200 dòng đầu tiên.
ورزش. راهی فوقالعاده برای پیدا کردن دوسته.
چرا تو و جولیا مجبورم کردین اون کارو بکنم؟
زیک بریورمن. رایان یورک.
به نظرم گاهی اوقات ما دیده نمیشیم.
تو برای من نامرئی نیستی.
اون پسره کیه؟ نامزد خاله سارا.
اوه.
تو اونقدرام که فکر میکردم بد نیستی.
کریستینا مریضه. و تو اولین نفری هستی که بهش میگم.
متاسفم که یه سری از این مشکلات گردن تو میفته. به کمکت احتیاج دارم.
امروز نرفتم سر کار. میدونم مسخره به نظر میاد، ولی نمیتونستم ولش کنم.
سلام. نیم ساعت پیش باید اینجا میبودی.
اِ، من... نمیتونم... مامان! اوه نه. اینجوری نه، بابا.
بابا نمیتونه موهامو درست کنه! "اینجوری" یعنی چی؟
مگه قرار نیست سبک باشه؟ شلخته نیست که.
عزیزم، من نمیتونم بیام.
ویکتور، سه بار ازت خواستم لباس بپوشی.
همین الان باید برگردی بالا و یه چیزی بپوشی.
چرا نمیتونم اینو بپوشم؟ این خوبه.
چون من گفتم.
هی، اون چی بود؟
گفتم سر کار گیر کردم. خیلی متاسفم.
باشه، یعنی اونجا بهمون ملحق میشی؟
اون نمیتونه اونجا بهمون ملحق شه.
چجوری باید موهامو درست کنم؟ من درستش میکنم.
الان دارم تلفنی حرف میزنم. یعنی، من نمیآم.
نمیتونم به مراسم سیدنی بیام.
یه پیراهن پیدا نکردم. احتمالا کثیفه. صبر کن. عزیزم.
دو ماهه که داره این کارو میکنه.
چی میگه؟ باید اونجا باشی.
مامانت امشب نمیتونه بیاد.
صبر کن. چی؟ من نقش اصلیام. این نمایش منه.
قول داده بود که اونجا باشه.
آره، میدونم. اتفاق نمیافته.
ازش متنفرم. داره همه چیزو خراب میکنه.
جوئل، من... من فقط... من... من واقعاً...
اِ، آره. باید عجله کنم. دوستت دارم.
امشب میبینمت.
کرازبی. ۴۰۰ دلار از دیزل؟
فکر میکردم من اینجا عشق لباس بودم.
آره، ببین. اِ تو فکر میکنی اینا همینجوری خود به خود درست میشه؟
باید یه خورده پول خرج کنم تا اینجوری به نظر بیام.
ولی ۴۰۰ دلارش؟
چقدر بده؟ بذار ببینم. بده.
باشه. خب، اینو نگاه کن. رستوران بیسکین گریل. رستوران ریگلیانو، درسته؟
همه اینا رو از آدام پس میگیرم.
پس حداقل ۲۰۰ دلار اینجا هست که اون بهم پس میده. اونقدرام بد نیست.
چرا داره بهت پس میده؟
اون... شرطی رو باخته یا چیزی؟
نه، نه. اون همیشه ناهار رو حساب میکنه.
همیشه؟ اِم-هوم.
این واسه اون منصفانه به نظر نمیاد.
خب، اون بیشتر پول درمیاره، واسه همین معمولا میدونی، خرجای کوچیکو اون میده.
اون بیشتر درمیاره؟ آره.
چرا؟
چون یه کاهش حقوق زیادو قبول کرد تا بیاد تو لانچونت کار کنه.
به علاوه سرمایه اولیه بیشتری هم گذاشت.
و تو ایده رو دادی و مشتریها رو آوردی.
و وقتی شروع کردیم اون خانواده داشت، میدونی، من نداشتم، اِ...
و الان داری.
یه خورده عجیبه نه؟ آره، همینطوره.
میخوای باهاش حرف بزنم؟ فقط بگو. چرا نکنی؟
اِ، نمیدونم. اِ، اعضای خانواده، پول...
اگه کمکت میکنه، خوشحال میشم باهاش حرف بزنم.
باهاش حرف میزنی؟ حتماً.
راجع به حقوقم؟ حتماً.
با شرکت؟ باشه. حتماً.
من... من حلش میکنم. فهمیدم.
اومدم.
هی، کوچولو. هی.
چطوری؟ خوبم. تو چطوری؟
خوبم. خوبه. چه خبر؟
اوه، خب، اومدم چون، اِ، شنیدم مکس میخواد رئیس بشه.
رئیس مدرسه. آره، داره واسه رئیس شورای دانشآموزی کاندید میشه.
میدونی، من... من اینا رو آوردم، پس...
چه قدر تو مهربونی. اومدی کمک کنی؟
آره. بیا تو. بفرمایید داخل.
فقط... بیا تو.
اون الان اِ، بالا با گوآکاموله. پس...
خوبه. آره.
عالیه. من، اِم، من میرم.
من فقط میرم بالا گمونم.
امبر.
دایی آدام چیزی بهت گفت؟
اِ...
اون... اون چیز زیادی نگفت، میدونی.
فقط همین و... من فقط میخواستم کمک کنم.
