Thông tin phát hành

Generals Lady E19 DramaDL
Bình luận bởi AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Được xuất bản vào: 2020-11-14
Lượt tải xuống: 14
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

« بانوی ژنرال »

ژنرال اینجان تا ارباب سیتو رو ملاقات کنن

ارباب مریضن و مایل نیستن کسی رو ببینن

دیدم چند تا مهمون داخل شدن

اربابت از دیدن اونام صرف نظر کرده؟

من این تیر ها رو برای ارباب سیتو آماده کردم

لطفا بهشون بده

" عمارت سیتو"

ژنرال، یه لحظه صبر کنید

ژنرال، ارباب منتظر شما هستن

از این طرف لطفا

" عمارت سیتو "

ارباب سیتو ادای احترام میکنم

ژنرال سواره نظام، به اینجا خوش اومدی

ژنرال، چرا اینو بهم دادی؟

هدیه ی ناچیزیه، امیدوارم ناراحت نشید

من فقط یه مرد ارتشی ام

اومدم اینجا تا احتراممو نشون بدم

چون آدم توانایی هستین

شنیدم شما از بازی پرتاب تیر خوشتون میاد

برای همین این هدیه رو براتون اوردم

این بازی رو نباید دست کم گرفت

برای دیدن دنیا رو از درون یک گل وحشی

میتونی با این بازی چیز های زیادی یاد بگیری

حق با شماست ارباب سیتو

انگار تو هم از این بازی خوشت میاد

مطمئنم که به پای شما نمیرسم

شوهرم

بیا، حتما خسته شدی، بشین

خسته نباشی

ممنون همسرم

چی شد؟ تونستی نظر سیتو رو جلب کنی؟

فکر نکنم

نگو که تو بازی شکستش دادی؟

اینا پولاییه که برنده شدم

اشتباه از آب در اومد

الکی نیست که عصبانی شد

ژنرال، این که جنگ نیست، نباید برنده بشی

شاید پیروزی حس خوبی داشته باشه، اما اون عصبانی شده

حالا فهمیدم

فردا دوباره برو، یادت باشه باید ببازی

باید ببازم

" عمارت سیتو "

باید ببازم، باید ببازم

باید ببازم، باید ببازم

باید ببازم، باید ببازم

خوش اومدی

چرا رو تخت نخوابیدی؟

اگه سرما بخوری

خیلی ناراحت میشما

این دفعه چی شد؟

بازم شکست خوردم

ارباب سیتو هنوزم خوشحال نیست

ژنرال، بهش باختی؟

آره بابا

همونطور که گفته بودی

همه ی مراحلو بهش باختم

همه رو؟

آخه واسه چی همشو باختی؟

باز پیش بینیم غلط از آب درومد

ژنرال، آدما دوست دارن که تو این بازی

رقابت خوبی داشته باشن

وقتی که هر دو برد و باختو تجربه میکنن، خوشحالن

انگار شوهرت فقط برای برد و باخت تو جنگ ساخته شده

اصلا نمیتونم

از پس این بازی بر بیام

چرا انقد راحت تسلیم میشی؟

یه لحظه صبر کن

" عمارت سیتو "

