200 dòng đầu tiên.
خوش اومدین
قراره توی یه سریالِ «تیآرتی» بازی کنم
اونجا امنترین جاست
خوش اومدین رفقا
اسم این اجرا هست «سیاِم ۲۴»
همونطور که این بالا میبینید
بذارین توضیح بدم معنیش چیه
چون این سری اجراها رو از سال ۲۰۲۴ شروع کردم، بهش میگیم «سیاِم بیستوچهار»
و دلیل اینکه با اعداد رومی مثل X و اینچیزا مینویسیمش
اینیه که ایلومیناتی اینطوری دستور داده
میخواستم ۲۴ رو قبل از «سیاِم» بذارم
ولی خب ممکنه باعث بشه یه انتظاراتِ دیگهای بهوجود بیاد
بله خانم، قشنگ بخند
یه چیزی که مدام میشنوم اینه که
«آخه زنها چی تو این میبینن؟»
والا نمیدونم چی تو من میبینن، ولی
ولی اینو میتونم بهتون بگم که
لازم نیست زیاد دنبالش بگردن تا پیداش کنن
رفقا، من خیلی وقته که استندآپ کمدین هستم
حالا یه کم بالا و پایین، الان ۳۰ سالی میشه
توقعات خیلی بالا رفته و روحیهی منم خیلی داغونه
و بابام هم بهم گفت
«پسرم، اوضاع خرابه، حواست باشه کی رو راه میدی»
تفکر بابام این شکلیه
انگار داره پسر ۱۲ سالهشو میفرسته سر کار
«حواست باشه کی رو راه میدی.» چه حرفا
طرفدارهای من یه سر و گردن از بقیه بالاترن
ولی خب توقعاتشون هم بالاست
هر دفعه هم همینه
وِردِ زبونِ مردم شده
که جم ییلماز دیگه نمک نداره. کسی هست اینو نشنیده باشه؟
«دیگه مزهاش پریده.» «داره تموم میشه.»
«امیدوارم امروز گند بزنه که به چشم ببینیم.»
مرد حسابی، تا وقتی منو توی مسابقهی «سروایور» ندیدی
هنوز امیدی هست
اگه دیدی دارم رو زمین برای یه تیکه بیسکویت سینهخیز میرم
اونوقت باید بدونی که
اوضاع اصلاً خوب پیش نمیره
چون داریم توی دورهی مزخرفی زندگی میکنیم
میخوام یه هشدارِ کوچیک بدم
که یه وقت کسی فکر نکنه ما بیخیال و بیحس شدیم
و این روزگارِ زشت باعث بیتفاوتی میشه
و منم بابتش کلی اذیت شدم
توی این کشور ممکنه به بیتفاوتی متهم بشی
اونم فقط چون یه کم دیر از خواب بیدار شدی
مثلاً ساعت ۱۰:۳۰ صبح تو منطقهی اژه آتیشسوزی شده
تو ممکنه ساعت ۱۱ بیدار شی
و ببینی یکی داره بهت فحش میده که چرا توییتی نزدی
بابا خواب بودم! کاری نکردم که
کپیده بودم، همین
توی این حرفه هم که نه رفیقی داری، نه کسی که پشتت باشه
همین الان داداش بزرگم رو دیدم
اون و ظفر نمایندهی نسل جدید کمدینها هستن
اجراشون رو دیدین؟
اجرای زنده دارن. باید بلیط و اینا بگیرید
کارشون خوبه، برین ببینین. فقط ۵۰ لیره
خندهدارترین بخشش همینه
بهش گفتم: «چون امروز داریم ضبط میکنیم، یه کم هیجان دارم»
داداشم هم گفت: «اگه خیلی به تِتهپِته افتادی، ما میایم رو صحنه»
ولی من گفتم دلم نمیخواد ۴۰۰۰ لیر پولِ بلیطِ ملت رو پس بدم
از حرفهای قشنگی که پسرم این فصل بهم زد، تعجب کردم
الان ۱۳ سالشه. گفت: «بابایی، امیدوارم فصل جدیدت عالی باشه»
«امیدوارم تور اروپات هم خوب پیش بره، شنیدم ۲۰ تا اجرا داری»
حتی آمارِ دقیق تعداد اجراها رو هم داشت
به تورِ آمریکا و همهچی هم اشاره کرد
حدس میزنم اون و مامانش نقشههایی دارن، به همهچی فکر کردن
بد شد، نه؟
اون شوخیِ سمی رو نمیکنم، چون مردم شاکی میشن
چند تا شوخی دربارهی نفقهی بچه کردم
و ملت گفتن: «چطور جرئت میکنه با این موضوع شوخی کنه!»
