200 dòng đầu tiên.
!آرتور: داگلاس
!داگلاس
!داگلاس
داگ: چیه؟
.آرتور: بیا اینجا
!مشغولم
گیجی؟
!مشغولم، با میم مثل مشغول
گیج؟
.آره، گیجم
.باشه، به هر حال بیا پایین
.نرده رو بگیر
چی شده؟
.نمیتونم کانال لخت رو بگیرم
.ما کانال لخت نداریم
.چرا داریم. دیشب داشتیم میدیدیم
!اون نایتلاین بود
.فقط بهم بگو کانال لخت چه شمارهایه
!ما کانال لخت نداریم
چرا که نه؟
!نمیدونم
!داگ
داگ: چیه؟
میای اینجا؟
.برای این جعبهها کمک میخوام
.وسط کارم
!کری: داگ
.باشه باشه
اوه، داری پیشرفت میکنی اینجا، نه؟
.آره، مجبورم
.تنها روزیه که میتونم این کار رو تموم کنم
.باشه، همه این جعبههای اینجا میتونن برن تو گاراژ
و این جعبههای اینجا رو هم میتونی ببری سطل زباله بزرگ، باشه؟
.بله؟ سطل زباله بزرگ
.وایسا! مطمئن نیستم که بخوام از شر این چیزا خلاص شم
.هی، این یکی رو ببین، از نوارهای ویدیویی منه
.این رو میخوام نگه دارم
.باشه، این یه قسمت از کوئینسیه
.اوه، ببخشید. دو قسمت
.باشه، قبوله
.فقط نگهش دار، همهشو نگه دار
فقط از اینجا ببرش بیرون و تا وقتی اونجایی،
میتونی اون روزنامهها رو هم بندازی بیرون؟
.اونا رو میخوام بخونم
.باشه، داگ
.تنها چیزی که میخوام یه فضای سه در سه مسخرست
.تا بتونم کارم رو تو آرامش انجام بدم
چرا باهام مخالفت میکنی؟
.من نیستم. من با کل پروژه دفتر کار خانگیت مشکلی ندارم
.قبوله
.فقط برام مشخص نیست چرا برای انجامش نیاز به وام بانکی داریم
.چون تمام پول نقد ما گیره
آره، ولی باز هم، وام؟
.بذار یه چیزی بهت بگم، کری
.من میتونم کل این اتاق رو با صد دلار به یه قصر تبدیل کنم
...متاسفم، داگ، بیشتر خرج برمیداره
خیلی بیشتر از صد دلار...
اوه، چقدر بیشتر؟
.حدود چهل برابرش
چهل هزار دلار؟
اوه، یه لحظه صبر کن، چهار هزار دلار؟
.آره داگ، چهار هزار دلار
.من به کامپیوتر، میز، کاغذ دیواری نیاز دارم
.پرده، لوازم اداری
لوازم اداری؟ چی؟ نمیتونی اونا رو از سر کار بدزدی؟
!ای بابا
میدونی مشکل چیه؟
.من بهت میگم مشکل چیه
.اون مجله «خونه زیبا»ست
.که اشتباهی به دستمون رسید
...تو ورق زدی اون رو
.و حالا یه فکرایی تو سرت افتاده
.درباره درست کردن یه دفتر کار شیک برای خودت
فکرایی تو سرم افتاده؟
آره، واقعاً یه اصطلاحه، نه؟
.باشه، ببین، داگ، من از ساعت شش صبح دارم کارتن جابجا میکنم
.و هنوز قهوهام رو نخوردم
پس اگه همینجوری بخوای اذیتم کنی،
.گازت میگیرم
...ببین، تمام حرفم اینه که اگه تو
!آرتور، نون تستت حاضره
!به من نگو
.ببین، بذار یادت بندازم
وقتی من این گاراژ رو درست کردم، میدونی چقدر برام تموم شد؟
.هیچی. یه پاپاسی هم نه. مفتی
اوه، سلام؟ اون تلویزیون بزرگ ۲۸۰۰ دلاری چی؟
.اوه، سلام، کارت اعتباری "الکترونیک دپو"
.بدون پرداخت تا نوامبر ۹۹
.اون ماه دیگهست
!اوه
.ببین، داگ، نمیخوام درباره این بحث کنم
.فقط ۱۰:۳۰ صبح بانک باش
.کاغذای وام رو امضا میکنیم
.و تو هم به زندگیت برسی
!ده و نیم؟ وای، وای، وای، وای، صبر کن
این قضیهی ساعت ده و نیم چیه؟
تو به من گفتی وقت وام رو میذاری
.تو وقت ناهار من؟ خب، من تلاش کردم که اونطوری بشه
.ولی اون فردا میره تعطیلات
.فقط همین وقت رو داشت
.دیشب اینو بهت گفتم
کِی؟
.تو اتاق خواب، وقتی داشتی ورزش میکردی
.داشتی با اون وسیلههای مسخرهی تقویت دست کار میکردی
.آره خب، معلومه که نشنیدم
