158 dòng đầu tiên.
ما جونت رو بعد اینکه
سعی کردی جونم رو بگیری بخشیدیم.
و تو به من فحش میدی؟
شاید از رنکور بترسه.
من رو شهردار فرستاده!
شهردار منو فرستاده.
خالیه.
آنچه گذشت
فرقه باد شب اجازه نداره
خارج از هات اسپیس فعالیت کنه.
باید به خاطر بسپری، تو فقط تا زمانی خدمت میکنی که دایمیو تاتویین اینطور در نظر داشته باشه.
قبل از اینکه منو تهدید کنی، بیاد از خودت بپرسی
کی واقعا باد شب رو فرستاده؟
دوقلوها مدعی میراث پسرعموی فوت شدهشون شدن.
اینجا قلمرو منه.
اینجا قلمرو جاباست...
...و حالا مال ماست.
اگه میخوایدش، باید منو بکشید.
سبک بخواب، شکارچی جایزهبگیر.
مـــتـــرجـــم ::. صادق هاشمی .::
و اینجا شما کسب و کارهایی رو میبینید
که تحت محافظت کسی بودن که اسمش نباید گفته بشه.
میتونی بگید "جابا".
تحت محافظت جابای هات بودت.
اون مرده.
نمیتونه بهت آسیب بزنه.
نگران بودم حس کنید بهتون توهین شده.
چرا حس کنم بهم توهین شده؟
چون حس کردین تهدید شدین.
خب، الان بهم توهین شد.
معذرت میخوام، ارباب فت.
میشه فقط به توضیح دادنت ادامه بدی؟
بعد از فاجعه حمله به کشتی، یه خلاء قدرت بهوجود اومد.
بیب فورتونا موقعیت جابا رو به دست گرفت.
تحت نظارت ارباب بیب،
ماس اسپا بین سه خانواده تقسیم شد.
تراندوشانها مرکز شهر رو گرفتن.
خانواده آکوالیش، منطقه کارگری رو در اینجا.
و کلاتونیانها استارپورت و پراکندهنشینان بالایی.
ارباب بیب قدرت جابا رو نداشت،
پس به اتحادهای نگرانکننده تیکه کرد تا از عنوان و احترامش محافظت کنه.
همه اینا اونم زمانی که جیب شهردار موک شاییز رو پر میکرد.
حالا ما باید چیکار کنیم؟
همه منتظرن ببین شما چطور رهبری هستین.
و قاتلین؟
شهردار قدرتی نداره.
کس دیگهای پشت اون بازیه.
هاتها.
ممکنه.
میخوای پرس و جو کنم؟
اگه اینکارو بکنی میفهمن؟
باید اینطور در نظر بگیریم.
باید صبر کنیم.
یکی از رعیتهاتون درخواست ملاقات با شما رو داره.
وقت قبلی دارن؟
نه، بانو شند.
اشکالی نداره.
بفرستینشون داخل.
شاید بفهمیم تو این باتلاق کدر واقعا چی میگذره.
اسم و کارت رو بیان کن.
من لورثا پیل هستم. من یه دلال آب در منطقه کارگر هستم.
دادخواستت از ارباب فت چیه؟
خب، با عرض معذرت، قربان...
هیچکس به شما احترام نمیذاره.
کافیه!
بزار صحبت کنه.
از وقتی ارباب فورتونا... هلاک شده،
خیابونها به آشوب کشیده شدهن.
خب، این اولین باره که من راجب این موضوع میشنوم.
نه، حقیقت داره.
و من از جانب شما بخاطر بیاحترامیای
که این بدذاتها دارن بهتون میکنم، حس میکنم بهم توهین شده.
علیالخصوص با توجه به، خب، میدونید...
چی؟
قصد به قتل رسوندنتون.
ممنون از بینشتون.
بهش رسیدگی میکنیم.
دادخواستم چی؟
بگو.
خب، یه گنگ خیابونی از جوونای گستاخ، اموال من رو میدزدیدن.