و نمیدونستم چطوری، واسه همین فکر کردم شاید... اشکالی نداره.
خوبه، باشه. فقط...
من الان دارم یه سری عکس از هدی از مدرسه نگاه میکنم.
چیزای خیلی بامزه. اون چند تا عکس از خودش و دوستاشو بهم ایمیل کرده.
امبر، بیخیال.
من خوب میشم.
باشه؟
باشه.
باشه، آره، وقتی نور خورد، بذارش درست همینجا.
اون همون ماده ظهوره.
کامل بذارمش؟ آره.
باشه. فقط بذارش زمین.
آفرین. آره. فقط ولش کنم یا حرکتش بدم؟
نه، فقط ولش کن.
روبی امروز دوباره بهم پیامک داد. دوباره؟
آره. اوه، چه خوبه.
آره. مامانش، اِم...
اون حدود دو هفته دیگه برای آخر هفته میره مسافرت، و ازم خواست بیاد منو ببینه.
در واقع خودش داوطلب شده که منو ببینه.
واقعاً خوبه.
آره، خلاصه، اِم...
هوم. ممنون.
من؟ من کاری... من کاری نکردم. آره، تو کردی.
ممنونم.
اون عالیه. بچه خوبیه.
آره.
وای خدای من. نگاه کن.
نگاه کن. اوه، چقدر قشنگه.
هنک. آره.
آره.
هنک. باشه.
حالا، اِم، میره تو حمام توقف.
آره. خوبه.
خوبه. حالا حدود دو دقیقه همینجا میمونه.
و، اِم، خوبه. آفرین.
سلام. اجرا چطور بود؟
اِم، خوب... خوب بود. آره؟
چی، اِم... تمام شب رو توی کار چیکار میکردی؟
وای خدا. باید یه سری کارها رو جبران میکردم.
آره؟ آره.
هی. چی شده؟
اصلا خوابیدی؟ میای خونه شروع میکنی پنکیک درست کردن.
چی شده؟
گند زدم.
چی میگی؟ من...
مهلت رو از دست دادم.
برای تحویل پاسخ به "درخواست پذیرش".
باشه.
عملاً این پرونده رو باختم.
موضوع مهمیه.
باشه.
خب، میدونم اونا اونجا دوستت دارن پس مطمئنم که این...
این فایدهای نداره.
عزیزم، ممکنه این مشتری رو از دست بدیم.
کلی پول در میونه.
ممکنه به خاطر سوء رفتار حرفهای ازمون شکایت کنن.
و ممکنه کارمو از دست بدم.
هی، عزیزم.
اجرا چطور بود؟
خوب بود. آره؟
بابا گفت تو عالی بودی.
اوهوم.
هی، اِم، تمام هفته دیر وقت کار میکنی؟
چون من، اِم، جمعه اولین بازی بیسبالمو دارم.
پس اونجا خواهی بود؟
حتماً اونجا خواهم بود.
باشه. عالیه. این منصفانه نیست.
سید، بس کن. خب، سیدنی...
چرا شب بازی بیسبال مسخره دیر کار نکردی؟
به جای شب اجرای من؟
عزیزم، اینطوری کار نمیکنه.
تو هیچوقت قبلاً اجرای منو از دست نداده بودی.
هی، یادم رفت بهت بگم یه جلسه صبحانه دارم.
ممکنه مکس رو برسونی؟
به امبر گفتی؟
آره گفتم. لازم بود بهش بگم.
که یه چیزی در جریانه چون داشتم ازش میخواستم که...
خوبه. خوشحالم که گفتی.
میدونی.
فکر کنم باید به مردم بگیم.
احتمالاً وقتشه.
باشه.
باید به هدی بگیم.
آره. اون اونجا خیلی خوشحاله، میدونی؟
آره.
بیداری؟
هوم؟ ساعت چنده؟
بیدار شدی؟ آره.
بیداری. هر دومون بیداریم.
فکر کنم داشتی منو با انگشت میزدی.
فکر کنم باید بریم دویدن آهسته. تو چی فکر میکنی؟
دویدن؟ چرا؟
نمیدونم. فقط حس میکنم، میدونی...
ما باید اون آدمهای ورزشکار باشیم، میدونی؟
بریم دویدن. اوپس.
همین الان میخوایم بریم؟ آره، بریم.
عالی نیست؟ هنوز حس میکنم دارم بیدار میشم.
یالا.
ما قبلاً هیچوقت ندویده بودیم، حالا یهو داریم میدویم.
ما مثل یه زوج ورزشکاریم. عالیه.
آره.
عاشق رابطهمونم. ما بهترین رابطه رو داریم. اوهوم.
چی؟ چی؟
چی میخوای؟ داری قدم میزنی و خیره شدی.
نه، نیستم. من... من زل نزده بودم.
من قدم نمیزدم. آره، داشتی مستقیم به من خیره میشدی.
من تازه وارد اتاق شدم.
اگه چیزی میخوای بگو چون باید اینو تموم کنم.
چون امروز باید زود از اینجا برم.
باشه.
چی؟ چی میخوای؟
باشه. اِم، خب من داشتم، میدونی...
داشتم همینجوری تو راهرو راه میرفتم و داشتم فکر میکردم...
No comments yet. Be the first to leave one.