.تو عالم خودم بودم
.ببین، محاله ساعت ده و نیم بتونم برسم
.همین الانشم دیرم شده
.داگ، اون فردا از شهر میره. من وام رو امروز لازم دارم
.از من چی میخوای؟ نمیتونم از کار در برم
.روزای من پر از کاره
.دیدم اونجا چشاتو چرخوندی
.سعی نکردم قایمش کنم
.نه، نمیتونم انجامش بدم، متأسفم
.داگ، تو داری خیلی منفعل-پرخاشگر رفتار میکنی
منظورم اینه که اگه این چیزی بود که خودت میخواستی،
.از سر کار مرخصی میگرفتی
.ولی فقط کک به تنت افتاده
چون من میخوام یه کم پول استفاده کنم
.تا دفترم قشنگ به نظر برسه
.باشه، اول از همه، از اون "کک به تنت افتاده" استفاده نکن
.اون مال منه
باشه، دوم اینکه، من با کمال میل تو بانک میبینمت
اگه تو وقت ناهارمه، باشه؟
بقیه روز کاریمو سرم شلوغه. میفهمی؟
.سرم شلوغه. نه منفعل، نه پرخاشگر، سرم شلوغه
و ۹۰
!اوه، آره
.اه، ببخشید مورالس، ولی یه کلانتر جدید اومده تو شهر
.و اسمش داگ هفرنانه
.ادامه بده، رفیق. روش کار کن، روش کار کن
۹۴ ۹۲، ۹۳،
.خیلی خب
نود و پـ
.اوه. فکر کنم این یکی نگرفت
.حداقل تو کتاب رکوردها ثبت شدی، رفیق
.یالا، بزنیم بریم
.یالا
دِیک؟
چی؟
میشه لطفاً بیای پیش من؟
چی شده؟
.مطمئن نیستم، ولی فکر کنم به خودم منگنه زدم
واقعاً؟ کجا؟
.تو یه جای خیلی خیلی بد
کجا؟
.درست تو محل بازی دوقلوها
!اوه
آخ. درد میکنه؟
.راستش، نه
یه جورایی... بیشتر یه سوزش کوچیکه، میدونی؟
.مثل اینکه... مثل اینکه یه خرگوش منو گاز گرفته باشه
.یه دقیقه صبر کن، شاید... شاید داخلش نیست
.شاید فقط از کنارت رد شده
.آره، شاید فقط از کنارم رد شده، حق با توئه، آره
.یه لطفی بکن، یه نگاهی بنداز. اوه، نه، نه. عمراً، مرد
یالا، میشه یه نگاهی بندازی، لطفاً؟
.من نمیخوام نگاه کنم. خودت نگاه کن. من اونقدر خم نمیشم
.باشه، باشه
.فقط نگاه کن. هیچی رو دست نزن
.آره. خوبه که گفتی
حالت چطوره؟
چطوره... چطوره یه خبری بدی، رفیق؟
.باشه، قطعاً اون توئه
!وای خدای من! چی کار کنم؟ چی کار کنم؟
.فقط آروم باش، وحشت نکن
!من باید وحشت کنم، باشه؟ من به شلوارکم چسبیدهم
.ببین، خیلی خب، ببین، درستش میکنیم
.درستش کن. درش بیار از من، مرد
.درش بیار از من! خیلی خب. ببین، ببین
.من فقط یه کشیدهی سریع به شلوارکت میدم و راحت درمیاد
چی شده، دیوونهای؟ چی؟
اگه سوزن منگنه صاف نرفته باشه تو چی؟
اگه مثل یه گیره باشه چی؟
.نه، نه، تقریباً مطمئنم اینا صاف میرن تو
تقریباً مطمئنم؟ میخواستی روی یه "تقریباً مطمئنم" بکشی؟
!تو گفتی درش بیار. خب، یه راه دیگه پیدا کن
.ببین، من میبرمت اورژانس
بعدش شیفت تو رو تموم میکنم، باشه؟
.خوبه. باشه. دستتو از من بردار
اون چطوره؟
.داگ، خانمت پشت خط یکه
!اوه، خدایا
.سلام
سلام، چطوری عزیزم؟
خوبم. عالیم. تو؟ خوبی؟
.خوبم. گوش کن، اه داشتم بهش فکر میکردم
.و خب، اه، متاسفم بابت دعوای احمقانهمون امروز صبح
آها، آها. پس امشب میبینمت؟
.نباید اون حرفی که زدم رو میزدم، میدونی
.دربارهی سخت کار نکردنت
آره، آره آره، آره
واقعاً از طرف من بیملاحظگی بود
میدونم خیلی خیلی سخت کار میکنی عزیزم
آره، سختکوشم. آره... آره
ببین داگ، من دارم ازت معذرتخواهی میکنم
حداقل کاری که میتونی بکنی اینه که بگی متاسفم
ببخشید، ببخشید ببخشید، ببخشید
باشه، بسه
...دلیل دیگهای که زنگ زدم اینه که
No comments yet. Be the first to leave one.