه دور دیگه بازی می‌کنیم.

چی... چی؟ چی؟ من اصلاً حرف نزدم!

آره، حرف زدی.

چی؟ این اصلاً عادلانه نیست!

اشکالی نداره سیدنی. حرف زدی، ولی...

بازی قوانین داره و تو طبق قوانین بازی نکردی.

نه عزیزم. اشکالی نداره. فقط یه بازیه.

نه، من نمی‌خوام این پانتومیم مسخره رو بازی کنم.

و دیگه هیچوقت نمی‌خوام هیچ بازی خانوادگی براورمن رو بازی کنم!

اشکالی نداره بیا بشین.

هیچ‌وقت!

اوه!

من دستمال می‌آرم.

سید! کفشاتو بردار بریم!

داره دندوناشو مسواک می‌زنه. کی پشت دره؟

فقط دندونای خودشو مسواک می‌زنه یا می‌خواد دندونای تو رو هم مسواک بزنه؟

هوهو هو! هی!

بابا! سلام، جوئلسکی.

سلام جولیا. اینجا چیکار می‌کنی؟

دویدم اومدم اینجا. تا اینجا دویدی؟

بله که دویدم تا اینجا.

یا خدا!

هی، گوش کن، وقت گپ زدن ندارم، فقط...

بیا بریم سر اصل مطلب.

می‌دونید، شما دوتا دارید نوه منو لوس می‌کنید.

این رو می‌دونستید؟ اوه اوه!

واقعاً. آره. صد در صد.

بابا، به خاطر این تا اینجا دویدی؟ به خاطرِ...

آره، تا اینجا دویدم تا بهت بگم که سیدنی یه بازنده بدقهره.

به خاطر ماجرای پانتومیم.

لوس شده.

سیدنی بلد نیست ببازه.

اگه باختن رو یاد نگیره...

اونوقت زندگی واقعی رو یاد نمی‌گیره. فقط لوس شده.

فکر می‌کنم کلی وقت داره تا زندگی واقعی رو یاد بگیره.

اومم. الان بچه‌اس، پس شاید...

فکر می‌کنه برنده شدن حق مسلمشه!

شما لوس می‌کنید، لوس می‌کنید، لوس می‌کنید... و چی به دست میارید؟

اون دختر کوچولو باید باختن رو یاد بگیره. اون...

ما اجازه دادیم ببازه و اجازه دادیم ببره.

و وقتی می‌بره، برای اینه که اعتماد به نفسش بالا بره و کمکش کنیم بازی رو یاد بگیره.

اون به اعتماد به نفس احتیاج نداره عزیزم. به فروتنی احتیاج داره.

باشه، قابل تأمل بود. ممنون. و بهش فکر می‌کنیم. درسته؟

آه، آره.

عالیه. ممنون بابتش.

خواهش می‌کنم.

روز خوبی داشته باشی. تو هم همینطور. دوستت دارم.

دوستت دارم. رفتم سر کار، بابا. خداحافظ.

باشه، خداحافظ.

ممنون جوئل. ممنون بابت درکت. ولی... جولیا! جولیا؟

میشه منو برسونی خونه؟

آره. آره. ممنون.

بفرما، پهلوون. نه. اینا شبیه املت پنیری‌های توئه.

نیمرو هم‌زده‌ان. تخم‌مرغ پنیری نیستن. فقط تخم‌مرغ معمولین.

پس چرا پنیر می‌بینم؟ توش پنیر نیست.

اونا رو تو ماهیتابه نارنجیه پختی؟

توش پنیر نیست. آره.

خب عزیزم، جنگجویان ریاضی چطوره؟

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left