بابا، دارم پولش رو میدم، پس حق دارم باهاش شوخی کنم
در واقع کپیرایتِ شوخی رو خریدم
انصافاً شوخی خوبی هم بود، شک نکنید
ازم پرسیدن بهش نفقه میدی؟
منم گفتم: «نفقه؟ آره، هر چی داشتم و نداشتم رو دادم بهش!»
گرفتین چی شد؟
من طلاق گرفتم
چقدر گذشته؟ حدود ۱۳ سال
هنوز وقتی زوجها رو بین تماشاچیها میبینم، تعجب میکنم
نمیخوام رأیتون رو بزنم، ولی من مجردم و خیلی هم خوشحالم
شما دوتا با هم هستین، درسته؟ چند وقته؟
یازده سال. یازده سال، ها؟ بچه هم دارین؟
دو تا. خدا حفظشون کنه
ایشالا خوشبختیشون رو ببینید
یازده سال... پس این ده سالِ اخیر، دستشویی رفتنهات خیلی طول کشیده
از همون سال اول شروع میشه؛ با «کندی کراش» بازی کردن و اینا
مردا بعد از سال اول، وقتِ زیادی رو توی توالت میگذرونن
«عزیزم!»... «مردهشورِ عزیزت رو ببرن»
نه؟
آبجی، اینو یادت باشه
داداش، سیگار میکشی؟
اگه تو دستشویی سیگار میکشی، حواست باشه. باید بهت هشدار بدم
میدونی که این وسط یه شکافِ کوچیک هست؟
خاکستر سیگارت رو میتکونی توی اون شکاف
موقع این کار خیلی مواظب باش؛ من یه بار نزدیک بود خودم رو داغ کنم
ای وایِ من
من تعجب میکنم چطور آدمها اصلاً با هم میمونن
چطور تعجب نکنم؟
همهاش از هم دلخورن و از دست هم عصبانی
زنها و مردا با هم دشمن شدن
به شوخیهای من میگن سمی
حتی میگن زنستیزانه است
«شوخیهای سمی! گفتمان مردسالارانه و شوخیهای سمی!»
این «تاکسیک» یا سمی دیگه چه صیغهایه؟ عاشق این کلمهان
اصلاً یعنی چی؟
همیشه هم برای مردا به کار میبرنش: «مردِ سمی»
میدونید، توی ترکی
«تاک» یعنی «سیر» و «سیک» هم یعنی «آلت جنسی»
پس وقتی به یه مردِ ترکیهای میگی «تاکسیک»
غیرممکنه بهش بربخوره
«ارجان، تو خیلی تاکسیکی!»
«خب...»
«خدا رو شکر»
«واقعاً خوب بهش رسیدم و سیر نگهش داشتم»
«انگار نه انگار که تازه از سربازی برگشته باشه»
به همهچی میگن سمی
اگه یه ذره از خودت خوشت بیاد، بهت میگن خودشیفته
من مجردم. واقعاً
تو خونه راحتم
تو وقتی میرسی خونه
زنت میپرسه: «بیشتر از همه به چی خندیدی؟ از اجرا خوشت اومد؟»
من وقتی میرسم خونه، شلوارم رو میکِشم پایین و واسه خودم میچرخم
میشینم جان ویک ۱، ۲، ۳ و ۴ رو میبینم
خیلی وقته که با زنی وقت نگذروندم
بیزار نیستم، ولی واقعاً با زنها بودن سخته
زوجِ تازهکار اینجا داریم؟ تجربههای جدید و این حرفا؟
بگین ببینم، چطوری رابطهتون رو حفظ میکنید؟
خیلی کنجکاوم بدونم. من تو این سن دیگه نمیتونم
با یه خانم ۳۸ ساله میری سر قرار
بعد میگن «معشوقهی جوون» پیدا کرده
طرف ۳۸ سالشه! لبهی گوره آخه لعنتی
زنها سؤالها رو درست نمیفهمن
میپرسی: «من بدون تو چیکار میکردم؟» و اون فکر میکنه این حرف رمانتیکه
نه، واقعاً سؤاله! «چه کارهایی میتونستم انجام بدم؟»
آره دیگه
میپرسی: «من چیکار کردم که لایقِ تو شدم؟» و اون قند تو دلش آب میشه
نه بابا، این یه سؤالِ کوفتیه
«آخه منِ بدبخت چه غلطی کردم که مستحقِ تو شدم؟»
همهی امیدواریهاتون رو نقشِ بر آب کردم. ایول به خودم
من طلاق گرفتم. یه پسر دارم و خیلی هم خوشحالم
پسرم این تابستون وقتِ زیادی رو با من گذروند
چون نوجوونه، دوست داره با بزرگترا وقت بگذرونه
اصطلاحات جدید یاد بگیره، کارهای جدید بکنه و اینا
منم خیلی ذوق کرده بودم و پیشِ خودم میگفتم: «چقدر بهمون خوش گذشت!»