حالا، این اتفاق هیچوقت تحت نظارت دایمیوهای دیگه نیفتاده بود
و من از طرف شما بهم توهین شده.
و اموال تو آبه؟
بله، من از طرف آبپرورها معامله میکنم.
من موقع بزرگ شدن آب دور و برم رو گرفته بود.
خب...
تاتویین زمانی کاملا از آب پوشیده شده بود.
راستش، شگفتانگیزه.
و این گنگ چی هست؟
خب، اونا نیمه-انسان، نیمه-ماشینان.
اونا بدنشون رو با اعضای دروید عوض میکنن،
تا خودشون رو کشندهتر هم بکنن.
من استدعا دارم، ارباب فت،
خیابونهای ماس اسپا رو از این بلا خلاص کنید،
و من خراجم به شما رو دو برابر میکنم.
هممم.
باید تو اون موقعیت به این نگاه میکردم و میگفتم،
"دیوونهای؟ دیوونهای؟"
- "فکر کردی من انقدر پول میدم؟" - این چیزیه که تو فکر میکنی.
نه، تو نمیدونی. میدونی منظورم چیه؟
- اینطوره؟ - اون آب رو از کجا آوردین؟
دزدیدیمش.
این یه جرمه.
پولی که اون بابتش میگیره جرمه.
پس آب خودتون رو دربیارین.
ببین، پیر مرد...
اسم من بوبا فته.
میدونیم تو کی هستی.
برگرد به کاخت.
حرف دهنت رو بفهم.
من دایمیو این منطقهم و نظم ایجاد خواهم کرد.
تو رییس جرایمی.
دقیقا مثل بقیهشون.
اگه تو یه دایمیویی،
پس چرا میذاری دلال دستمزد یه ماهمون رو برای آب یه هفتهمون رو بگیره؟
نه که دستمزدی هم داریم.
شما تو منطقه کارگر زندگی میکنین.
باید در حال کار باشید.
هیچ کاری وجود نداره، دایمیو توانا.
به دور و برت نگاه کن.
پس واسه من کار میکنید.
جربزه داری، قبول دارم.
بهتره مبارزه کردنت هم به خوبی حرف زدنت باشه، عفریته .
نه، نه، نه، نه، نه!
اونا ازم دزدی کردن!
و همینطوری میزاری که برن؟
چی بهت بدهکارن؟
هزار و سیصد سکه.
واسه آب؟
هزار و سیصد سکه.
پونصدتا بهش بده.
چی؟ اونا 1300 تا بدهکارن.
اولین بار شنیدم چی گفتی.
500 تا رو بگیر و ماجرا رو حل شده در نظر بگیر
اگه میخوای به کسب و کارت تو منطقه من ادامه بدی.
اگه خوشت نمیاد، میتونی نقل مکان کنی به ماس آیزلی.
باشه.
و قیمتهات رو کمتر کن.
بقیهتون هم دم و دستگاهتون رو بردارید و دنبالم بیاید.
میخواید کار کنید یا نه؟
کتاب بوبا فت
قسمت 3 خیابانهای ماس اسپا
هی.
پایکها کجای ماس آیزلی کار میکنن؟
من با سندیکای پایک کار دارم.
لطفا بیا داخل. بشین.
پیامم رو دریافت کردی؟
ترتیب دادنهای محافظت همش بخشی از انجام کار در دیواره بیرونیه.
بسیار خب، من پول رو میگیرم و میرم.
من با مافوقهام در اوبا دیاه صحبت کردم،
و اونا مشتاق نیستن تا برای محافظت به بیشتر از یک طرف پول پرداخت کنن.
ما یک طرف هستیم.
من اینجام تا پول رو از طرف تاسکنهای دریای دون دریافت کنم.
استرایدرهای کینتان قبلا پول محافظت برای همون قلمرو
که شما ادعای مالکیتش رو میکنید رو گرفتهن.
شما مجبور نیستین به اون گنگ اسپیدرسوار پول بدین.
تعداد ما به مراتب از اونا بیشتره.
No comments yet. Be the first to leave one.