ارباب سیتو

ژنرال، عجب آدم سرسختی هستی

سربازا به برد و باخت عادت دارن

بیاید دوباره بازی کنیم

باشه، بیا شروع کنیم

عالی بود ارباب

آدم خیلی آروم و قانعیه

از این آرامشش، حس خطر میکنم

آدم خیلی پیچیده ایه

نوبت توئه

ژنرال، صبر کن

انگار یه کار بلد داره یواشکی راهنماییت میکنه

چرا خودت مستقیما با این پیرمرد مسابقه نمیدی؟

ادعا نمیکنم کاربلدم

اما هیچ وقت نباختم

چه مرد با شهامتی، بفرما

از دیدنتون خوشحالم

انگار آدم ماهری هستی

ممنون

اما هنوز مهارت واقعیمو رو نکردم

واقعا دوست دارم ببینمش

هرطور مایلید

ادامه بده

اول شما

باشه

برابر شدیم

عالی بود

واقعا دلم میخواد که واسه ی همیشه این بازیو انجام بدیم

برادر کوچیک، باید زیاد بیای اینجا تا بیشتر با هم مسابقه بدیم

از حالا، این عمارت دیگه عمارت توام هست

هر وقت بخوای میتونی بیای، من همیشه اینجا برات هستم

هر وقت بهم نیاز داشتی، راحت باش و بهم بگو

برادر بزرگت هر کاری از دستش بر بیاد برات انجام میده

برادر..برادر بزرگ؟

درسته

برادر بزرگ، حقیقتش

ژنرال شوهرمه

این

پس شما همسر ژنرالی

پس...چرا اینطوری لباس پوشیدی؟

میخواستم یواشکی مهارت بالای شما رو تو این بازی یاد بگیرم

اما آخرش فهمیدین

لطفا منو ببخشین

خواهر کوچیک، ما با هم برابریم، یاد گرفتن چیه

ما از حالا دیگه خانواده ایم

از این به بعد، اگه کمک نیاز داشتی بهم بگو

وگرنه فکر میکنم بهم بی احترامی کردی

شوهرم ژنرال سوار نظامه

که رتبه ی بالاییه

اگه میشه این برادر کوچیکمو

زیر بال و پرتون بگیرین

خواهر، برادر تو عین برادر خودمو

تازه من خیلی از این بچه خوشم میاد

چطوره که بهش مقام

مسئول امور بازارو بدم؟

ممنون برادر بزرگ

کار خاصی نکردم، خواهر

بیا ادامه بدیم

اول شما برادر- باشه-

نوبت توئه

رفت توش

برادر، کی با ارباب سیتو دوست شد؟

یالا

خواهر کوچیک

یه لحظه صبر کن، بذار اینو بذارم سرجاش

خواهر کوچیک، چی میل داری؟

بگو تا بهشون بگم بپزن

ماهی و گوشت

مشکلی نیست

خواهر، نظرت راجب وسایلای اینجا چیه؟

اگه دوست داری یکیشو بردار

احتیاجی نیست

باشه بریم

میترسم این برادر بزرگ، زیر اون فرشه اتاق مخفی داشته باشه

شاید کلی پول مول اون زیر باشه

نمیترسه از اونجا بیفته پایین؟

جین ار، چرت و پرت نگو

این دفعه خیلی بهت کمک کردم

شوهرم، چی بهم جایزه میدی؟

واقعا این دفعه کمک بزرگی کردی

بگو چی میخوای؟

چطوره بدنمو بهت بدم؟

بیا

چوشیومینگ، این رفتارا چیه؟

تو مال منی، بدنتم مال منه

نباید بهت کمک میکردم

باشه

جین ار، خیلی زحمتت دادم

هرچی بخوای در خدمتم باشه

خوب شد؟

بخوابیم

نخواب، هنوز حرفم تموم نشده

همسرم بگو چی میخوای

میگم که تو الان مقام بالایی داری

اما حقوقت کمه

ما همه ی پس اندازمون رو

صرف ساخت این عمارت کردیم

پایتخت مثل مرز نیست

برای زندگی به پول بیشتری نیاز داریم

میگی که حقوق کم من

برای مخارج روزانت کافی نیست؟

مگه من آدم ولخرجی ام؟

دارم میگم که، تو یه ژنرالی

نباید بخاطر بی پولی

اعتبارتو تو دربار از دست بدی

تازه هزینه های عمارتمون

بخاطر معاشرت هایی که داری، بیشتر و بیشترم میشه

به علاوه، منم تمام روز تو خونه بیکارم

برای همین میخوام یه کاری انجام بدم

میتونم برای حمایت از خانوادمون یه تجارت کوچیک راه بندازم؟

جین ار، واقعا همسر با فکری هستی

خیلی با فکری- معلومه-

خوب حالا دوست داری چیکار کنی؟

یه کاری که

پول توش باشه

فردا با رورو تو خیابونا قدم میزنم

تا ببینم چه کاری مناسبه انجام بدم

جین ار باید ازت تشکر کنم

چون خیلی باهام خوبی

تو گنجه ی ژنرال پول زیادی نمونده

باید خوب ازشون استفاده کنم تا سود زیادی بدست بیارم

خداجون کمکم کن، از تجارتم محافظت کن

نذار سرمایم رو از دست بدم

وگرنه نمیتونم از عهده ی زندگی تو اینجا بربیام

جین ار

شوهرم

چی دستته؟

ببینم

نقشه ی پایتخت؟

نقشه ی پایتختو میخوای چیکار؟

میخوام راجب چیزی باهات مشورت کنم

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left