و بعد اتفاقی افتاد که اصلاً فکر نمیکردم برای من بیفته
فکر کردم: «من کلی سرگرمش کردم و سالها هم این کار رو میکنم»
«کلی هم خرج برمیداره»
«ولی آیا اونم در آینده از من مراقبت میکنه؟»
شما هم همین حس رو دارین؟
«باید دکتر بشه و از من پرستاری کنه»
قبلاً اینطوری فکر نمیکردم
ولی یواشیواش این فکر اومد سراغم
و ازش پرسیدم: «ببین، ما داریم کلی با هم حال میکنیم...»
«پس وقتی من و عموت پیر شدیم...»
«تو از ما نگهداری میکنی؟»
جواب داد: «اگه خیلی تو وضعیتِ حادی باشید»
نیموجبیِ فلانفلانشده نقشه داره موقع جون دادنمون، فقط با پنبه لبمون رو خیس کنه
توی اون لحظهها دلم میخواد لبخونی کنه
«بنیادِ سربازان ترکیه»
«انجمنِ آموزشی ترکیه.» دقیقاً
میتونم کل داراییم رو ببخشم به اونا
اون و مامانش وصیتنامه رو باز میکنن و میبینن یه خیار تو پاکته
چشمم رو هم نمیزنم
جیگرگوشهی خودم! میدونید چیکار کرد؟
تا حالا اسم سایت «سلبریتی نِت وُرث» رو شنیدین؟
نه؟ بذارید تماشاچیها رو عوض کنیم
این سایتِ داراییِ سلبریتیها یه سری اطلاعاتِ حاشیهای داره
مثلاً نشون میده که ملت چقدر پول دارن
«ثروت مایکل جردن چقدره؟» «۲.۵ میلیارد دلار»
«سلین دیون چقدر درآمد داره؟» و بهت جواب میده
پسرم اومد پیشم و گفت
«بابا، اسمت رو توی سایتِ دارایی سلبریتیها سرچ کردیم»
جیگرگوشهام
گفتم: «آخه چرا؟»
اون و رفقاش منو سرچ کرده بودن
و بهم میگه: «بابا، نگاه کردیم. تو ۲۰ میلیون دلار پول داری»
انقدر حالم گرفته شد
یا این سایت از فاجعهی دیجیتالیِ سال ۹۹ به اینور آپدیت نشده
یا داشتند آمارِ یه کمدینِ دیگه رو چک میکردند
گفتم: «دیوونه شدی؟ من همین الان ۲۰ میلیون دلار فقط تو جیبمه»
بعد فهمیدم ۲۰ میلیون واقعاً مبلغِ زیادیه
پرسیدم: «مامانت هم از این سایت خبر داره؟»
واقعاً پرسیدم
واقعاً در عجبم که شما هنوز با هم هستین
چون، بذارید رک بگم
این روزا مردم از همدیگه متنفرن
بین زن و مرد دشمنی افتاده
و بین کارگر و کارفرما هم همینطور
ملت واقعاً از هم خسته شدن
و از همهی اتفاقاتی که داره میافته
اگه یه کم وقت برای خودت بذاری
میشی یه آدمِ بیخیال که از دنیا بیخبره
چون موضوعاتِ داغِ روز خیلی سریع عوض میشن
انقدر حرف برای گفتن هست که آدم افسرده میشه
و این منو اذیت میکنه
که وسطِ اینهمه ماجرا، موضوعاتِ بیربط تیترِ خبرها میشن
اون روز داشتن میگفتن
«هوش مصنوعی قراره شغلهای ما رو بگیره»
کدوم شغلها؟
نرخ بیکاری تو ترکیه حدود ۳۰ درصده
No comments yet. Be the first to leave one.